تعریف جدیدی از اخراج توسط تاج؛

برکناری نمایشی ممبینی؛ تغییر دکور مدیریتی در فدراسیون فوتبال/ بازگشت قاتل به صحنه جرم!

برکناری نمایشی ممبینی؛ تغییر دکور مدیریتی در فدراسیون فوتبال/ بازگشت قاتل به صحنه جرم!
ظاهراً در فدراسیون فوتبال تاج، «برکناری» هم تعریف مخصوص خودش را دارد!

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ بالاخره بعد از آن‌همه تأخیر، ابهام و جنجال پیرامون ماجرای سهمیه آسیایی، مهدی تاج تصمیم گرفت هدایت ممبینی را از دبیرکلی فدراسیون فوتبال کنار بگذارد؛ تصمیمی که اگر قرار بود معنای واقعی داشته باشد، باید خیلی زودتر از اینها اتفاق می‌افتاد. اما ظاهراً در فدراسیون فوتبال تاج، «برکناری» هم تعریف مخصوص خودش را دارد! چند ساعت کافی بود تا پرده کنار برود و مشخص شود ممبینی نه‌تنها از فدراسیون فوتبال نرفته، بلکه قرار است با عنوانی جدید و البته کم‌دردسرتر، به کارش ادامه دهد: مشاور رئیس فدراسیون! یعنی همان فرد، همان ساختمان، همان رئیس و همان ساختار. فقط یک عنوان تغییر کرده.

بیشتر بخوانید:

ممبینی بالاخره برکنار شد/ پست جدید برای دبیرکل برکنار شده!

اگر دبیرکل بودن مستلزم پاسخگویی، امضا، مسئولیت و پذیرش تبعات تصمیمات بود، حالا ممبینی می‌تواند در جایگاه مشاور کنار رئیس بنشیند؛ بدون آنکه حتی زحمت امضای آن نامه‌ها و تصمیماتی را بکشد که پیش از این مسئولیتش بود. این دیگر برکناری نیست؛ تغییر دکور است. متهم از صحنه خارج نشده، فقط جای صندلی‌اش را عوض کرده.

مهدی تاج باید یک سؤال ساده را پاسخ بدهد؛ سؤالی که اتفاقاً پاسخ آن می‌تواند تمام این نمایش را روشن کند: هدایت ممبینی خوب است یا بد؟ اگر خوب است و در ماجرای سهمیه آسیایی هیچ قصوری نداشته، چرا برکنارش کردید؟ اگر عملکردش قابل دفاع بوده، چرا بعد از این همه فشار و حاشیه، ناگهان تصمیم به برکناری گرفتید؟ و اگر عملکردش ایراد داشته و در این پرونده باید پاسخگو باشد، چرا تنها چند ساعت بعد او را به عنوان مشاور خودتان منصوب کردید؟ آیا در هیچ ساختار مدیریتی منطقی، مدیری که بابت عملکردش از یکی از مهم‌ترین جایگاه‌های اجرایی کنار گذاشته شده، بلافاصله تبدیل به مشاور همان رئیس می‌شود؟ اگر پاسخ «بله» است، پس اساساً برکناری چه معنایی دارد؟

اینجا کسی تنبیه نمی‌شود؛ فقط عنوان‌ها عوض می‌شوند

ماجرا بیش از آنکه درباره ممبینی باشد، درباره فرهنگ مدیریتی حاکم بر فدراسیون فوتبال است. فرهنگی که در آن ظاهراً مسئولیت، یک عنوان اداری است و نه تعهدی که مدیر باید بابت آن پاسخگو باشد. اگر اشتباهی رخ داده، چه کسی مسئول است؟ اگر تصمیمی اشتباه بوده، چه کسی باید پاسخ بدهد؟ اگر مدیری در جایگاهش ناکارآمد بوده، چرا باید چند ساعت بعد در همان ساختمان و کنار همان رئیس، با عنوانی جدید به فعالیت ادامه دهد؟ این مدل برخورد، معنای «مسئولیت‌پذیری» را به شوخی تبدیل می‌کند. چون پیامش روشن است: نگران نباش؛ اگر میزت را از دست دادی، یک صندلی دیگر برایت پیدا می‌کنیم!

ماشین امضا هم بازنشسته شد!

دبیرکل فدراسیون، حداقل روی کاغذ، یکی از مهم‌ترین ارکان اجرایی فدراسیون است. اما اگر قرار باشد نقش دبیرکل صرفاً به امضا کردن محدود شود، حالا حتی همین وظیفه هم از ممبینی گرفته شده! به این ترتیب، نسخه جدید مدیریت در فدراسیون فوتبال را می‌توان این‌گونه خلاصه کرد: دبیرکل روی کاغذ، ماشین امضا در عمل؛ و حالا مشاور بدون امضا!

البته این نخستین بار نیست که چنین مدل مدیریتی را در فدراسیون فوتبال می‌بینیم. پیش از این نیز در دوره‌های مدیریتی تاج، نمونه‌هایی از تقسیم نقش میان مدیران و جابه‌جایی‌های فرمالیته دیده شده؛ همان فرمولی که قبلا نام‌هایی مانند ساکت و شکوری را در کنار یکدیگر قرار داد. ظاهراً در فدراسیون فوتبال، چیزی که اهمیت ندارد عنوان است؛ آنچه اهمیت دارد این است که چه کسی واقعاً تصمیم می‌گیرد و چه کسی فقط مسئولیت رسمی آن تصمیم را روی کاغذ حمل می‌کند.

متهم کجاست؟ همین‌جاست!

مسئله عجیب‌تر اینجاست که هنوز افکار عمومی درباره ماجرای سهمیه آسیایی منتظر پاسخ‌های روشن است. اما به جای روشن شدن ابعاد پرونده، شاهد یک نمایش مدیریتی هستیم: ممبینی برکنار شد؛ چند ساعت بعد برگشت؛ عنوانش عوض شد؛ و حالا قرار است مشاور همان رئیس فدراسیونی باشد که حکم برکناری‌اش را صادر کرده! یعنی ظاهراً در فدراسیون فوتبال هیچ‌کس آن‌قدر مقصر نیست که واقعاً برود! ممکن است میز را از او بگیرند، اما ساختمان را نه. ممکن است عنوانش را عوض کنند، اما دسترسی‌اش به تصمیم‌گیران را نه. ممکن است برکنارش کنند، اما چند ساعت بعد دوباره برایش حکم بزنند. پس تکلیف پاسخگویی چه می‌شود؟

فدراسیون فوتبال؛ صحنه‌ای که مدیرانش هیچ‌وقت نمی‌روند!

این اتفاق یک پرسش بزرگ‌تر را هم مطرح می‌کند: آیا فدراسیون فوتبال تاج اساساً اعتقادی به مجازات مدیریتی دارد؟ چون اگر هر برکناری به یک حکم جدید منتهی شود، پس اساساً چه تفاوتی میان مدیر موفق و مدیر ناکام وجود دارد؟ مدیری که خوب کار کرده، می‌ماند. مدیری که بد کار کرده، هم می‌ماند. مدیری که برکنار شده، هم می‌ماند. و مدیری که قرار بوده پاسخگوی رسوایی بزرگ باشد، حالا مشاور رئیس می‌شود! پس ظاهراً تنها چیزی که تغییر می‌کند، عنوان روی کارت ویزیت است.

یک ضرب‌المثل معروف می‌گوید قاتل به صحنه جرم بازمی‌گردد. در فوتبال ایران اما ظاهراً نسخه جدیدی از این ضرب‌المثل در حال آزمایش است: متهم نه‌تنها به صحنه بازمی‌گردد، بلکه با حکم رسمی رئیس هم بازمی‌گردد! و این شاید عجیب‌ترین بخش ماجرا باشد.

اگر قرار بود ممبینی برود، چرا مشاور شد؟ اگر قرار بود بماند، چرا برکنار شد؟ اگر قرار بود پاسخگو باشد، چرا دوباره به ساختار تصمیم‌گیری برگشت؟ و اگر هیچ ایرادی متوجه او نیست، چرا اصلاً چنین نمایشی به راه افتاد؟ این پرسش‌ها دیگر فقط متوجه هدایت ممبینی نیست؛ مستقیماً متوجه مهدی تاج است. چون کسی که حکم برکناری را صادر می‌کند و چند ساعت بعد حکم بازگشت همان فرد را امضا می‌کند، باید بیش از همه درباره منطق تصمیمش توضیح بدهد. برکناری‌ای که بیشتر شبیه «مرخصی چندساعته» بود!

بیشتر بخوانید:

ممبینی: از مردم یزد عذرخواهی می کنم اما در معرفی نماینده ایران به آسیا مقصر نبودم!/ نه استعفا داده ام نه بنایی بر استعفا دارم

تغییر دکور مدیریتی

واقعیت این است که در ماجرای ممبینی، نه خانی رفته و نه خانی آمده. نه متهمی تنبیه شده، نه مدیری واقعاً کنار گذاشته شده و نه پاسخی به افکار عمومی داده شده. فقط یک صندلی خالی شده و یک صندلی دیگر پر شده؛ دبیرکل رفت؛ مشاور آمد. همین!

اگر این است معنای برخورد مدیریتی در فدراسیون فوتبال، پس دیگر بهتر است از واژه «برکناری» استفاده نکنیم. اسمش را بگذاریم: تغییر دکور مدیریتی. چون در این فدراسیون ظاهراً آدم‌ها نمی‌روند؛ فقط عنوان‌هایشان تغییر می‌کند. با یک فرمول عجیب: مسئولیت که سنگین شد، عنوان را عوض کن؛ پاسخگویی که نزدیک شد، صندلی را عوض کن؛ و وقتی سروصدا خوابید، حکم جدید بزن! این شاید همان چیزی باشد که امروز در فدراسیون فوتبال می‌بینیم؛ جایی که برکناری هم دیگر پایان کار نیست. اینجا حتی متهم هم اخراج نمی‌شود؛ فقط از اتاق دبیرکل به اتاق مشاور منتقل می‌شود!

خبرنگار : سعید آقایی

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه