به گزارش خبرنگار فرهنگی شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ بحرانها همواره محک پیوند میان هنرمند و جامعه بودهاند. با وقوع درگیریهای موسوم به «جنگ رمضان» (اسفند ۱۴۰۴ - فروردین ۱۴۰۵)، صحنه موسیقی ایران به ناگاه به یکی از پویاترین سنگرهای بازنمایی غیرت ملی، التیام زخمهای جمعی و ثبت حماسهها بدل شد. تنوع طیفی هنرمندانی که پای کار آمدند از پیشکسوتان موسیقی پاپ و چهرههای ارکسترال تا خوانندگان سنتی و سرودسرایان حماسی نشان داد که در بزنگاههای تاریخی، مفهوم «ایران» نقطهی اشتراکِ فراتر از همه سلیقههاست.
بخش مهمی از ترانههای منتشرشده در سبک پاپ و تلفیقی، بهجای رجزخوانیهای صرفاً نظامی، بر کهنالگوی «وطن به مثابه مادر» و حفظ حریم خانه تکیه کردند.
«مادرم ایران»: علی زند وکیلی با تلفیق ظریف اسلوبهای آوازی و ارکستراسیون مدرن، تصویری شکوهمند، صبور و ریشهدار از خاک وطن ترسیم کرد. این اثر با ایجاد یک حس عاطفی عمیق، در روزهای ملتهب جنگ نقشی آرامشبخش و در عین حال هویتساز برای جامعه ایفا نمود.
«خدا، مادر، وطن»: را صادقی با ترانهای از بابک صحرایی و تنظیمی از شجاعت شفایی، این قطعه به مانیفستی از وفاداری اقوام و اقشار ایرانی به مرزهای مشترک بدل شد و بار دیگر صدای جنوب را با حماسهسرایی پیوند زد.
«خونه» و (لالا لالا عزیز خونه): اثری با کلام یاحا کاشانی که با لحنی اندوهگین و تمثیلی، به دغدغه حراست از حریم امنِ کشور در برابر دستدرازی بیگانگان پرداخت.
سوگنامهها؛ میناب و بازتاب داغ غیرنظامیان
فاجعه تلخ مدرسه میناب به نقطه عطف عاطفی موسیقی در این دوران بدل شد و دو اثر شاخص، دردِ مشترک ملت را در تاریخ ثبت کردند
«میناب» اثری از بیژن مرتضوی. مرتضوی با بهرهگیری از تکنیکهای غنی نوازندگی ویولن و هارمونیهای چندصداییِ سوگوارانه، مرثیهای ارکسترال آفرید. «میناب» تنها یک ترانه اعتراضی نبود، بلکه اشک ریختنِ هنر بر مظلومیت کودکان بیدفاع بود که خشم و اندوه عمومی را به یک حس پایدار ملی گره زد.
«تفنگ گریه میکنه»: اثری از روزبه بمانی، با ملودی حامد حسینی و ترانهسرایی نافذ بمانی، این اثر به نکوهش عریان جنگافروزی پرداخت و استیصال سلاح در برابر بیگناهیِ فرزندان وطن را به تصویر کشید.
«کفشهای کتونی» اثری از قیصر تلاشی با زبان استعاره برای زنده نگاه داشتن یاد کودکان شهید و ادای دین به نسل بیگناهی که قربانی تعرض شدند.
پیوند با آیین و ریشههای کهن؛ از نهجالبلاغه تا شاهنامه
همزمانی درگیریها با ماه مبارک رمضان و ایام شهادت امام علی (ع)، بُعد معنوی و تاریخی مقاومت را دوچندان کرد. چاوشی با شعری از مهدی عباسی و میکس مهدی کریمی، مناجاتی پرشور میان رزمندگان و مولای متقیان به نام «حسبی الله» خلق کرد؛ اثری که مقاومت را ذیل عدالتخواهی علوی بازتعریف کرد و با اقبال بسیار گستردهای در شبکههای اجتماعی روبهرو شد.
«ایران مرد»: با شعری حماسی از میلاد عرفانپور و تولید مشترک با بنیاد رودکی، به عنوان نمادی از استواری مردمان این مرزوبوم و با صدای سیدمحسن حسینی عرضه شد.
بازگشت موسیقی فاخر ارکسترال به رسانهها، یادآور دوران دفاع مقدس و تقویتکننده حس اقتدار جمعی بود.
«روئینتن» و «زندهباد ایران»: اثری با همکاری محمد معتمدی و آهنگسازی امیرحسین سمیعی و اشعار میلاد عرفانپور؛ آثاری که صلابت موسیقی ارکسترال ملی را برای توصیف شکستناپذیری تاریخ چند هزار ساله ایران به خدمت گرفتند.
«سهگانه مارشهای حماسی»: کارن همایونفر با ساخت سه قطعه سازهای و ارکسترال (از جمله «مارش دلیران»)، فضای رسانهای و بخشهای خبری را به ضربآهنگ حماسه مجهز کرد.
موج نغمههای میدانی و مقاومت آیینی
در کنار سبکهای پاپ و ارکسترال، فضای هیئتها و موسیقی میدانی نیز فعال بود؛ آثاری چون «بزن که خوب میزنی» از مهدی رسولی، «نصر من الله» با نوای سید رضا نریمانی و «لبیک یا قائدنا» از ابوذر روحی، توانستند شور حماسی را در پایگاههای مردمی بازتولید کنند.
وقتی هنر، سنگر امید و هویت میشود
مرور کارنامه موسیقایی پدیدآمده در پی جنگ رمضان نشان میدهد که هنر در شرایط بحرانی، کارکردی فراتر از سرگرمی مییابد. همصدایی کمنظیر خوانندگانی با خاستگاههای فکری، سبکها و نسلهای متفاوت از سوز ویولن بیژن مرتضوی تا صدای بم و معترض روزبه بمانی و حماسهسرایی زند زند وکیلی و چاوشی نشان داد که در آوردگاه تاریخ، «ایران» سرودی مشترک است که هیچ اختلافی توان خاموش کردن پژواک آن را ندارد.
ارسال دیدگاه