افشاگری علیه تیم ملی: به من گفتند پول بده تا در جامملتها بازی کنی!
مهدی سیدصالحی که در حال حاضر بدون تیم مانده، اختصاصی تمرین میکند و معتقد است با این شرایط و وضعیت، حال و هوای فوتبال ایران هر روز بدتر از دیروز خواهد شد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از متافوتبال، مهدی سیدصالحی که در حال حاضر بدون تیم مانده، اختصاصی تمرین میکند و معتقد است با این شرایط و وضعیت، حال و هوای فوتبال ایران هر روز بدتر از دیروز خواهد شد. اینکه با هر شرایطی بخواهی پا به توپ بشی، چیزی نیست که ایده آل سید باشد و برای همین است که تن به هرکاری نمیدهد. او میخواهد شان و جایگاهش حفظ شود.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,
به گزارش متافوتبال، بازی در تیم های بزرگ و لیگ برتری سپاهان، تراکتورسازی، پیکان، استقلال و پرسپولیس و درخشش در استقلال خوزستان قطعا برای هر بازیکنی میتواند کارنامه درخشانی را رقم بزند. اما اینکه بعد از حضور در همه این تیمها، گلزنی در آسیا و دعوت به تیم ملی و رقابت با بهترین مهاجمان لیگ به یکباره در فصل پانزدهم لیگ برتر بیرون بنشینی و مجبور باشی مسابقات را فقط از طریق تلویزیون پیگیری کنی، داستان خیلی عجیبی است اما غیرممکن نیست چون نمونه وطنیاش جلوی چشمانمان قرار دارد؛ سیدمهدی سیدصالحی. گفتوگوی متافوتبال با این مهاجم گلزن را از دست ندهید:
,
- چرا این فصل در لیگ برتر بازی نمیکنی؟
,
من ۳ تا پیشنهاد داشتم از تیم های لیگ برتری ولی با هر کدام به دلایلی قسمت نشد به توافق نهایی برسم چون اخلاق و رفتار و کردار من جوری است که با هر شرایطی فوتبال بازی نمیکنم. اگر قرار باشد جایی باشم که عزتم حفظ نشود اصلا حاضر نیستم خودم را به هر قیمتی در لیگ قرار بدهم. قسمت من این بود. ببینید فوتبال ما در راهی افتاده که اصلا راه قشنگی نیست. من واقعا ماندم چرا عملکرد یک فوتبالیست در تیم عوض کردنش یا ماندن و رفتنش اصلا به حساب نمیآید. در فوتبال ایران همه چیز به اتفاقات پیشت پرده بستگی دارد. البته من اصلا فوتبال بلد نیستم و هرچی بدست آوردم لطف خدا بوده. به هر حال هرکسی برای خودش اعتقادات خاصی دارد و من هم با اینکه پیشنهاداتی داشتم هرچه دو دو تا ۴ تا کردم دیدم شرایط اصلا شرایط مطلوبی برای من نیست که تن به بازی در لیگ برتر بدهم.
,
- یعنی از لحاظ شرایط و پیشنهادات مالی؟
,
نه واقعا مسئله مالی برای من مهم نبود چون من همیشه حاضرم پول با عزت بدست بیارم حتی کم تا اینکه بخوام پول زیاد بگیرم ولی با خفت.همیشه این موضوع را گفتم و تا جائی هم که شده عمل کردم.
,
- از چه تیمهایی پیشنهاد داشتی؟
,
فولاد گسترش تبریز، استقلال اهواز و راه آهن تهران. حتی در سایتها و اخبار تلویزیون هم اعلام شد که من با استقلال اهواز تمام کردم. ولی باتوجه به بدقولی که خودشان انجام دادند و اینکه من به اهواز رفته بودم و توافق ما انجام شده بود، هیچ تماسی با من گرفته نشد تا به تمریناتشان اضافه شوم.
,
- تیم سال گذشتهات چه؟ در آنجا که خوب کار کرده بودی.
,
از طرف آقای عبدالله ویسی هیچ تماسی گرفته نشد و من اصلا هم ناراحت نیستم چون من به همه احترام میگذارم.
,
- بد نیست گذشته را هم مرور کنیم. چه شد که از سپاهان جدا شدی؟
,
خیلیها به من میگویند مارکوپولوی فوتبال ایران. در صورتی که اینجوری نیست. من نه به خاطر پول تیم عوض کردم و نه مشکلی داشتم. فقط این را یاد گرفتم که حضرت رسول(ص) میفرمایند جاییکه عزت شما حفظ نمیشود هجرت کن. وقتی من دیدم در سپاهانی که برایش از جان مایه گذاشتهام، فوتبال من از این تیم شروع شده، کاپیتان دوم تیم به حساب میآیم و تازه قرارداد هم دارم آنگونه با من برخورد کرد، جدا شدم. تمرینات تیم شروع شده بود و لابد آقای بصیرت یادش هست که تماس گرفتند که هشتم تمرین شروع میشود و من هم به دلیل بیماری پدرم فقط ۱ روز دیرتر رفتم. اطلاع هم داده بودم. اما به من گفتند فیرات شما رو نمی خواهد! مگر میشود؟ من قرارداد دارم، کاپیتان دوم تیم هستم! ولی انگار داستان جای دیگری رقم میخورد.
,
- پیگیری نکردی؟ اینکه چرا اینگونه شد؟
,
داشتم می رفتم دلیجان که مترجم آقای فیرات را دیدم. گفت بهخاطر بازوبند نمیخواستند شما بمانی. و البته برخی موضوعات دیگر. بعد هم گفت تیم را یک سری افرادی خاصی میبندند که اصلا واقعا نمیشود خیلی چیزها را گفت. آقای رجایی مدیرعامل وقت کارخانه سپاهان که خدا رحمتش کند به من گفت همه میگویند سید فوتبالش تمام شده. آنهم چه سالی؟ سال ۸۷! من گفتم همه چیز دست خداست. من از سپاهان رفتم به پیکان که واقعا مدیون اصغر مدیروستا هستم. اصلا همه جوره با من کار کرد و روحی روانی هم خیلی خوب بودم. با سپاهان تو آسیا بازی کرده بودم، عالی بودم. جز بهترین ها بودم اما به تیم ملی دعوت نشدم. با این همه در پیکان که بازی کردم به تیم ملی دعوت شدم. مدیروستا من را احیاء کرد. حتی من به سپاهان هم گل زدم. بعد از پیکان استقلال بعد تراکتور و پرسپولیس و استقلال خوزستان. اصلا یک چرخه است که تا اون بالائی نخواهد کسی داخلش قرار نمیگیرد.
,
- و بعد از پیکان؟
,
بزرگترین اشتباه من جدایی از تراکتورسازی بود.همه جا و همیشه گفتم. عزتی که در تراکتور داشتم هیچ جا نداشتم. واقعا هم ناخواسته بود و به خاطر خانوادهام بود. بگذار از استقلال بگویم. ۲ سال آمدم به استقلال با این همه بازیکن مثل عنایتی، برهانی، مجیدی و اکبرپور. آقای مظلومی با اینکه من مصدوم بودم، نگهم داشت که بعد از مصدومیت هم خیلی عالی بودم. هم گل میزدم و هم پاس گل میدادم اما در پایان فصل هیچ کس من را تحویل نمیگرفت. اینکه بگویند بیا قراردادت را تمدید کن. یا اینکه اصلا بپرسند چکار میکنی؟ تا اینکه لوکا بوناچیچ شد سرمربی سپاهان. هواداران استقلال توقع داشتند من بمانم ولی کسی مرا نخواست. هیچ کس با من از استقلال صحبت نکرد و اصلا از استقلال هم پولی نگرفتم. من رفتم سپاهان و با لوکا که خیلی هم دوستش دارم قهرمان ایران شدیم. بعد از لوکا کرانچار آمد و آقای رحیمی هم مدیرعامل بود. رفتم با کرانچار صحبت کردم و خیلی راحت جواب منو داد و گفت اولویت اصلی من مهاجمان خارجی هستند که قرار است بیارم.پرسیدم حتی اگر خوب هم باشم باز اولویت شما نیستم؟ گفتند نه. آقای رحیمی گفت بمان ولی گفتم وقتی مربی شما من را نمیخواهد کجا بمانم؟ از سپاهان با اینکه پول طلب داشتم، جدا شدم. رفتم تراکتور که اولش خیلی برایم سخت بود ولی بعدش همه چی عالی شد تا اینکه به تیم ملی دعوت شدم.
,
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه