نگاهی به تاریخ «المحسن» یا «سید محسن»
مشعشعیان حکومت شیعی که در دل تاریخ مدفون شد
حاکمی که روزی مرزهای قلمرواش تا عراق و عربستان میرسید و امروز فقط قلب مریدانش را فتح میکند ، سازمان میراث فرهنگی حتی حاضر نیست نیم نگاهی به او بیندازد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از حمیدیه خبر، حاکمی که روزی مرزهای قلمرواش تا عراق و عربستان میرسید، امروز فقط قلب مریدانش را فتح میکند. حتی سازمان میراث فرهنگی هم حاضر نیست نیم نگاهی به او بیندازد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, حمیدیه خبر, حاکمی که روزی مرزهای قلمرواش تا عراق و عربستان میرسید، امروز فقط قلب مریدانش را فتح میکند. حتی سازمان میراث فرهنگی هم حاضر نیست نیم نگاهی به او بیندازد.,«المحسن» یا «سید محسن» را مردم جنوب غرب خوزستان خوب میشناسند. بقعهای کوچک روی تپه. تپهای مشرف به مرکز شهرستان حمیدیه در ۲۵ کیلومتری شمال غرب اهواز است.
گنبد ساده با ارتفاع هشت متر و ایوانی که به رنگ سبز نقاشی شده، تنها یادگارهای باقیمانده آن دوران هستند. دیوار آجری، اما تازهساز است. سفیدکاری شده و سرامیکهایی دیوارهای داخلی بقعه را میپوشانند. این یعنی مریدان «سید محسن» بنای آرامگاه را به هر ترتیب سرپا نگه میدارند. ضریح آهنی کوچک واقع در میان بقعه، هنوز جوان است. «سید» حاجتبانویی را روا، بانو نیز ادای نذر کرده. ضریح پراست از آویزها و پارچههای سبزرنگی که خالصانه به امید حاجتروایی گره میخورند. طاقچهها نیز با هدایای زائران رنگ و روی تزیین به خود میگیرد. روی یکی از دیوارها شجرهنامهای هست که نشان میدهد نسب سیدمحسن به امام موسی کاظم(ع) میرسد.
اعتقاد مردم به «المحسن»، آنها را بعدازظهر پنجشنبهها و روزهای خاص به این زیارتگاه میکشاند، المحسن میزبان خوبی است برای بساط گاه و بیگاه زائران در حیاط با صفای ۴۰۰ متری. میپزند و سفره میگشایند به امید شفاعتش.
«المحسن» اما وجه دیگری هم دارد. نخبگان و دوستداران میراث فرهنگی خوزستان به شجره استناد میکنند، نواده امام موسیکاظم(ع) را ارج و قربی دیگر لازم است، علاوه بر وجه مذهبی المحسن، تاریخ نیز گواه تشخص المحسن است بنا به اسناد تاریخی المحسن یکی از حاکمان مقتدر سلسله مشعشعیان بوده که بیمهری و سهلانگاری سازمان میراث فرهنگی باعث ناشناخته ماندنش است.
سیدمحسن مشعشعیان، یا آل مشعشع، از سال ۸۴۵ تا ۹۱۴ هجری قمری در حویزه فرمانروایی میکردند. پس از آن تا سال ۱۱۵۰ هجری قمری، در حالتی متزلزل، گاهی مستقل حکم میرانند و در زمانهایی نیز والی باجگذار دولتهای صفوی، افشار، زندیه و قاجاری در خوزستان بودند.
عادل نصر، فعال و دوستدار میراث فرهنگی در اینباره میگوید: «محسن مشعشعی» معروف به «سلطان محسن» یا «سید محسن» از سه جهت ارزش میراثی دارد. بنای باقیمانده به عنوان بقعه که دارای سبک معماری دوره مشعشعیان است، همچنین شخصیت او به عنوان رهبر طریقت مشعشعی و حاکم منطقه اهمیت دارند.
محسن مشعشعی بعد از پدرش محمد بن فلاح (موسس سلسله مشعشعیان) و برادرش مولا علی، به حکومت میرسد (سال ۸۷۰ تا ۹۰۵ هجری قمری). مورخانی مانند «غیاثی» و «سید علی بن سیدعبدالله» در کتاب «الرحله المکیه» و «احمد کسروی» نیز به نقل از آن دو میگویند که قلمرو محسن شامل خوزستان، دهدشت، کهگیلویه، تمام بنادر خلیجفارس، از بغداد تا بصره و القطیف عربستان و به گفته بعضی بخشی از کرمانشاه بوده است.
محسن در واقع یک حاکم و رهبر شیعی بوده که قبل از صفویان به همگنسازی مذهبی در مناطق تحت نفوذش پرداخت. او نه تنها حاکم منطقه بلکه رهبر معنوی مشعشعیان و تنها حاکمی از این سلسله است که قبرش بر جای مانده است. علمای شیعه در آن زمان به نام محسن کتاب مینوشتند، که در کتاب «تحفهالأزهار» از «ضامن بن شدقم» از حاشیه «مولانا شمسالدین محمد استرآبادی» بر کتاب «شرح تجرید» به نام وی اشاره شده است.
به گفته نصر، ایجاد بوروکراسی مشعشعیان، تشکیل ارتش و بسط شهرنشینی از کارهای محسن در دوران حکومتش بوده است. او همچنین شهر حویزه المحسنیه، المالکیه و قیصریه را به وجود آورد.
المحسن در بین محلیها به «ابوعَشمه» هم مشهور است. «عَشمه» نام نوعی نژاد اسب اصیل عرب و افسانههای زیادی درباره آن نقل شده است. با این حال محلیها، حتی خانواده قیم بقعه هم در اینباره اطلاعاتی ندارند، فقط کراماتی را به او منتسب میکنند.
با وجودی که از این بقعه حدود ۵۰۰ سال میگذرد و معماری آن بسیار حائز اهمیت است، سازمان میراث فرهنگی اهمیتی برای آن قائل نیست و هنوز ثبت ملی نشده است. به همین دلیل حفاظتی هم از آن صورت نمیگیرد. مردم بنا به اعتقاداتی که دارند با هزینه خود مقبره را ترمیم و تعمیر کردهاند که تناسبی با معماری این بنا ندارد.
المحسن در اولویت ثبت ملی نیست
آثار ملی ایران مجموعهای از آثار تاریخی ایران است که به موجب قانون حفظ آثار ملی مصوبه ۱۳۰۹ مجلس شورای ملی بهطور رسمی ثبت شدهاند. با ثبت ملی یک اثر، از خریدوفروش، جابهجایی و تخریب بنا جلوگیری میشود. به عبارتی تخریب و تعرض به آن جرم محسوب و بنا بیمه میشود، مزیت دیگر این است که مخارج حفاظت از بناهای ثبت شده برعهده دولت است، سازمان میراث فرهنگی و یگان حفاظت با سرکشی مستمر از آن بنا حراست میکنند.
به بیان دیگر با ثبت ملی، یک بنا شناسنامهدار خواهد شد و برای پیگیری حقوقی از شناسنامه یا شماره ثبت ملی آن استفاده میشود، بدون ثبت یک اثر شاید یگان حفاظت میراث بتواند از آن حفاظت کند اما پیگیری حقوقی، مرمتی و… میسر نیست.
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری اما درباره ثبت ملی بقاع متبرکه سیاست دیگری دارد.
سید حکمت موسوی معاون سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری خوزستان اگرچه تایید میکند که پرونده این اثر به نام امامزاده محسن مشعشعی و زمان ساخت بقعه دوره صفوی و قرون متاخر اسلامی است، همچنین از نظر معماری (گنبدخانه، پیش ورودی و تزیینات داخلی طاق نما وطاقچهها) از اهمیت تاریخی برخوردار است، ولی میگوید که این بقعه تاکنون ثبت ملی نشده و در اولویت پروندههایی که برای ثبت ملی ارائه میشوند، هم قرار ندارد.
وی توضیح میدهد: روند ثبت آثار تاریخی از چند سال پیش تغییر کرده و بسیار محدود و دشوار شده است ، پروندهها ابتدا در جلسه شورای ثبت آثار و حریمهای استان (که هر دو هفته یکبار تشکیل میشود) مطرح میشوند و در صورت تایید، براساس اولویتها در شورای سیاستگذاری کشور (که سالانه سه یا چهار بار تشکیل میشود) برای ثبت ملی ارائه میشوند.
موسوی می افزاید: سهم خوزستان در این شورا محدود است، ما حداکثر میتوانیم ۱۵ پرونده ارائه دهیم، از سال ۸۸ تاکنون یکهزار و ۱۲۱ پرونده در ۲۴ شهرستان تهیه شده است با این حال حدود ۴۰۰ اثر ثبت شده در شورای استانی هنوز در نوبت هستند و ثبت ملی نشدهاند در خوزستان محوطههای تاریخی غنی و وسیع و پراکنده وجود دارد و استان هم روند توسعه را طی میکند سد سازی، کشاورزی و نفت محوطههای تاریخی را در معرض تهدید قرار دادهاند. تعداد زیادی آثار و محوطههای تاریخی با اهمیت، مثلا در شوش داریم، که با وجود شهرت در داخل و خارج کشور، هنوز ثبت ملی نشدهاند.
موسوی درباره شاخصهای کنونی ارائه یک اثر به شورای ثبت و ثبت ملی، اظهار میکند: اثر باید دارای شاخص و شأن ملی باشد تا ثبت شود یا اینکه در معرض تهدید و تخریب باشد. سیاست کلی این است که آثاری که بیشتر در معرض خطر هستند و ممکن است مورد تعرض قرار گیرند، در اولویت ثبت قرار میگیرند. با این شرایط، بقاع متبرکه در این سالها در اولویت ما نبودهاند؛ چون علاوه بر اینکه از طرف اوقاف و میراث فرهنگی حمایت میشوند، مردم هم به دلیل اعتقادات خود از آنها حفاظت میکنند و خطری متوجه آنها نیست. البته در گذشته ۵۸ بقعه متبرکه در خوزستان ثبت ملی شدهاند و تقریبا به همین میزان پرونده تهیه و تنظیم شده که در نوبت هستند. با این حال بقعه امامزاده محسن مشعشعی به کلی در اولویت نبوده و حتی به شورای استانی هم نرفته است.
وی تصریح میکند: ما نمیتوانیم بگوییم این امامزاده، در گذشته حاکم بوده است، چون درباره شجرهنامهاش تحقیق نکردهایم، از سوی دیگر برای ثبت ملی، بعد تاریخی و معماری بنا و کالبد فیزیکی اثر مهم است و شخصیت، ارزش معنوی و اعتقادی مردم اگرچه برای ما هم قابل احترام است اما در روند ثبت ملی تاثیری ندارد. به این ترتیب امامزادههایی که بعد محلی و شجرهنامه محلی دارند در اولویت ثبت نیستند و باید شأن ملی داشته باشند.
هر سازهای که قدمتش از ۵۰ سال بگذرد شرایط ثبت ملی را دارد و باید حفاظت شود امامزادهها از این قاعده مستثنا نیستند در اولویت نبودن ثبت ملی بقعه امامزادهها، جزو سیاستهای کلان سازمان میراث فرهنگی کشور نیست؛ بلکه رفتار سلیقهای مدیران است که در بعضی دورهها اعمال میشود. برای حوزه فرهنگ کشور چشماندازی وجود دارد و مدیران نمیتوانند بنا بر سلیقه شخصی این چشماندازها را بر هم زنند. هر چیزی از نظر قدمت تاریخی باارزش باشد براساس قانون باید ثبت ملی شود و نباید حذف شود.
وی معتقد است: نه تنها امامزادهها بلکه تعدادی از زیارتگاههای محلی با وجودی که نسبشان به امامان نمیرسد، نیز جزو مشاهیر و بزرگان منطقه در یک دوره تاریخی به شمار میروند که آنها هم باید ثبت ملی شوند. البته متاسفانه اغلب کارشناسان میراث فرهنگی درباره مشاهیر منطقهای تحقیق نکردهاند که لازم است به این حوزه ورود شود.
حاتمیان همچنین تاکید میکند: اگر بگوییم فقط کالبد فیزیکی یک اثر تاریخی مهم است، در تناقض با اصطلاح میراث فرهنگی و در مقابل واژه فرهنگ سخن گفتهایم. میراث فرهنگی رفتار و عملکرد باقیمانده از گذشتگان است، نه دیوار و سنگ و آجر. به همین دلیل است که صنایع دستی و آیینها احیا میشوند، چون میخواهیم زنده بمانند. اگر میراث فرهنگی را به بنا و سازه محدود کنیم آن را بسیار کوچک کردهایم.
به گفته وی، دارا بودن «شأن ملی» به عنوان پیششرط ثبت ملی یک اثر، تعریف درستی از ثبت ملی نیست. بهطور کلی این اصطلاح که «هر اثر برای ثبت باید شأن ملی داشته باشد» ناکارآمد است. با این تعریف آثار تاریخی که در شوش، اصفهان و… هستند، اهمیت ملی ندارند. هریک از آثار تاریخی و باستانی مربوط به یک نقطه از کشور است و تا زمانی که اطلاعات درستی از آنها ارائه نشود، هیچکس نسبت به آنها آگاه نمیشود. بخش عمدهای از تاریخ ما، تاریخ محلی است که در دانشگاهها هم تدریس میشود و شامل آثار تاریخی بومی و محلی یک منطقه میشود. بنابراین اصلا اهمیتی ندارد که یک اثر در کجا قرار دارد. اگر معماری یک بنا مربوط به یک دوره تاریخی باشد، شأن ملی پیدا میکند و وقتی از نظر ارزش و قدمت شرایط لازم را داشته باشد، باید ثبت ملی شود. حتی یک خانه معمولی مربوط به یک دوره تاریخی، جزو میراث فرهنگی این سرزمین است و باید ثبت و حفاظت شود.
«المحسن» یا «سید محسن» را مردم جنوب غرب خوزستان خوب میشناسند. بقعهای کوچک روی تپه. تپهای مشرف به مرکز شهرستان حمیدیه در ۲۵ کیلومتری شمال غرب اهواز است.
,,
گنبد ساده با ارتفاع هشت متر و ایوانی که به رنگ سبز نقاشی شده، تنها یادگارهای باقیمانده آن دوران هستند. دیوار آجری، اما تازهساز است. سفیدکاری شده و سرامیکهایی دیوارهای داخلی بقعه را میپوشانند. این یعنی مریدان «سید محسن» بنای آرامگاه را به هر ترتیب سرپا نگه میدارند. ضریح آهنی کوچک واقع در میان بقعه، هنوز جوان است. «سید» حاجتبانویی را روا، بانو نیز ادای نذر کرده. ضریح پراست از آویزها و پارچههای سبزرنگی که خالصانه به امید حاجتروایی گره میخورند. طاقچهها نیز با هدایای زائران رنگ و روی تزیین به خود میگیرد. روی یکی از دیوارها شجرهنامهای هست که نشان میدهد نسب سیدمحسن به امام موسی کاظم(ع) میرسد.
,,
اعتقاد مردم به «المحسن»، آنها را بعدازظهر پنجشنبهها و روزهای خاص به این زیارتگاه میکشاند، المحسن میزبان خوبی است برای بساط گاه و بیگاه زائران در حیاط با صفای ۴۰۰ متری. میپزند و سفره میگشایند به امید شفاعتش.
,,
«المحسن» اما وجه دیگری هم دارد. نخبگان و دوستداران میراث فرهنگی خوزستان به شجره استناد میکنند، نواده امام موسیکاظم(ع) را ارج و قربی دیگر لازم است، علاوه بر وجه مذهبی المحسن، تاریخ نیز گواه تشخص المحسن است بنا به اسناد تاریخی المحسن یکی از حاکمان مقتدر سلسله مشعشعیان بوده که بیمهری و سهلانگاری سازمان میراث فرهنگی باعث ناشناخته ماندنش است.
,,
سیدمحسن مشعشعیان، یا آل مشعشع، از سال ۸۴۵ تا ۹۱۴ هجری قمری در حویزه فرمانروایی میکردند. پس از آن تا سال ۱۱۵۰ هجری قمری، در حالتی متزلزل، گاهی مستقل حکم میرانند و در زمانهایی نیز والی باجگذار دولتهای صفوی، افشار، زندیه و قاجاری در خوزستان بودند.
,,
عادل نصر، فعال و دوستدار میراث فرهنگی در اینباره میگوید: «محسن مشعشعی» معروف به «سلطان محسن» یا «سید محسن» از سه جهت ارزش میراثی دارد. بنای باقیمانده به عنوان بقعه که دارای سبک معماری دوره مشعشعیان است، همچنین شخصیت او به عنوان رهبر طریقت مشعشعی و حاکم منطقه اهمیت دارند.
,,
محسن مشعشعی بعد از پدرش محمد بن فلاح (موسس سلسله مشعشعیان) و برادرش مولا علی، به حکومت میرسد (سال ۸۷۰ تا ۹۰۵ هجری قمری). مورخانی مانند «غیاثی» و «سید علی بن سیدعبدالله» در کتاب «الرحله المکیه» و «احمد کسروی» نیز به نقل از آن دو میگویند که قلمرو محسن شامل خوزستان، دهدشت، کهگیلویه، تمام بنادر خلیجفارس، از بغداد تا بصره و القطیف عربستان و به گفته بعضی بخشی از کرمانشاه بوده است.
,,
محسن در واقع یک حاکم و رهبر شیعی بوده که قبل از صفویان به همگنسازی مذهبی در مناطق تحت نفوذش پرداخت. او نه تنها حاکم منطقه بلکه رهبر معنوی مشعشعیان و تنها حاکمی از این سلسله است که قبرش بر جای مانده است. علمای شیعه در آن زمان به نام محسن کتاب مینوشتند، که در کتاب «تحفهالأزهار» از «ضامن بن شدقم» از حاشیه «مولانا شمسالدین محمد استرآبادی» بر کتاب «شرح تجرید» به نام وی اشاره شده است.
,,
به گفته نصر، ایجاد بوروکراسی مشعشعیان، تشکیل ارتش و بسط شهرنشینی از کارهای محسن در دوران حکومتش بوده است. او همچنین شهر حویزه المحسنیه، المالکیه و قیصریه را به وجود آورد.
,,
المحسن در بین محلیها به «ابوعَشمه» هم مشهور است. «عَشمه» نام نوعی نژاد اسب اصیل عرب و افسانههای زیادی درباره آن نقل شده است. با این حال محلیها، حتی خانواده قیم بقعه هم در اینباره اطلاعاتی ندارند، فقط کراماتی را به او منتسب میکنند.
,,
با وجودی که از این بقعه حدود ۵۰۰ سال میگذرد و معماری آن بسیار حائز اهمیت است، سازمان میراث فرهنگی اهمیتی برای آن قائل نیست و هنوز ثبت ملی نشده است. به همین دلیل حفاظتی هم از آن صورت نمیگیرد. مردم بنا به اعتقاداتی که دارند با هزینه خود مقبره را ترمیم و تعمیر کردهاند که تناسبی با معماری این بنا ندارد.
,,
المحسن در اولویت ثبت ملی نیست
, المحسن در اولویت ثبت ملی نیست, المحسن در اولویت ثبت ملی نیست,
آثار ملی ایران مجموعهای از آثار تاریخی ایران است که به موجب قانون حفظ آثار ملی مصوبه ۱۳۰۹ مجلس شورای ملی بهطور رسمی ثبت شدهاند. با ثبت ملی یک اثر، از خریدوفروش، جابهجایی و تخریب بنا جلوگیری میشود. به عبارتی تخریب و تعرض به آن جرم محسوب و بنا بیمه میشود، مزیت دیگر این است که مخارج حفاظت از بناهای ثبت شده برعهده دولت است، سازمان میراث فرهنگی و یگان حفاظت با سرکشی مستمر از آن بنا حراست میکنند.
,
,
به بیان دیگر با ثبت ملی، یک بنا شناسنامهدار خواهد شد و برای پیگیری حقوقی از شناسنامه یا شماره ثبت ملی آن استفاده میشود، بدون ثبت یک اثر شاید یگان حفاظت میراث بتواند از آن حفاظت کند اما پیگیری حقوقی، مرمتی و… میسر نیست.
,,
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری اما درباره ثبت ملی بقاع متبرکه سیاست دیگری دارد.
,
سید حکمت موسوی معاون سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری خوزستان اگرچه تایید میکند که پرونده این اثر به نام امامزاده محسن مشعشعی و زمان ساخت بقعه دوره صفوی و قرون متاخر اسلامی است، همچنین از نظر معماری (گنبدخانه، پیش ورودی و تزیینات داخلی طاق نما وطاقچهها) از اهمیت تاریخی برخوردار است، ولی میگوید که این بقعه تاکنون ثبت ملی نشده و در اولویت پروندههایی که برای ثبت ملی ارائه میشوند، هم قرار ندارد.
,
,
وی توضیح میدهد: روند ثبت آثار تاریخی از چند سال پیش تغییر کرده و بسیار محدود و دشوار شده است ، پروندهها ابتدا در جلسه شورای ثبت آثار و حریمهای استان (که هر دو هفته یکبار تشکیل میشود) مطرح میشوند و در صورت تایید، براساس اولویتها در شورای سیاستگذاری کشور (که سالانه سه یا چهار بار تشکیل میشود) برای ثبت ملی ارائه میشوند.
,,
موسوی می افزاید: سهم خوزستان در این شورا محدود است، ما حداکثر میتوانیم ۱۵ پرونده ارائه دهیم، از سال ۸۸ تاکنون یکهزار و ۱۲۱ پرونده در ۲۴ شهرستان تهیه شده است با این حال حدود ۴۰۰ اثر ثبت شده در شورای استانی هنوز در نوبت هستند و ثبت ملی نشدهاند در خوزستان محوطههای تاریخی غنی و وسیع و پراکنده وجود دارد و استان هم روند توسعه را طی میکند سد سازی، کشاورزی و نفت محوطههای تاریخی را در معرض تهدید قرار دادهاند. تعداد زیادی آثار و محوطههای تاریخی با اهمیت، مثلا در شوش داریم، که با وجود شهرت در داخل و خارج کشور، هنوز ثبت ملی نشدهاند.
,,
موسوی درباره شاخصهای کنونی ارائه یک اثر به شورای ثبت و ثبت ملی، اظهار میکند: اثر باید دارای شاخص و شأن ملی باشد تا ثبت شود یا اینکه در معرض تهدید و تخریب باشد. سیاست کلی این است که آثاری که بیشتر در معرض خطر هستند و ممکن است مورد تعرض قرار گیرند، در اولویت ثبت قرار میگیرند. با این شرایط، بقاع متبرکه در این سالها در اولویت ما نبودهاند؛ چون علاوه بر اینکه از طرف اوقاف و میراث فرهنگی حمایت میشوند، مردم هم به دلیل اعتقادات خود از آنها حفاظت میکنند و خطری متوجه آنها نیست. البته در گذشته ۵۸ بقعه متبرکه در خوزستان ثبت ملی شدهاند و تقریبا به همین میزان پرونده تهیه و تنظیم شده که در نوبت هستند. با این حال بقعه امامزاده محسن مشعشعی به کلی در اولویت نبوده و حتی به شورای استانی هم نرفته است.
,,
وی تصریح میکند: ما نمیتوانیم بگوییم این امامزاده، در گذشته حاکم بوده است، چون درباره شجرهنامهاش تحقیق نکردهایم، از سوی دیگر برای ثبت ملی، بعد تاریخی و معماری بنا و کالبد فیزیکی اثر مهم است و شخصیت، ارزش معنوی و اعتقادی مردم اگرچه برای ما هم قابل احترام است اما در روند ثبت ملی تاثیری ندارد. به این ترتیب امامزادههایی که بعد محلی و شجرهنامه محلی دارند در اولویت ثبت نیستند و باید شأن ملی داشته باشند.
,,
هر سازهای که قدمتش از ۵۰ سال بگذرد شرایط ثبت ملی را دارد و باید حفاظت شود امامزادهها از این قاعده مستثنا نیستند در اولویت نبودن ثبت ملی بقعه امامزادهها، جزو سیاستهای کلان سازمان میراث فرهنگی کشور نیست؛ بلکه رفتار سلیقهای مدیران است که در بعضی دورهها اعمال میشود. برای حوزه فرهنگ کشور چشماندازی وجود دارد و مدیران نمیتوانند بنا بر سلیقه شخصی این چشماندازها را بر هم زنند. هر چیزی از نظر قدمت تاریخی باارزش باشد براساس قانون باید ثبت ملی شود و نباید حذف شود.
,,
وی معتقد است: نه تنها امامزادهها بلکه تعدادی از زیارتگاههای محلی با وجودی که نسبشان به امامان نمیرسد، نیز جزو مشاهیر و بزرگان منطقه در یک دوره تاریخی به شمار میروند که آنها هم باید ثبت ملی شوند. البته متاسفانه اغلب کارشناسان میراث فرهنگی درباره مشاهیر منطقهای تحقیق نکردهاند که لازم است به این حوزه ورود شود.
,,
حاتمیان همچنین تاکید میکند: اگر بگوییم فقط کالبد فیزیکی یک اثر تاریخی مهم است، در تناقض با اصطلاح میراث فرهنگی و در مقابل واژه فرهنگ سخن گفتهایم. میراث فرهنگی رفتار و عملکرد باقیمانده از گذشتگان است، نه دیوار و سنگ و آجر. به همین دلیل است که صنایع دستی و آیینها احیا میشوند، چون میخواهیم زنده بمانند. اگر میراث فرهنگی را به بنا و سازه محدود کنیم آن را بسیار کوچک کردهایم.
,,
به گفته وی، دارا بودن «شأن ملی» به عنوان پیششرط ثبت ملی یک اثر، تعریف درستی از ثبت ملی نیست. بهطور کلی این اصطلاح که «هر اثر برای ثبت باید شأن ملی داشته باشد» ناکارآمد است. با این تعریف آثار تاریخی که در شوش، اصفهان و… هستند، اهمیت ملی ندارند. هریک از آثار تاریخی و باستانی مربوط به یک نقطه از کشور است و تا زمانی که اطلاعات درستی از آنها ارائه نشود، هیچکس نسبت به آنها آگاه نمیشود. بخش عمدهای از تاریخ ما، تاریخ محلی است که در دانشگاهها هم تدریس میشود و شامل آثار تاریخی بومی و محلی یک منطقه میشود. بنابراین اصلا اهمیتی ندارد که یک اثر در کجا قرار دارد. اگر معماری یک بنا مربوط به یک دوره تاریخی باشد، شأن ملی پیدا میکند و وقتی از نظر ارزش و قدمت شرایط لازم را داشته باشد، باید ثبت ملی شود. حتی یک خانه معمولی مربوط به یک دوره تاریخی، جزو میراث فرهنگی این سرزمین است و باید ثبت و حفاظت شود.
,, , , ,
]
ارسال دیدگاه