لیگ پانزدهم به هر شکل تمام شد اما...
از حالا مراقب لیگ شانزدهم باشیم!
در این سیستم تیمها مجبورند هر چهار، پنج روز به میدان آیند و فشار روی آنها طاقتفرسا میشود و برخی از آنها گرفتاریهای حضور در لیگ قهرمانان آسیا را هم دارند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ فردا لیگ برتر پانزدهم با انجام 8 بازی هفته نهایی پایان میگیرد و همسو با آن لازم است مسوولان امر نقاط منفی و مثبت را برآورد و از حالا برای داشتن یک لیگ شانزدهم بهتر و کمنقصتر اقدام کنند. این نکته که چه کسی توسط مهدی تاج رییس جدید فدراسیون به جانشینی خود او رییس سازمان لیگ میشود، البته مساله مهمی است اما مساله با اهمیتتر عمیقتر شدن تاج و رییس جدید سازمان لیگ در مبانی لیگی است که هر چند جذابیتهای زیادی داشته و بازار رقابت در آن داغ است اما نکات منفی فراوانی هم در آن به چشم خورده است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,
به واقع امر برگزاری لیگ و انجام صرف مسابقات به قدری ذهن تاج و بهروان و دستیاران آنها را اشغال کرده که آنها کمتر توانستهاند به معنای لیگ به طور اساسی بیندیشند و برای آن چارهای کنند. اهرمهای کمیته انضباطی فدراسیون برای تنبیه خاطیان نیز اغلب «دیر و کند عمل میکند و در نتیجه روالهای ناسره در بسیاری از موارد بر موارد سره چربیده و بدآموزیها در لیگ محسوس بوده است.
حذف عنصر احترام
به میدان نفرستادن بازیکنانی که احترام محیط و تماشاگر و حریف و داور را حفظ کنند، در درجه اول محصول قصور باشگاهها و مدیران تیمها است اما فدراسیون و سازمان لیگ نیز با نوع اجرا و مدیریت رقبا بر این مشکلات دامن زدهاند. برخی از بددهنیها که البته به هیچ روی قابل توجیه نیست نتیجه برگزاری فشرده رقابتها و ندادن فرصت برنامهریزی فنی، بازیابی جسمانی و آسایش روحی و فزونی فشاری است که این امور روی تیمها و بازیکنان آنها میگذارد. این درست نیست که لیگ را به خاطر فعالیتهای تیم ملی به کرات در طول فصل تعطیل کنند و سپس برای جبران زمان از دست رفته مسابقات لیگ را بسیار فشرده برگزار کنند.
انبارهای باروت
در این سیستم تیمها مجبورند هر چهار، پنج روز به میدان آیند و فشار روی آنها طاقتفرسا میشود و برخی از آنها گرفتاریهای حضور در لیگ قهرمانان آسیا را هم دارند و در نتیجه از فرط فشار و سختی تبدیل به انبارهای باروت میشوند و با اولین ناملایمات منفجر میشوند و فریاد برمیآورند و چیزهایی را میگویند که اگر شرایط لیگ عادی بود، آن را نمیشنیدیم. این در درجه اول محصول برنامهریزی غلط لیگ و انجام مسابقات به چنان شکلی است که عوامل راحتی و آسایش و استراحت و برنامهریزی را از تیمها میگیرد و آنها را به شتاب بیش از حد وامیدارد و چون ذهنها بر اساس مصدومیتها و محرومیتهای نفرات خودی در چرخه فشرده برگزاری مسابقات آسیب میبیند و خاطرها خراشیده میشود، هر رفتار و واکنشی را میتوان از مغبون شدهها انتظار کشید.
دخل با خرج نمیخواند
مسائل مالی و دیر رسیدن پولهایی که باید نهادهای ذیربط در برگزاری مسابقات به حساب تیمها بریزند (و معمولا دیر و بد و کم میریزند) اعصابها را به هم ریخته و بحث طولانی و آزاردهنده حق پخش تلویزیونی رقابتها هم که اخیرا به کلی منتفی شده، منابع درآمد تیمها را اندک ساخته و این در حالی است که اژدهای هزینهها در امر تیمداری، در آغاز هر فصل مقابل تیمهای شرکتکننده دهان گشوده و چون دخل با خرج اصلا نمیخواند، انواع عکسالعملها و اظهارات زشت را در برخی تیمها و نزد شماری از مدیریتها و از سوی برخی بازیکنان کم پول گرفته شاهد هستیم و کمیته انضباطی و مدیریت لیگ نیز با راه دادن مکرر تیمهای مقروض و بدهکار به صحنه مسابقات مزید بر علت شده و رفتارهای ناهنجار را افزایش دادهاند.
حال آنکه اگر مقروضها یکی، دو نوبت با قاطعیت کنار گذاشته شوند و حق شرکت در مسابقات به آنها داده نشود، حساب کار دست همه میآید و فقط پولداران واقعی (نه بدهکاران در قامت سرمایهداران) قدم به صحنه اقتصادی فوتبال میگذارند.
مساله پراهمیت داوریها
متاسفانه نمیتوان به بازیکنان کمطاقت تکلیف کرد که منصفتر باشند ولی میتوان به مدیران باشگاهها و سران لیگ گفت که روال اقتصادی این مسابقات را چنان شفاف سازند که دیگر جایی برای حضور بدهکاران در لیگ نباشد و کارها بر اثر آن مخدوش و پرحرف و حدیث نشود. با سازمان لیگ و فدراسیون است که نحوه داوریها را هم طوری تنظیم و اداره کنند که اشتباهات در امر قضاوت شدت نگیرد و برخی حقها تضییع نشود و محیط مسابقات به سوی اتهامها و بیان مسائل ناگوار سوق نیابد.
اعتدال در پرداختها
مدیران باشگاهها با رعایت اعتدال در پرداختها میتوانند بر بسیاری از زیادهخواهیهایی که منبع بددهنیها و هنجارشکنیها هستند، فائق آیند اما با سازمان لیگ است که مسائل مالی تیمها را چه خوب و چه بد و چه زیاد و چه کم طوری ساماندهی و به طور شفاف تعریف و اعلام کنند که فردا کسی نتواند به سادگی سایرین را متهم به کجرویهای مالی و کل لیگ را آلوده و نابسامان کند.
آرزو عیب نیست!
اینها مواردی است که متاسفانه لیگ برتر پانزدهم را که در آستانه اتمام است، سرشار از خدشه کرد و با سران فوتبال است که از حالا مراقب لیگ شانزدهم باشند و طوری عدالت را در آن حاکم کنند که حاشیهها کمتر شود و احترامها فزونی یابد و تیمها و داوران و تماشاگران هر روز گرفتار تنش تازهای نشوند. البته اینها موارد و آرزوهایی است که معمولا تحقق نمییابند و لیگهای بعدی را نیز متاثر میسازند ولی آرزو بر پیر و جوان عیب نیست!
ایران ورزشی
به واقع امر برگزاری لیگ و انجام صرف مسابقات به قدری ذهن تاج و بهروان و دستیاران آنها را اشغال کرده که آنها کمتر توانستهاند به معنای لیگ به طور اساسی بیندیشند و برای آن چارهای کنند. اهرمهای کمیته انضباطی فدراسیون برای تنبیه خاطیان نیز اغلب «دیر و کند عمل میکند و در نتیجه روالهای ناسره در بسیاری از موارد بر موارد سره چربیده و بدآموزیها در لیگ محسوس بوده است.
حذف عنصر احترام
به میدان نفرستادن بازیکنانی که احترام محیط و تماشاگر و حریف و داور را حفظ کنند، در درجه اول محصول قصور باشگاهها و مدیران تیمها است اما فدراسیون و سازمان لیگ نیز با نوع اجرا و مدیریت رقبا بر این مشکلات دامن زدهاند. برخی از بددهنیها که البته به هیچ روی قابل توجیه نیست نتیجه برگزاری فشرده رقابتها و ندادن فرصت برنامهریزی فنی، بازیابی جسمانی و آسایش روحی و فزونی فشاری است که این امور روی تیمها و بازیکنان آنها میگذارد. این درست نیست که لیگ را به خاطر فعالیتهای تیم ملی به کرات در طول فصل تعطیل کنند و سپس برای جبران زمان از دست رفته مسابقات لیگ را بسیار فشرده برگزار کنند.
انبارهای باروت
در این سیستم تیمها مجبورند هر چهار، پنج روز به میدان آیند و فشار روی آنها طاقتفرسا میشود و برخی از آنها گرفتاریهای حضور در لیگ قهرمانان آسیا را هم دارند و در نتیجه از فرط فشار و سختی تبدیل به انبارهای باروت میشوند و با اولین ناملایمات منفجر میشوند و فریاد برمیآورند و چیزهایی را میگویند که اگر شرایط لیگ عادی بود، آن را نمیشنیدیم. این در درجه اول محصول برنامهریزی غلط لیگ و انجام مسابقات به چنان شکلی است که عوامل راحتی و آسایش و استراحت و برنامهریزی را از تیمها میگیرد و آنها را به شتاب بیش از حد وامیدارد و چون ذهنها بر اساس مصدومیتها و محرومیتهای نفرات خودی در چرخه فشرده برگزاری مسابقات آسیب میبیند و خاطرها خراشیده میشود، هر رفتار و واکنشی را میتوان از مغبون شدهها انتظار کشید.
دخل با خرج نمیخواند
مسائل مالی و دیر رسیدن پولهایی که باید نهادهای ذیربط در برگزاری مسابقات به حساب تیمها بریزند (و معمولا دیر و بد و کم میریزند) اعصابها را به هم ریخته و بحث طولانی و آزاردهنده حق پخش تلویزیونی رقابتها هم که اخیرا به کلی منتفی شده، منابع درآمد تیمها را اندک ساخته و این در حالی است که اژدهای هزینهها در امر تیمداری، در آغاز هر فصل مقابل تیمهای شرکتکننده دهان گشوده و چون دخل با خرج اصلا نمیخواند، انواع عکسالعملها و اظهارات زشت را در برخی تیمها و نزد شماری از مدیریتها و از سوی برخی بازیکنان کم پول گرفته شاهد هستیم و کمیته انضباطی و مدیریت لیگ نیز با راه دادن مکرر تیمهای مقروض و بدهکار به صحنه مسابقات مزید بر علت شده و رفتارهای ناهنجار را افزایش دادهاند.
حال آنکه اگر مقروضها یکی، دو نوبت با قاطعیت کنار گذاشته شوند و حق شرکت در مسابقات به آنها داده نشود، حساب کار دست همه میآید و فقط پولداران واقعی (نه بدهکاران در قامت سرمایهداران) قدم به صحنه اقتصادی فوتبال میگذارند.
مساله پراهمیت داوریها
متاسفانه نمیتوان به بازیکنان کمطاقت تکلیف کرد که منصفتر باشند ولی میتوان به مدیران باشگاهها و سران لیگ گفت که روال اقتصادی این مسابقات را چنان شفاف سازند که دیگر جایی برای حضور بدهکاران در لیگ نباشد و کارها بر اثر آن مخدوش و پرحرف و حدیث نشود. با سازمان لیگ و فدراسیون است که نحوه داوریها را هم طوری تنظیم و اداره کنند که اشتباهات در امر قضاوت شدت نگیرد و برخی حقها تضییع نشود و محیط مسابقات به سوی اتهامها و بیان مسائل ناگوار سوق نیابد.
اعتدال در پرداختها
مدیران باشگاهها با رعایت اعتدال در پرداختها میتوانند بر بسیاری از زیادهخواهیهایی که منبع بددهنیها و هنجارشکنیها هستند، فائق آیند اما با سازمان لیگ است که مسائل مالی تیمها را چه خوب و چه بد و چه زیاد و چه کم طوری ساماندهی و به طور شفاف تعریف و اعلام کنند که فردا کسی نتواند به سادگی سایرین را متهم به کجرویهای مالی و کل لیگ را آلوده و نابسامان کند.
آرزو عیب نیست!
اینها مواردی است که متاسفانه لیگ برتر پانزدهم را که در آستانه اتمام است، سرشار از خدشه کرد و با سران فوتبال است که از حالا مراقب لیگ شانزدهم باشند و طوری عدالت را در آن حاکم کنند که حاشیهها کمتر شود و احترامها فزونی یابد و تیمها و داوران و تماشاگران هر روز گرفتار تنش تازهای نشوند. البته اینها موارد و آرزوهایی است که معمولا تحقق نمییابند و لیگهای بعدی را نیز متاثر میسازند ولی آرزو بر پیر و جوان عیب نیست!
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
ایران ورزشی
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه