جوکوویچ: هرازگاهی با رابرت دنیرو حرف میزنم
در آستانه رقابتهای رولان گروس خواندن صحبتهای نواک جوکوویچ مرد شماره یک تنیس جهان جذاب است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛رولان گروس، دومین گرنداسلم سال، در شرایطی از روز گذشته در زمینهای خاکی پاریس استارت خورده که این بار اتفاقی غیرمنتظره رخ داده؛ اینکه راجر فدرر سوئیسی، پرافتخارترین تنیسباز عصر اوپن، در این دوره از رقابتها غایب است. غیبت او اگرچه در ظاهر بیتأثیر است ولی در واقع یکی از محرکهای اصلی برای این است که نواک جوکوویچ، مرد شماره یک تنیس دنیا راحتتر به دیدار نهایی این رقابتها برسد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,«نوله» که تا به حال یازده عنوان قهرمانی در گرنداسلمها دارد، هنوز نتوانسته در رولان گروس به مقام قهرمانی برسد. او پیش از این سه بار به فینال این تورنمنت خاکی رسیده ولی هر سه بار تن به شکست داده و دستش از رسیدن به جام قهرمانی کوتاه مانده. آخرین بار همین سال گذشته بود که با وجود داشتن شانس زیاد در فینال در میان ناباوری، مقابل واورینکای سوئیسی جام را از دست داد.
,حالا که او آمادهتر از هر زمان دیگری به نظر میرسد، راه هم برایش هموارتر شده؛ نه فدرری است که بخواهد در یکچهارم یا نیمهنهایی برایش دردسرساز شود و نه رافائل نادال، با توجه به مصدومیتهای همیشگیاش، همان نادال همیشگی است. شاید امسال، بالاخره طلسم ناکامیهای فدرر در فرانسه و رولان گروس شکسته شود و او برای اولین بار در طول دوران حرفهایاش تنها جامی که جایش در ویترین افتخاراتش کم است را به دست بیاورد. با این حال به نظر میرسد چیزی که این روزها ذهن «جوکر» را درگیر کرده، نه بردن جامها بلکه بردن دل هواداران در دنیای تنیس است.
,برای جوکوویچ حضور در عصر فدرر و نادال کار چندان سادهای نبود. خودش میگوید: «وقتی جوان بودم و در کمپ مشغول تمرین و یادگیری تنیس بودم، به خودم گفتم اگر قرار است یکی مثل فدرر باشم، با راحتطلبی و در رختخواب ماندن به این موضوع نمیرسم. از فردای همان روز بود که صبح خیلی زود از رختخواب بیرون پریدم و شروع کردم مسافت طولانی را دویدن». نوله با این حال راههای زیادی را امتحان کرده تا به فدرر و نادال برسد؛ او اگرچه با جامهای زیادی که گرفت توانست توانایی فنیاش را نشان دهد ولی هرگز آنطور که باید و شاید در دل مردم جا باز نکرد. این همان موردی است که حالا برای جوکوویچ در اولویت قرار دارد؛ اینکه بالاخره جایی در دل مردم باز کند. او برای این کار راههای زیادی را امتحان کرد؛ ابتدا از تقلید ستارههای مشهور دنیا شروع کرد. ادای نادال را درآورد، مثل شاراپووا تنیس زد، جیغ کشید و کلاهگیسی شبیه او گذاشت، مک انروی را به چالش کشید و... همه اینها اگرچه به بهتر شدن جایگاه او کمک کرد ولی همچنان او را در فاصله زیادی از فدرر و نادال قرار داده بود. جوکوویچ البته راه دیگری را هم رفته؛ این تنیسباز صرب، به زبانهای انگلیسی، فرانسه، آلمانی، ایتالیایی و اسپانیایی حرف میزند و حتی دست و پا شکسته میتواند چند جمله به زبان عربی و چینی هم بگوید! همه اینها برای برقراری ارتباط بیشتر با هواداران تنیس در دنیاست که شاید تا پیش از سال گذشته چندان موفق نبود.
,شکست در فینال سال 2015 رولانگروس مقابل استانیسلاس واورینکا همه چیز را برای نوله عوض کرد؛ او که آمده بود به تنها جام نداشتهاش برسد، به یکباره غافلگیر شد و قافیه را به رقیب سوئیسی باخت. اشکهایی که در چشم نواک همیشه خوشحال جمع شده بود، یک اتفاق ویژه در پی داشت: تماشاگران حاضر در ورزشگاه به احترام او ایستادند و یکپارچه تشویقش کردند! اتفاقی که نواک سالها منتظرش بود نه در پیروزی، بلکه در روزی که شکست خورد، بالاخره رخ داد. خودش در این مورد به روزنامه «اکیپ» میگوید: «آن تشویقهای ایستاده، خاطرهانگیزترین اتفاق زندگیام است. اگر آن بازی را میبردم، هرگز چنین لحظهای را تجربه نمیکردم. هرگز چیزی نمیتوانست برای من اینقدر تأثیرگذار باشد».
,جوکوویچ حالا هم تخت پادشاهی را دارد (او مدتهاست شماره یک دنیاست) و هم این پادشاهی برایش ثروت زیادی در پی داشته. از همه مهمتر اینکه او پادشاهی مستبد نیست و رفتهرفته جایش را در دل مردم هم باز کرده. اگرچه هنوز به اندازه فدرر و شاید نادال محبوب نیست ولی برای خودش قلمرویی وسیع تعریف کرده که ممکن است در این مورد هم از دو رقیب روزش پیشی بگیرد. جوکوویچ البته کارهای خاطرهانگیز زیادی هم کرده که شاید برای ثبت در تاریخ کافی باشد. او در صحبتهایش با اکیپ، به تعدادی از دوستداشتنیترین کارهایش اشاره کرده.
,ماجرا به یکی از تبلیغهایی برمیگردد که شرکت اتومبیلسازی «پژو» یکی از اسپانسرهای اصلی جوکوویچ برای مرد شماره یک تنیس دنیا ساخت. در این برنامه تبلیغی جوکوویچ به قرن هفده سفر میکند و با لباسهای تنیس آن دوره مشغول بازی میشود: «راستش را بخواهید، این بهترین تبلیغی است که داشتهام. ما به سالن مرکزی تنیس رفتیم تا این تبلیغ را روی زمینهای کوچک آنجا بسازیم. اینکه قرار بود خودمان هم به سبک زمانی که این بازی تازه رایج شده بود، بازی کنیم، برایم هیجانانگیز بود. از خودم میپرسیدم چطور در آن زمان میتوانستند با این کفشها و توپهایی که به سختی سنگ بودند، بازی کنند! همین موضوع حتی به من انگیزه داد که خودم بازی با این لباسها و راکت آن دوره را به صورت واقعی تجربه کنم. به همین خاطر سال گذشته، به همراه مربیام، پیش از رقابتهای مسترز لندن، به سالن کوویینز رفتیم و آن تبلیغ را ساختیم».
,نواک جوکوویچ در ادامه صحبتهایش با اکیپ به این مورد اشاره میکند که تقلید کردن از بقیه را بدون پیشینه خاصی انجام میدهد و هرگز قصد مسخره کردن کسی را ندارد: «تقلیدی که مورد علاقهام باشد؟ تقلیدی که از مک انروی در سال 2009 کردم. بعد از بازی او از جایگاه مفسر و گزارشگر بازی پایین آمد تا در زمین مسابقه با من برای چند لحظه کوتاه بازی کند. ما چند ضربه رد و بدل کردیم و بعد من یکی از ضرباتش که وقتی مثلاً سرویس میزند و توپش خراب میشود را تقلید کردم. تقلید کردم که وقتی عصبانی میشود، چه کاری میکند. واقعاً این کارها همینطوری پیش میروند. هر کاری که فیالبداهه باشد، بهتر از کار درمیآید. به همین خاطر است که من عاشق آن لحظه هستم. حالا از من پرسید که آیا استعداد هنرپیشگی دارم؟ هرگز تمرینی در مورد اینکه میتوانم هنرپیشه شوم یا نه، نداشتهام. من گهگاهی با روبرت دنیرو صحبت میکنم ولی او اصلاً پیشنهاد و توصیهای به من نمیکند... این چیزها بستگی به روحیه آدم دارد. اینکه تمایلی به انجام کاری داشته باشی و آن کار را به شکلی حرفهای و البته مثبت انجام دهی».
,,
انتهای خبر
]
ارسال دیدگاه