مصاحبه نوروزی رضا رجبی با آذرپیام:
چالش های موجود در شورای شهر میراث گذشته است
مهم ترین چالش شورا مبارزه با فرد محوری بوده ؛ چالش ها را نیاز شورا میدانم نه آفت شورا ، زیرا اگر این چالشها نباشد خروجی شورا بر اساس تصمیمات فردی خواهد بود که این تصمیمات به صلاح شهر نخواهد بود.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از آذرپیام ؛ با سلام خدمت شما و عرض تبریک عید نوروز ، لطفا در ابتدای مصاحبه کمی خودتان را معرفی نمایید:
, شبکه اطلاع رسانی دانا , آذرپیام ,رجبی : با عرض سلام خدمت شما و مخاطبین گرامی و سلام و درود بر روح پر فتوح امام راحل (ره) و شهدای انقلاب و دفاع مقدس مخصوصاً شهدای عزیز شهرمان و علی الخصوص همرزمان و دوستان شهیدم ، شهید سلیمان جباری دوست و هم تختی من که درجه رفیع شهادت نائل گردید.
,بنده رضا رجبی قره قشلاقی هستم و در روستای قره قشلاق سلماس متولد شده ام . در شناسنامه ام متولد 1345 هستم ولی اصلیتم متولد سال 1342 هستم و تا اخذ مدرک دیپلم در این روستا ادامه تحصیل داده ام ، به برکت نظام جمهوری اسلامی ایران که من و اکثر دانش آموزان اهل روستای قره قشلاق و اطراف تا پایه دوم نظری در شهر تحصیل کرده بودیم با تاسیس دبیرستان در روستای مان ادامه تحصیلات را تا اخذ مدرک دیپلم در محل جدید ادامه دادیم.
,من در سال 1363 به استخدام ارتش جمهوری اسلامی ایران در آمدم که مصادف بود اوج روزهای جنگ تحمیلی و این گونه شد که به صف رزمندگان دفاع حق علیه باطل پیوستم. بعد از طی دوره آموزشی خودم را به گردان زرهی خوی که در منطقه کلاشین و حاج عمران سردشت مستقر بود معرفی کردم و تا پایان جنگ در همان گردان و به مدت 100 ماه در منطقه عملیاتی حضور داشتم و کمی هم جراحات شیمیایی در بدنم هست و در سال 1389 با درجه سرهنگی در تیپ 2 سلماس بازنشسته شدم.
,آذرپیام : کمی هم از خانواده خودتان بگویید ، در چند سالگی و چه سالی ازدواج کردید؟ چند فرزند دارید؟
,رجبی:من در سن 21 سالگی و بطور همزمان با استخدام در ارتش، با خانمی از روستای خودمان نیز ازدواج کردم و حالا سه فرزند داریم ، هر که سه تایشان هم پسر هستند ، پسر بزرگم با مدرک فوق دیپلم در اداره برق سلماس مشغول بکار است و برای مقطع کارشناسی ادامه تحصیل میدهد ، فرزند دومم کارشناسی ارشد حقوق داشته و در شورای حل اختلاف سلماس انجام وظیفه میکند و فرزند سومم نیز سال اول دانشگاه است . دو فرزند بزرگم ازدواج کرده اند و یک نوه بنام حسین دارم.
,آذرپیام : از زمان های قدیم و عید نوروز بگویید و اینکه اولین عید بعد از ازدواج تان کجا بودید؟
,رجبی : من خاطرات شش هفت سالگی ام و یا بیشتر برگردم ، کودکان و جوانان بیشتر از همه آرزو داشتند که روزهایی مانند عید نوروز و چهارشنبه سوری و ... برسد و یکی از دلایلش میتواند عقب افتادگی اقتصادی باشد چون هدایا و میوه جات و تنقلات و عیدی ها فراهم بود و فقط آن روزها برایمان قسمت میشد ، از طرفی هم غذاهای امروزی هم در آن زمان و مخصوصا شرایط سخت روستایی نبود و اغلب آبگوشت و آش و غذاهای آبکی بود و روزهای عید غذای مخصوصش برنج بود که به آن پلوی عید میگفتند و این تازگی ها در این ایام برایمان بسیار لذت بخش بود.
,اولین عید نوروز بعد ازدواجم رو در منطقه عملیاتی بودم و چهارم یا پنجم عید بود که به سلماس برگشتم و چون فرزند اولم تازه بدنیا آمده بود و من بیشتر اوقات را در منطقه عملیاتی بودم ، به روستا نقل مکان کرده بودیم و دقیق بخاطر دارم که از کمربندی سلماس تا روستای یوشانلو با وانت و از آنجا به بعد را تا قره قشلاق با پای پیاده رفتم.
,آذرپیام : پس با این حساب تا پایان جنگ تحمیلی کمتر پیش خانواده بودید و اغلب در منطقه حضور داشتید!
,رجبی: چون در آن زمان مرخصی ها گردشی بود و به این زودی ها به کسی نوبت نمی رسید . حتی اوضاعی پیش می آمد تا 90 روز مرخصی نمیرفتیمو برخی اوقات هم می شد که مرخصی های 48 ساعته میگرفتیم می آمدیم به خانه سری بزنیم!
,آذرپیام: حالا چه شد که در آن بهبوهه جنگ و اوضاع خطرناک این شغل را انتخاب گردید؟ دلیل خاصی داشت؟
,رجبی: حالا اگر بگویم که فقط بر اساس احساس وظیفه به این مسیر رفتم اغراق است و اگر بگویم که صرف بخاطر علاقه به شغل نظامی گری انتخاب کردم بازهم اغراق است واقعیتش چیزی بین هر دوی آن بود. خوب فضای آن زمان مؤثر بود ، عمویم شهید موسی رجبی ، همکلاسی من شهید قمری نیز شهادتشان بسیار برایم ملموس بود و از طرفی هم زندگانی سخت در روستا مرا به این جهت برد و از همان ابتدا این شغل را شغلی مقدس و افتخار آمیز میدانستم .
,آذرپیام: با محرومیت جامعه رشد و نمو پیدا کردید و وارد ارتش و همزمان جنگ شدید ، با آن جدیت و دیسیپلین خاصش ، ارتشی که دیندار و طلایه دار دین و مذهب هم گشته بود ، از روزهای اول استخدامتان بگویید؟
,رجبی: من در تابستان وارد دانشکده افسری شده بودم ، من از لحاظ بدنی هم آماده بودم هم چون قبل از استخدام به کارهای سخت کشاورزی مشغول بودم و هم بطور جدی والیبال بازی میکردم ولی دانشکده افسری چیز دیگری بود، در خانه محبت و نوازشی بود ولی آنجا به خستگی آدم و شرایطش توجهی نمیکردند و در اوایلش حتی لزومی در آن سختگیری هایشان نمی دیدم حتی اوضاع بگونه ای بود که افرادی از وسط آموزش انصراف دادند. ولی وقتی وارد مناطق عملیاتی شدم و صحنه واقعی را لمس کردم تمامی آن آموزش ها را بجا و ضروری پنداشتم و به یاد جمله ای از استاد دانشکده افتادم که گفت: عرق بریزید تا خون نریزید و خون بریزید تا شرف تان ریخته نشود!
,آذرپیام: این سیستم نظامی را هم در خانواده تان هم اعمال کردید؟
,رجبی: نه من عادت ندارم که فرهنگ شخصی خودم که نظامی است را مانند نحوه برخورد و رفتار را در خانواده ام پیاده کنم اما شمه ای از آن مخصوصا نظم را خیلی جدی گرفتم .
,آذرپیام : ماندگار ترین صحنه ای که از دوران دفاع مقدس در ذهنتان باقی مانده چیست؟
,رجبی: البته لحظه به لحظه آن ایام خاطارت و درس های ماندگاری است اما بجا میدانم از دو سرباز یاد کنم ، گردان ما در منطقه عملیاتی کلاشین بود و من با درجه ستوان دومی سرپرست گروهان ارگان بودم . سروانی از گروهان یکم با من تماس گرفت که برف سنگینی میبارد و احتمال دارد در برف گیر کنیم در حالی که در محل استقرار ما هوا خورشیدی بود با هم فاصله زیادی نداشتیم ولی چون از آب و هوای منطقه اطلاع داشتم هماهنگی هایی را برای رساندن امداد و تجهیزات برگرداندن گروهان را انجام دادم ولی فرمانده گردان چون سال اولش منطقه بود از کارم تعجب کرده و با حالت عصبانی میگفت که این کارها چه الزامی دارد؟ وقتی به پایگاه رسیدیم در عرض یک لحظه که من و سرگرد حدود 2 متر باهم فاصله داشتیم کولاک بگونه ای این بین را پرکرد که دیگر نتوانستیم همدیگر را ببینیم و بحمدلله توانستیم تمامی اعضای گروهان به سالم به عقب خط برگردانیم.
,یک خاطره دیگر هم این است که وضعیت جوی در منطقه بگونه ای شده بود که دستور داده بودند به هر نحوی که شده حتی با انداختن سلاح جان تان را نجات دهید. زنگ زدم به پارک موتوری که ماشین ها را به طرف منطقه حرکت دهیم ، از پشت خط یک سرباز به نام نانکری به من گفت که ستوانیار زینال پور برای انجام کارهایی اینجا نیستند ، وقتی به اون وضعیت را توضیح دادم ، آن سرباز به تنهایی و با یک ماشین توانست جان یک گروهان را نجات دهد.
,آذرپیام : جریان اینکه شما نیز به جراحات شیمیایی مبتلا شده بودید چه بود و آیا در بمباران شیمیایی سردشت این اتفاق افتاده است؟
,رجبی: وقتی که رژیم عراق این عمل ناجوان مردانه را در سردشت انجام داد ما در منطقه سیاه کوه مستقر بودیم ، البته آن زمان بحث این نبود که برویم دنبال امتیاز و جانبازی و غیره مفهومی برایمان نداشت ، افراد زیادی بودند که بدنشان بشدت آسیب میدید و بعد از کمی بستری و مداوا به ماموریت خودشان بر میگشتند. در آن زمان چون ما در ارتفاعات بودیم کمی از اثرات شیمیایی به محل استقرار ما نفوذ کزده بود ولی اینکه آسیب زده بود یا نه را تا چند سال پیش نمی دانستیم که پرسنل مستقر در آن منطقه را برای آزمایشات فراخوان دادند.
,آذرپیام: جایگاه معنویات مانند دعا و توسل و ایثار در ارتش را چگونه دیدید؟
,رجبی: در بدو پیروزی انقلاب عواملی خودی و غیرخودی و برخی هم آگاهانه و نا آگاهانه ، شعار انحلال ارتش را دادند. انقلاب اسلامی که در سال 1342 جرقه اش زده شد و در سال 1344 اولین جرقه انقلاب در ارتش با تیراندازی به شاه در پاشگاه افسران زده شد. البته که صیاد شیرازیها و سرلشگر بابایی ها از همان اوایل و جوانی که در ارتش بودند و شهادت میدهم که در ارتش تعدادی اندک در سران ارتش وابستگی هایی به نظام شاهنشاهی داشتند ولی اگر این جمع اندک را منها کنیم غاطبه ارتش ولایی و مومن بوده و است. بعد از انقلاب پایگاهی نداشتیم که مسجد نداشته باشد ، جوانان و افسرانش همیشه پایبند به نماز و روزه بودند ، آن زمان منافقین مقدس معاب شعار انحلال ارتش را دادند و امام فرمان تاریخی امام صادر شد که ما باید ارتش را ارتش حزب الله بنامیم چون امام میدانست که ارتش ولایتمدار و مومن و انقلابی است و البته هم اینگونه بود و حتی فضای معنوی هم در ارتش بود. وقتی وقت مختصری پیدا میکردیم بجای خواب و غیره میدیم همه بطور خود جوش به قرائت قرآن و دعا و زیارت می پرداختند.
,آذرپیام : موضوع و مقاله ای که چند وقت پیش در سایت با هدف نقد از شورای شهر درج شده بود و این مطالب را هم اکثراً از مردم گرفته بودیم و بعنوان مقاله به آن پرداخته بودیم و وظیفه خودمان دانسته بودیم که انتقال دهیم ولی با برخوردهای جناحی مواجه شدیم که میگفتند اول بگو تو طرف کدام جناح هستی و از این حرف ها... وقتی تصمیمی گرفته میشود چند درصد مردم و خود مردم و منافع عامه مردم در این تصمیمات مؤثر است؟
,رجبی: برای این موضوع باید کمی به عقب برگردیم ، به هر حال انتخاب کننده شورای شهر مردم هستند و اشکالات اساسی که در حین انتخابات داریم این است که تعدادی از افراد با اینکه علم این کار را ندارند و تخصص لازم را ندارند فضا گونه ای میشود که ادعای پست و مقام را میکنند و این طرز فکر غلط در جامعه نهادینه میشود ، چرا نخبگان جامعه به شورای شهر ورود نمیکند؟ در نوع انتخاب مشکل داریم ، در نوع تبلیغات مشکل داریم و ترفندهای تبلیغاتی باعث میشود که نخبگان جامعه خودشان را عرضه نکنند و تا توسل به حیل وارد شورای شهر می شوند ، خود من با رأی سنتی انتخاب شدم و اگر از عقبه آرا بی اطلاع بودم هیچ وقت دست به این کار نمی زدم ، از طرفی هم عرصه را افرادی برای کسانی که احتمال میدهند منافعشان را در ضرر بیاندازد تنگ میکنند و خیلی مسائل دیگر باندی و جناحی در روند انتخاب مؤثر است.
,فلذا این مسایل باندی و جناحی در اغلب اقدامات شورای شهر هم تحت تاثیر قرار می دهد و حتی اگر خود نفر هم نخواهد مجبور است در این فضا قرار گرفته و منویات باندی را در جامعه تامین کند. افراد سیاست زده وقتی وارد شورای شهر می شوند فقط به فکر این هستند که اهداف خودشان را پیاده کنند و حق و باطل و شرع و شهروند و مصالح برایشان مهم نمی شود.
,در برآیند این اتفاقات قبل ، حین و بعد انتخابات باعث شد به الویت ها نگاه نشود و در انتخاب که به گستره ای از تخصص ها نیازمندیم توجهی نشود و کار به جایی برسد که شورای شهری با آن گستره وسیع عملکرد به یک شهرداری و در شهرداری به یک اتاقی در شهرداری محدود میشود.
,بر اساس آیه شرفه « وَ الَّذینَ اسْتَجابُوا لِرَبِّهِمْ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ أَمْرُهُمْ شُورى بَیْنَهُمْ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ » اجابت و اطاعات امر خدا ، برپایی نماز و امر شورا و مشورت را مهم ترین ویژگی مومنان میشمارد و از واجبات شرعیه است و این امر مهم هم در قانون اساسی آمده است.
,زمانی شورا ارزش می یابد که افراد ارزشمندی در آن دور هم بیایند ، نفر به جایگاه ارزش میدهد نه اینکه جایگاه به افراد ارزش دهد. البته باید خاطر نشان کرد که در شورای چهارم افراد باسواد تر و متخصص و متدین تری روی کار آمدند و مشکلات شورا ناشی از شورای سوم است و فرهنگ نادرستی در شورای سوم نهادینه شده است و آن هم فرد محوری می باشد که یک نفر تصمیمی را بگیرد و بقیه یا حرفش را تایید کنند یا در حاشیه قرار بگیرد ولی این نهادینه شده بود که برایند رأی شورا حرف و نظر یک فرد باشد ، نه نظر جمعی افراد و این موضوع بحثی چالش برانگیز در شورا شده است و با اینکه اغلب ما را دعوت به اتحاد میکنند ولی مگر اینکه باید اتحاد حول محور حق بوده باشد نه فرد؟!
,من این چالش ها را نیاز شورا میدانم نه آفت شورا ، زیرا اگر این چالشها نباشد خروجی شورا بر اساس تصمیمات فردی خواهد بود که این تصمیمات به صلاح شهر نخواهد بود . این چالش ها و آثار عملکرد شورای شهر هم در بهبود اوضاع دیده میشود ، هر قدر بحث چالش و مطالبه گری پیش می آید اعضای شهرداری بیشتر و بهتر کار و عمل میکنند.
,آذرپیام : چرا شهردار بعد از انتخاب به روی کار نیامده و شورای شهر این امر را پیگیری نمی کند؟
,رجبی : با توجه به اینکه شهرداری از هفت ماه مانده به پایان دور سوم شورا به وسیله سرپرست اداره میشد و با آمدن شورای چهارم هم بحث های داغی در باب انتخاب شهردار بود و هر باند و جناحی هم حاضر نبود از گزینه اش کنار برود و از این رو چند نفر هم با توجه به معرفی به شورا رای نیاوردند ، بلاخره مهندس رحیمی به شورا معرفی شدند، بجز یک نفر آن هم بطور مختصر هیچکسی ایاشان را کامل نمیشناخت ، ولی چون تحصیلات مرتبط و رزومه پربار کاری با هزاران صفحه از ناظر فنی از پروژها های بزرگ و اختراعات داشتند و از طرفی هم چون غیر بومی بودند و از بدنه شهرداری شناختی نداشتند و سابقه اجرایی زیادی هم در این زمینه نداشتند از دلایلی بود که نمیشد ایشان را رد یا تایید کرد . نهایتا در صحن شورا رای آوردند. اما یکی از مشکلاتی که بعدا با آن مواجه شدیم این بود که اداره مطبوعش اجازه نمیداد که ایشان به شهرداری انتقال بیابند و چندین مرحله هم طول کشید و احتمالاً بعد از تعطیلات نوروزی به شهرداری بیایند.
,همانگونه که گفتم مشکلات اصلی شهر ما در اختلاف نظرات سیاسی نیست بلکه این مسایل و اختلافات جناحی و منفعت طلبی ها است که باعث بروز این معضلات میگردد ، امیدوارم آقای رحیمی با دقت و هوشیاری فراوان و فراتر از این باندها و با عدم توجه به این گروهها عمل نمایند و باید بگویم اگر ایشان به روش و کانال درستی به ما معرفی میشدند قطعا تمامی اعضای شورا به ایشان رای موافق میدادند.
,آذرپیام:شورای شهر چه برنامه ای در باب مسایل فرهنگی دارد ؟
,رجبی: متولی فرهنگ عمومی جامعه از اداره فرهنگ و ارشاد تا روحانیون و اداره تبلیغات و بسیاری از نهاد ها در این امر دخیل هستند ، در شورای شهر هم کمسیون فرهنگی اش فعال است و در این کمسیون آقای ایمانزاده و خانم حاتم زاده هستند و من هم در این کمسیون عضویت درام ، بحث مهم مان علاوه بر فرهنگ شهر نشینی و شهر و شهروندان اسلامی روی کار است ولی به آنگونه که هست کمسیون های شورا فعال نشده اند و حتی در دوره سوم بکلی تعطیل شده بود.
,انشالله بعد از اینکه شورای شهر جایگاه لازم خودش را در شهر و راس امور بازیافت مهم ترین مسئله ای که بای بدان بپردازد فرهنگ شهرنشینی با موازین شرعی و اسلامی است تا بتوانیم در شهرمان فرهنگ اسلام ناب محمدی و تشیع علوی را نهادینه کنیم.
,]
ارسال دیدگاه