به بهانه تغییرات خلقالساعه در تیم نوجوانان ایران
کمیته جوانان فوتبال در حلقه بازنشسته ها!
انتخاب حمید علیدوستی به عنوان سرمربی تیم نوجوانان ایران همانقدر خلقالساعه و عجیب بود که اخراجش اهالی فوتبال را شگفتزده کرد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ علیدوستی پیشترها سکان هدایت تیم نوجوانان ایران را برعهده داشت اما وی سالها از این حوزه دور بود و به همین دلیل پیشبینی نمیشد که دو سال پیش کمیته جوانان وی را پس از سالها دوری از زمین فوتبال به عنوان سرمربی تیم نوجوانان برگزیند. با این وجود به دلیل سابقهای که علیدوستی در تیمهای پایه ملی داشت، بازگشت وی توجیهپذیر مینمود هر چند که در همان ایام گفته میشد کمیته جوانان با اتخاذ چنین تصمیمی به عقب بازگشته است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,
حال پس از دو سال همکاری حمید علیدوستی با تیم نوجوانان ایران و در حالی که تا برگزاری دور نهایی این رقابتها مجال کمی مانده کمیته جوانان تصمیم به برکناری وی گرفته است درحالی که این اقدام تهدید بزرگی برای تیم نوجوانان محسوب میشود. آنهایی که با تیمهای پایه کار کردهاند به خوبی میدانند که مسائل روحی روانی در اولویت قرار دارد و پیش از آموزش اصول فوتبال باید بازیکنان این رده را از لحاظ روحی آماده و مهیا کرد. بازیکنانی که طی دو سال گذشته به لحاظ ذهنی با سرمربی خود خو گرفتهاند، بدون شک برایشان دشوار خواهد بود که در مدت زمان کوتاه باقی مانده تا رقابتهای انتخابی با سرمربی جدید هماهنگ شوند.
این تصمیم در حقیقت کار هماهنگی تیم نوجوانان را مختل خواهد کرد. کمیته جوانان میتوانست با تقویت کادر فنی سابق کمک بیشتری به تیم نوجوانان کند. اگر مشکل دستیاران حمید علیدوستی بودند میشد در این بخش تغییراتی ایجاد کرد، نه اینکه در فرصت اندک باقی مانده سرمربی و همه اعضای کادر فنی تغییر کنند. گرچه کمیته جوانان برای اینکه حمید علیدوستی را در صف منتقدان خود نبیند اعلام کرده وی به عنوان مدیر فنی به کار خود ادامه خواهد داد اما این تصمیم نیز نشانههایی از ناواردی مسوولان کمیته جوانان است وگرنه هیچ عقل سلیمی سرمربی که خود از کار برکنار کرده و در واقع رای به ناکارآمدیاش داده را در پست مهمتری همچون رییس کمیته فنی نمیگمارد.
نمونه این تصمیمها شاید فقط در فدراسیون فوتبال ایران رخ دهد که در یکی از حساسترین بخشهای فدراسیون فوتبال که باید افرادی با اشراف کامل به مسائل تیمهای پایه تصمیمهای نهایی را بگیرند، شاهد جابهجایی هستیم که هیچ توجیه منطقی و آیندهنگرانهای ندارد. در روزهایی که علیدوستی از کار برکنار شده صحبت از انتخاب گزینههایی است که آنها نیز پیشترها امتحان خود را پس دادهاند.
صحبت از دوستیمهر است. گزینهای که سالها در تیمهای پایه فعالیت کرده بود. انتخاب دوستیمهر نیز بدون شک بازگشت به عقب محسوب میشود و اگر کمیته جوانان با هدفگذاری جلو میرفت مربیانی را در این حوزه به کار میگرفت که علاوه بر برخورداری از سن و سال مناسبتر، از دانش روز و انگیزههای تازهای برای رسیدن به این پست برخوردار باشند. کمیته جوانان در عین حال باید به این پرسش هم پاسخ دهد که دلایل کنار گذاشتن حمید علیدوستی چه بود. فریدون معینی و مرتضی محصص به عنوان دو عضو تاثیرگذار در بخش پایه اما هیچ گاه به این سوالها پاسخ روشنی ندادهاند.
آنها هرگز نگفتهاند که آیا حمید علیدوستی احیانا نتوانسته بود برنامههای خواسته شده آنها را پیش ببرد یا هر مساله دیگر. عدم شفافسازی موجب شده که امروز گمانهزنیهای متفاوتی پیرامون این ماجرا شود که این فضای کار را در آیندهای نه چندان دور برای کمیته جوانان دشوار میکند. کمیتهای که اعضایش سالهاست دوران تسلسل را طی میکنند و انگار سند این حوزه به نام آنها خورده است.
معینیها در سالهایی که کمیته جوانان را در دست داشتهاند، هرگز تحولاتی چشمگیر را در این حوزه مهم ایجاد نکردهاند و اگر صعودی هم به جامهای جهانی بوده این را نباید برخاسته از برنامههای درازمدتی دانست که برای فوتبال پایه لحاظ شده است و باید این صعودها را تنها جرقهها و موفقیتهایی خودرو دانست وگرنه همواره شاهد صعود تیمهای پایه به جامهای جهانی بودیم و مهمتر از همه تیم المپیک ایران نیز حسرت سالها دوری از مهمترین آوردگاه خود را نمیکشید.
پس از سالها در جایی در این کمیته دیگر وقتش است که تغییراتی اساسی در بخش پایه فدراسیون فوتبال ایجاد شود. مهدی تاج به عنوان رییس فدراسیون فوتبال که تغییرات را آغاز کرده باید توجه ویژهای به کمیته جوانان داشته باشد و افرادی را در این پست حساس به کار بگیرد که اولا همواره در محل کار خود حاضر باشند و مانند مرتضی محصص ماههای طولانی در سفرهای خارجی نباشد و در وهله دوم از برنامه جامعی نیز برای ایجاد رشد در فوتبال پایه بهرهمند باشند چرا که فعالیت در این ناحیه مهم افرادی باانگیزهتر، جوانتر و مجربتر را میطلبد. البته نباید از اختصاص بودجههای مکفی نیز غافل بود و باید ساز و کار اقتصادی مناسبی را هم برای فوتبال پایه به وجود آورد.
حال پس از دو سال همکاری حمید علیدوستی با تیم نوجوانان ایران و در حالی که تا برگزاری دور نهایی این رقابتها مجال کمی مانده کمیته جوانان تصمیم به برکناری وی گرفته است درحالی که این اقدام تهدید بزرگی برای تیم نوجوانان محسوب میشود. آنهایی که با تیمهای پایه کار کردهاند به خوبی میدانند که مسائل روحی روانی در اولویت قرار دارد و پیش از آموزش اصول فوتبال باید بازیکنان این رده را از لحاظ روحی آماده و مهیا کرد. بازیکنانی که طی دو سال گذشته به لحاظ ذهنی با سرمربی خود خو گرفتهاند، بدون شک برایشان دشوار خواهد بود که در مدت زمان کوتاه باقی مانده تا رقابتهای انتخابی با سرمربی جدید هماهنگ شوند.
این تصمیم در حقیقت کار هماهنگی تیم نوجوانان را مختل خواهد کرد. کمیته جوانان میتوانست با تقویت کادر فنی سابق کمک بیشتری به تیم نوجوانان کند. اگر مشکل دستیاران حمید علیدوستی بودند میشد در این بخش تغییراتی ایجاد کرد، نه اینکه در فرصت اندک باقی مانده سرمربی و همه اعضای کادر فنی تغییر کنند. گرچه کمیته جوانان برای اینکه حمید علیدوستی را در صف منتقدان خود نبیند اعلام کرده وی به عنوان مدیر فنی به کار خود ادامه خواهد داد اما این تصمیم نیز نشانههایی از ناواردی مسوولان کمیته جوانان است وگرنه هیچ عقل سلیمی سرمربی که خود از کار برکنار کرده و در واقع رای به ناکارآمدیاش داده را در پست مهمتری همچون رییس کمیته فنی نمیگمارد.
نمونه این تصمیمها شاید فقط در فدراسیون فوتبال ایران رخ دهد که در یکی از حساسترین بخشهای فدراسیون فوتبال که باید افرادی با اشراف کامل به مسائل تیمهای پایه تصمیمهای نهایی را بگیرند، شاهد جابهجایی هستیم که هیچ توجیه منطقی و آیندهنگرانهای ندارد. در روزهایی که علیدوستی از کار برکنار شده صحبت از انتخاب گزینههایی است که آنها نیز پیشترها امتحان خود را پس دادهاند.
صحبت از دوستیمهر است. گزینهای که سالها در تیمهای پایه فعالیت کرده بود. انتخاب دوستیمهر نیز بدون شک بازگشت به عقب محسوب میشود و اگر کمیته جوانان با هدفگذاری جلو میرفت مربیانی را در این حوزه به کار میگرفت که علاوه بر برخورداری از سن و سال مناسبتر، از دانش روز و انگیزههای تازهای برای رسیدن به این پست برخوردار باشند. کمیته جوانان در عین حال باید به این پرسش هم پاسخ دهد که دلایل کنار گذاشتن حمید علیدوستی چه بود. فریدون معینی و مرتضی محصص به عنوان دو عضو تاثیرگذار در بخش پایه اما هیچ گاه به این سوالها پاسخ روشنی ندادهاند.
آنها هرگز نگفتهاند که آیا حمید علیدوستی احیانا نتوانسته بود برنامههای خواسته شده آنها را پیش ببرد یا هر مساله دیگر. عدم شفافسازی موجب شده که امروز گمانهزنیهای متفاوتی پیرامون این ماجرا شود که این فضای کار را در آیندهای نه چندان دور برای کمیته جوانان دشوار میکند. کمیتهای که اعضایش سالهاست دوران تسلسل را طی میکنند و انگار سند این حوزه به نام آنها خورده است.
معینیها در سالهایی که کمیته جوانان را در دست داشتهاند، هرگز تحولاتی چشمگیر را در این حوزه مهم ایجاد نکردهاند و اگر صعودی هم به جامهای جهانی بوده این را نباید برخاسته از برنامههای درازمدتی دانست که برای فوتبال پایه لحاظ شده است و باید این صعودها را تنها جرقهها و موفقیتهایی خودرو دانست وگرنه همواره شاهد صعود تیمهای پایه به جامهای جهانی بودیم و مهمتر از همه تیم المپیک ایران نیز حسرت سالها دوری از مهمترین آوردگاه خود را نمیکشید.
پس از سالها در جایی در این کمیته دیگر وقتش است که تغییراتی اساسی در بخش پایه فدراسیون فوتبال ایجاد شود. مهدی تاج به عنوان رییس فدراسیون فوتبال که تغییرات را آغاز کرده باید توجه ویژهای به کمیته جوانان داشته باشد و افرادی را در این پست حساس به کار بگیرد که اولا همواره در محل کار خود حاضر باشند و مانند مرتضی محصص ماههای طولانی در سفرهای خارجی نباشد و در وهله دوم از برنامه جامعی نیز برای ایجاد رشد در فوتبال پایه بهرهمند باشند چرا که فعالیت در این ناحیه مهم افرادی باانگیزهتر، جوانتر و مجربتر را میطلبد. البته نباید از اختصاص بودجههای مکفی نیز غافل بود و باید ساز و کار اقتصادی مناسبی را هم برای فوتبال پایه به وجود آورد.
,
,
,
,
,
,
ایران ورزشی
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه