اخبار ویژه روزنامه ها پنج شنبه 7بهمن؛

بلوف‌های عضو مجمع روحانیون درباره انتخابات ریاست‌جمهوری/رشد اقتصادی را حس نمی‌کنند مردم باید عینک بزنند؟!/آینده سیاسی ایران در دوران پساهاشمی/پلاسکوی اقتصاد نفتی/آرایش حمله سایبری

بلوف‌های عضو مجمع روحانیون درباره انتخابات ریاست‌جمهوری/رشد اقتصادی را حس نمی‌کنند مردم باید عینک بزنند؟!/آینده سیاسی ایران در دوران پساهاشمی/پلاسکوی اقتصاد نفتی/آرایش حمله سایبری
روزنامه ها با سلایق سیاسی متفاوت به بیان مسائل روز پرداختند که دانا به آن اشاره می کند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ اخبار ویژه روزنامه به شرح زیر است.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,

کیهان

, کیهان,

بلوف‌های عضو مجمع روحانیون درباره انتخابات ریاست‌جمهوری
عضو مجمع روحانیون می‌گوید اصلاح‌طلبان اگر مجبور نبودند از روحانی حمایت نمی‌کردند.
ناصر قوامی عضو فراکسیون مشارکت در مجلس ششم به روزنامه زنجیره‌ای بهار گفته است؛ برای جبهه اصلاحات به طور کاملا طبیعی ایده‌آل خواهد بود که با یک چهره اصلاح‌طلب به انتخابات ریاست‌جمهوری ورود پیدا کند اما شورای نگهبان اجازه نمی‌دهد چهره‌هایی مانند خاتمی و موسوی خوئینی‌ها و عبدالله نوری نامزد شوند.
وی می‌افزاید: وقتی که شرایط و فضا این‌گونه باشد و افراد منتخب اصلاح‌طلبان تائید صلاحیت نشوند. در این صورت اگر آقای روحانی باشد، طبعا اصلاح‌طلبان بنا دارند با ایشان همراهی کنند.
خبرنگار: یعنی اصلاح‌طلبان قلبا از روند انتخابات 92 راضی نیستند و ترجیح می‌دهند شرایط‌ گونه دیگری باشد؟
بله، طبعا این‌گونه است.
وی در پاسخ این سؤال که «با توجه به عملکرد چهارساله روحانی، آیا اصلاح‌طلبان ایشان را برای انتخاب مجدد ریاست‌جمهوری گزینه‌ای عنوان ایده‌آل می‌دانند؟» می‌گوید: به هر حال نقدهایی هم وارد است. به عنوان مثال بنده به شخصه از سیاست داخلی آقای روحانی هیچ‌گونه رضایتی ندارم. تعدادی از وزرای ایشان، مناسب و همراه و همگام با دولت ایشان نیستند و به همین دلیل در موضع‌گیری‌های رئیس‌جمهور، هیچ وزیری از ایشان حمایت نمی‌کند. در مسائل سیاسی  که آقای روحانی  موضع‌گیری می‌کند، هیچ یک از وزرا همراه بامواضع ایشان موضع‌گیری نمی‌کند تا ثابت شود که خیلی از وزرا همراه و همگام ایشان نیستند. بگذارید، مثالی بزنم؛ آقای عبدالرضا رحمانی فضلی چه سنخیتی می‌تواند با تفکر اصلاح‌طلبی و اعتدال‌خواهی داشته باشد؟!  لذا در استان قزوین استاندار و مدیران کل استانداری همه اصولگرا هستند. معاون سیاسی را هم که اخیرا آورده‌اند، اصولگرا هست و من به عنوان فردی که اصلاح‌طلبان را در این شهر محوریت، همراهی و همگامی می‌کنم، نمی‌شناسمش و اطلاع ندارم آن معاون سیاسی که آورده‌اند، چه کسی است، چه عقیده‌ای دارد، خط فکری او چگونه است؟ خب! وقتی که اطلاع ندارم، در انتخاباتی که پیش رو داریم، این برای ما مشکل به وجود خواهد آورد.
اظهارات قوامی در حالی است که اولا افراطیون مدعی اصلاحات، در زمان دولت اصلاحات، خاتمی را با تعابیری نظیر اردک لنگ، شاه‌سلطان حسین صفوی، رئیس دولت بی‌عرضه‌ای که باید از قطار اصلاحات پیاده‌اش کرد یا از او عبور کرد، مطرح می‌کردند.
ثانیا از بدیهی‌ترین شرایط نامزدی انتخابات ریاست‌جمهوری در هر کشوری پایبندی به حاکمیت و قانون اساسی آن کشور است و کسانی چون خاتمی و موسوی خوئینی‌ها، فتنه و آشوب نیابتی را تدارک کردند که سر معارضه صریح با اسلامیت و جمهوریت نظام داشت.
ثالثا برخلاف ادعای آقای قوامی، اصلاح‌طلبان بهتر از هر کس می‌دانند که رأسا رأی ندارند و به همین دلیل هم محمدرضا عارف  معاون اول رئیس‌جمهور در دولت اصلاحات را در انتخابات سال 92 مجبور به انصراف  کردند چرا که رأی اصلاح‌طلبان 3 روز  قبل از انتخابات (طبق نظرسنجی خود آنها) تنها 8 درصد بود. با این وجود افراطیون مدعی اصلاحات، همواره برخورد طلبکارانه با رئیس‌جمهور داشته و دولت وی را با اهانت و گستاخی تمام، رحم اجاره‌ای اصلاح‌طلبان توصیف کرده‌اند.

رشد اقتصادی را حس نمی‌کنند مردم باید عینک بزنند؟!
مشاور اقتصادی رئیس‌جمهور می‌گوید مردم رشد اقتصادی را احساس نمی‌کنند.
روزنامه وقایع اتفاقیه از قول مسعود نیلی نوشت: شکاف درآمدی، به دلیل تحریم‌های اقتصادی دانست و گفت: شکاف درآمدی، یکی از مهم‌ترین عواملی بوده که رشد اقتصادی در کشور احساس نمی‌شود زیرا سطح درآمدها پایین است. مسعود نیلی در ششمین همایش سیاست‌های پولی و چالش‌های بانکداری و تولید با تشریح وضعیت اقتصادی و نظام بانکی گفت: رشد اقتصادی، موضوع جامعی بوده که دارای ابعاد مختلفی است؛ مهم‌ترین موضوعی که باید درباره رشد اقتصادی به آن توجه کنیم، تولید ناخالص داخلی سرانه است.
نیلی همچنین بودجه دولت را از جمله منشأهای افزایش نقدینگی در کشور عنوان کرد.
سخنان نیلی مبنی بر اینکه مردم رشد اقتصادی را احساس نمی‌کنند در حالی است که آقای روحانی رئیس جمهور در کنفرانس مطبوعاتی اخیر گفته بود «برخی می‌گویند ما رشد اقتصادی را نمی‌بینیم. خب بروید عینکی چیزی یا درمانی کنید کسانی که درباره رکود سخن می‌گویند و همواره نمی‌بینند، باید خود را درمان کنند».

باقی ماندن تحریم‌ها افتخار دارد یا مکانیزم ماشه علیه ایران؟!
وزیر خارجه می‌گوید من از برجام شرمنده نیستم و به آن افتخار می‌کنم.
محمدجواد ظریف در نشست هیئت نمایندگان اتاق بازرگانی تهران گفت: موفقیت برجام بر آن بود که فضای روانی جهان را درباره ایران آماده کند، به همین دلیل بدخواهان تمام تلاش خود را به کار بردند که این آرامش در فضای ایران حاکم نشود.
وی گفت: بانکها محافظه‌کار هستند و همانطور که روند کاهش ارتباطات بانکی به صورت تدریجی و محافظه‌کارانه انجام شد برای برقراری دوباره این روابط نیز موسسات پولی و بانکی به صورت تدریجی اقدام می‌کنند.
ظریف با بیان اینکه بعضی‌ها فکر می‌کنند که من از برجام شرمنده‌ام اما باید به آنها بگویم که من به برجام افتخار می‌کنم گفت: برجام با خطر جدی مواجه نیست به شرط آنکه خودمان برجام را حفظ کنیم و من نه تنها اینکه از برجام شرمنده نیستم بلکه به آن افتخار می‌کنم اما موضوع برجام هر روز نباید مطرح شود.
وی افزود: اسنپ‌بک یک تضمین برای ادامه برجام و نقطه تداوم آن است. بند اسنپ‌بک نشان می‌د‌هد که طرفین مذاکره هیچ‌وقت به یکدیگر اعتماد نداشته‌اند.
ظریف گفت: کسانی که می‌گویند ما به آمریکا اعتماد کردیم باید به آنها پاسخ داد که اگر به آمریکا اعتماد داشتیم که اسنپ‌بک را در توافقات خود لحاظ نمی‌کردیم.
وی افزود: اسنپ‌بک برای ایران عالی است و هر زمان از طرف ایران مشاهده شود که از این توافق امتیاز نمی‌گیریم می‌توانیم خارج شویم اما برای طرف مقابل اینطور نیست و باید با هزاران بانک و شورای امنیت مذاکره کنند.
اظهارات آقای ظریف از چند جهت با واقعیت‌ها همخوانی ندارد. اولا آقای ظریف مهرماه امسال در شورای روابط خارجی آمریکا و در پاسخ به سؤال فرید زکریا درباره اجرایی شدن یا نشدن برجام گفت: «برخی از کسانی که شما هم می‌شناسید، برخی از بانک‌های اروپایی مقدار بسیار زیادی جریمه شده‌اند. ارقام آن‌قدر بزرگ هستند که گفتن آنها دشوار است. برای مثال 8/9 میلیارد دلار برای پریبا و یا چندین هزار میلیارد دلار برای اچ‌بی‌سی. اچ‌بی‌سی به قدری نگران بود که از جک‌لو که در گذشته وزیر خزانه‌داری بود سوال کرد. این نوعی از ترس و وحشت است که این قبیل جریمه‌ها برای بانک‌های اروپایی ایجاد کرده است. در نتیجه آنها می‌خواهند بیایند و با ایران معاملات جدیدی را آغاز کنند و آنها همیشه این نهاد دارایی‌های خارجی موسوم به اوفک را دارند که البته ما نام این نهاد را بیش از هر آمریکایی دیگر شنیده‌ایم، اوفک به آن افراد می‌گوید اشکالی ندارد با ایران معامله داشته باشید ولی... و این ولی که آنها می‌گویند به قدری طولانی است که... البته یک جمله می‌گوید اشکالی ندارد با ایران معامله داشته باشید و در عوض در پنج صفحه اما و اگرهایی ذکر شده است و در نهایت این بانک‌ها می‌گویند ما مسیر امن‌تر را در پیش می‌‌گیریم و اصلا ایران را فراموش می‌کنیم و نتیجه همیشه همین بوده است. هیچ‌یک از بانک‌های اصلی اروپایی پس از گذشت هشت‌ماه از توافق هنوز هم نمی‌خواهند معامله‌ای با ایران داشته باشند».
ثانیاً این ادعا که برجام باخطر جدی مواجه نیست، خلاف همین اظهارات آقای ظریف درباره عدم همکاری بانک‌ها و شرکت‌های بزرگ با ایران است. یک ماه پیش کنگره آمریکا تمدید 10 ساله تحریم‌های ISA که آقای ظریف بر ناقض برجام بودن آن تصریح داشت، تصویب کرد و دولت اوباما هم به وعده وتوی این طرح عمل نکرد. آیا این نقض‌های سیستماتیک و پیاپی را نباید مطرح کرد؟ چرا؟ مگر ما سخنگوی وزارت خارجه آمریکا هستیم که بخواهیم پنهانکاری کنیم.
ثالثاً در موضوع اسنپ‌بک اتفاقاً ماجرا برخلاف ادعای آقای ظریف است. سال گذشته اندیشکده مستقل دفاع و امنیت انگلیس در گزارشی به همین موضوع پرداخت و نوشت: «برنامه جامع اقدام مشترک ]برجام[ گام بزرگی در تاریخ منع گسترش سلاح هسته‌ای است. طبق این توافق، در صورت تخطی ایران از تعهداتش، اسنپ بک صورت می‌گیرد. 5+1 از مکانیزم حل اختلاف که اسنپ بک را در خود دارد، به عنوان برگ برنده خود در توافق یاد می‌کند. فرایند حل اختلاف ذکر شده در متن توافق، دارای پیچیدگی‌های فراوان است. فرآیند مقدماتی ذکر شده در پیوست 4 توافق، با در نظر گرفتن رفع تحریم‌ها از شکایات ایران حمایت می‌کند. در گام اول، ایران و طرفین برجام بر سر تحقق این مورد گفت‌وگو می‌کنند و اگر این بند صورت نپذیرد، هر یک از طرفین توافق می‌تواند موضوع را به «کار گروه رفع تحریم» که با نماینده ارشد اتحادیه اروپا هماهنگ است ارجاع دهد. این کارگروه، 30 روز فرصت دارد جهت رضایت طرفین، مشکل را رفع نماید. در صورت بروز بن‌بست در کار، هر کدام از طرفین ناراضی می‌تواند موضوع اختلاف را به «کمیته مشترک» متشکل از 8 نماینده (6 نفر از 5+1، یک نفر از اتحادیه اروپا و یک نفر از ایران) ارجاع دهد. در موارد به غیر از موضوع تحریم، ایران می‌تواند بطور مستقیم شکایت خود را با کمیته مشترک در میان بگذارد. این کمیته، 15 روز وقت خواهد داشت که به موضوع رسیدگی نماید. اما اگر حتی یک نفر از جمع 8 نفر به این نتیجه رسید که موضوع قابل حل نیست، کمیته موظف است که موضوع را به سطح وزرای خارجه ببرد و سپس 15 روز دیگر فرصت باقی است تا مشکل رفع گردد.
اگر همچنان این مشکل در سطح هیئت سه نفره هم به نتیجه نرسد، موضوع دوباره به کمیته مشترک ارجاع داده شده و 5 روز وقت برای حل آن در نظر گرفته خواهد شد و نهایتاً در صورت عدم حل مشکل، مسئله به شورای امنیت سازمان ملل می‌رسد تا طرف ناسازگار را تشخیص داده و محکوم نماید.
طبق قطعنامه تأیید شده در شورای امنیت در روز 20 جولای، در صورت حل نشدن موضوع در کمیته مشترک، یکی از اعضای شورای امنیت 10 روز وقت دارد تا اقدام به رفع عارضه نماید و در صورت عدم توفیق وی، پرونده در اختیار رئیس شورای امنیت قرار خواهد گرفت. در نهایت، اگر 5 عضو دائمی شورای امنیت به نتیجه نرسند، تحریم‌های سابق دوباره اعمال خواهد شد.
از آنجایی که ایران می‌دانداگر پای قضیه به شورای امنیت برسد تحریم‌ها دوباره بازگردانده می‌شود، پس تلاش خواهد کرد که به عنوان طرف شاکی اقدامی نکند. به جای آن، به طرف پای‌پس کشیدن از توافق پس از آن 35 روز ناموفق کمیته مشترک خواهد رفت و بدین طریق خود را در چاه شورای امنیت که هیچکدام از اعضای دائم آن نمی‌توانند در این مورد از حق وتوی خود به نفع ایران استفاده کنند، نمی‌اندازد».
به عبارت دیگر آقای ظریف دارند مکانیزم حاشیه تعبیه شده از سوی آمریکا و غرب را که به ضرر ایران است، به عنوان دستاورد برای مردم و کشور فاکتور می‌کنند.

نفوذ ایران و روسیه در سوریه /آمریکا نقش ناظر را پیدا کرده است
عضو شورای روابط خارجی آمریکا گفت ایران و روسیه نقش قوی در سوریه دارند و آمریکا به حاشیه افتاده است.
گیل زماخ لمون در گفت‌وگو با سی‌ان‌ان تصریح کرد: آمریکا در مذاکرات سوریه به حد یک ناظر مذاکرات رسیده است.
پژوهشگر ارشد اندیشکده شورای روابط خارجی با اشاره به مذاکرات آستانه افزود: این مذاکرات نه در ژنو و نه در هیچ یک از پایتخت کشورهای اروپایی و بدون حضور آمریکا و اینکه آمریکا در آن در سطح یک ناظر است، برگزار می‌شود، سازمان ملل نیز در دقایق آخر در آن حضور یافت. این نشست در یکی از قلمروهای اتحاد جماهیر شوروی سابق برگزار می‌شود.
زماخ گفت: ترکیه هم دیگر چندان به آمریکایی‌ها اعتماد نداشت و از اینکه کردهای سوریه در ائتلاف و اتحاد آمریکایی‌ها قرار داشتند، چندان خشنود نبود و منافع خود را در نزدیکی با روسیه دید.
زماخ افزود: اکنون ببینید ما در کجا قرار داریم، در قزاقستان هستیم، و آمریکا در سطح یک ناظر در این مذاکرات نقش دارد.
سی‌ان‌ان در بخش دیگری به چرخش دولت جدید آمریکا در قبال سوریه پرداخت و گفت: دبیر مطبوعاتی کاخ سفید گفته است که (دولت ترامپ) برای شکست دادن (گروه تکفیری- تروریستی) داعش مایل به همکاری با روسیه است. شان اسپایسر در این باره به خبرنگاران گفته بود: «فکر می‌کنم به دنبال راه‌هایی برای مقابله با داعش، با هر کشور دیگری، حال روسیه باشد یا هر کشور دیگری هستیم چرا که منافع مشترک ملی در آن داریم».
سی‌ان‌ان پرسید: این یک تغییر بزرگ بعد از دولت اوباما است؟ و زماخ پاسخ داد: هم بله و هم نه! موضع دولت اوباما این بود که زمان برای کنار رفتن بشار اسد فرا رسیده است اما واقعیت موجود، چیزی غیر از آنی بود که بدین سو پیش رود (کنار رفتن بشار اسد) و نگرانی‌ای که متوجه دولت اوباما بود این بود که آمریکا در سوریه چندان نفوذ ندارد و این ایران و روسیه هستند که نقش قوی‌تری در سوریه دارند. بنابراین این واقعیت‌ها از سوی آمریکا پذیرفته شد.

, بلوف‌های عضو مجمع روحانیون درباره انتخابات ریاست‌جمهوری,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
, رشد اقتصادی را حس نمی‌کنند مردم باید عینک بزنند؟!,
,
,
,
,
,
, باقی ماندن تحریم‌ها افتخار دارد یا مکانیزم ماشه علیه ایران؟!,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
, نفوذ ایران و روسیه در سوریه /آمریکا نقش ناظر را پیدا کرده است,
,
,
,
,
,
,
,

 

,

آرمان

, آرمان,

آینده سیاسی ایران در دوران پساهاشمی

, آینده سیاسی ایران در دوران پساهاشمی, آینده سیاسی ایران در دوران پساهاشمی,

آرمان: رحلت ناگهانی آیت‌ا...هاشمی همه را متاثر کرد، جدای از شخصیت ایشان که محبوب خیل عظیمی از مردم ایران ودیگر کشورها بود، درگذشت آیت‌ا... هاشمی به دلیل داشتن نقش‌های گوناگون در تاریخ انقلاب و اهمیت حضور ایشان در چند سال اخیر که کشور را به سمت عقلانیت و اعتدال پیش برده بودند مورد توجه بوده است. یکی از مهم‌ترین سوالاتی که نه تنها برای مردم که برای اکثر تحلیلگران و علما در مدت اخیر مطرح است، شرایط و آینده سیاسی کشور بعد از رحلت آیت‌ا... هاشمی است. در یکی از آخرین اظهارنظرها در این باره آیت‌ا... سید حسین موسوی تبریزی درباره شخصیت آیت‌ا... هاشمی گفت: اگر بخواهم شخصیت آیت‌ا... هاشمی رفسنجانی را در یک جمله کوتاه بگویم، ایشان شخصیت عالم و در عین حال غیر مغرور بود. شخصیت ایشان، سیاستمدار و در عین حال عقلگرا بود؛ شخصیت نکته سنجی که می‌توانست در مواضع مختلف سیاست‌های خوب را به نفع مصلحت جامعه براساس واقع گرایی خود ببیند و انجام بدهد ولی همه اینها معنایش این نیست که معصوم است. وی درباره مهم‌ترین دغدغه آیت‌ا... هاشمی اظهار کرد: پیشرفت ایران و انقلاب و پیشرفت خط واقعی حضرت امام یکی از دغدغه‌های ایشان بود و واقعا پیشبرد جامعه به سوی تمدنی که با اسلام توام باشد، به سوی پیشرفتی که در عین حال اسلامی باشد، همیشه هدف ایشان بود. اسلامی بودن را با پیشرفت دنیوی و بهترشدن دنیای مردم را با بهترشدن آخرت مردم توام می‌دید و از این جهت هم همیشه تلاش می‌کرد .

دوستان و تربیت‌شدگان آیت‌ا... حضور دارند

آیت‌ا... موسوی تبریزی در پاسخ به این پرسش که با نبود این شخصیت وضعیت سیاسیون را چطور ارزیابی می‌کنید گفت: همیشه در بین سیاسیون ممکن است اختلافاتی باشد اما الحمدلله با توجه به وقایعی که در این کشور در گذشته اتفاق افتاد و دوره‌های مختلفی را که مردم و انقلابیون دیدند و حتی جوان‌های ما که با تحلیل‌های دوره‌های گذشته می‌توانند و توانستند از یک جهت‌بینی و تک جهت‌بینی گذشتند و چند جانبه، جامعه را نگاه می‌کنند، تحلیل‌های درستی غالبا دارند و می‌توانند داشته باشند. می‌توان به انتخابات سال ۹۲ و رای دادن به آقای روحانی را اشاره کرد. آیت‌ا... موسوی‌تبریزی گفت: آقای هاشمی رفتند و در میان ما نیستند اما خیلی از تربیت‌شدگان نظام و دوستان آیت‌ا... هاشمی و دیگران وجود دارند. از آن طرف هم طیف اصلاح‌طلب، هم طیف اصولگرایان اکثریتشان به واقع بینی رسیدند و تا حدودی بعد از آن هم بیشتر می‌رسند. من معتقد هستم نگرانی موجود نیست و آن تفریط و افراط ها را کنار بگذاریم، ان شاءا... آینده بهتری در جامعه خواهیم داشت. وی با اشاره به اینکه بعد از رفتن آیت‌ا... هاشمی افراد افراطی ممکن است افراط خود را بیشتر کنند تاکید کرد: به نظر من، ممکن است یک عده‌ای که تندرو غیر منطقی هستند، فکر می‌کنند که یک خلائی پیش آمده و پشتیبانی از گروه‌های معتدل و اصلاح‌طلب از دنیا رفته که با این خلأ بتوانند فعالیتشان را تندتر و بیشتر از آنچه تا حالا بوده انجام بدهند و با امید اینکه به پیروزی برسند، ولی من معتقد هستم که این تاثیری نخواهد داشت. آیت‌ا... موسوی تبریزی اظهار کرد: من معتقد هستم، جامعه هنوز هم تا حدودی دوقطبی است که در این دوقطبی در دو طرف منافع شخصی را دخیل می‌کند و آنجا هم که منافع شخصی است به این زودی موضوع حل نمی‌شود، ولی در آن دو قطبی که بر اساس فکر و اندیشه باشد، اشتباهات فکری باعث می‌شود انسان در یک قطب قرار بگیرد. این اشتباهات می‌تواند متغیر باشد و زمان و دلایل می‌تواند آن را عوض کند.

,

آرمان: رحلت ناگهانی آیت‌ا...هاشمی همه را متاثر کرد، جدای از شخصیت ایشان که محبوب خیل عظیمی از مردم ایران ودیگر کشورها بود، درگذشت آیت‌ا... هاشمی به دلیل داشتن نقش‌های گوناگون در تاریخ انقلاب و اهمیت حضور ایشان در چند سال اخیر که کشور را به سمت عقلانیت و اعتدال پیش برده بودند مورد توجه بوده است. یکی از مهم‌ترین سوالاتی که نه تنها برای مردم که برای اکثر تحلیلگران و علما در مدت اخیر مطرح است، شرایط و آینده سیاسی کشور بعد از رحلت آیت‌ا... هاشمی است. در یکی از آخرین اظهارنظرها در این باره آیت‌ا... سید حسین موسوی تبریزی درباره شخصیت آیت‌ا... هاشمی گفت: اگر بخواهم شخصیت آیت‌ا... هاشمی رفسنجانی را در یک جمله کوتاه بگویم، ایشان شخصیت عالم و در عین حال غیر مغرور بود. شخصیت ایشان، سیاستمدار و در عین حال عقلگرا بود؛ شخصیت نکته سنجی که می‌توانست در مواضع مختلف سیاست‌های خوب را به نفع مصلحت جامعه براساس واقع گرایی خود ببیند و انجام بدهد ولی همه اینها معنایش این نیست که معصوم است. وی درباره مهم‌ترین دغدغه آیت‌ا... هاشمی اظهار کرد: پیشرفت ایران و انقلاب و پیشرفت خط واقعی حضرت امام یکی از دغدغه‌های ایشان بود و واقعا پیشبرد جامعه به سوی تمدنی که با اسلام توام باشد، به سوی پیشرفتی که در عین حال اسلامی باشد، همیشه هدف ایشان بود. اسلامی بودن را با پیشرفت دنیوی و بهترشدن دنیای مردم را با بهترشدن آخرت مردم توام می‌دید و از این جهت هم همیشه تلاش می‌کرد .

, آرمان: رحلت ناگهانی آیت‌ا...هاشمی همه را متاثر کرد، جدای از شخصیت ایشان که محبوب خیل عظیمی از مردم ایران ودیگر کشورها بود، درگذشت آیت‌ا... هاشمی به دلیل داشتن نقش‌های گوناگون در تاریخ انقلاب و اهمیت حضور ایشان در چند سال اخیر که کشور را به سمت عقلانیت و اعتدال پیش برده بودند مورد توجه بوده است. یکی از مهم‌ترین سوالاتی که نه تنها برای مردم که برای اکثر تحلیلگران و علما در مدت اخیر مطرح است، شرایط و آینده سیاسی کشور بعد از رحلت آیت‌ا... هاشمی است. در یکی از آخرین اظهارنظرها در این باره آیت‌ا... سید حسین موسوی تبریزی درباره شخصیت آیت‌ا... هاشمی گفت: اگر بخواهم شخصیت آیت‌ا... هاشمی رفسنجانی را در یک جمله کوتاه بگویم، ایشان شخصیت عالم و در عین حال غیر مغرور بود. شخصیت ایشان، سیاستمدار و در عین حال عقلگرا بود؛ شخصیت نکته سنجی که می‌توانست در مواضع مختلف سیاست‌های خوب را به نفع مصلحت جامعه براساس واقع گرایی خود ببیند و انجام بدهد ولی همه اینها معنایش این نیست که معصوم است. وی درباره مهم‌ترین دغدغه آیت‌ا... هاشمی اظهار کرد: پیشرفت ایران و انقلاب و پیشرفت خط واقعی حضرت امام یکی از دغدغه‌های ایشان بود و واقعا پیشبرد جامعه به سوی تمدنی که با اسلام توام باشد، به سوی پیشرفتی که در عین حال اسلامی باشد، همیشه هدف ایشان بود. اسلامی بودن را با پیشرفت دنیوی و بهترشدن دنیای مردم را با بهترشدن آخرت مردم توام می‌دید و از این جهت هم همیشه تلاش می‌کرد ., آرمان: رحلت ناگهانی آیت‌ا...هاشمی همه را متاثر کرد، جدای از شخصیت ایشان که محبوب خیل عظیمی از مردم ایران ودیگر کشورها بود، درگذشت آیت‌ا... هاشمی به دلیل داشتن نقش‌های گوناگون در تاریخ انقلاب و اهمیت حضور ایشان در چند سال اخیر که کشور را به سمت عقلانیت و اعتدال پیش برده بودند مورد توجه بوده است. یکی از مهم‌ترین سوالاتی که نه تنها برای مردم که برای اکثر تحلیلگران و علما در مدت اخیر مطرح است، شرایط و آینده سیاسی کشور بعد از رحلت آیت‌ا... هاشمی است. در یکی از آخرین اظهارنظرها در این باره آیت‌ا... سید حسین موسوی تبریزی درباره شخصیت آیت‌ا... هاشمی گفت: اگر بخواهم شخصیت آیت‌ا... هاشمی رفسنجانی را در یک جمله کوتاه بگویم، ایشان شخصیت عالم و در عین حال غیر مغرور بود. شخصیت ایشان، سیاستمدار و در عین حال عقلگرا بود؛ شخصیت نکته سنجی که می‌توانست در مواضع مختلف سیاست‌های خوب را به نفع مصلحت جامعه براساس واقع گرایی خود ببیند و انجام بدهد ولی همه اینها معنایش این نیست که معصوم است. وی درباره مهم‌ترین دغدغه آیت‌ا... هاشمی اظهار کرد: پیشرفت ایران و انقلاب و پیشرفت خط واقعی حضرت امام یکی از دغدغه‌های ایشان بود و واقعا پیشبرد جامعه به سوی تمدنی که با اسلام توام باشد، به سوی پیشرفتی که در عین حال اسلامی باشد، همیشه هدف ایشان بود. اسلامی بودن را با پیشرفت دنیوی و بهترشدن دنیای مردم را با بهترشدن آخرت مردم توام می‌دید و از این جهت هم همیشه تلاش می‌کرد ., آرمان: ,

دوستان و تربیت‌شدگان آیت‌ا... حضور دارند

, دوستان و تربیت‌شدگان آیت‌ا... حضور دارند, دوستان و تربیت‌شدگان آیت‌ا... حضور دارند, دوستان و تربیت‌شدگان آیت‌ا... حضور دارند,

آیت‌ا... موسوی تبریزی در پاسخ به این پرسش که با نبود این شخصیت وضعیت سیاسیون را چطور ارزیابی می‌کنید گفت: همیشه در بین سیاسیون ممکن است اختلافاتی باشد اما الحمدلله با توجه به وقایعی که در این کشور در گذشته اتفاق افتاد و دوره‌های مختلفی را که مردم و انقلابیون دیدند و حتی جوان‌های ما که با تحلیل‌های دوره‌های گذشته می‌توانند و توانستند از یک جهت‌بینی و تک جهت‌بینی گذشتند و چند جانبه، جامعه را نگاه می‌کنند، تحلیل‌های درستی غالبا دارند و می‌توانند داشته باشند. می‌توان به انتخابات سال ۹۲ و رای دادن به آقای روحانی را اشاره کرد. آیت‌ا... موسوی‌تبریزی گفت: آقای هاشمی رفتند و در میان ما نیستند اما خیلی از تربیت‌شدگان نظام و دوستان آیت‌ا... هاشمی و دیگران وجود دارند. از آن طرف هم طیف اصلاح‌طلب، هم طیف اصولگرایان اکثریتشان به واقع بینی رسیدند و تا حدودی بعد از آن هم بیشتر می‌رسند. من معتقد هستم نگرانی موجود نیست و آن تفریط و افراط ها را کنار بگذاریم، ان شاءا... آینده بهتری در جامعه خواهیم داشت. وی با اشاره به اینکه بعد از رفتن آیت‌ا... هاشمی افراد افراطی ممکن است افراط خود را بیشتر کنند تاکید کرد: به نظر من، ممکن است یک عده‌ای که تندرو غیر منطقی هستند، فکر می‌کنند که یک خلائی پیش آمده و پشتیبانی از گروه‌های معتدل و اصلاح‌طلب از دنیا رفته که با این خلأ بتوانند فعالیتشان را تندتر و بیشتر از آنچه تا حالا بوده انجام بدهند و با امید اینکه به پیروزی برسند، ولی من معتقد هستم که این تاثیری نخواهد داشت. آیت‌ا... موسوی تبریزی اظهار کرد: من معتقد هستم، جامعه هنوز هم تا حدودی دوقطبی است که در این دوقطبی در دو طرف منافع شخصی را دخیل می‌کند و آنجا هم که منافع شخصی است به این زودی موضوع حل نمی‌شود، ولی در آن دو قطبی که بر اساس فکر و اندیشه باشد، اشتباهات فکری باعث می‌شود انسان در یک قطب قرار بگیرد. این اشتباهات می‌تواند متغیر باشد و زمان و دلایل می‌تواند آن را عوض کند.

, آیت‌ا... موسوی تبریزی در پاسخ به این پرسش که با نبود این شخصیت وضعیت سیاسیون را چطور ارزیابی می‌کنید گفت: همیشه در بین سیاسیون ممکن است اختلافاتی باشد اما الحمدلله با توجه به وقایعی که در این کشور در گذشته اتفاق افتاد و دوره‌های مختلفی را که مردم و انقلابیون دیدند و حتی جوان‌های ما که با تحلیل‌های دوره‌های گذشته می‌توانند و توانستند از یک جهت‌بینی و تک جهت‌بینی گذشتند و چند جانبه، جامعه را نگاه می‌کنند، تحلیل‌های درستی غالبا دارند و می‌توانند داشته باشند. می‌توان به انتخابات سال ۹۲ و رای دادن به آقای روحانی را اشاره کرد. آیت‌ا... موسوی‌تبریزی گفت: آقای هاشمی رفتند و در میان ما نیستند اما خیلی از تربیت‌شدگان نظام و دوستان آیت‌ا... هاشمی و دیگران وجود دارند. از آن طرف هم طیف اصلاح‌طلب، هم طیف اصولگرایان اکثریتشان به واقع بینی رسیدند و تا حدودی بعد از آن هم بیشتر می‌رسند. من معتقد هستم نگرانی موجود نیست و آن تفریط و افراط ها را کنار بگذاریم، ان شاءا... آینده بهتری در جامعه خواهیم داشت. وی با اشاره به اینکه بعد از رفتن آیت‌ا... هاشمی افراد افراطی ممکن است افراط خود را بیشتر کنند تاکید کرد: به نظر من، ممکن است یک عده‌ای که تندرو غیر منطقی هستند، فکر می‌کنند که یک خلائی پیش آمده و پشتیبانی از گروه‌های معتدل و اصلاح‌طلب از دنیا رفته که با این خلأ بتوانند فعالیتشان را تندتر و بیشتر از آنچه تا حالا بوده انجام بدهند و با امید اینکه به پیروزی برسند، ولی من معتقد هستم که این تاثیری نخواهد داشت. آیت‌ا... موسوی تبریزی اظهار کرد: من معتقد هستم، جامعه هنوز هم تا حدودی دوقطبی است که در این دوقطبی در دو طرف منافع شخصی را دخیل می‌کند و آنجا هم که منافع شخصی است به این زودی موضوع حل نمی‌شود، ولی در آن دو قطبی که بر اساس فکر و اندیشه باشد، اشتباهات فکری باعث می‌شود انسان در یک قطب قرار بگیرد. این اشتباهات می‌تواند متغیر باشد و زمان و دلایل می‌تواند آن را عوض کند., آیت‌ا... موسوی تبریزی در پاسخ به این پرسش که با نبود این شخصیت وضعیت سیاسیون را چطور ارزیابی می‌کنید گفت: همیشه در بین سیاسیون ممکن است اختلافاتی باشد اما الحمدلله با توجه به وقایعی که در این کشور در گذشته اتفاق افتاد و دوره‌های مختلفی را که مردم و انقلابیون دیدند و حتی جوان‌های ما که با تحلیل‌های دوره‌های گذشته می‌توانند و توانستند از یک جهت‌بینی و تک جهت‌بینی گذشتند و چند جانبه، جامعه را نگاه می‌کنند، تحلیل‌های درستی غالبا دارند و می‌توانند داشته باشند. می‌توان به انتخابات سال ۹۲ و رای دادن به آقای روحانی را اشاره کرد. آیت‌ا... موسوی‌تبریزی گفت: آقای هاشمی رفتند و در میان ما نیستند اما خیلی از تربیت‌شدگان نظام و دوستان آیت‌ا... هاشمی و دیگران وجود دارند. از آن طرف هم طیف اصلاح‌طلب، هم طیف اصولگرایان اکثریتشان به واقع بینی رسیدند و تا حدودی بعد از آن هم بیشتر می‌رسند. من معتقد هستم نگرانی موجود نیست و آن تفریط و افراط ها را کنار بگذاریم، ان شاءا... آینده بهتری در جامعه خواهیم داشت. وی با اشاره به اینکه بعد از رفتن آیت‌ا... هاشمی افراد افراطی ممکن است افراط خود را بیشتر کنند تاکید کرد: به نظر من، ممکن است یک عده‌ای که تندرو غیر منطقی هستند، فکر می‌کنند که یک خلائی پیش آمده و پشتیبانی از گروه‌های معتدل و اصلاح‌طلب از دنیا رفته که با این خلأ بتوانند فعالیتشان را تندتر و بیشتر از آنچه تا حالا بوده انجام بدهند و با امید اینکه به پیروزی برسند، ولی من معتقد هستم که این تاثیری نخواهد داشت. آیت‌ا... موسوی تبریزی اظهار کرد: من معتقد هستم، جامعه هنوز هم تا حدودی دوقطبی است که در این دوقطبی در دو طرف منافع شخصی را دخیل می‌کند و آنجا هم که منافع شخصی است به این زودی موضوع حل نمی‌شود، ولی در آن دو قطبی که بر اساس فکر و اندیشه باشد، اشتباهات فکری باعث می‌شود انسان در یک قطب قرار بگیرد. این اشتباهات می‌تواند متغیر باشد و زمان و دلایل می‌تواند آن را عوض کند.,

 

,

شرق:

, شرق:,
پلاسکوی اقتصاد نفتی
, پلاسکوی اقتصاد نفتی , پلاسکوی اقتصاد نفتی ,
سیدکامران باقری-مشاور مدیریت نوآوری
, سیدکامران باقری-مشاور مدیریت نوآوری, سیدکامران باقری-مشاور مدیریت نوآوری,

فروریختن ساختمان پلاسکو، حادثه‌ای هولناک و اندوه‌بار برای همه ایرانیان است. جان‌باختن جمعی از آتش‌نشانان فداکار در این حادثه، بر عمق تأثر ملت ایران افزود. خیلی‌ها به درستی نگران شدند که با وجود ‌هزاران ساختمان بزرگ، فرسوده و غیراستاندارد در تهران، وقوع زلزله‌ای محتمل در تهران می‌تواند خسارات گسترده‌ای برای کشور در پی داشته باشد. اما نگارنده نگرانی دیگری نیز دارد که ناشی از خطری بزرگ‌تر است. ساختمان پلاسکو در زمان ساخت، در سال ١٣٤١ جزء مدرن‌ترین ساختمان‌های ایران و مایه مباهات سازندگان خارجی آن و کشور میزبان بود. در پنج دهه که از ساخت این بنا می‌گذرد، دانش مهندسی و معماری شاهد پیشرفت‌هایی شگرف بوده است. ساختمان پلاسکو بر پایه استانداردهایی ساخته شده بود که در سایه این پیشرفت‌ها به‌تدریج زیر سؤال ‌رفتند و استانداردهای علمی‌تر و بهبودیافته جای آن را ‌گرفتند. مالک ساختمان می‌توانست با به‌کارگیری دانش و فناوری‌های جدید، برای تقویت و نوسازی بنای پلاسکو اقدام کند که نکرد. به‌تدریج آن ساختمان، منزلت اولیه خود را از دست داد و دفاتر شرکت‌های معتبر بین‌المللی در آن جای خود را به کارگاه‌های غیراستاندارد تولیدی منسوجات ارزان‌قیمت دادند. انباشت فراوان مواد قابل اشتعال در ساختمانی که نه استاندارد روز را داشت و نه مجهز به سامانه‌های ایمنی آتش‌نشانی بود، خبر از خطری قریب‌الوقوع می‌داد. نهادهای ناظر خطر را گوشزد می‌کردند اما گوش شنوایی برای این نهیب‌ها نبود تا اقدامی در عمل روی دهد. مالک به دریافت اجاره‌بهای سهل‌الوصول ماهانه دلخوش بود و مستأجران، غرق در تکاپوی تلاش روزانه، چشم را بر خطر بیخ گوششان بسته بودند. شهرداری هم که اراده اعمال تغییر را داشت، احتمالا به سببی مانند تعارفات اداری با مالک یا پیامدهای اعتراض جمعی مستأجران و نمایندگان اصناف، چشمش را بر خطر بست. جماعت چشم‌بسته بر خطر، گمان کردند یا ترجیح دادند باور کنند که اگر روزی هم آتشی بر خرمن یکی از واحدها افتد، پیش از سرایت به دیگر واحدها و طبقات، می‌توان با استفاده از کپسول‌های آتش‌نشانی یا برآوردن فریاد کمک و حضور آتش‌نشانی محل، بر آن چیره شد. از نگاه آنها تماس اضطراری با ١٢٥ پایان آتش بود. این پندارشان با چند اشتباه مهلک همراه بود؛ نخست، فکر می‌کردند آتش از کپسول آتش‌نشانی می‌هراسد و خاموش می‌شود. دوم، گمان می‌بردند در روز حادثه، لهیب آتش واحد به واحد و طبقه به طبقه پیش می‌رود و آنها مجال واکنش یا درخواست کمک خواهند داشت. سوم، انتظار داشتند مأموران آتش‌نشانی در کمترین زمان و با پیشرفته‌ترین تجهیزات از راه برسند و کار آتش را یکسره کنند. اما افسوس که فرضیات، جملگی خطا بود. آتشی که کپسول‌های غیراستاندارد از مهار آن عاجز شدند، در چشم‌به‌هم‌زدنی ساختمان را کباب کرد. مأموران آتش‌نشانی از دل ترافیک جان‌گیر پایتخت گذشتند و برای مهار آتش در ارتفاع بلند، سلاح کافی نداشتند. سازه کهنه‌ ساختمان پلاسکو زودتر از تصور همگان، در برابر چشمان حیرت‌زده مردمان حاضر و ناظر، به خود پیچید و خم شد و گردن و کمرش با تسلیم‌شدن به آتش، شکست. داستان اقتصاد نفتی ایران نیز بی‌شباهت به پلاسکو نیست. 

داستان اقتصاد نفتی ایران هم از زمانی شروع می‌شود که خام‌فروشی نفت، منبع ثروت و افتخار بود. تأسیسات نفتی که به وسیله خارجی‌ها بنا ‌شد، نماد صنعت ماند و مایه مباهات دولتمردان ایرانی. اما دنیای فناوری با سرعتی زیاد در حال تغییر بود. به‌تدریج صنایعی شکل گرفتند که ارزش‌افزوده آنها بسیار فراتر از تجارت نفت بود. امواج نوآوری‌ها، معادلات قدرت و ثروت در سطح جهانی را برهم زدند. ایران اما دلخوش به درآمد و تأسیسات نفتی، چشم بر حرکت شتابان قافله تغییر بست. مدت‌هاست که نفت، دیگر طلای سیاه نیست و پیشتازان اقتصاد و ثروت‌آفرینی قید تجارت آن را زده‌اند. هر روز خبر از پیشرفتی در حوزه انرژی‌های پاک و کاهش چشمگیر هزینه‌های مربوطه به گوش می‌رسد. هر روز در اخبار می‌شنویم که فلان شهر یا کشور استاندارد سخت‌گیرانه جدیدی وضع کرده تا عرصه را بر آلودگی‌های صنایع متکی بر انرژی‌های فسیلی تنگ‌تر کند. گویی هر روز آتشی کوچک در دل این اقتصاد نفتی می‌افتد و ما صداهای ترک‌برداشتن ستون‌های اصلی این بنای کهنه را می‌شنویم. مسئولان دلخوش به درآمدهای سهل‌الوصول نفتی، خود را به زحمت و خطر تغییر نمی‌اندازند. مردم و بنگاه‌های خصوصی هم گرفتار روزمرگی و فشار اداره کسب‌وکار، خروج از دامن اقتصاد نفتی را به فرداها واگذار می‌کنند. نهادهای نظارتی هم به جای بازخواست هزینه فرصتِ تصمیمات اشتباه، چشم دوخته‌اند به همان درآمدهای نفتی و شیوه هزینه‌کرد کوتاه‌مدت آنها. در عمل، نظارت آنها به‌گونه‌ای شده که بی‌عملی را تشدید می‌کند. جالب این است که همه احساس کرده‌اند آتشی در راه است، اما گمان می‌کنند یا دوست دارند باور کنند که آن آتش به این زودی‌ها به حجره آنها نمی‌رسد و اگر هم آتشی به جان پیکر فرسوده اقتصادِ نفتی افتاد، قدم به قدم پیشروی خواهد کرد؛ حجره به حجره و طبقه به طبقه؛ آنچنان که بتوان با کپسول‌ سیاست‌های تکراری و شناخته‌شده آنها را خاموش کرد. اگر هم نشد، می‌توان دست به دامن کارشناسان داخلی و سپس خارجی شد و با پیروی از نسخه‌های محیرالعقول آنها، در چشم‌برهم‌زدنی ساختمان فرسوده نفتی را ترمیم کرد. در شرایط خطر، هیچ نسخه درمانی سریع‌الاثری وجود نخواهد داشت، چه داخلی و چه خارجی. ستون‌های فرسوده و تقویت‌نشده اقتصادِ نفتی ایران با فداکاری چند مدیر و کارشناس دلسوز ترمیم نخواهد شد. بهتر است با توجه به پیامدهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی این رخداد، مراقب پلاسکوی اقتصاد ایران باشیم.

,

فروریختن ساختمان پلاسکو، حادثه‌ای هولناک و اندوه‌بار برای همه ایرانیان است. جان‌باختن جمعی از آتش‌نشانان فداکار در این حادثه، بر عمق تأثر ملت ایران افزود. خیلی‌ها به درستی نگران شدند که با وجود ‌هزاران ساختمان بزرگ، فرسوده و غیراستاندارد در تهران، وقوع زلزله‌ای محتمل در تهران می‌تواند خسارات گسترده‌ای برای کشور در پی داشته باشد. اما نگارنده نگرانی دیگری نیز دارد که ناشی از خطری بزرگ‌تر است. ساختمان پلاسکو در زمان ساخت، در سال ١٣٤١ جزء مدرن‌ترین ساختمان‌های ایران و مایه مباهات سازندگان خارجی آن و کشور میزبان بود. در پنج دهه که از ساخت این بنا می‌گذرد، دانش مهندسی و معماری شاهد پیشرفت‌هایی شگرف بوده است. ساختمان پلاسکو بر پایه استانداردهایی ساخته شده بود که در سایه این پیشرفت‌ها به‌تدریج زیر سؤال ‌رفتند و استانداردهای علمی‌تر و بهبودیافته جای آن را ‌گرفتند. مالک ساختمان می‌توانست با به‌کارگیری دانش و فناوری‌های جدید، برای تقویت و نوسازی بنای پلاسکو اقدام کند که نکرد. به‌تدریج آن ساختمان، منزلت اولیه خود را از دست داد و دفاتر شرکت‌های معتبر بین‌المللی در آن جای خود را به کارگاه‌های غیراستاندارد تولیدی منسوجات ارزان‌قیمت دادند. انباشت فراوان مواد قابل اشتعال در ساختمانی که نه استاندارد روز را داشت و نه مجهز به سامانه‌های ایمنی آتش‌نشانی بود، خبر از خطری قریب‌الوقوع می‌داد. نهادهای ناظر خطر را گوشزد می‌کردند اما گوش شنوایی برای این نهیب‌ها نبود تا اقدامی در عمل روی دهد. مالک به دریافت اجاره‌بهای سهل‌الوصول ماهانه دلخوش بود و مستأجران، غرق در تکاپوی تلاش روزانه، چشم را بر خطر بیخ گوششان بسته بودند. شهرداری هم که اراده اعمال تغییر را داشت، احتمالا به سببی مانند تعارفات اداری با مالک یا پیامدهای اعتراض جمعی مستأجران و نمایندگان اصناف، چشمش را بر خطر بست. جماعت چشم‌بسته بر خطر، گمان کردند یا ترجیح دادند باور کنند که اگر روزی هم آتشی بر خرمن یکی از واحدها افتد، پیش از سرایت به دیگر واحدها و طبقات، می‌توان با استفاده از کپسول‌های آتش‌نشانی یا برآوردن فریاد کمک و حضور آتش‌نشانی محل، بر آن چیره شد. از نگاه آنها تماس اضطراری با ١٢٥ پایان آتش بود. این پندارشان با چند اشتباه مهلک همراه بود؛ نخست، فکر می‌کردند آتش از کپسول آتش‌نشانی می‌هراسد و خاموش می‌شود. دوم، گمان می‌بردند در روز حادثه، لهیب آتش واحد به واحد و طبقه به طبقه پیش می‌رود و آنها مجال واکنش یا درخواست کمک خواهند داشت. سوم، انتظار داشتند مأموران آتش‌نشانی در کمترین زمان و با پیشرفته‌ترین تجهیزات از راه برسند و کار آتش را یکسره کنند. اما افسوس که فرضیات، جملگی خطا بود. آتشی که کپسول‌های غیراستاندارد از مهار آن عاجز شدند، در چشم‌به‌هم‌زدنی ساختمان را کباب کرد. مأموران آتش‌نشانی از دل ترافیک جان‌گیر پایتخت گذشتند و برای مهار آتش در ارتفاع بلند، سلاح کافی نداشتند. سازه کهنه‌ ساختمان پلاسکو زودتر از تصور همگان، در برابر چشمان حیرت‌زده مردمان حاضر و ناظر، به خود پیچید و خم شد و گردن و کمرش با تسلیم‌شدن به آتش، شکست. داستان اقتصاد نفتی ایران نیز بی‌شباهت به پلاسکو نیست. 

, فروریختن ساختمان پلاسکو، حادثه‌ای هولناک و اندوه‌بار برای همه ایرانیان است. جان‌باختن جمعی از آتش‌نشانان فداکار در این حادثه، بر عمق تأثر ملت ایران افزود. خیلی‌ها به درستی نگران شدند که با وجود ‌هزاران ساختمان بزرگ، فرسوده و غیراستاندارد در تهران، وقوع زلزله‌ای محتمل در تهران می‌تواند خسارات گسترده‌ای برای کشور در پی داشته باشد. اما نگارنده نگرانی دیگری نیز دارد که ناشی از خطری بزرگ‌تر است. ساختمان پلاسکو در زمان ساخت، در سال ١٣٤١ جزء مدرن‌ترین ساختمان‌های ایران و مایه مباهات سازندگان خارجی آن و کشور میزبان بود. در پنج دهه که از ساخت این بنا می‌گذرد، دانش مهندسی و معماری شاهد پیشرفت‌هایی شگرف بوده است. ساختمان پلاسکو بر پایه استانداردهایی ساخته شده بود که در سایه این پیشرفت‌ها به‌تدریج زیر سؤال ‌رفتند و استانداردهای علمی‌تر و بهبودیافته جای آن را ‌گرفتند. مالک ساختمان می‌توانست با به‌کارگیری دانش و فناوری‌های جدید، برای تقویت و نوسازی بنای پلاسکو اقدام کند که نکرد. به‌تدریج آن ساختمان، منزلت اولیه خود را از دست داد و دفاتر شرکت‌های معتبر بین‌المللی در آن جای خود را به کارگاه‌های غیراستاندارد تولیدی منسوجات ارزان‌قیمت دادند. انباشت فراوان مواد قابل اشتعال در ساختمانی که نه استاندارد روز را داشت و نه مجهز به سامانه‌های ایمنی آتش‌نشانی بود، خبر از خطری قریب‌الوقوع می‌داد. نهادهای ناظر خطر را گوشزد می‌کردند اما گوش شنوایی برای این نهیب‌ها نبود تا اقدامی در عمل روی دهد. مالک به دریافت اجاره‌بهای سهل‌الوصول ماهانه دلخوش بود و مستأجران، غرق در تکاپوی تلاش روزانه، چشم را بر خطر بیخ گوششان بسته بودند. شهرداری هم که اراده اعمال تغییر را داشت، احتمالا به سببی مانند تعارفات اداری با مالک یا پیامدهای اعتراض جمعی مستأجران و نمایندگان اصناف، چشمش را بر خطر بست. جماعت چشم‌بسته بر خطر، گمان کردند یا ترجیح دادند باور کنند که اگر روزی هم آتشی بر خرمن یکی از واحدها افتد، پیش از سرایت به دیگر واحدها و طبقات، می‌توان با استفاده از کپسول‌های آتش‌نشانی یا برآوردن فریاد کمک و حضور آتش‌نشانی محل، بر آن چیره شد. از نگاه آنها تماس اضطراری با ١٢٥ پایان آتش بود. این پندارشان با چند اشتباه مهلک همراه بود؛ نخست، فکر می‌کردند آتش از کپسول آتش‌نشانی می‌هراسد و خاموش می‌شود. دوم، گمان می‌بردند در روز حادثه، لهیب آتش واحد به واحد و طبقه به طبقه پیش می‌رود و آنها مجال واکنش یا درخواست کمک خواهند داشت. سوم، انتظار داشتند مأموران آتش‌نشانی در کمترین زمان و با پیشرفته‌ترین تجهیزات از راه برسند و کار آتش را یکسره کنند. اما افسوس که فرضیات، جملگی خطا بود. آتشی که کپسول‌های غیراستاندارد از مهار آن عاجز شدند، در چشم‌به‌هم‌زدنی ساختمان را کباب کرد. مأموران آتش‌نشانی از دل ترافیک جان‌گیر پایتخت گذشتند و برای مهار آتش در ارتفاع بلند، سلاح کافی نداشتند. سازه کهنه‌ ساختمان پلاسکو زودتر از تصور همگان، در برابر چشمان حیرت‌زده مردمان حاضر و ناظر، به خود پیچید و خم شد و گردن و کمرش با تسلیم‌شدن به آتش، شکست. داستان اقتصاد نفتی ایران نیز بی‌شباهت به پلاسکو نیست. ,

داستان اقتصاد نفتی ایران هم از زمانی شروع می‌شود که خام‌فروشی نفت، منبع ثروت و افتخار بود. تأسیسات نفتی که به وسیله خارجی‌ها بنا ‌شد، نماد صنعت ماند و مایه مباهات دولتمردان ایرانی. اما دنیای فناوری با سرعتی زیاد در حال تغییر بود. به‌تدریج صنایعی شکل گرفتند که ارزش‌افزوده آنها بسیار فراتر از تجارت نفت بود. امواج نوآوری‌ها، معادلات قدرت و ثروت در سطح جهانی را برهم زدند. ایران اما دلخوش به درآمد و تأسیسات نفتی، چشم بر حرکت شتابان قافله تغییر بست. مدت‌هاست که نفت، دیگر طلای سیاه نیست و پیشتازان اقتصاد و ثروت‌آفرینی قید تجارت آن را زده‌اند. هر روز خبر از پیشرفتی در حوزه انرژی‌های پاک و کاهش چشمگیر هزینه‌های مربوطه به گوش می‌رسد. هر روز در اخبار می‌شنویم که فلان شهر یا کشور استاندارد سخت‌گیرانه جدیدی وضع کرده تا عرصه را بر آلودگی‌های صنایع متکی بر انرژی‌های فسیلی تنگ‌تر کند. گویی هر روز آتشی کوچک در دل این اقتصاد نفتی می‌افتد و ما صداهای ترک‌برداشتن ستون‌های اصلی این بنای کهنه را می‌شنویم. مسئولان دلخوش به درآمدهای سهل‌الوصول نفتی، خود را به زحمت و خطر تغییر نمی‌اندازند. مردم و بنگاه‌های خصوصی هم گرفتار روزمرگی و فشار اداره کسب‌وکار، خروج از دامن اقتصاد نفتی را به فرداها واگذار می‌کنند. نهادهای نظارتی هم به جای بازخواست هزینه فرصتِ تصمیمات اشتباه، چشم دوخته‌اند به همان درآمدهای نفتی و شیوه هزینه‌کرد کوتاه‌مدت آنها. در عمل، نظارت آنها به‌گونه‌ای شده که بی‌عملی را تشدید می‌کند. جالب این است که همه احساس کرده‌اند آتشی در راه است، اما گمان می‌کنند یا دوست دارند باور کنند که آن آتش به این زودی‌ها به حجره آنها نمی‌رسد و اگر هم آتشی به جان پیکر فرسوده اقتصادِ نفتی افتاد، قدم به قدم پیشروی خواهد کرد؛ حجره به حجره و طبقه به طبقه؛ آنچنان که بتوان با کپسول‌ سیاست‌های تکراری و شناخته‌شده آنها را خاموش کرد. اگر هم نشد، می‌توان دست به دامن کارشناسان داخلی و سپس خارجی شد و با پیروی از نسخه‌های محیرالعقول آنها، در چشم‌برهم‌زدنی ساختمان فرسوده نفتی را ترمیم کرد. در شرایط خطر، هیچ نسخه درمانی سریع‌الاثری وجود نخواهد داشت، چه داخلی و چه خارجی. ستون‌های فرسوده و تقویت‌نشده اقتصادِ نفتی ایران با فداکاری چند مدیر و کارشناس دلسوز ترمیم نخواهد شد. بهتر است با توجه به پیامدهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی این رخداد، مراقب پلاسکوی اقتصاد ایران باشیم.

, داستان اقتصاد نفتی ایران هم از زمانی شروع می‌شود که خام‌فروشی نفت، منبع ثروت و افتخار بود. تأسیسات نفتی که به وسیله خارجی‌ها بنا ‌شد، نماد صنعت ماند و مایه مباهات دولتمردان ایرانی. اما دنیای فناوری با سرعتی زیاد در حال تغییر بود. به‌تدریج صنایعی شکل گرفتند که ارزش‌افزوده آنها بسیار فراتر از تجارت نفت بود. امواج نوآوری‌ها، معادلات قدرت و ثروت در سطح جهانی را برهم زدند. ایران اما دلخوش به درآمد و تأسیسات نفتی، چشم بر حرکت شتابان قافله تغییر بست. مدت‌هاست که نفت، دیگر طلای سیاه نیست و پیشتازان اقتصاد و ثروت‌آفرینی قید تجارت آن را زده‌اند. هر روز خبر از پیشرفتی در حوزه انرژی‌های پاک و کاهش چشمگیر هزینه‌های مربوطه به گوش می‌رسد. هر روز در اخبار می‌شنویم که فلان شهر یا کشور استاندارد سخت‌گیرانه جدیدی وضع کرده تا عرصه را بر آلودگی‌های صنایع متکی بر انرژی‌های فسیلی تنگ‌تر کند. گویی هر روز آتشی کوچک در دل این اقتصاد نفتی می‌افتد و ما صداهای ترک‌برداشتن ستون‌های اصلی این بنای کهنه را می‌شنویم. مسئولان دلخوش به درآمدهای سهل‌الوصول نفتی، خود را به زحمت و خطر تغییر نمی‌اندازند. مردم و بنگاه‌های خصوصی هم گرفتار روزمرگی و فشار اداره کسب‌وکار، خروج از دامن اقتصاد نفتی را به فرداها واگذار می‌کنند. نهادهای نظارتی هم به جای بازخواست هزینه فرصتِ تصمیمات اشتباه، چشم دوخته‌اند به همان درآمدهای نفتی و شیوه هزینه‌کرد کوتاه‌مدت آنها. در عمل، نظارت آنها به‌گونه‌ای شده که بی‌عملی را تشدید می‌کند. جالب این است که همه احساس کرده‌اند آتشی در راه است، اما گمان می‌کنند یا دوست دارند باور کنند که آن آتش به این زودی‌ها به حجره آنها نمی‌رسد و اگر هم آتشی به جان پیکر فرسوده اقتصادِ نفتی افتاد، قدم به قدم پیشروی خواهد کرد؛ حجره به حجره و طبقه به طبقه؛ آنچنان که بتوان با کپسول‌ سیاست‌های تکراری و شناخته‌شده آنها را خاموش کرد. اگر هم نشد، می‌توان دست به دامن کارشناسان داخلی و سپس خارجی شد و با پیروی از نسخه‌های محیرالعقول آنها، در چشم‌برهم‌زدنی ساختمان فرسوده نفتی را ترمیم کرد. در شرایط خطر، هیچ نسخه درمانی سریع‌الاثری وجود نخواهد داشت، چه داخلی و چه خارجی. ستون‌های فرسوده و تقویت‌نشده اقتصادِ نفتی ایران با فداکاری چند مدیر و کارشناس دلسوز ترمیم نخواهد شد. بهتر است با توجه به پیامدهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی این رخداد، مراقب پلاسکوی اقتصاد ایران باشیم.,

وطن امروز

, وطن امروز,
آرایش حمله سایبری
, آرایش حمله سایبری,

محمود جهانگرد: ایرانی‌ها در وضعیت عجیب و بی‌نظیری از منظر «زندگی در فضای مجازی» قرار گرفته‌اند. در طول هر 24 ساعت شبانه‌روز ملت ایران با انواع تکنیک‌ها و پروژه‌های عملیات روانی در حوزه‌های مختلف سیاست، اقتصاد و فرهنگ دست و پنجه نرم می‌کنند و صداوسیما و رسانه‌های رسمی نیز اگر خیلی هنر کنند، بخشی از این هجوم برنامه‌ریزی‌شده  را خنثی خواهند کرد. فردا روز که آفتاب برآید بازی از نو آغاز خواهد شد و مسؤولان و به تبع آن افکار عمومی همواره از طراحی دشمن چند قدم عقب‌ترند.
حتی قوی‌ترین جوامع متشکل از اقوام متحد و ثروتمندترین حاکمیت‌ها نیز در برابر سیل شایعات و پرونده‌سازی‌ها ایمن نیستند. همانطور که اکنون دولت آمریکا برابر شایعه نه چندان مستند «دستکاری سایبری انتخابات ایالات متحده» توسط هکرهایی از روسیه، تخریب شده و درهم‌ شکسته به تماشای ادامه بازی مشغول است. روسیه ولادیمیر پوتین نیز برابر ترور سایبری انتخابات کشورش در فضای شبکه‌های ارتباطی آنلاین، با «تهمت تقلب» نتوانست کاری از پیش ببرد و مسؤولیت هجمه سنگین به اعتبار دموکراسی در کشورش را متوجه «هیلاری کلینتون» وزیر وقت خارجه آمریکا کرد که عملیات روانی علیه دولت و ملت روسیه را به فضای حساس و آسیب‌پذیر «داخلی» کشانده بود.
  مرزهای بی‌دفاع
جهان در حال تغییر است و به همان نسبت که «زندگی دوم» در فضای مجازی رشد می‌کند، قوانین نیز متناسب با امکانات و محدودیت‌های جدید به روزرسانی شده و هماهنگ با زندگی نو می‌شود اما وای به حال ملتی که سهل‌انگاری مسؤولان یا حرکت خزنده نفوذی‌ها در بطن نظاماتش به عقب‌ماندگی قوانین منجر شود! سایبر را جهان «بدون مرز» و در تحلیلی پیشرفته‌تر «مرزستیز» می‌نامند. پس قوی‌ترین سامانه‌های پدافندی مستقر در مرزهای حقیقی نیز در برابر این نفوذ فناورانه «ناکارآمد» می‌شوند. نتیجه بدیهی است؛ امنیت روانی و فیزیکی آحاد چنین ملتی هر روز در دنیای جدید توسط گنگسترها و باندهای آموزش دیده، پولدار و حرفه‌ای؛ نقض می‌شود و دولت‌ها و مسؤولان امر نیز برابر چنین فاجعه‌ای بدون قوانین کارگشا، همانند مواجهه با فاز نخست بلایای طبیعی، حوادث بزرگ یا تجاوز فراملی مثل حمله تروریست‌ها در بهت فرومی‌روند. پس از بهت‌زدگی اما نوبت به «مدیریت بحران» می‌رسد!
  کجا ایستاده‌ایم؟
آیا برابر حمله پرحجم دشمن تسلیم شده‌ایم و با واقعیت تلخ زندگی زیرسایه «استعمار سایبری» به واسطه ناامیدی از مدیران وزارت ارتباطات و تجربه شکست‌خورده شورایعالی فضای مجازی کنار آمده‌ایم؟ آیا قرار است بازی در زمین «امنیت ملی» را نیز بدون هزینه واگذار کنیم؟ بدون وجود تسلط مردمی امیدها برای بازپس گرفتن سرزمین‌های از دست رفته سایبری با تغییر دولت‌ها و تعویض مدیران عقب‌مانده، از دست می‌رود. دقیقا به همین دلیل است که دشمن در فضای سایبر انسجام ملی، وحدت کلمه و روابط مردم و نظام را هدف گرفته است. اگر «زمین طرح مسائل مهم» در حوزه ترمیم ساختار و نظامات سیاسی و قضایی و فرهنگی و اجتماعی در اختیار بیگانه باشد، هر تلاشی برای بهبود شرایط زندگی جمعی به تشویش شدید اذهان عمومی، بروز بحران ناامیدی در سطح جامعه و احیانا دلزدگی و نفرت عمومی منجر می‌شود.
   سنگر سایبری دشمن
معمایی در پرونده حمله به مؤلفه‌های «امنیت ملی» در فضای سایبر نیست که حل نشده باقی مانده باشد. وزیر ارتباطات نمی‌تواند به روند حمایت عملیاتی از پروژه‌های نفوذ در کشور ادامه دهد و با احاله موضوع به گردن این و آن، از مسؤولیت شانه خالی کند.
  بی‌دفاع!
جمهوری اسلامی ایران یا باید معتقد به قواعد و اصول دموکراسی باشد و از قلعه افکار عمومی برابر هجمه‌ها و حملات سایبری دفاع کند یا در انتظار سوت پایان «سقوط حوزه امنیت ملی» با ارائه اخطارهای بی‌اثر به «محمود واعظی» روزگار بگذراند. جامعه اکنون نیازمند حمایت حاکمیت از امنیت روانی مردم خسته از اخبار جعلی است. اگر نیاز است اتاق فکر «تهرانی» کانون توطئه در لندن و واشنگتن و تورنتو که تقریبا همه مطلعان کشور با اعضای آن از نزدیک آشنا هستند، ضربه شود، پیش از وقوع فتنه‌های جدید زمان آن است. لطفا از ملت دفاع کنید! مطابق ماده 35 منشور حقوق شهروندی «امنیت سایبری و فناوری‌های ارتباطی و اطلاع‌رسانی» حق ملت است! مردم از بازی‌های کثیف پادوهای بیگانه در فضای مجازی خسته‌اند.

,

محمود جهانگرد: ایرانی‌ها در وضعیت عجیب و بی‌نظیری از منظر «زندگی در فضای مجازی» قرار گرفته‌اند. در طول هر 24 ساعت شبانه‌روز ملت ایران با انواع تکنیک‌ها و پروژه‌های عملیات روانی در حوزه‌های مختلف سیاست، اقتصاد و فرهنگ دست و پنجه نرم می‌کنند و صداوسیما و رسانه‌های رسمی نیز اگر خیلی هنر کنند، بخشی از این هجوم برنامه‌ریزی‌شده  را خنثی خواهند کرد. فردا روز که آفتاب برآید بازی از نو آغاز خواهد شد و مسؤولان و به تبع آن افکار عمومی همواره از طراحی دشمن چند قدم عقب‌ترند.
حتی قوی‌ترین جوامع متشکل از اقوام متحد و ثروتمندترین حاکمیت‌ها نیز در برابر سیل شایعات و پرونده‌سازی‌ها ایمن نیستند. همانطور که اکنون دولت آمریکا برابر شایعه نه چندان مستند «دستکاری سایبری انتخابات ایالات متحده» توسط هکرهایی از روسیه، تخریب شده و درهم‌ شکسته به تماشای ادامه بازی مشغول است. روسیه ولادیمیر پوتین نیز برابر ترور سایبری انتخابات کشورش در فضای شبکه‌های ارتباطی آنلاین، با «تهمت تقلب» نتوانست کاری از پیش ببرد و مسؤولیت هجمه سنگین به اعتبار دموکراسی در کشورش را متوجه «هیلاری کلینتون» وزیر وقت خارجه آمریکا کرد که عملیات روانی علیه دولت و ملت روسیه را به فضای حساس و آسیب‌پذیر «داخلی» کشانده بود.
  مرزهای بی‌دفاع
جهان در حال تغییر است و به همان نسبت که «زندگی دوم» در فضای مجازی رشد می‌کند، قوانین نیز متناسب با امکانات و محدودیت‌های جدید به روزرسانی شده و هماهنگ با زندگی نو می‌شود اما وای به حال ملتی که سهل‌انگاری مسؤولان یا حرکت خزنده نفوذی‌ها در بطن نظاماتش به عقب‌ماندگی قوانین منجر شود! سایبر را جهان «بدون مرز» و در تحلیلی پیشرفته‌تر «مرزستیز» می‌نامند. پس قوی‌ترین سامانه‌های پدافندی مستقر در مرزهای حقیقی نیز در برابر این نفوذ فناورانه «ناکارآمد» می‌شوند. نتیجه بدیهی است؛ امنیت روانی و فیزیکی آحاد چنین ملتی هر روز در دنیای جدید توسط گنگسترها و باندهای آموزش دیده، پولدار و حرفه‌ای؛ نقض می‌شود و دولت‌ها و مسؤولان امر نیز برابر چنین فاجعه‌ای بدون قوانین کارگشا، همانند مواجهه با فاز نخست بلایای طبیعی، حوادث بزرگ یا تجاوز فراملی مثل حمله تروریست‌ها در بهت فرومی‌روند. پس از بهت‌زدگی اما نوبت به «مدیریت بحران» می‌رسد!
  کجا ایستاده‌ایم؟
آیا برابر حمله پرحجم دشمن تسلیم شده‌ایم و با واقعیت تلخ زندگی زیرسایه «استعمار سایبری» به واسطه ناامیدی از مدیران وزارت ارتباطات و تجربه شکست‌خورده شورایعالی فضای مجازی کنار آمده‌ایم؟ آیا قرار است بازی در زمین «امنیت ملی» را نیز بدون هزینه واگذار کنیم؟ بدون وجود تسلط مردمی امیدها برای بازپس گرفتن سرزمین‌های از دست رفته سایبری با تغییر دولت‌ها و تعویض مدیران عقب‌مانده، از دست می‌رود. دقیقا به همین دلیل است که دشمن در فضای سایبر انسجام ملی، وحدت کلمه و روابط مردم و نظام را هدف گرفته است. اگر «زمین طرح مسائل مهم» در حوزه ترمیم ساختار و نظامات سیاسی و قضایی و فرهنگی و اجتماعی در اختیار بیگانه باشد، هر تلاشی برای بهبود شرایط زندگی جمعی به تشویش شدید اذهان عمومی، بروز بحران ناامیدی در سطح جامعه و احیانا دلزدگی و نفرت عمومی منجر می‌شود.
   سنگر سایبری دشمن
معمایی در پرونده حمله به مؤلفه‌های «امنیت ملی» در فضای سایبر نیست که حل نشده باقی مانده باشد. وزیر ارتباطات نمی‌تواند به روند حمایت عملیاتی از پروژه‌های نفوذ در کشور ادامه دهد و با احاله موضوع به گردن این و آن، از مسؤولیت شانه خالی کند.
  بی‌دفاع!
جمهوری اسلامی ایران یا باید معتقد به قواعد و اصول دموکراسی باشد و از قلعه افکار عمومی برابر هجمه‌ها و حملات سایبری دفاع کند یا در انتظار سوت پایان «سقوط حوزه امنیت ملی» با ارائه اخطارهای بی‌اثر به «محمود واعظی» روزگار بگذراند. جامعه اکنون نیازمند حمایت حاکمیت از امنیت روانی مردم خسته از اخبار جعلی است. اگر نیاز است اتاق فکر «تهرانی» کانون توطئه در لندن و واشنگتن و تورنتو که تقریبا همه مطلعان کشور با اعضای آن از نزدیک آشنا هستند، ضربه شود، پیش از وقوع فتنه‌های جدید زمان آن است. لطفا از ملت دفاع کنید! مطابق ماده 35 منشور حقوق شهروندی «امنیت سایبری و فناوری‌های ارتباطی و اطلاع‌رسانی» حق ملت است! مردم از بازی‌های کثیف پادوهای بیگانه در فضای مجازی خسته‌اند.

,
,
,   مرزهای بی‌دفاع,
,
,   کجا ایستاده‌ایم؟,
,
,    سنگر سایبری دشمن,
,
,   بی‌دفاع!,
,

 

]
  • برچسب ها
  • #
  • #
  • #

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه