افول تمدن غرب؛
سرزمین رویاهای فیلسوفان و اندیشمندان در دست یک ابردلقکِ دیوانه
سرانجام سرزمین رویاهای فیلسوفان و اندیشمندان مغرب زمین در دست یک ابردلقکِ دیوانه و به قول خاویر کرمنت که دونالد ترامپ را یک بی شعور مولتی میلیاردر می ماند، افتاده است .[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از خبرگزاری علم وفناوری از کهگیلویه و بویراحمد؛ اگر کسی هم اکنون بخواهد کلیت تمدن و فرهنگ غربی را درک کند و آن را از نزدیک لمس کند باید نگاهی به آمریکا و اتفاقی که در آن سرزمین می افتد، داشته باشد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, خبرگزاری علم وفناوری,زمانی گئورگ ویلهم هگل فیلسوف آلمانی به درستی پیش بینی کرده بود که ظهور آثار روح مطلق در آینده در آمریکا ظاهر خواهد شد ،هر چند اینگونه پیش بینی در بن با اساس فلسفه اش ناسازگار است ، چرا که او فیلسوف را متعلق به زمانه ی خاص خودش می داند ، پیش تر از هگل نیز اسقف بارکلیِ فیلسوف ایرلندی نیز مظهر ظهور مدرنیته ی آینده را آمریکا می دانسته است به خاطر همین پیش بینی ایالتی به نام او در ایالات متحده نیز زده شد ، به هر حال این دو پیش بینی درست از آب درآمده است ، اما آنچه مدنظر ما است و به نظر می آیدجای تامل دارد ، حال و روز این روزهای جایگاه مدرنیته و تمدن غربی و نیز مظهر روح مطلق است و این سوال بسیار به جاست که پرسیده شود که چرا سرانجام سرزمین رویاهای فیلسوفان و اندیشمندان مغرب زمین در دست یک ابردلقکِ دیوانه و به قول خاویر کرمنت که دونالد ترامپ را یک بی شعور مولتی میلیاردر می داند، افتاده است.
,مظهر تمدنی که خود را طلایه دار ِ انسان دوستی ، دموکراسی ، برابری ، عدالت ، و.... می داند چرا اکنون اکثریت مردم این تمدن برای رهایی از آن به بی شعوری رای می دهند ؟ به هیچ وجه در این جا مدنظر نیست که به هر بهانه ای چون گروهی در این سامان تمدن غرب را به لجن بکشیم آن چه در پی آن هستیم یافتن اساس این شگفتی و این پدیده است.
,به تعبیر مارتین هایدگر فیلسوف آلمانی برای تغییر ِ یک علم و یک ساختار لازم است که اصول بنیادین آن علم و ساختار تغییر پیدا کند ، به هر حال هم اکنون ما یک چرخش صدوهشتاد درجه در تمدن غربی را مشاهده می کنیم و نشان میدهد بی شک تغییر ساختار ها روی داده است.
,مردم آمریکا بی شک از همه ی جهات در صدد نفی تمدن غربی بر آمده اند نفی یک چیز، نشانه ی از دست دادن ایمان وباور به آن چیز است ، پرده ی تزویر برافتاده و ماهیتِ خالی و پوچ شعارهای انسان مدارانه بر سیاست مداران لیبرال گران تمام شده است، آنهایی که از یک طرف طلایه دار آزادی و صلح و انسان بودند و از طرفی بدعت ها تازه ی در آدم کشی به راه انداخته اند.
,به تعبیر ژان پل سارتر فیلسوف فرانسوی به همان اندازه که انسان را دوست دارند کمی بیشتر از آن از انسان متنفر هستند،شعار انسان بماهو انسان می دادند در حالی که انسان های جهان سوم و سیاهپوست ها را از نوع انسان درجه دو و سه به حساب می آورده اند ، به هر صورت آنچه در مدت قبل از انتخابات مشاهده گر بودیم این بود که تحلیل هادر اکثریت جهان درست از آب در نیامد همه کم وبیش اذعان می داشتند که لبیرال دمکرات ها رو به افول هستند ولی ترامپ حریفی بهتر در مقابل کلینتون نیست از این رو در همه تصورها کلینتون برنده ی انتخابات به نظر می آمد.
,اما سوال دیگر این است چرا دونالد ترامپ با این همه افتضاح و رسوایی که بر کسی پوشیده نبود در نظرگاه اکثریت مردم آمریکا برای نفی طبل توخالی لبیرال ها مناسب آمد ؟ باید گفت شگفتی ای چون دونالد ترامپ یک عقده ی فرو کوفته ی است که در قبال پوچی شعارهای انسان مداری ، رهاشده گی اقتصادی ، مغاک و وانهادگی عاطفی و اجتماعی در مردم آمریکا شکل گرفته بود ، انتخاب ترامپ آموزه ی معناداری بود که مردم آمریکا آن رابه صورت میان تهی تمدن غربی و اسارت تکنولوژی وار آن تف کرده اند.
,باید منتظر ماند و تبعات قدرت داری یک ابر دلقک دیوانه ی بر گرده سیاسی جهان را دید ، بی شک مردم آمریکا بی واسطه تبعات آن را خواهند دید و چاره ی جز تحمل پیامدهای انتخاب خود نخواهند داشت ، باید منتظر ماند و دیدکه این مجنون قدرت بر کسی که نشسته است آرام می گیرد یا به ماجراجویی می پردازد.
]
ارسال دیدگاه