در دومین جلسه رسیدگی به پرونده قتل میترا استاد مطرح شد؛
نجفی: اتهام قتل عمد را قبول ندارم/ پسر میترا استاد: تقاضای قصاص دارم
دومین جلسه دادگاه رسیدگی به پرونده محمدعلی نجفی شهردار اسبق تهران به صورت علنی آغاز شد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ دقایقی پیش دومین جلسه دادگاه رسیدگی به پرونده قتل میترا استاد همسر دوم محمدعلی نجفی شهردار اسبق تهران در شعبه نهم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی محمدی کشکولی آغاز شد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,
در ابتدای جلسه قاضی محمدی کشکولی با اشاره به علنی بودن دادگاه گفت: مجوز علنی بودن دادگاه توسط رئیس قوه قضاییه صادر شده و مطابق مندرجات آیین دادرسی علنی انتشار مشروح جلسات با رعایت مندرجات آن آزاد است.
,
قاضی محمدی کشکولی در ابتدا از حاجیلویی وکیل خانواده میترا استاد درخواست کرد برای ارائه دفاعیات خود در جایگاه حاضر شود.
,
استناد وکیل خانواده مقتول به اظهارات تغییر یافته متهم
,
حاجیلویی وکیل خانواده میترا استاد با بیان اینکه بعد از جلسه اول دادگاه، عنوان مهدور الدم مقتوله تیتر روزنامهها شد، گفت: این اتفاق به آبرو و حیثیت اولیای دم خدشه وارد کرد.
,
وکیل خانواده استاد تصریح کرد: من به همراهی همکارانم بعد از مطالعه پرونده، دفاعیات ناجوانمردانه متهم را مطالعه کردیم که با توجه به این موارد مطالبی را از طرف اولیای دم ذکر میکنم.
,
وی با بیان اینکه این دفاعیات بسیار متعارض بود و تیتر اول روزنامهها شد، افزود: متهم در اظهارات خود گفته است که مرحومه وارد زندگی من شد و من با او ازدواج کردم و این کار اشتباه اول من بود که انجام دادم.
,
حاجیلویی ادامه داد: نجفی برای اینکه ازدواج خود با میترا استاد را به ثبت برساند، هزینهای انجام میدهد و بعد میگوید میخواستم او را طلاق بدهم که قبول نکرد، اما باید به این نکته توجه کرد که حق طلاق با مرد است و او هر زمان که اراده میکرد، میتوانست با پرداخت حق و حقوق همسرش، او را طلاق دهد.
,
وکیل خانواده استاد در ادامه متهم را مورد خطاب قرار داد و گفت: آقای نجفی شما وزیر آموزش و پرورش بودید و مرتکب قتل عمد شدید. شما نوک مداد را نشکستهاید که میگویی اشتباه کردهام. شما یک زن مسلمان را به قتل رساندهاید. یک بار میگویید او پرستو بوده و با نهادهای امنیتی کار میکرد.
,
در این هنگام قاضی دادگاه سخنان حاجیلویی را قطع کرد و گفت: شما نباید بر خلاف قانون سخن بگویید و استفاده از لفظ ناجوانمردانه در سخنان شما در شأن دادگاه نیست.
,
حاجیلویی پس از تذکر قاضی اظهار کرد: آقای نجفی یکبار میگوید که مقتوله پرستو بود و با نهادهای امنیتی کار میکرد و بار دیگر میگوید که او میخواست اطلاعات شخصی من را به خبرنگاران بدهد.
,
وکیل خانواده استاد تصریح کرد: آقای نجفی شما در سیاست بودهاید و میدانید که کار نهادهای امنیتی طبقهبندی اطلاعات و کار خبرنگار انتشار اطلاعات است و ما میدانیم که او چه مسائلی را میخواسته بگوید، البته این سخنان را وکیل آقای نجفی به او یاد داده است.
,
حاجیلویی با بیان اینکه نجفی یکبار گفته که مقتوله مهدورالدم بوده و برای همین او را به قتل رسانده است، تصریح کرد: این در حالی است که در جای دیگر حرفش را پس میگیرد و میگوید که من قصد قتل نداشتم و این سخنان قابل دفاع نیست که یک بار بگوید مهدورالدم است و بار دیگر بگوید قصد قتل نداشتم.
,
در ادامه قاضی محمدی کشکولی تصریح کرد: روز گذشته در آخر وقت آقای نجفی، آقای علیزاده طباطبایی را از رسالت خود عزل کرد و اکنون با دو وکیل، کار خودش را ادامه میدهد.
,
وی افزود: در حال حاضر آقای جهانشاه صفری همسر اول مقتوله و مهیار صفری فرزند او در دادگاه حضور دارند و با توجه به تقاضای جهانشاه صفری که خواسته از او عکسی گرفته نشود، به حاضران در دادگاه تذکر میدهم که عکس گرفتن از او خلاف قانون و اخلاق است.
,
اظهارات پسر میترا استاد درباره قتل مادرش
,
همچنین در ادامه جلسه دادگاه مهیار صفری فرزند میترا استاد در جایگاه قرار گرفت و در پاسخ به سؤال قاضی مبنی بر اینکه در رابطه با قتل مادرتان شکایتی دارید؟گفت: بله، تقاضای قصاص قاتل مادرم را دارم.
,
قاضی محمدی کشکولی خطاب به او گفت: مشاهدات خود را درباره قتل مادرتان بیان کنید.
,
مهیار صفری فرزند میترا استاد به قاضی پاسخ داد: ساعت ۹ صبح از خانه بیرون رفتم و در ساعت ۱۲:۱۰ وارد منزلمان شدم، در ابتدا متوجه حضور دو فرد غریبه در خانه شدم، ابتدا فکر کردم که اشتباه آمدم، اما بعد متوجه شدم که وارد منزل خودمان شدم. آقای آقازاده را که در داخل خانه ما بود دیدم به همراه او به دنبال مادرم گشتیم که در نهایت جسد او را در وان حمام دیدم.
,
قاضی محمدی کشکولی خطاب به فرزند میترا استاد گفت: آقای نجفی با مادرت بر سر چه موضوعاتی اختلاف داشتند؟
,
مهیار صفری پاسخ داد: آقای نجفی مدام مادرم را با اسلحه تهدید میکرد و گفته بود که یک روز با همین اسلحه مادرت را میکشم.
,
قاضی محمدی کشکولی گفت: آقای نجفی چه زمانی این اظهارات را به شما گفته بود؟
,
مهیار صفری پاسخ داد: دو روز قبل از این حادثه.
,
قاضی محمدی کشکولی از فرزند میترا استاد سوال کرد: چگونه از وجود اسلحه در منزلتان مطلع شدید؟
,
مهیار صفری فرزند میترا استاد پاسخ داد: نجفی گفته بود اسلحه را در منزل همسر اولش نگه میدارد.
,
قاضی محمدی کشکولی سوال کرد: چه ضرورتی داشت که نجفی این صحبتها را برای شما بازگو کند؟
,
مهیار صفری در برابر این سوال قاضی سکوت کرد.
,
قاضی محمدی کشکولی گفت: روز قتل امتحان داشتی؟
,
فرزند میترا استاد پاسخ داد: بله ساعت ۸:۳۰ صبح از خواب بیدار شدم و ساعت ۹:۰۵ به قصد مدرسه از خانه خارج شدم. صبح زود آقای نجفی من را از خواب بیدار و با تندی با من رفتار کرد. در ابتدا فکر کردم که باز با مادرم دعوا کرده است؛ او به من گفت: پاشو به مدرسهات برو که دیر شده است.
,
وی افزود: ساعت۲۱:۳۰ شب قبل از حادثه درگیری نجفی و مادرم آغاز شد و تا ساعت ۲ و نیم بامداد به طول انجامید. آن شب داییام به دعوت مادرم برای شام به منزل ما آمد تا دور هم باشیم.
,
قاضی محمدی کشکولی گفت: در اظهارات نجفی آمده که مادرتان در گذشته رفتار تندی با شما داشته و شما را از خانه بیرون کرده است. آیا این اظهارات واقعیت دارد؟
,
مهیار صفری فرزند میترا استاد گفت: خیر، آقای قاضی مادر من هرگز مرا بیرون نکرده است و با من دعوا نداشت.
,
قاضی محمدی کشکولی در ادامه گفت: بین آقای نجفی و مادرت در چند نوبت درگیری به وجود آمد؟ آیا اینکه گفته میشود او در این درگیریها به دلیل برخورد فیزیکی زخمی شده است، صحت دارد؟
,
مهیار صفری پاسخ داد: بله آقای قاضی. حدود ۳ ماه پیش این اتفاق رخ داد.
,
در ادامه قاضی کشکولی ریاست دادگاه از جهانشاه صفری، ولی قهری مهیار صفری دعوت کرد تا برای ادای توضیحات در جایگاه حاضر شود.
,
قاضی محمدی کشکولی خطاب به جهانشاه صفری گفت: آیا در خصوص پرونده درخواستی دارید یا خیر؟
,
جهانشاه صفری ولی قهری مهیار صفری پاسخ داد: من در راستای قانون میخواهم عدالت برقرار شود و با توجه به اینکه پسرم تقاضای قصاص کرده است، من نیز تقاضای قصاص دارم.
,
نجفی: اتهام قتل عمد را قبول ندارم
,
قاضی محمدی کشکولی در ادامه جلسه دادگاه محمدعلی نجفی را به جایگاه فراخواند تا اظهارات خود را بیان کند.
,
وی خطاب به نجفی گفت: اتهامات نسبت داده شده به شما عبارت از مباشرت در قتل عمدی میترا استاد فرزند کاکابرار ۳۶ ساله به واسطه سلاح شکاری نیمه خودسر، حمل و نگهداری از سلاح پس از انقضای مهلت استفاده از سلاح و ایراد جراحت عمدی منتهی به فوت است، آیا این اتهامات را قبول دارید؟
,
محمدنجفی پاسخ داد: اتهام قتل عمد را قبول ندارم.
,
وی در ادامه گفت: از این حادثه دردناک متأثر هستم و به خانواده محترم استاد تسلیت عرض میکنم و امیدوارم خداوند به آنها صبر عنایت بفرماید.
,
نجفی افزود: امیدوارم آنچه که در این دادگاه بیان میکنم موجب روشن شدن موضوع شود و دادگاه نیز حکم منصفانهای را در خصوص این پرونده صادر کند.
,
شهردار اسبق تهران گفت: در خصوص این پرونده تا حدودی خود را مقصر میدانم، اما به هیچ عنوان قصد برائت خود را ندارم.
,
وی افزود: آنچه که در کیفرخواست بیان شد، بخشی از آن نادرست بود و بخشی نیز غیر دقیق بیان شد.
,
نجفی با اشاره به صحبتهای وکیل اولیای دم گفت: از ریاست دادگاه تشکر میکنم که بر اساس قانون به وکیل اولیای دم تذکر دادید، چراکه آنها حق ندارند به من توهین کنند و موضوع را به زمانی که بنده در وزارت متصدی بودم، ربط دهند.
,
وی افزود: مهیار به دلیل اینکه مادرش را از دست داده، تحت فشار روانی و ناراحتی این مطالب را عنوان کرده است.
,
محمدعلی نجفی گفت: در تاریخ ۸ اردیبهشت ماه سال ۹۷ با میترا استاد عقد دائم کردیم و حدود ۷ ماه قبل از آن نیز به صورت عقد موقت با یکدیگر ارتباط داشتیم.
,
شهردار اسبق تهران ادامه داد: به خاطر مشغلههای قبل از عقد، فرصتی برای آشنایی بیشتر با یکدیگر نداشتیم، لذا با عجله موضوع عقد دائم مطرح و انجام شد.
,
او ادامه داد: قبل از اینکه عقد دائم انجام شود و فرصت بیشتری برای شناخت از یکدیگر داشته باشیم، به خانم استاد پیشنهاد دادم تا موضوع عقد دائم را به تأخیر بیندازد، چراکه باید یک عمل جراحی سخت را انجام میدادم و بنا به گفته پزشک معالجم باید از انجام هرگونه فعالیت تا یک ماه پس از عمل خودداری میکردم که خانم استاد این مطالب را نپذیرفت و عقد دائم کردیم.
,
نجفی گفت: پس از عقد دائم، اختلافات ما بروز پیدا کرد و متوجه این اختلافات شدیم که پس از کنارهگیری از شغل اجرایی که داشتم و سپری کردن دوران نقاهت، سعی کردیم به این اختلافات بپردازیم.
,
وی افزود: ۶ ماه قبل از وقوع این حادثه به نتیجه رسیدم که زندگی مشترک ما توأم با اختلافات شدیدی است و بنده به میترا استاد پیشنهاد دادم که به صورت توافقی از یکدیگر جدا شویم و ۲ یا ۳ ماه به من فرصت دهد تا مهریهاش را که مبلغ سنگینی است، بپردازیم، اما او این پیشنهاد را نپذیرفت و ادامه زندگی را ترجیح داد.
,
نجفی با اشاره به صحبتهای وکیل اولیای دم که گفته بود آیا نمیدانید که حق طلاق بر عهده مرد است یا خیر؟ گفت: من میدانم که حق طلاق با مرد است، اما در آن زمان نمیخواستم که زیر قول و تعهداتی که با یکدیگر گذاشته بودیم، بزنم. روز عقد میترا استاد از من خواست که اختیار طلاق بر عهده من باشد که من با انجام این کار مخالفت کردم و به او گفتم که هر زمان به نتیجه رسیدی که باید از هم جدا شویم، من موافقت میکنم و اگر من به نتیجه رسیدم که از یکدیگر جدا شویم، تو باید موافق باشی که از یکدیگر جدا شویم.
,
شهردار اسبق تهران ادامه داد: از یک ماه قبل از وقوع حادثه، میترا گفت حق نداری درباره طلاق با من و اعضای خانوادهام حرف بزنی. از آنجایی که با مسعود (برادر میترا) ارتباط داشتم، فکر مطرح کردن طلاق از طریق او را در ذهن داشتم.
,
او ادامه داد: در آن زمان در منزلی که رهن کرده بودم زندگی میکردیم. با میترا تصمیم گرفتم که به یک منزل بزرگتر برویم، لذا به منزل یکی از دوستانم که گفته بود دیگر به آن احتیاج ندارم، نقل مکان کردیم.
,
روایت نجفی از لحظه وقوع قتل میترا استاد
,
نجفی گفت: در زمان حضور در منزل جدیدمان، برادر و خواهر میترا نیز حضور داشتند. در آن زمان آنها متوجه رابطه سرد ما شدند. شب قبل از حادثه برادر میترا به دعوت او برای دورهمی و شام به خانه ما آمد. بعد از آن که برادر میترا از خانه ما رفت، او با تندی به سمت من آمد و شروع به ناسزاگویی کرد. من نمیخواستم که وارد بحث شوم، به همین دلیل جوابش را ندادم.
,
شهردار اسبق تهران در پاسخ به سوالی در خصوص برخورد فیزیکیاش با میترا استاد گفت: بله در ۴ یا ۵ مورد با میترا برخورد فیزیکی داشتم. من در طول عمر خود با هیچ زنی برخورد فیزیکی نداشتم از خواهر، مادر و همسر اولم گرفته تا دختر خودم، اما شرایط به گونهای پیش رفت که نسبت به صحبتهای میترا واکنش نشان دهم. در شب حادثه میترا به داخل اتاقم آمد و تا ساعت ۳ بامداد نگذاشت که من استراحت کنم. با ورود او به داخل اتاق صحبتهایی رد و بدل شد و میترا گفت زمانی که من خشمگین میشوم، نمیتوانم خشم خود را کنترل کنم.
,
وی ادامه داد: پس از این ماجرا من خوابیدم و ساعت ۸ صبح روز بعد بیدار شدم. ساعت ۸ و نیم بود که مهیار را بیدار و با مهربانی با او رفتار کردم، چراکه سعی داشتم در این مدت وظایف پدری را به نحو احسن برای او انجام دهم، حتی بارها شده بود که مقتوله به خانواده خود گفته بود کارهایی که نجفی برای مهیار انجام میدهد، بهتر و بیشتر از کارهایی انجام شده توسط پدر واقعی اوست.
,
نجفی گفت: زمانی که مهیار به بیرون رفت، میترا دوباره به سمت من آمد و مطالبی را گفت که من سعی کردم جوابش را ندهم.
,
وی افزود: ساعت ۹ و نیم میترا به حمام رفت و گفت که می خواهد بعد از آن به بیرون برود که در جواب گفتم کجا میخواهی بروی؟ او نیز جواب داد: به خودم ربط دارد که من از این جواب میترا عصبی شدم.
,
نجفی با بیان اینکه حادثه قتل در ۳ دقیقه انجام شد، گفت: این اتفاق از روی خشم انجام شد و متوجه اعمال خودم نشدم.
,
او درخصوص مجاز و غیرمجاز بودن اسلحهاش گفت: اسلحهای که از آن استفاده کردم، غیرمجاز نبود، اما در رابطه با بحث تمدید آن من کوتاهی کردم.
,
نجفی درباره زمان وقوع قتل تصریح کرد: یک دقیقه بعد از آن که او به حمام رفت، پشت سرش رفتم، از در حمام تا وان فاصله یک متر است. خواستم با او درباره موضوع صحبت کنم تا مسئله را تمام کنیم. در کمد اتاق خواب نیمه باز بود، اسلحه آنجا قرار داشت آن را با عصبانیت برداشتم و پشت سر او وارد شدم. اسلحه را برداشته بودم تا به او بگویم اگر ادامه بدهد، شاید کار ما به خون و خونریزی برسد.
,
او ادامه داد: اسلحه را با بالش به حمام بردم، نمیدانم چرا هنوز وارد وان نشده بود وقتی وارد حمام شدم تقریبا سینه به سینه شدیم بالش را کنار زدم که بگویم کار ما به جاهای باریک میکشد اگر به صورت مسالمت آمیز به پایان نرسانیم. با دیدن اسلحه هول شد و دو دستش را روی شانههای من گذاشت، به عقب رفتم دستم روی ماشه بود یک گلوله شلیک شد بالش به زمین افتاد بعد از آن ابتکار عمل از دستم خارج شد. نوک اسلحه را بالا بردم تا به سمت او نباشد و به او آسیب نرسد.
,
نجفی گفت: پس از خارج شدن گلوله از اسلحه، دستم را به سمت بالا گرفتم تا گلولهای به بدن میترا نخورد. در همین زمان چند بار گفتم ول کن، اما به دلیل اینکه میترا دست من را گرفته بود، ۴ تیر از اسلحه خارج شد. در این زمان مدام تکرار میکردم ول کن، تا اینکه یک تیر غیرمستقیم به سینه میترا اصابت کرد. در این زمان میترا دستم را ول کرد و به صورت عقب رو از پشت سر به داخل وان افتاد؛ در این زمان اسلحه را جلوی آینه حمام گذاشتم و دست به صورت میترا کشیدم که فهمیدم تیر به بالای سینه او برخورد و سوراخ کرده است. در این زمان ۴ تا ۵ دقیقه بدون حرکت بودم و حالت غیر قابل تصوری داشتم. چند بار قصد داشتم که با همان اسلحه خودم را تنبیه کنم و بکشم. به خاطر اینکه به داخل وان رفتم، بخشی از پای من به دلیل خون خارج شده از دهان میترا، خونی شده بود.
,
نجفی ادامه داد: وقتی که از حمام بیرون آمدم، در اتاق قدم زدم، به سمت بالکن رفتم و گفتم خودم را به پایین پرتاب کنم که از انجام این کار منصرف شدم، در همین حال با رانندهام تماس گرفتم که به آنجا بیاید، دو کیف داشتم که داخل آن موبایل، مدارک پزشکی و حتی سند ازدواجمان وجود داشت، این دو کیف را به راننده دادم تا به دست دخترم برساند.
,
شهردار اسبق تهران درباره مهدورالدم بودن میترا استاد گفت: عنوان مهدورالدم را به هیچ عنوان در دفاعیات خود مطرح نکردم، حتی بارها بازپرس پرونده از من پرسید که آیا به دلیل مهدورالدم بودن مقتوله، او را به قتل رساندید؟ که من در جواب بازپرس گفتم: اصلاً چنین موضوعی مطرح نبود. زمانی که راننده از پیش من رفت، تنها راهی که به نظرم رسید، رفتن به قم بود تا پدر و پدربزرگم را زیارت کنم و آنجا بود که تصمیم گرفتم به قم بروم.
,
وی ادامه داد: در زمان رفتن به قم اسلحه را نیز با خودم بردم، چراکه اول با خود گفتم که شاید در زمان رفتن من به آگاهی بهتر باشد این اسلحه همراه من حمل شود و دوم اینکه شاید بر سر مزار پدرم اقدام به خودکشی کنم؛ در زمان جمع کردن وسایل خود برای رفتن به قم به سراغ کمد وسایلم رفتم تا کارت حمل سلاح را بردارم، این کارت زیر جعبه داروهایم بود و زمانی که آن را برداشتم، متوجه شدم که زمان انقضایش تمام شده است، با این حال آن را با خود برداشتم و به سمت ترمینال بیهقی آمدم و با یک اتوبوس به شهر قم رفتم.
,
وی افزود: پس از اینکه بر سر مزار پدر و پدربزرگم حاضر شدم، تصمیم گرفتم که خودم را به آگاهی معرفی کنم، به همین دلیل به تهران برگشتم و عصر روز حادثه خودم را به پلیس آگاهی تهران معرفی کردم. در زمان حرکت به سمت آگاهی، تلفن راننده تاکسی را گرفتم تا به خانوادهام زنگ بزنم و خبر سالم بودن خود را به آنها اطلاع دهم، زمانی که تماس گرفتم دخترم تلفن را جواب داد. به او گفتم که نگران نباشید، حال من خوب است و الان به سمت آگاهی در حرکت هستم.
,
نجفی گفت: زمانی که در آگاهی حاضر شدم، رئیس پلیس آگاهی تهران بزرگ به داخل دفتری که در آنجا بودم، آمد. با او سلام و احوالپرسی کردم و پس از انجام صحبتها درست بعد از افطار لباس بازداشتگاه آگاهی را بر تن کردم و پس از آن نیز بازجوییهای ابتدایی آغاز شد و آن شب به پزشکی قانونی رفتم.
,
وی با بیان اینکه قصد قتل نداشتم، گفت: قبول دارم که اشتباه کردم، اما نمیخواستم که مقتوله را بکشم. در رسانهها عنوان شد که من با ۵ گلوله همسرم را کشتم، اما اگر به این نکته پی ببرید متوجه میشوید که برای انجام قتل یک گلوله نیز کافیست و این خود نشان دهنده آن است که من با انگیزه قبلی اقدام به قتل میترا استاد نکردم.
,
نجفی در رابطه با علت به همراه داشتن اسلحه گفت: قبل از انقلاب با شهید چمران ارتباط داشتم و در زمانی که در آمریکا تحصیل میکردم، کار با اسلحه را یاد گرفتم و از آن زمان استفاده از اسلحه را بلد بودم.
,
وی افزود: همان طور که میدانید در سال ۱۳۶۰ ترورهای خیابانی در کشور مطرح بود، در اواخر تیر ماه یا اوایل مرداد ماه همان سال که شهید رجایی و شهید باهنر به سمت ریاست جمهوری و نخست وزیری منصوب شدند، بنده به عنوان وزیر فرهنگ و آموزش و پرورش که امروز به عنوان وزارت علوم از آن یاد میشود، منصوب شدم. در آن زمان چندین مسئول وقت برای محافظت از خود اسلحه گرفتند که یکی از آن افراد بنده بودم، برای آن که در صورت حمله برای دفاع از خود، از اسلحه استفاده کنم. پس از آرام شدن فضای کشور در آن سالها دیگر به سراغ اسلحه نرفتم و آن را حمل نکردم.
,
نجفی افزود: ۹ سال وزیر آموزش و پرورش بودم، در این مدت هیچ وقت اسلحهای را به همراه نداشتم.
,
وی در رابطه با تمدید کارت اسلحه خود گفت: تصور من این بود که مدت زمان تمدید سلاح ۱۰ سال است و در همین رابطه این کارت ۲ مرتبه تمدید شد، از آنجا که سلاحی را با خود حمل نمیکردم، کارت آن را نیز به همراه خود حمل نمیکردم.
,
نجفی گفت: در سال ۱۳۷۰ وزارت دفاع اسلحه جدیدی را تولید کرد که یک سری از سلاحها را به وزرا و مسئولان وقت هدیه داده بود. من نیز یکی از دریافت کنندگان این اسلحهها بودم و پس از مدتی برای آن که حاشیهای برای من ایجاد نشود، یک سری از سلاحها را تحویل دادم، اما این کلت را در نزد خود نگه داشتم.
,
وی افزود: حمل سلاح توسط من غیرمجاز نبود، بلکه به دلیل اینکه کارت حمل سلاح منقضی شده بود مرا دچار مشکل کرده است، چراکه فکر میکردم مهلت تمدید این کارتها ۱۰ ساله است و برای همین به دنبال تمدید مجدد آن نرفتم. زمانی که به منزل جدید نقل مکان کردیم، بخشی از وسایل شخصی خود و اسلحهای که پارچهای به دور آن پیچیده شده بود را در داخل چمدانم گذاشته بودم، در زمان نقل مکان به منزل جدید چمدان را باز نکردم و آن را بالای کمد خود گذاشته و کیفهایی را بر روی آن قرار دادم.
,
نجفی افزود: میترا چند باری به من گفت که آیا اسلحه را با خود آوردهای که کار با آن را به من یاد دهی؟ که من چند باری این موضوع را به تعویق انداختم، حتی یک بار هم میترا به شوخی به سمت من آمد و گفت: بیا دوتایی همدیگر را بکشیم که من گفتم: «باشد اشکالی ندارد، اول تو من را بکش، اگر دلت آمد پس از آن خودت را هم بکش» که همه اینها به شوخی عنوان شد؛ در زمانی که میخواستم چمدانم را خالی کنم، میترا در کنار من بود و وسایل داخل چمدان را به من میداد تا من داخل قفسه کمدم قرار دهم. زمانی که وسایل به نوبت در حال چینش بود، میترا با پارچهای مواجه شد و آن را برداشت و از من پرسید که این چیست؟ و من هم به او گفتم که این اسلحه است و در آن زمان آن را به من داد و من نیز آن را داخل قفسه در کنار قرصها و داروهایم قرار دادم تا در زمان مناسب خشاب آن را خالی کنم تا مبادا کسی به آن دست بزند و اتفاق ناگواری رخ دهد. بعد از این قضیه میترا به من گفت که برویم شام بخوریم و پس از این اتفاق، من یادم رفت که سلاح را بردارم و خشاب آن را خالی کنم.
,
قاضی محمدی کشکولی گفت: سومین جلسه دادگاه رسیدگی به پرونده قتل میترا استاد (همسر دوم محمدعلی نجفی شهردار اسبق تهران) ساعت ۹ صبح روز دوشنبه ۳۱ تیتر برگزار میشود.
]
ارسال دیدگاه