آیا رابطه با آمریکا ناگزیر است؟
تن دادن ایران به مذاکره شرایط فعلی با توجه به شروط آمریکا، چیزی جز تسلیم نیست. جمهوری اسلامی با علم بر این و خرید زمان و همچنین تثبیت ابزارهای قدرت در داخل و خارج از مرزها، تلاش دارد شرایط مذاکره را با هر دولت آمریکا خود تعیین و قدرت طرف مقابل را تعدیل سازد و نیز روابط سیاست خارجی خود را گسترده تر با رویکرد نگاه به شرق یا کشورهای نوظهور اقتصادی کند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ تاریخچه روابط ایران و آمریکا در چند دهه اخیر شاهد تلاطم و خصومت هایی بوده که ناشی از برداشت آمریکا از روح انقلاب اسلامی جهت جلوگیری از استیلاگری این رژیم در جهان و بازتعریف الگوی مقاومت در عصر پسا دوقطبی بود.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,
برقراری ارتباط با آمریکا از سوی برخی از جریان های سیاسی و حتی دولت هایی که در ایران بعد از انقلاب بر سرکار آمده اند، یکی از اهدافی بوده که همواره پیگیری می شده است. این ارتباط با توجه به روح تعریف توسعه اقتصادی با ارتباط مستقیم با نظام بازار آزاد و تنش زدایی جهت تسهیل مراودات اقتصادی و سرمایه گذاری های خارجی و همچنین حضور در مجامع مهم اقتصادی و سیاسی بدون ایجاد مانع از سوی ابرقدرت یا قدرت بزرگ، مدرنظر بوده است. در کتاب دیپلماسی حسن روحانی که به شرح مذاکرات هسته ای در دوران مسئولیتش در شورای عالی امنیت می پردازد، چنین رویه و روشی به خوبی آشکار است.
,
این رویکردها و به بیان بهتر راهبردها در پستوی دنیای سیاست چارچوب گفتمانی نیروهای در قدرت و نیروهای سیاسی معطوف به قدرت را در برهه های شکل داده است. به هر روی این زمینه سازی برای ارتباط با قدرت های غربی به ویژه آمریکا، به یکی از معماهای و گره های سیاست خارجی ایران تبدیل شده است. در حالیکه حاکمیت تصمیم به عدم مذاکره در موضع ضعف دارد، نیروهای سیاسی در قدرت به ویژه دولت، اصرار به ارتباط برای تسهیل توسعه اقتصادی و حل تحریم ها و فشارهای سیاسی و اقتصادی دارند.
,
اما سوال اصلی این است، آیا ارتباط با آمریکا ناگزیر است؟ در قاموس سیاست خارجی ایران، ارتباط با رژیم نامشروع اسرائیل نهی شده و در صورت عدم زورگویی قدرتی، ایران مشکلی برای رابطه با دیگر کشورها ندارد. این خط فکری، اساس را بر ارتباط در موضع برابر یا در شرایط وجود در اختیار داشتن ابزارهای قدرت برای چانه زنی در سیاست خارجی می داند. به طور اساسی، چنین راهبردی، اساس نظریات واقع گرایانه در روابط بین الملل برای برقراری رابطه با کشورها و دولت هاست.
,
جمهوری اسلامی در تاریخ چهار دهه ای خود، در زمان هایی به گفتگو و مذاکره با آمریکا نشسته است. مذاکرات در میانه جنگ تحمیلی، گفتگوها برای تشکیل دولت در افغانستان و عراق و مهمترین مذاکرات مربوط به پرونده هسته ای، از جمله گفتگوها و ارتباطات آشکاری بوده که دو دولت رودروی یکدیگر برای حل مشکلات در سیاست خارجی پرداخته اند.
,
ولی لابی های قدرت از جمله صهیونیسم، راست های یا بازهای کاخ سفید، سعودی ها و ... تغییر ماهیت جمهوری اسلامی و براندازی این نظام را شرط اصلی برای عادی سازی روابط با ایران در نظر گرفته اند. امری که حتی با بدگمانی دیگر کشورهای واسطه گر برای تسهیل روابط و بحران های موجود منطقه ای نیز نسبت به نیات آمریکا روبه رو شده است. ایران با مقاومت در برابر تحریم ها و تلاش برای ایجاد الگوی اقتصادی مبتنی بر پتانسیل های داخلی برای گذار از دوران فشار، سعی دارد ابزارهای چانه زنی و قدرت خود در داخل و منطقه را حفظ کند تا هرگونه مذاکره احتمالی با چشمان باز و احاطه بر محیط داخلی و بین المللی جهت نیل به هدفی باشد که بیشترین منفعت ملی را به همراه داشته باشد.
,
تن دادن ایران به مذاکره شرایط فعلی با توجه به شروط آمریکا، چیزی جز تسلیم نیست. جمهوری اسلامی با علم بر این و خرید زمان و همچنین تثبیت ابزارهای قدرت در داخل و خارج از مرزها، تلاش دارد شرایط مذاکره را با هر دولت آمریکا خود تعیین و قدرت طرف مقابل را تعدیل سازد و نیز روابط سیاست خارجی خود را گسترده تر با رویکرد نگاه به شرق یا کشورهای نوظهور اقتصادی کند. چنین رویه ای در صورت توافق سایر جریان های سیاسی داخلی، ارگان ها و نهادها از جمله دولت با حاکمیت، می تواند با سرعت بیشتری به هدف ایران برای عبور از فشارها و تحریم ها نزدیک را برآورده سازد.
,
شرایط کنونی درحالیست که در چند دهه آینده، رتبه قدرت های اقتصادی دچار تحول اساسی در جهان خواهد شد و کشورهای آسیایی به عنوان ابرقدرت های نوظهور اقتصادی، چرخ اقتصادی جهان را خواهند چرخاند. به این معنا که ارتباط تنگاتنگ با آمریکا در دو یا سه دهه آینده دیگر مزیتی برای کشورها نخواهد بود و محور قدرت جهان در سیر تاریخی خود به سمت شرق خواهد چرخید.
,
انتهای پیام/
,
ارسال دیدگاه