سرمقاله روزنامه های امروز کشور؛
تکرار یک خطای راهبردی/ رباتهای خربزهخور دنبال آدرس در مریخ!
نگاهی به سرمقاله روزنامه های کثیرالانتشار و چاشنی که هر کدام از رسانه های مکتوب به محتوای امروز نشریات اضافه کردند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ روزنامهها و جراید در بخش سرمقاله و یادداشت روز به بیان دیدگاهها و نظریات اصلی و اساسی خود میپردازند؛ نظراتی که بیشتر با خط خبری و سیاسی این جراید همخوانی دارد و میتوان آن را سخن اول و آخر ارباب جراید عنوان کرد که اهمیت ویژهای نیز دارد. در ادامه یادداشت و سرمقالههای روزنامههای صبح کشور با گرایشهای مختلف سیاسی را میخوانید:
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,,

,
رباتهای خربزهخور دنبال آدرس در مریخ!
, رباتهای خربزهخور دنبال آدرس در مریخ!,
محمد صرفی در کیهان نوشت:
خیلیها گمان میکنند مسئله و مشکل اصلی و فوری امروز کشور، مشکلات اقتصادی و تحریمها هستند. البته که هیچ عقل سلیمی نمیتواند در اینکه کشور درگیر مشکلات اقتصادی است و تحریمهای ظالمانه و غیرانسانی آمریکا یکی از دلایل این مشکلات است، شکی داشته باشد اما بهنظر میرسد مشکل بزرگتر و عمیقتر جریانی اختاپوسوار است که میکوشد حقایق را وارونه جلوه دهد. اتفاقاً مسئله نخست - مشکلات اقتصادی - تا حد زیادی محصول این جریان بوده و کاملاًً با آن مرتبط است. تا وقتی فکری همهجانبه و مستحکم برای مقابله و خنثی کردن این جریان نشود، تلاش برای حل مشکلات اقتصادی نیز چندان موثر نخواهد بود و آثاری محدود و مقطعی خواهد داشت.
,
,
بدون تعارف و تردید باید اذعان کرد که این جریان قوی و گسترده است، یک سر آن در اتاق فکرهای حرفهای و نهادهای صاحب ایده، بودجههای کلان و پیشرفتهترین فناوریهای روز دنیا در آنسوی مرزهاست و سر دیگرش در داخل کشور. هیچ محدودیت و حد و مرز و چارچوبی هم نمیشناسد. نه قواعد اخلاقی و قانونی میتواند محدودش کند و نه اخلاق برایش مهم و مسئله است. هدف، تحریف و وارونهنمایی حقایق است و در راه رسیدن به آن، استفاده از هر وسیلهای را مجاز میدانند.
,نکته مهم و ویژگی کلیدی این جریان آن است که از انعطاف و سرعت بسیار بالایی برخوردار است. هر سوژه و موضوعی را در حیطه عملیات خود میداند و به آن ورود میکند؛ از اقتصاد و فرهنگ گرفته تا سیاست داخلی، دیپلماسی، دین، امنیت، زنان، آموزش، ورزش، تاریخ، سلامت و خلاصه هر آنچه فکرش را کنید. اهداف کلیدی و راهبردی این جریان را میتوان در چند سرفصل خلاصه کرد؛
,
1- مریخ پلاک یک؛ فرض کنید دنبال مکان خاصی هستید که تا کنون نرفتهاید. از دو نفر آدرس را میپرسید. اولی به شما میگوید جایی که دنبالش هستید فلان نقطه شهر است و نفر دوم میگوید آدرس خیلی سرراست است؛ مریخ پلاک یک! در مواجهه با نفر دوم مطمئناً دنبال برنامههای فضایی و نحوه سفر به مریخ نمیروید. یا لبخندی میزنید و به جستوجو ادامه میدهید یا فحشی در دل یا زیر لب نثار فرد دروغگو کرده و باز هم به جستوجو ادامه میدهید. اما در مواجهه با فرد نخست تشکر میکنید و به آدرسی که گفته میروید. بسته به دوری راه و ترافیک، ساعتها وقت صرف میکنید و وقتی میرسید متوجه میشوید آدرسی که دادهاند غلط بوده و دنبال نخود سیاه فرستاده شدهاید. حال همین مثال را در مقیاس یک کشور و موضوع جستوجوی راهحل مشکلات اقتصادی تصور کنید. جریانی بگوید مشکلات اقتصادی را با کمک غول چراغ جادو میتوان حل کرد و جریانی بگوید باید هوشمندانه و از موضع برد - برد با دنیا مذاکره کرد، تحریمها را رفع و راه را برای سرمایهگذاری خارجی باز کرد و... راهحل هر دو غلط و دروغین است. تفاوتشان در این است که وقت و انرژی خود را برای یافتن غول چراغ جادو (رفتن به مریخ) تلف نمیکنید اما ممکن است عمر و توان یک کشور 80 میلیونی را 7 سال صرف راهحل دوم کنید. جریان تحریف طوری آدرس میدهد که شما گمان کنید واقعی است. نشانههای قلابی هم سر راهتان قرار میدهد. این جریان همچنان و بهشدت در زمینه ارائه آدرس غلط مشغول به کار است.
,
2- آینههای خمیده؛ کار آینه نشان دادن اشیاء است، به همان اندازهای که هستند. اما برخی آینهها طوری طراحی شدهاند که سوژههای خود را بزرگ یا کوچکتر - در مواردی علاوه بر تغییر اندازه، تصویر وارونه نیز میشود - از آنچه هستند نمایش میدهند. یکی از اصلیترین اهداف و عملکردهای جریان تحریف، استفاده از این ویژگی آینههای خمیده است. دستاوردها، توان و ظرفیت کشور با آینه مقعر نشان داده میشود و مشکلات، ضعفها، نواقص و موانع با آینه محدب. در مواردی حتی آنچه مثبت و نقطه قوت است، نقطه ضعف و مانع نمایش داده میشود؛ همان ویژگی وارونگی در آینههای خمیده.
,
3- رباتهای دستآموز؛ دنیای پیشرو را دنیای هوش مصنوعی نامیدهاند. آنچه با هوش مصنوعی ساخته میشود، میتواند بسیار توانمند باشد چرا که از قدرت محاسباتی بسیاری برخوردار است. هوش مصنوعی با تمام ویژگیهای خارقالعاده آن، در محدوده طراح آن عمل خواهد کرد چرا که از خود اراده و قدرت تفکر مستقل ندارد. جریان تحریف درباره توانمندسازی افراد و اقشار مختلف جامعه زیاد میگوید و در ظاهر تلاش نیز کرده و بودجه نیز اختصاص میدهد اما همه این کارها در بالاترین سطح آن، چیزی شبیه ساختن رباتهای هوشمند است. رباتهایی شگفتانگیز با تواناییهای فوقالعاده در خدمت طراحان خود. سلب قدرت تفکر انتقادی و کلاننگر از جامعه، هدفی مهم و کلیدی است. روشهای سلب این قدرت کلیدی و تعیینکننده بسیار متنوع و بستگی به سوژه هدف دارد. با این روش میتوان افراد قربانی را به خادمان بیمزد و منت جریان تحریف تبدیل کرد.
,
4- خربزههای لرزآور؛ هدف دیگر جریان تحریف گمراه کردن جامعه درباره چرایی و ریشه مشکلات است. هرکس خربزه میخورد باید پای لرز آن هم بنشیند. اگر امروز پای اقتصاد میلرزد و میلنگد بهخاطر تحریمهای آمریکاست و علت تحریمهای آمریکا هم رفتار خودمان است که بعد از برجام روی موشک نوشتیم «مرگ بر اسرائیل» و اگر بخواهید به ریشه آن بازگردید نباید لانه جاسوسی را تسخیر میکردید. این یک نمونه از دهها و صدها دستورالعمل جریان تحریف برای گمراهسازی درباره رابطه علّی و معلولی مسائل بود. نمونه متاخر و جالب توجه آن پیوند زدن خرید واکسن کرونا با FATF است. همه کشورهای دنیا به راحتی واکسن خریدهاند یا سفارش دادهاند اما ایران نتوانسته سلامتی شهروندان خود را تامین کند چون لوایح FATF را تصویب نکرده است. اگر نمونه قدیمی بخواهید؛ صدام به ایران حمله کرد چون ما بعد از انقلاب مواضع تحریکآمیز داشتیم و از صدور انقلاب حرف زدیم.
,
5- اتاق گاز؛ درباره واقعیت اتاقهای گاز در جنگ جهانی دوم باید پس از مطالعه منابعی مثل کتاب پروفسور فرانسوی «رابرت فوریسون»، نویسنده «اتاقهای گاز در جنگ جهانی دوم؛ واقعیت یا افسانه» قضاوت کرد اما بدون تردید جامعه ایرانی سالهاست با اتاق گاز جریان تحریف در جدال است. در این اتاق بهصورت دائم گاز کشنده ناامیدی تزریق میشود. اینکه کجای اتاق باشید، بنیه شما چقدر باشد، چقدر گاز استنشاق کنید، مشکلات و بیماریهای زمینهای داشته باشید یا نه و مسائلی از این دست تکلیف شما را اتاق گاز ناامیدی روشن میکند. متأسفانه گاهی نیروهای مقابل جریان تحریف نیز به دلایل مختلف و اغلب از روی ناآگاهی به تزریق این گاز کشنده کمک میکنند. گازی که رنگ و بو و علامت چندان واضح و مشخصی ندارد اما به تدریج جامعه را فلج و در نهایت نابود میکند.
,
6- یک جهنم و 193 بهشت؛ هدف و برنامه کلان دیگر جریان تحریف آن است که به شهروند ایرانی القا کند که زندگی در همه کشورها بهشت است و همه در حال خوشگذرانی و عشق و حال هستند اما شما بیچارههای بدشانس در کشوری زندگی میکنید که دست کمی از جهنم ندارد و هرچه مشکل و بدبختی است برای شماست و لاغیر. نمونهاش جنجال خرید واکسن کرونا که با یک جستوجوی ساده میتوانید انواع و اقسام پیامها را به زبانهای مختلف شوخی و جدی ببینید که همه کشورها خریدهاند جز ایران. البته این جهنم هم محصول خربزهای است که 42 سال پیش خوردید وگرنه در زمان آریامهر، ایران از بقیه کشورها بهشتتر بود و نه تنها قیمت خودکار بیک 13 سال تکان نخورد بلکه موزها هم شیرینتر بود!
,
اینها تنها سرفصلهایی درباره اهداف و کارویژه جریان تحریف بود. جریانی که تا هست، تحریم و بسیاری از مشکلات دیگر نیز پابرجا خواهد بود. درباره این اهداف و راهکارهای مقابله با آنها باید بسیار خواند، گفت و شنید. اینکه بدانیم از کجا ضربه میخوریم، اولین و بزرگترین گام برای پیروزی است.
,
,

,
, ,
,
من فکر نمی کنم در بهشت زندگی می کنیم
, من فکر نمی کنم در بهشت زندگی می کنیم,سیدعلی علوی در خراسان نوشت:
, سیدعلی علوی در خراسان نوشت: ,دومین قسمت مستند «غیررسمی» از دیدارهای پنج شنبه ای رهبر انقلاب با نخبگان حوزه های مختلف پخش شد. مستندی مختصر، مفید و در عین حال جذاب که بازتاب مثبت بسیاری را در بین فعالان رسانه ای، سیاسی و اجتماعی داشت که البته چند نکته قابل تامل درباره این مستند میتوان برشمرد:
,
۱. تصویر ساخته شده از رهبر انقلاب
,
نخستین چیزی که درباره مستند می توان گفت، این است که این مستند تصویری متفاوت است از آن چه که حداقل در بخشی از جامعه توسط برخی رسانه ها و برخی مخالفان و موافقان از رهبر انقلاب بازنمایی و به تصویر کشیده شده است. رهبری که جمعی را دعوت میکند که نقد دارند جمعی که مجیز گو نباشند، آن وقت بنشینند با گاردی باز و صریح انتقاد کنند. این که چگونه رسانه های رسمی و غیر رسمی و موافقان و دوستداران چنین بازنمایی را از رهبر انقلاب نداشتند و این که چرا رهبری با چنین نگاه پدرانه ای بعضا تبدیل می شوند به شخصیتی رسمی و سیاسی، جای آسیب شناسی دارد .
,
2.انتقاد پذیری و پاسخ گویی رهبر انقلاب
,
نکته دیگر، پذیرش رهبر انقلاب در برابر انتقادهای صریح و توجیه نکردن وضع موجود و در عین حال پاسخ گو بودن در برابر انتقادات بود. درحالی که در این گونه موارد می شود بار را بر دوش دیگران انداخت، میشود جواب نداد، میشود سکوت کرد اما از جای جای مستند بر می آمد که رهبری نه تنها انتقادها را می پذیرند بلکه خود را در مقام پاسخ گو قرار می دهند.
,
3.لکنتی که نبود
,
نکته قابل تامل دیگر در کنار انتقادهای صریح، بدون لکنت بودن منتقدان و مدعیان بود. امام علی(ع) در نامه خود به مالک به او تصریح می کنند طوری رفتار کن که مردم بدون لکنت و ترس با تو حرف بزنند موضوعی که در مستند غیررسمی بسیار شیرین به چشم می آمد. این که در حکومتی نخبگان بتوانند به راحتی بگویند که «همه مردم را دوست داشته باشید» بگویند «چیزی که شما از جامعه تصور دارید دقیق نیست»، موضوع کم اهمیتی نیست چه این که رهبری به شوخی فضا را برای صراحت بیشتر گویی آماده تر می کردند.
,
4.آزاد اندیشی و ضرورت تضارب آرا
,
آن چه از مشی رهبر انقلاب در برگزاری جلسات این چنینی با نخبگان و شنیدن نظر خبرگان و صحبت های رهبری برمی آمد، اعتقاد ایشان به حاکمیت آزاد اندیشی و تضارب آراست. موضوعی که گرچه رهبر انقلاب آن را در نامه ای به جمعی از دانشآموختگان حوزه علمیه در تاریخ 81.11.16 و به صورت موکد در بیانات معظم له در دیدار با جمعی از نخبگان علمی کشور در تاریخ 88.8.6 در خصوص ضرورت راهاندازی کرسیهای مناظره، نقد، نظریهپردازی و آزاداندیشی در دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی تصریح کرده اند اما گویی عملا به فراموشی سپرده شده است. مسئله ای که مستند غیررسمی نشان داد آن مطالبه همچنان مطالبه ای زنده است، به گونه ای که خود آن را انجام میدهند. رفتاری که می تواند بستر احیای کرسی های آزاد اندیشی شود.
,
5.جامعه که نباید تک صدا باشد
,
یکی دیگر از نکات این مستند که نشان از اعتقاد ایشان به حاکم نبودن تک صدایی در جامعه است، مشخص شدن تفاوت نظر ایشان با مواردی است که در فضای رسمی آن زمان وجود داشته است. مثال بارز فیلم مارمولک است که بحث آن در بخشی از مستند پیش کشیده می شود و ایشان به صراحت اعلام می کنند که نظرشان متفاوت از نظرات مخالف این فیلم جنجالی است.
به عبارتی ایشان نیامده اند اعلام کنند نظر من را اعمال کنید بلکه به نظرات، مجال طرح دادند و البته که برخی از این فرایندها ممکن است به نتیجه نسبتا خوب هم نرسیده باشد - همچون ماجرای همین فیلم که برخی معتقدند اگر فضای تند آن زمان به کنار می رفت، چه بسا اثرش در ارتباط روحانیت و حوزه با مردم نمودار می شد - اما به جد معتقدیم که عوارض این که این تک صدایی بخواهد حاکم شود، بیشتر از منفعت آن است و این مستند به صراحت نشان می دهد که اگر این تصور غلط را برخی حتی با نیت های خوب سعی در حاکم کردن آن دارند یا می خواهند حاکم کنند با واقعیت منش ایشان همخوان نیست.
,
,
6.برداشت رهبر انقلاب از جمهوری اسلامی
,
نکته دیگری که از مستند برمی آمد زاویه دید رهبر انقلاب به وضعیت جمهوری اسلامی است. برخلاف آن چه به نظر می رسید رهبری وضعیت را در نه تنها ایده آل نمی بینند بلکه ایرادهای زیادی را نیز وارد می دانند. به صراحت می گویند که من فکر نمیکنم ما در جمهوری اسلامی در آن بهشتی که متصور بودیم، هستیم... اشکالاتی وجود دارد و تردیدی نیست، اما آن چه برایشان موضوعیت دارد حرکت کلی انقلاب اسلامی است. این که این اشکالات «به کلیت نظام صدمهای نمیزند.» و تاکید بر این که «این نظام، نظام معترض به ساخت قدرت در دنیاست. به بیعدالتی، ظلم، فقر و گرسنگی معترض است.» رهبر انقلاب به همان اندازه که آرمان گرا هستند، واقع بین هم هستند نه چنان آرمان گرایند که به واقعیت و کاستی توجه نکنند و نه چنان واقع بین که آرمان ها را فراموش کنند. قابل تامل بود که رهبری تاکید داشتند در عین دیدن ضعف ها دیدن قوت ها هم موضوعیت دارد.
,
7.مستندی برای مسئولان که عمل کنند
,
مستند غیررسمی اما بیشتر از آن که برای مردم باشد به نظر می آید برای مسئولان است؛ مسئولانی که گوش شنوا داشته باشند، اهل نشستن با نخبگان باشند، اهل انتقاد پذیری باشند، اهل پاسخ گویی باشند، اهل پذیرش نقاط ضعف باشند، اهل این باشند که فضایی را ایجاد کنند تا مردم بدون ترس و لکنت بتوانند حرف شان را بزنند، مردم را تکه تکه نکنند و مخالف من و موافق من نداشته باشند.
,
8.مستندی برای مردم که بدانند
,
و البته مستند دیروز مستندی برای مردم بود که بدانند اگر رأس حکومت چنین است از همه مسئولان ذیل رهبر انقلاب چنین مشی و مرامی را مطالبه کنند و نه تنها مطالبه کنند که حق خود بدانند اگر میشود با رهبر انقلاب بی لکنت حرف زد و انتقاد کرد چرا با دیگر مسئولان نشود؟
,
9.امید به آینده
,
امید به آینده از دیگر نکات مهم جلسه بود. این که رویش های انقلاب بیش از ریزش های آن است این که ما میتوانیم مشکلات را با همه اشکالات و انحراف ها و کاستی ها و خطاها پشت سر بگذاریم و این که همه باید برای سربلندی ایران در هرجایی که هستند، تلاش کنند. به نظر می رسد رهبری از آن چه نگرانند، غلبه ناامیدی به خاطر دیدن و مواجهه با مشکلات بود.
,
,
,

, ,
تکرار یک خطای راهبردی
,
, تکرار یک خطای راهبردی ,
عباس حاجی نجاری در جوان نوشت:
, عباس حاجی نجاری در جوان نوشت:,
رئیسجمهور روز پنجشنبه در جریان افتتاح طرحهای وزارت نفت، با اشاره به روند فشار حداکثری دولت ترامپ، با اعلام به پایان رسیدن جنگ اقتصادی دشمن علیه مردم ایران میگوید به اعتقاد من عمر این جنگ به پایان رسیده است و کسی که شرورانه فرماندهی این جنگ را برعهده گرفته بود در لحظههای آخر عمر سیاسی خود است.
تردیدی در این نیست که شکست ترامپ به عنوان عامل جنایات سالهای اخیر امریکا علیه مردم ایران و طراح راهبرد فشارحداکثری و به ویژه به شهادت رسانیدن سردار سلیمانی ــ که سالگرد شهادت او مقارن با روزهای پایانی حضور ترامپ در کاخ سفید است ــ مایه سرور همه ایرانیان و دوستداران مقاومت در جهان و مایه عبرتی برای گردنکشان جهان به خاطر عدم پایداری ظلم و جور در جهان است، اما ساده سازی مسئله و اعلام پایان جنگ اقتصادی دشمن علیه مردم ایران تکرار همان خطای راهبردی است که طی سالهای اخیر و در قالب موثر بودن برجام در حل مشکلات اقتصادی کشور و شرطی سازی کشور به آن (در خوشبینانهترین حالت) عملاً فرصت را برای دشمنان مردم ایران فراهم کرد تا با اتکا به ضعفها و کاستیهای داخلی همین دولت، سیاستهای خود علیه مردم ایران را گام به گام و هوشمندانه به پیش برده و عملاً ظرفیتهای اصلی کشور را تضعیف و شرایطی را فراهم آورند که نظام اسلامی در روند حرکت ۴۲ ساله خود این روزها و در دوران این دولت افت سرمایه اجتماعی خود را تجربه کند.
مروری بر روند فشارها و تحریمهای امریکا در ۴۲ سال اخیر علیه مردم ایران نشان میدهد که این فشارها در طول این ایام همواره تداوم داشته و البته متناسب با شرایط و تحولات داخلی ایران افت و خیز داشته است. در این روند هر گاه ایران با اتکا به ظرفیتهای درونی توانسته اقتدار و توان خود را در میدان عمل به اثبات برساند، دشمن عقب نشسته و کوتاه آمده و هرگاه احساس کرده است که ایران در داخل با مشکل مواجه وزمینه فشار و تحریم فراهم است، یک گام به پیش گذاشته و فشارها را تشدید کرده است. در این عرصه فرقی میان دموکراتها و جمهوریخواهان نیست چرا که هر دو در زمینه تسلیم و تضعیف ایران، استراتژی واحدی داشته و دارند. مصداق روشن این مدعا را میتوان در نوع تعاملات آنها در سالهای اخیر در مواجهه با ایران دید زیر را زمانی که امریکا و دیگر قدرتهای غربی روند پیشرفتها و دستاوردهای ایران در عرصه هستهای و موشکی را مشاهده کردند تن به مذاکره دادند که در مسیر آن که به برجام منتهی شد و توانستند ظرفیتهای اصلی هستهای ایران را خنثی کنند و در امتداد آن به برجامهای ۲ و ۳ برای استحاله قدرت موشکی و نفوذ منطقهای ایران امید بسته بودند، همان گونه که آقای روحانی بعد از برجام هستهای وعده آن را داده بود، دشمن به رغم این دستاورد زمانی فشارهای خود را تشدید کرد که ما کشور را نسبت به برجام شرطی کردیم و این پاس گل ما به تیم جدید جمهوریخواه در دوران ترامپ در کاخ سفید بود که زمینه فشار حداکثری را فراهم دید و چنان کرد که رئیسجمهور محترم که خود در سالهای اخیر به دلیل حضور در مسئولیتهای مختلف تجربه تحریمها و فشارهای دشمنان را شاهد بود، نهایتا به جنگ اقتصادی دشمن اذعان کرد.
,
,
,
,
,
اما در ماههای اخیر آنچه سبب نگرانی بیشتر غربیها و حتی خود تصمیم گیران اصلی کاخ سفیدــ فارغ از دو حزب ــ شد این بود که نظام جمهوری اسلامی به رغم تشدید فشارهای امریکا واروپا با در پیش گرفتن راهبرد مقاومت فعال، ضمن اینکه توانست بسیاری از آسیبهای ناشی از فشارها وتحریمها را خنثی و با آن مقابله کند در عرصه هستی نیز با احیای ظرفیتها و توانمندیهای کشور توانست این واقعیت را به طرف غربی خود بقبولاند که ایران قادر است با اتکا به ظرفیتهای درونی و بازسازی خود همان مسیر روشن گذشته را دنبال کند و چه بسا نگرانی اخیر اروپاییها برای رسیدن به یک توافق با ایران و ابراز خوشحالی از شکست ترامپ به این دلیل باشد که بتوانند با اتکا به فرد جدید در امریکا دوباره ظرفیتهای اصلی و توان ما را مهار کرده و سیاستهای فشار و تهدید را در تضعیف ظرفیتهای اصلی ایران به پیش ببرند. چرا که هم رسانهها و مسئولان اروپایی و هم بسیاری از نظریه پردازان و مراکز اندیشه ورزی امریکایی به این واقعیت اذعان کرده ومی کنند که ایران با درپیش گرفتن راهبرد مقاومت فعال وایستادگی در برابر ترامپ، عملا توانست راهبرد فشار حداکثری را خنثی کند به گونهای که همین مشاور جدید امنیت ملی امریکا که ترامپ جایگزین جان بولتن کرده است در همان روزهای آغازین مسئولیت خود اعتراف کرد که امریکا در تحریم مردم ایران به پایان خط رسیده است.
به همین دلیل است که نسبت به جا به جایی قدرت در امریکا و بازگشت دموکراتها نباید خوشبین بود چراکه آنها عملا نشان دادهاند که از یک استراتژی واحد در برابر ایران تبعیت میکنند که در آن مصالح صهیونیسم و استکبار جهانی اولویت داشته وتنها تاکتیکهای آنها ممکن است متفاوت باشد. به همین دلیل است که ابراز خوشحالی نسبت به بازگشت دموکراتها وپایان جنگ اقتصادی امریکا میتواند تکرار همان اشتباه گذشته و شرطی سازی شرایط کشور به برجام و این بار نسبت به تغییر در کاخ سفید، باشد. بدون آنکه هیچ چشمانداز روشنی نسبت به تغییر اساسی در راهبرد فشار حداکثری دشمن به دلیل موانع و زیرساختها و قوانینی که ترامپ مبتنی بر آن تحریمها را چند میخه کرده است وجود داشته باشد، با این تفاوت که این گونه سخن گوییها نسبت به تغییر احتمالی در امریکا تنها میتواند انگیزهها و راهبردهای داخلی نسبت به تداوم راهبرد مقاومت فعال را تضعیف کرده و مسیری را که کشور از دل راهبرد فشار حداکثری برای استقلال و خودکفایی در پیش گرفته تضعیف کند.
پیامد این شرطی سازی جدید و دوباره و چندباره دل بستن مسئولان به تغییر در امریکا میتواند به بازگرداندن مجدد قفلها روی ظرفیتهای داخلی نظیر آنچه که هم در دولت خاتمی و هم دولتهای آقای روحانی انجامید و به دلیل مهار توان داخلی با دستان این دولتها، زمینههای فشارها وتحریمها فراهم شد، باشد و این درحالی است که رهبر معظم انقلاب اسلامی نحوه مواجهه با این تغییرات را به روشنی تبیین کرده والبته بارها تکرار کردهاند. معظمله در سخنان زنده و تلویزیونی، خود به مناسبت میلاد پیامبر گرامی اسلام در روز ۱۳ آبان با تأکید بر اینکه سیاست جمهوری اسلامی ایران در قبال امریکا، حسابشده و مشخص است و با رفتوآمد اشخاص تغییر پیدا نمیکند، خاطر نشان کردند: ممکن است با آمدن یا نیامدن یک فرد اتفاقاتی بیفتد، اما به ما هیچ ارتباطی ندارد و در سیاست جمهوری اسلامی هیچ تاثیری نخواهد داشت.
,
,
,
,
,
,

, ,
پرهیز از تقابل و دوگانهسازی
,
سیدحسن موسویچلک در آرمان نوشت:
در هـــر کـــشوری در طــول تــاریخ افرادی هستند که به دلیل توانمندیها، ظرفیتها، هنر، قابلیتها و کارهایی که انجام دادند، مورد توجه عموم مردم هم در زمان حیاتشان یا بعد از حیاتشان قرار میگیرند و هوشمندی هر کشوری به این است که ظرفیتها و قابلیتهای این افراد را به فرصتی برای همبستگی اجتماعی بیشتر در جامعه و همچنین به فرصتی برای بالا بردن سرمایه اجتماعی و احساس تعلق در آن جامعه، تبدیل کند و کشور ما هم از این قضیه مستثنا نیست. آدمهای بزرگی در طول تاریخ آمدند و در حوزههای مختلف کار کردند که گاهی مواقع برای عموم مردم و گاهی برای بخشی از مردم، وجودشان ذیقیمت بود و حفظ حرمتشان برای طرفدارانشان مهم و ضروری است و خیلی مواقع این افراد میتوانند عاملی برای وحدت و همبستگی، هم در حیاتشان و هم بعد از حیاتشان باشند.
,
,
طی یکی، دو سال گذشته هنرمندان، اساتید، صاحبنظران و دانشمندان زیادی را از دست دادیم که طبیعتا جایگزین کردنشان هم کار سخت و دشواری خواهد بود و زنده نگه داشتن یاد و نامشان میتواند انگیزهای باشد برای دیگران که تلاش کنند تا به نقطهای مثل همین بزرگوارانی که طی چند وقت اخیر از دست دادیم، برسند. هم شهید فخریزاده و هم استاد شجریان که هرکدامشان به دلیل قابلیتها، توانمندیها و ویژگیهایی که در حوزه علمی و هنر داشتند، مخاطبان و طرفداران خاص خودشان را داشتند و دارند و خواهند داشت. لذا هیچ چیزی نباید زمینهای را فراهم کند که تقابل بین دو نفر صورت بگیرد.
,به هر دلیلی با اخباری که طی روزهای گذشته مبنی بر اینکه خیابان شجریان به شهید فخریزاده را عدهای رفتند و تغییر دادند، پخش شد- نمیدانم مصوبه هست یا نه- گرچه ظاهرا در شورای شهر آنطور که اعلام کرده بودند، خبری از مصوبه جدید نبود اما تقابل ایجاد نکنیم، واقعیت این است که امروز بیش از هر زمانی باید تلاش کنیم که تنشها و اختلافات را بیشتر نکنیم. بیشتر هر زمانی به وحدت و انسجام و همبستگی نیاز داریم. گاهی مواقع یک رفتار به ظاهر ساده و کوچک ما میتواند فاصلههای بین مردم و گروههای مختلف را بیشتر بکند که همه اینها میتواند برای امنیت کشور، تهدید باشد و زمینهای باشد که سرمایه اجتماعی کاهش پیدا کند. به نظر میرسد باید اجازه دهیم اگر هم قرار است اتفاقی در هر حوزهای بیفتد، طبق روال قانونی خودش باشد. همانطوری که نامگذاری خیابانها یک روالی در کشور دارد و باید مراحلش طی شود، همانطور هم حذف یک نام از یک خیابان باید همان روال را طی کند.
,
فکر میکنم اگر تدبیر کنیم و نگذاریم بعضی موضوعات کوچک، بحرانها را در جامعه ایجاد کند، کمک بزرگی کردهایم. همیشه میگویم گاهی مواقع اگر کسی را دوست دارید، آن کار را برایش نکنید! درحقیقت گاهی مواقع اگر کاری نکنیم، کمک بیشتری به آن فرد انجام میدهیم. خواهشم به عنوان یک شهروند کوچک جامعه بزرگ ایرانی و مردم فهیم ایران این است که شرایط را درک کنیم. از دوگانهسازی و تقابلها چیزی عاید مردم و جامعه نخواهد شد جز اینکه وقت و انرژیمان را برای موضوعاتی بگذاریم که واقعا ارزشش را ندارد. به حرمت مردم هم که شده، از تقابلسازی و دوگانهسازی پرهیز بکنیم.
,
,

, ,
هر چه هست از قامت ناساز اندام ماست
, هر چه هست از قامت ناساز اندام ماست,محمدعلی وکیلی در ابتکار نوشت:
, محمدعلی وکیلی در ابتکار نوشت:,,
با پخت و پزی به نام اصلاح قانون انتخابات مشخص شد که آقایان چه خوابی برای ریاست جمهوری دیدهاند. به طوری که حتی برخی از خود اصولگرایان، طعنه به مجلس زدند که با این طرح، قبای ریاست جمهوری را برای قامت خاصی دوختهاید! عجیب است که نمایندگان ملت، در جهت تحدید فرصت انتخاب ملت حرکت میکنند؛ از عجایب خلقت است که محصول صندوق رای، فرصت صندوق را محدود میکند.
,
از اکنون میتوان تصور کرد که با رفتار تنگنظرانه و انتخابات غیرمشارکتی و حداقلی، کرسی ریاست جمهوری را هم تصرف کنند. صراحتاً میگویند مشکل از انتخاب مردم است؛ ما باید این انتخاب را اصلاح کنیم. یعنی گزینههای روی میز ملت را تحدید کنیم تا ملت فرصت اشتباه نداشته باشند! لذا فهم اینکه اینان میخواهند چه بلایی سر انتخابات۱۴۰۰ بیاورند چندان پیچیده نیست. ماندهام پس از آن دیگر میخواهند مشکلات را به گردن که اندازند؟ چیزی که مسلم است در هر حال آنان مسئولیت نمیپذیرند. آنان همین اکنون که سهم کمی از قدرت ندارند؛ مگر مسئولیت سهم خود را میپذیرند؟ حال اگر تتمه قدرتی که دستشان نیست را هم به دست بگیرند؛ باز مطمئنم با غیبت عنصر مسئولیت پذیری مواجه خواهیم شد.
,
البته این غیبت، بسیار خوفناک است. اینکه هر اتفاقی بیفتد، اکنون که به واسطه دولت روحانی، تمام مصائب مملکت را به گردن اصلاح طلبان میاندازند؛ حال تصور کنید دولت بعد به دست اصولگرایان بیفتد و همه قوا یکدست شود؛ آن موقع بناست تقصیرها بر سر چه کسی خراب شود؟ اگر این یکدستی، باعث میشد ذرهای مسئولیت بپذیرند ایرادی نداشت؛ اگر با یکدست شدن مشکل سیاست خارجی کشور حل شود و با مذاکره تحریمها برداشته شود و گره کوچکی از مشکلات مردم حل شود آنگاه همه اصلاح طلبان تا اطلاع ثانوی با طیب نفس عطای قدرت را به بهای کارآمدی رقیب میبخشد و در بیرون گود دعاگوی توفیقات رقیب خواهند بود اما تجربه نشان میدهد نه تنها مسئولیت نمیپذیرند بلکه در نهایت نسخه آنها باز هم تحدید نقش مردم است. مگر ندیدیم در پس یک دهه حاکمیت کاملاً یکدست، به جای تادیب و عقب نشینی و پذیرش مسئولیت، به قبض کردن میز انتخاب ملت روی آوردند؛ چندانکه مرحوم هاشمی را هم از میز انتخاب ملت کنار گذاشتند.
,انگار صندوق رای مرغ عزا و عروسی اینان است. هرچه میشود سر او را میبُرند! حتی در دورانی که فشار افکار عمومی بیشتر میشود نه تنها به آن احترامی نمیگذارند بلکه سعی میکنند تندتر و انقباضیتر عمل کنند. این رفتار را همین اکنون نیز با فضای مجازی میکنند. ملت در فضای مجازی اعتراضش را به مشکلات و نارساییها نشان میدهد؛ اینان به جای اینکه مشکلات را دریابند، خودِ فضای مجازی را مشکل میدانند. در واقع نمیگویند باید مشکلات را کمتر کنیم تا اعتراضات کمتر شوند، بلکه معتقدند باید فضای مجازی را تحدید کنیم تا اساساً اعتراضی نتوان کرد. هیچ بعید نیست همین نسخه را در مورد انتخابات به صورت تمام و کمال اجرا کنند؛ یعنی پس از یکدست شدن حاکمیت، بگویند حال که اصلاح طلبی وجود ندارد که مشکلات را به گردن او اندازیم، پس مشکل فعلی اساساً اراده و اعتراض مردم است. پس مجال ظهور و بروز این اراده و اعتراض را باید بست تا مشکلات حل شود! در واقع، هر اتفاقی بیفتد و هر مشکلی پیش آید فرقی نمیکند، انگار: هرچه هست از قامت ناساز بیاندام ماست.
,,
,
,
انتهای پیام/ک
,]
ارسال دیدگاه