یادداشت:
از "بی همتایی" فاتح خبیر به اقرار دشمنان تا "درد غربت و تنهایی" مولا
امروز مولا علی(ع) از دو درد رهایی پیدا کردند؛ دردی که از ضربه ابن ملجم لعنت الله علیه احساس می کنند و درد بسیار بزرگتر که شبانه ایشان را به نخلستانهای اطراف مدینه می آورد و به ناله می کشاند ، درد تنهایی ای است که باید بیشتر آن را بشناسیم و درباره آن مطالعه کنیم.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از مرصادنیوز، آنگاه که سیاهی شب، آسمان خاموش کوفه را فرا گرفته بود، نور تجلی عالم با قدمهایش مسیر مسجد کوفه را روشن می کرد، علی(ع) آمد و آخرین اذان سرخ را تا اوج عروج پرواز داد و در محراب محبوب خود، به نماز ایستاد ، سر بر آستان دوست گذاشت تا خویش را تا ابد، رستگار سازد و زمانه را داغدار خویش کند.
علی (ع) شخصیتی بزرگ و بی بدیل است که در طول تاریخ همواره مورد مدح و ستایش بزرگان قرار گرفته و حتی کسانی که امامت ایشان را باور ندارند نیز ایشان را در نوع خود یگانه و بی نظیر می دانند. برای علی ( ع ) این بس است که تمام اخبار و معارف اسلامی ، از ایشان سرچشمه می گیرد و از حافظه و نیروی شگفت انگیزی برخوردار بودند.
همه علما و دانشمندان ، اخبار و احادیث خود را برای وثوق و اعتبار به حضرت علی(ع) می رساندند . علمای اسلام از مخالف و موافق ، از دوست و دشمن ، مفتخرند که گفتار خود را به علی ( ع ) مستند کنند زیرا گفتار ایشان حجت قطعی است و ایشان نیز دروازه ی شهر علم هستند.
جرج جرداق که 200 بار نهج البلاغه را خوانده، پشت جلد مهمترین اثر خود "الامام علی(ع) صوتالعداله الانسانیه – علی(ع) صدای عدالت انسانی-" نوشته است: "اگر بگویم تو از مسیح بالاتری، دینم نمیپذیرد! و اگر بگویم او از تو بالاتر است، وجدانم نمیپذیرد. نمیگویم تو خدا هستی! پس خودت بگو به ما ای علی! تو کیستی؟!
ابوعبدالله محمدبن ادریسبن العباس" معروف به "امام شافعی" پیشوای مذهب شافعی از دیگر ارادتمندان و شیفتگان علی(ع) است و طی اشعاری در مدح و ثنای آن حضرت میسراید: "بیشک من بهترین امام و بهترین راهنما را دوست دارم. اگر محبت علی (که دوست خداست) دلیل بر رفض و بیدینی است، دنیا بداند که من بیدینترین مردمانم."
"امام محمد غزالی" از علمای بزرگ اهل سنت معتقد است که فهم کتاب خدا منحصر به علی(ع) است و اگر کسی این حقیقت را نفهمیده باشد، درب خانهای را که از آن درب، پردهها از روی دلها برداشته میشود، گم کرده است.
"ابوجعفر محمدبن جریدبن یزید طبری" محدث، فقیه و مورخ قرن سوم و مولف تاریخ طبری، بر عالم، زاهد و راستگو بودن علی(ع) تاکید کرده و میگوید: "او مبارز، عالم و زاهد بود. دروغ بر زبان وی نرفت و جز راست نگفت."
"توماس کارلایل" فیلسوف بزرگ انگلیسی، مولای متقیان را سرچشمه خیر و نیکی دانسته و میگوید:"ما چارهای نداریم به غیر از آنکه علی(ع) را دوست داشته باشیم، زیرا از سرچشمه وجدانش مهر و نیکویی سرازیر میگشت و از دلش شعلههای دلاوری و شجاعت زبانه میکشید و شدت عدالتش موجب کشته شدنش شد.
جبران خلیل جبران" فیلسوف و شاعر بزرگ مسیحی لبنان از دیگر شیفتگان و ارادتمندانی است که مولا علی(ع) را همانند پیامبری میداند که مردم روزگارش، ظرفیت درک او را نداشتند.
در طول تاریخ، مرور زمان باعث فراموشی بسیاری از شخصیت های مطرح شده اما بدون تردید امروزه انسان تشنه عدالت و معنویت پیش از هر زماندیگری به الگو قرار دادن شخصیت حضرت علی (ع) نیازمند است لذا شناختن و مطالعه ابعاد مختلف زندگی ایشان باعث آگاه شدن از سیره و منش آن حضرت می شود و قطعا هر ابعادی از شخصیت حضرت کتابی بسیار قطور است.
از سوی دیگر با توجه به سالروز شهادت حضرت علی (ع) باید گفت عبدالرحمن ابن ملجم یکی از فراریان گروه خوارج بود که پس از جنگ نهروان به مکه رفت و در آن جا بر ضد حکومت حضرت علی(ع) فعالیت کرد، خوارج در جنگ صفین جزو لشکریان حضرت علی (ع) بودند و با معاویه می جنگیدند؛ آنها کم کم مخالفتشان را با جنگ نشان دادند و مسأله حکمیت را پدید آوردند.
خوارج با اینکه طرفدار پایان جنگ بودند و خود عامل به وجود آمدن صلح با معاویه محسوب می شدند، اما پس از حکمیت و تعیین معاویه از طرف حکمیت (عمروعاص و ابوموسی اشعری) به عنوان خلیفه با آن مخالفت کردند.
آنها از حضرت علی(ع) خواستند که دوباره با معاویه وارد جنگ شود؛ اما حضرت علی(ع) به پیمانی که داده بود، وفادار ماند و پیشنهاد خوارج را نپذیرفت. از این جا بود که خوارج به عنوان یک گروه معترض در برابر حکومت حضرت علی(ع) قرار گرفتند و جنگ نهروان را به وجود آوردند.
در جنگ نهروان اغلب خوارج کشته شدند به جز تعداد اندکی ـ از جمله عبدالرحمن که به مکه فرار کرد و این گروه به مرور زمان گسترش پیدا کرد و دارای مذهب فکری و اعتقادی شدند.
دلیل عمده ای که ابن ملجم را وادار به شهادت حضرت علی(ع) کرد، انحراف فکری و اعتقادی وی بود؛ چون خوارج، حضرت علی(ع) را به عنوان منشا نابسامانی های مسلمانان، جایز القتل می دانستند و ابن ملجم جزو این گروه بود؛ از این رو وی در مکه تصمیم به کشتن حضرت علی(ع) گرفت و به همین منظور روانه کوفه، مرکز حکومت علی(علیه السلام) شد.
آنچه علاوه بر ناآگاهی و انحراف فکری ابن ملجم، وی را به اجرای این تصمیم تشویق و ترغیب کرد، پیشنهادات و تحریکات قطام بود.
ابن ملجم به خاطر عقیده باطل و تفکر خارجی گری و در اثر تحریک قطام که با خوارج همفکر بود، حضرت علی(ع) را به شهادت رساند.
ابن ملجم شخصی را به قتل رساند که رسول خدا(ص) بارها درباره ایشان فرمودند: «علیّ مع الحق و الحق مع علی و لن یفترقا حتی یردا علیّ الحوض یوم القیامه» یعنی علی با حق است و حق با علی است و این دو هرگز از یکدیگر جدا نمی شوند تا اینکه در روز قیامت در کنار حوض کوثر با من ملاقات کنند.
امروز مولا علی(ع) از دو درد رهایی پیدا کردند؛ دردی که از ضربه ابن ملجم لعنت الله علیه احساس می کنند و درد بسیار بزرگتر که شبانه ایشان را به نخلستانهای اطراف مدینه می آورد و به ناله می کشاند ، درد تنهایی ای است که باید بیشتر آن را بشناسیم و درباره آن مطالعه کنیم.
یادداشت: حامد کاویان خواه
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
, یادداشت: حامد کاویان خواه,
انتهای پیام/
,]
ارسال دیدگاه