دانا گزارش میدهد؛
چه کسی از “تاجرنیا” حمایت می کند؟/ بی توجهی “شریعتمداری” به استعلام دستگاه نظارتی
در حالی که گزارشها از استعلام منفی علی تاجرنیا حکایت دارد، او همچنان در قلب تصمیمسازی استقلال حضور دارد؛ اکنون این سؤال افکار عمومی است: چه کسی از تاجرنیا حمایت میکند و چرا شریعتمداری هشدار نهادهای نظارتی را نادیده گرفته است؟
به گزارش خبرنگار شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ باشگاه استقلال تهران، بهعنوان یکی از بزرگترین و اثرگذارترین نهادهای ورزشی کشور، در مقطع کنونی با بحرانی مواجه است که منشأ آن به اعتقاد برخی صاحب نظران نه در نتایج میدانی، بلکه در ساختار حکمرانی باشگاه نهفته است؛ بحرانی که مؤلفههای آن را میتوان در ابهام در فرآیندهای انتصابی، ضعف پاسخگویی نهادی، تداخل منافع سیاسی و غیاب شفافیت مالی و نظارتی مشاهده کرد.
تداوم این وضعیت، افزون بر تضعیف جایگاه حرفهای باشگاه، پیامدهایی مستقیم بر اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی آن بر جای گذاشته است.
در مرکز این بحران، نام علی تاجرنیا بیش از هر فرد دیگری مطرح است؛ مدیری که بر اساس اظهارات علنی برخی نمایندگان مجلس و گزارشهای منتشرشده در فضای رسانهای، وضعیت استعلامهای نظارتی او محل تردید جدی است و از منفی بودن آن سخن به میان آمده؛ با این حال، علیرغم این ابهام بنیادین، وی همچنان در لایههای اصلی تصمیمسازی باشگاه استقلال ایفای نقش میکند.
این وضعیت، پرسشی بنیادین را در سطح افکار عمومی ایجاد کرده است: چگونه ممکن است فردی با چنین ابهام نظارتی، در حساسترین نهاد ورزشی کشور، واجد نقش تعیینکننده باشد؟
اختلال در نظام حکمرانی باشگاه
بلاتکلیفی طولانیمدت در تعیین مدیرعامل استقلال، خود نشانهای از اختلال در نظام حکمرانی باشگاه است. در این خلأ مدیریتی، تاجرنیا عملاً به یکی از محوریترین بازیگران فرآیند تصمیمسازی تبدیل شده است؛ بهگونهای که بسیاری از تصمیمات راهبردی، اعم از مسیرهای مالی، سیاستهای قراردادی، چینش مدیریتی و حتی جهتگیریهای آتی باشگاه، با نقشآفرینی مستقیم یا غیرمستقیم وی انجام میشود. این وضعیت نوعی تمرکز غیررسمی قدرت را در ساختار استقلال شکل داده که بدون پاسخگویی نهادی و شفافیت حقوقی ادامه دارد.
آنچه این تمرکز قدرت را از یک چالش مدیریتی به یک بحران ساختاری ارتقا میدهد، همزمانی آن با ابهام جدی در وضعیت استعلامهای نظارتی است.
در ساختار اداری ایران، رعایت فرآیندهای استعلامی یکی از ارکان مشروعیت انتصاب و استمرار مسئولیت مدیریتی محسوب میشود. تداوم ایفای نقش تاجرنیا در شرایطی که وضعیت این استعلامها روشن و شفاف نشده، خود نشانهای از تعلیق اصول حکمرانی اداری در یک نهاد عمومی اثرگذار است.
همزمان با این وضعیت، هشدارهای نمایندگان مجلس نیز بر دامنه نگرانیها افزوده است.
علی خضریان، نماینده تهران، در تذکرات علنی خود در مجلس شورای اسلامی بهصراحت نسبت به حجم قابل توجه منابع مالی تزریقشده به باشگاه استقلال از سوی هلدینگ خلیج فارس و نحوه هزینهکرد آن هشدار داده و خواستار ورود نهادهای نظارتی از جمله دیوان محاسبات و سازمان بازرسی شده است.
طرح چنین موضوعی در عالیترین نهاد قانونگذاری کشور، نشانهای از وجود نگرانیهای ساختاری در سطح حاکمیت نسبت به وضعیت کنونی استقلال است.
بر اساس این اظهارات، ارقام چند هزار میلیارد تومانی طی یک فصل به استقلال اختصاص یافته است؛ رقمی که در شرایط اقتصادی کشور و فشار گسترده بر منابع عمومی، مستلزم بالاترین سطح شفافیت، گزارشدهی مالی و پاسخگویی مدیریتی است.
با این حال، تاکنون گزارش جامع و اقناعکنندهای درباره مسیر هزینهکرد این منابع، نحوه انعقاد قراردادها و مسئولیت تعهدات مالی ارائه نشده است.
نقش هلدینگ خلیج فارس و خلأ پاسخگویی
در رأس این منظومه تصمیمسازی، هلدینگ خلیج فارس بهعنوان مالک باشگاه استقلال قرار دارد. این هلدینگ، بر اساس اصول حاکمیت شرکتی، مسئول مستقیم انتصابات مدیریتی و نظارت بر عملکرد مدیران منصوبشده است. با این حال، در قبال ابهامهای موجود پیرامون وضعیت استعلامهای تاجرنیا و نحوه استمرار نقشآفرینی او در باشگاه، تاکنون موضعگیری شفاف و رسمی از سوی مدیریت هلدینگ ارائه نشده است.
این سکوت نهادی، در سطح افکار عمومی بهعنوان نشانهای از ضعف پاسخگویی تلقی میشود و بر شائبه شکلگیری نوعی حاشیه امن مدیریتی برای برخی افراد میافزاید؛ وضعیتی که با اصول حکمرانی مطلوب و مسئولیتپذیری نهادی در تعارض آشکار قرار دارد.
به نظر می رسد پیامد مستقیم این وضعیت، فرسایش تدریجی اعتماد هواداران استقلال و افکار عمومی نسبت به ساختار مدیریتی باشگاه باشد. استقلال صرفاً یک تیم فوتبال نیست؛ یک نهاد اجتماعی با میلیونها ذینفع مستقیم و غیرمستقیم است. هرگونه خدشه در شفافیت، پاسخگویی و سلامت حکمرانی آن، مستقیماً سرمایه اجتماعی این نهاد را تهدید میکند.
در نهایت؛ تداوم نقشآفرینی علی تاجرنیا در ساختار تصمیمسازی استقلال در شرایطی که وضعیت استعلامهای نظارتی او بهصورت رسمی و شفاف تعیین تکلیف نشده، و طبق اطلاعات موثق حتی پاسخ منفی بوده است به یک مسئله حکمرانی عمومی تبدیل شده است، نه صرفاً یک اختلاف مدیریتی درونباشگاهی و پاسخ به این مسئله، آزمونی برای نظام پاسخگویی نهادهای مسئول، از هلدینگ خلیج فارس تا نهادهای نظارتی و اجرایی کشور است.
در واقع یا استعلامها باید شفافسازی شود و بر اساس آن تصمیم قانونی اتخاذ گردد، یا استمرار این وضعیت بهعنوان یکی از پرهزینهترین نمونههای تعلیق اصول حکمرانی در ورزش کشور در حافظه افکار عمومی ثبت خواهد شد.
ارسال دیدگاه