فعال رسانه و منتقد سینما در گفت و گو با دانا مطرح کرد؛
بیعت با رهبر سوم انقلاب؛ ضرورت تولید هنر انقلابی در مقابله با تهاجم فرهنگی
منتقد سینما بیان کرد: در شرایطی که دشمنان برای ضربه زدن به ذات ایران از هیچ تلاشی فروگذار نمیکنند، بیعت با رهبری و تولید آثار هنریِ اصیل، تنها راه نجات و پاسخگویی به جنگِ ترکیبی و فرهنگی علیه ملت ایران است.
علی رفیعی وردنجانی، فعال رسانه و منتقد سینما در گفت و گو با خبرنگار فرهنگی شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ با اشاره به حملات وحشیانه رژیم منحوس آمریکایی - صهیونی به کشورمان عنوان کرد: در نبرد با دشمنان سفاک، تنها راهِ نجات، بیعت با رهبری است. انقلابِ فرهنگی ایران از سال ۱۳۵۷ سازوکاری هنری را در دستور کار قرار داد که «حوزه هنری» نام گرفت. این حوزه اگرچه در برخی ابعاد، کمهنرترین بخش فرهنگی انقلاب لقب گرفته، اما با جدیت و پشتوانه انقلابی تا امروز دستاوردهای مهمی برای کشور داشته است.
وی با اشاره به انتخاب رهبر سوم انقلاب اسلامی بیان کرد: انتخاب آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای (حفظالله) به عنوان سومین رهبر انقلابِ اسلامی ایران، دستاوردی هنری است که تنها در سایه احمقی دشمنانی چون ترامپ و نتانیاهو محقق شد؛ خداوند این دشمنان را برای حفاظت از ایران خلق کرده است. دشمنی این افراد نه تنها با نظام ایران، بلکه با ذات ایران و ایرانی است. در چنین شرایطی، تبعیت از فرزند آیتالله سیدعلی حسینی خامنهای همانطور که بر عموم مردم واجب است، بر حوزهی هنری واجبتر خواهد بود؛ چرا که رسانه باید مسئله سرگرمی مخاطب ایرانی را هنرمندانه حل کند و به شبکهها و پلتفرمهای سودجو اجازه ندهد صرفاً با تقلید کورکورانه از کلیشهسازان کرهای و ترکیه ای، فرهنگ غربزده را به جامعه تلقین کنند.
رفیعی افزود: حوزه هنری از آغاز فعالیت تاکنون دستاوردهای ویژهای داشته، اما متأسفانه با کوتاه آمدن در برابر غربزدهها، پیچ نمایش در کشور را به دست نااهلان سپرده است. من به عنوان منتقد سینما که پیگیر تئاترهای اصفهان هستم، بر خود واجب کفایی میدانم که گوشزد کنم، تعداد بیشماری بیهنر در حوزه نمایشی اصفهان فعالیت میکنند که مباحث تئوری و آکادمیک را به صورتِ ایدئولوژیک و خشک به هنرجو آموزش میدهند. این در حالی است که باید از هنرجو یک نیروی عملیات فرهنگی، هنری ساخته شود که در برابر تجاوز به میراث تمدنی انقلاب حرفی برای گفتن داشته باشد.
وی خاطرنشان کرد: شکسپیر، میلر، جویس، کریستی و... اگر ترجمه خوب و قابلتأملی از آثارشان یافت شود، جذاب و به خودی خود مهماند، اما از همه مهمتر برجای گذاشت اثری است که از دل جامعه ایران، از مردم برای مردم و مردم برای رهبری برخیزد. متأسفانه در سینمای ایران کارگردان مطرح میشود نه اثر و این به جامع بودن سینما لطمه میزند. در نمایش ایران هم اگر بهرام بیضایی را خط بزنیم و از رادی و ثمینی نگوییم، چیزی برای ارائه نخواهد ماند. پس این تکیه بر فردیت در حوزه هنری انقلاب است که تا به امروز مانع بروز آثاری شده که «روی ریل» نیستند و با هر خوانش غلطی میتوانند به بیراهه روند.
این فعال رسانه تصریح کرد: ضرورت بیعت با سومین رهبر انقلاب اسلامی از سوی حوزهی هنری تنها نباید در کلام خلاصه گردد؛ بلکه ضروریتر آن است که آثاری تولید شود تا علاوه بر پر کردن دست ما در برابر جنگ شناختی و رسانهای، پشتوانه فرهنگی و هنری کشوری باشد که اکنون در ویژهترین بازه تاریخی خود قرار دارد.
ارسال دیدگاه