دانا گزارش می دهد؛
جلوه حقانیت وحی و فضیلت اهلبیت (ع) در آینه مباهله/ از رویداد تاریخی تا تحلیل کلامی و بررسی علل مهجوریت
واقعه مباهله با نامه حضرت رسول گرامی اسلام صلّی اللّه علیه و آله به مسیحیان نجران و دعوت آنان به اسلام شروع شد و در نهایت با عقبنشستن نجرانیان و ایمانآوردن عدهای از آنان پایان یافت.
به گزارش خبرنگار فرهنگی شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ روز بیست و چهارم ذیالحجه در تقویم تاریخ اسلام، یادآور یکی از درخشانترین و سرنوشتسازترین تقابلهای عقیدتی میان جبهه توحید و اهل کتاب است؛ روزی که در میان مسلمانان به «روز مباهله» شهرت یافته است. واقعه مباهله نه تنها سندی محکم بر حقانیت دعوت پیامبر اکرم (ص) و رسالت جهانی اسلام است، بلکه به عنوان یکی از بزرگترین براهین قرآنی و تاریخی در اثبات جایگاه بیبدیل و فضیلت والای اهلبیت پیامبر (ع) بهویژه امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (ع) شناخته میشود. این رویداد، تجلی عینی پیوند ناگسستنی قرآن و عترت در برابر ناباوران است.
واژه «مباهله» از ریشه لغوی «بَ هَ لَ» گرفته شده است. این واژه در لغت به معنای رها کردن، ترک کردن، قید و بند چیزی را برداشتن و به خود واگذاشتن است. همچنین در معانی دیگری چون «لعن و نفرین کردن» نیز به کار رفته که به عقیده برخی زبانشناسان، از زبانهای عبری و سریانی وارد زبان عربی شده است.
در اصطلاح شریعت و فرهنگ اسلامی، مباهله به حالتی گفته میشود که دو یا چند گروه که بر سر یک مسئله مهم مذهبی یا اعتقادی اختلافنظر شدید دارند و گفتگوهای علمی و منطقی آنان به بنبست رسیده است، در یک جا گرد هم آیند و با تضرع، ابتهال و التماس به درگاه پروردگار، از خداوند بخواهند که حقیقت را آشکار سازد و فرد دروغگو و باطلگرا را رسوا کرده، به عقاب و لعن خود گرفتار سازد. تفاوت ظریف میان «مباهله» و «لعنت ساده» در این است که مباهله با تشریفات خاص، تضرع قلبی عمیقتر، اصرار و در شرایطی بسیار حساستر و جدیتر انجام میگیرد تا نشاندهنده یقین صددرصدی طرفین به حقانیت خود باشد.
نقطه آغازین این حرکت سرنوشتساز، پس از فتح مکه (سال هشتم هجری) و پیش از حجةالوداع (سال دهم هجری) رخ داد. پیامبر گرامی اسلام (ص) پس از تثبیت پایگاه اسلام در شبهجزیره عربستان، نامههای دعوت به اسلام را به سران کشورها، قبایل و مراکز مذهبی گوناگون ارسال فرمودند. یکی از این نامهها خطاب به مسیحیان منطقه «نجران» ــ که منطقهای سرسبز و مهم در مرز حجاز و یمن و محل سکونت مسیحیان پرنفوذ بود ــ نگاشته شد. پیامبر در این نامه، آنان را به پذیرش توحید و اسلام یا پرداخت جزیه (مالیات ویژه اهل کتاب جهت حفظ امنیت تحت حاکمیت اسلامی) فراخواندند.
سران مسیحی نجران پس از دریافت نامه، به شور و تبادل نظر پرداختند. اما به دلیل رسوخ عقاید کهن و تبلیغات گسترده کلیسایی، از پذیرش پیشنهادات پیامبر سر باز زدند. برای حل این چالش و ارزیابی مستقیم دعوت پیامبر جدید، هیئتی متشکل از بزرگان نجران راهی مدینه شد. در رأس این هیئت، چهرههای سرشناسی قرار داشتند از جمله ابوحارثة بن علقمه، اسقف اعظم نجران و نماینده رسمی کلیسای روم در حجاز، عبدالمسیح بن شرحبیل (معروف به عاقب)، پیشوای تدبیر و امور سیاسی اهالی نجران، اهتم (یا ایهم) بن نعمان (معروف به سید)، ریشسفید، کهنسال و مورد احترام جامعه نجران.
این سران به همراه کاروانی از مسیحیان با جامههایی فاخر وارد مدینه منوره شدند و با پیامبر اسلام (ص) به محاجه و مناظره پرداختند. محور اصلی این گفتگوها، چگونگی آفرینش حضرت عیسی (ع)، الوهیت یا بندگی او و مفهوم توحید بود. هرچند پیامبر با براهین روشن و وحی الهی، عقاید آنان را نقد کرد، اما سران نجران به دلیل لجاجت و هراس از دست دادن موقعیت اجتماعی خود، از پذیرش حق سر باز زدند. در این هنگام که بحث علمی به بنبست رسیده بود، برای اثبات حقیقت، پیشنهاد «مباهله» مطرح گردید و مسیحیان نیز با اطمینان از حقانیت خود، آن را پذیرفتند و قرار شد فردا روزی به بیابان بروند.
درباره تاریخ دقیق این رویداد، مورخان و محدثان نظرات متفاوتی ابراز کردهاند؛ برخی آن را ۲۱ ذیالحجه و برخی دیگر ۲۴ این ماه دانستهاند. شیخ انصاری (ره) نظریه ۲۴ ذیالحجه را مشهورترین قول میداند.
بنا بر روایت شیخ عباس قمی در کتاب «وقایع الایام»، پیش از آنکه پیامبر (ص) برای مباهله حرکت کند، عبای مبارک خود را بر دوش گرفت و حضرات امیرالمؤمنین علی، فاطمه زهرا، حسن و حسین (علیهمالسلام) را زیر آن گرد آورد و به درگاه الهی عرض کرد: «پروردگارا! هر پیامبری را اهلبیتی بوده است که مخصوصترینِ خلق به او بودهاند. بارالها! اینان اهلبیت من هستند؛ پس شک، پلیدی و گناه را از آنان برطرف ساز و آنان را کاملاً پاک و مطهر فرما.» در همین حال، فرشته وحی، جبرئیل امین، نازل شد و آیه شریفه تطهیر (آیه ۳۳ سوره احزاب) را در شأن این پنج تن آلعبا نازل فرمود. پس از این رخداد ملکوتی، پیامبر به همراه این چهار نور الهی به سمت محل مقرر برای مباهله حرکت کرد.
وقتی اسقف اعظم و سران نجران دیدند که پیامبر اسلام (ص) نه با لشکری آراسته و جلال مادی، بلکه تنها با عزیزترین کسان خود ــ یعنی دختر، داماد و دو فرزند خردسالش ــ به میدان آمده است، به شدت متزلزل شدند. اسقف نجران رو به همراهانش کرد و گفت: «من چهرههایی را میبینم که اگر از خدا بخواهند کوهی را از جا برکند، چنین خواهد شد! با آنان مباهله نکنید که هلاک خواهید شد و مسیحیتی بر روی زمین باقی نخواهد ماند.» بدین ترتیب، آنان از مباهله انصراف داده و تسلیم شدند و با پرداخت جزیه و مصالحه با پیامبر، به دیار خود بازگشتند.
آیه مباهله؛ تبلور منزلت امیرالمؤمنین (ع) به عنوان «نفس رسول»
آیه ۶۱ سوره مبارکه آلعمران که به آیه مباهله شهرت دارد، سند جاودانه این واقعه است. «فَمَنْ حَاجَّکَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَکُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَکُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْکَاذِبِینَ». «پس هر کس با تو دربارۀ عیسی، بعد از آن دانشی که به تو رسیده، راه مجادله پیش گیرد، بگو: بیایید ما پسرانمان را و شما پسرانتان را، ما زنانمان را و شما زنانتان را، و ما نفوس خودمان را و شما نفوس خودتان را فراخوانیم؛ سپس مباهله (زاری و تضرع) کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم».
مفسران برجسته شیعه و اهل سنت متفقالقولاند که در این واقعه مصداق «أَبْنَاءَنَا» (پسران ما)، امام حسن و امام حسین (ع) هستند. مصداق «نِسَاءَنَا» (زنان ما)، حضرت فاطمه زهرا (س) است و مصداق «أَنْفُسَنَا» (جانهای ما)**، شخص شخیص علی بن ابیطالب (ع) است.
مناظره کلامی امام رضا (ع) با مأمون عباسی
ارزشمندترین استدلال کلامی درباره عظمت آیه مباهله، در گفتگوی تاریخی امام رضا (ع) و مأمون عباسی متجلی است. روزی مأمون از امام رضا (ع) پرسید: «بزرگترین فضیلت امیرالمؤمنین (ع) که قرآن بر آن دلالت دارد چیست؟»
امام رضا (ع) فرمود: «فضیلت او در واقعه مباهله است.» سپس حضرت آیه مباهله را قرائت کرده و فرمودند که رسول خدا (ص) در اجرای فرمان الهی، حسن و حسین (ع) را به عنوان فرزندان، فاطمه (س) را در جایگاه زنان و علی (ع) را به عنوان نفس و جان خود فراخواند. از آنجا که هیچ انسانی بالاتر و برتر از رسول خدا (ص) وجود ندارد، به حکم الهیِ "أنفُسَنا"، فردی که به منزله جانِ پیامبر معرفی شده است (یعنی حضرت علی)، باید برترین و بالاترین خلق پس از رسول خدا باشد.
مأمون در مقام اشکال گفت: «خداوند واژههای "أبناء"، "نساء" و "أنفس" را به صیغه جمع آورده است. در حالی که پیامبر تنها دو پسر، یک زن و یک مرد را آورد. پس چرا جایز نباشد که منظور از "أنفسنا" خودِ شخص پیامبر باشد و در نتیجه فضیلتی برای علی (ع) ثابت نشود؟»
امام رضا (ع) در پاسخی مستدل و کوبنده فرمودند: «این سخن نادرست است؛ زیرا دعوتکننده (داعی) همواره باید غیر از خود را دعوت کند، همانطور که دستوردهنده (آمر) باید به غیر از خودش دستور دهد. از نظر عقلی و زبانی، صحیح نیست که انسان خودش را دعوت کند. پس وقتی ثابت است که پیامبر در عنوانِ "أنفسنا" هیچکس جز علی بن ابیطالب را فرانخواند، به طور قطعی ثابت میشود او همان جان و نفسی است که خداوند در کتابش به آن حکم فرموده است.»
علل غربت و مهجوریت روز مباهله
با وجود جایگاه بیبدیل عقیدتی و تاریخی واقعه مباهله، متأسفانه این روز بزرگ در تاریخ اسلام و حتی در میان شیعیان تا حدی مورد غفلت و مهجوریت قرار گرفته است. تحلیلگران امور دینی علل زیر را از مهمترین عوامل این مهجوریت میدانند.
سیاستهای امویان و عباسیان در حذف فضایل اهلبیت (ع)، پس از رحلت رسول اکرم (ص)، حاکمان وقت تلاش وسیعی را آغاز کردند تا هرگونه فضیلت و نشانهای که مشروعیت خلافت بلافصل امیرالمؤمنین (ع) را اثبات میکرد، از حافظه تاریخی جامعه پاک کنند. فشار و اختناق شدیدی که بر ائمه و شیعیان حاکم بود، مانع از ترویج و بزرگداشت شایسته این روز شد.
تحتالشعاع قرار گرفتن در سایه خورشید غدیر، واقعه غدیر خم که تنها چند روز پیش از مباهله (۱۸ ذیالحجه) رخ داده، به قدری عظمت دارد که مانند خورشیدی فروزان، ستارگان دیگرِ فضیلت از جمله مباهله را تحتالشعاع قرار داده است. البته این امر ناشی از غفلت خودِ جامعه شیعی در توازنبخشی به بزرگداشت شعائر است، نه عظمتِ نفس غدیر.
بدعتِ پیشواز زودهنگام ماه محرم، در سالهای اخیر، جریانی تحت عنوان «پیشواز رفتن عزاداری محرم» شکل گرفته است که گاه از دهه سوم ذیالحجه آغاز میشود. این امر موجب شده که فضای شادی، سرور و تبیین معارف الهی در روزهای حساسی چون ۲۴ ذیالحجه (مباهله) جای خود را به بیرقهای سیاه و طنین عزاداری بدهد و فرصت طلایی معرفی معجزه مباهله از دست برود.
آداب و اعمال روز مباهله
ائمه اطهار (ع) برای احیای این روز و متصل شدن به برکات معنوی آن، اعمال عبادی ویژهای را توصیه کردهاند که در کتاب شریف «مفاتیح الجنان» نیز ثبت شده است:
غسل: به نیت طهارت باطنی و ظاهری در این روز خجسته.
روزه گرفتن: به شکرانه آشکار شدن حقانیت خاندان رسالت.
نماز روز مباهله: دو رکعت نماز که در کیفیت و فضیلت مانند نماز عید غدیر است (قرائت سوره حمد و ده بار سورههای توحید، آیةالکرسی و قدر در هر رکعت).
قرائت دعای مباهله: دعای عظیمی که شبیه به دعای سحر ماه مبارک رمضان است و مضامین توحیدی بلندی دارد.
صدقه دادن: به شکرانه ولایت و اقتدا به امیرالمؤمنین (ع) که در همین روز در حال رکوع انگشتر خود را به سائل بخشید (آیه ولایت).
مباهله، شناسنامه عظمت و طهارت اهلبیت (ع) در قرآن کریم است. این واقعه فراتر از یک رویداد تاریخی سپریشده، یک «معجزه جاوید کلامی و اثباتی» برای تمام اعصار است. وظیفه امروز نخبگان علمی، رسانهها و مبلغان دینی است که با زدودن غبار مهجوریت و مقابله با بدعتهای آسیبرسان به اعیاد شیعه، پیام روشن، استوار و عقلانی مباهله را به گوش جهانیان برسانند تا حقانیت تشیع و صراط مستقیم ولایت بیش از پیش آشکار گردد.
ارسال دیدگاه