دانا گزارش میدهد؛
الکل؛ سوخت جدید نمایش خانگی برای جذب مخاطب
در سریال «کوری»، نمایش مکرر و بیپرده مصرف مشروبات الکلی، نه در خدمت روایت یک واقعیت تلخ اجتماعی، بلکه به ابزاری برای پر کردن خلأهای دراماتیک و جلبِ هیجانی مخاطب بدل گشته که مرز میان بازنمایی آسیب و ترویج سبک زندگی را عامدانه مخدوش میکند.
به گزارش خبرنگار فرهنگی شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ سریال «کوری» با نمایش صریح مصرف مشروبات الکلی، بار دیگر بحث جدی عادیسازی ناهنجاریها در شبکه نمایشخانگی را به صدر اخبار کشانده است. اگرچه سازندگان آثار در این بستر، همواره به واقعگرایی به عنوان سپری برای توجیه این تصاویر پناه میبرند، اما تکرار الگوهای رفتاری دور از هنجارهای جامعه در تولیدات اخیر، پرسشهای بنیادینی را درباره مرز میان بازنمایی آسیب و ترویج سبکزندگی ایجاد کرده است.
عبور از خطوط قرمز اخلاقی در نمایشخانگی
مسئله اصلی در مورد «کوری» و آثاری مشابه آن، تنها روایت یک داستان جنایی نیست؛ بلکه نحوه جایگذاریِ مصرف مشروبات الکلی در تار و پود زندگی روزمره شخصیتهاست. در این آثار، الکل دیگر نه یک عنصر داستانی برای نشان دادن بحران، بلکه به اکسسوار یا ابزاری برای نمایش یک سبکزندگی مدرن و مرفه بدل شده است. وقتی در سریالهای نمایشخانگی، بساط شرب خمر به بخشی جداییناپذیر از دورهمیها یا خلوتهای شخصیتها تبدیل میشود و دوربین بدون هیچگونه رویکرد انتقادی یا تمهید دراماتیک بر آن تأکید میکند، در واقع نوعی عادیسازی رخ میدهد که حساسیتهای اخلاقی و عرفی جامعه را هدف قرار داده است.
وقتی آسیب، تبلیغ میشود
منتقدان بر این باورند که میان نشان دادن یک آسیب مثلاً برای نمایش پیامدهای تلخ آن و عادیسازی آن تفاوتی ماهوی وجود دارد. در حالی که یک اثر هنری متعهد میتواند به درستی و با نگاهی آسیبشناسانه به پیامدهای مصرف الکل بپردازد همانطور که در «کوری» ماجرای مسمومیتها رخ میدهد، اما وقتی همان اثر در سکانسهای دیگر، مصرف الکل را به عنوان یک عادت رایج و پذیرفتهشده در رفتار شخصیتهای اصلی قهرمان یا ضدقهرمان به تصویر میکشد، عملاً در حال تناقضگویی است.
این رویکرد، بازنمایی واقعیت نیست؛ بلکه خلق واقعیتی کاذب است که در آن، خط قرمزهای اخلاقی جامعه به سادگی نادیده گرفته میشوند. تکرار این تصاویر در پلتفرمهای نمایشخانگی، بهویژه برای مخاطب نوجوان و جوان، یک پیام پنهان دارد، این رفتاری است که در دنیای مدرن و لاکچری که ما به شما نشان میدهیم، امری طبیعی است.
قبحزدایی؛ از «کوری» تا «بدنام»
«کوری» تنها نوک قله کوه یخی است که پیشتر در آثار دیگری همچون «بدنام» و «داریوش» نیز دیده شده بود. در این سریالها، گاهی نمایش خشونت، مواد مخدر و مشروبات الکلی، نه در خدمت پیشبرد درام یا عمقبخشی به شخصیتپردازی، بلکه به ابزاری برای جذابسازی صحنهها و جذب مخاطب حتی با هزینه کردن از هنجارهای اجتماعی تبدیل شده است. این روند که در آن سازنده برای پر کردن خلأهای داستانی و فنی به سراغ سکانسهای شوکآور میرود، نه تنها به ارتقای کیفیت آثار کمک نمیکند، بلکه عملاً باعث اشباع مخاطب و کاهش حساسیت عمومی نسبت به رفتارهای پرخطر میشود.
آنچه در مورد «کوری» و نمایشخانگی امروز نگرانکننده است، تبدیل شدن عبور از خطوط قرمز عرفی به یک برند یا ژانر است. اینکه برخی تولیدکنندگان تصور میکنند برای دیده شدن اثر باید تابوشکنی کنند، نشانه بحران در خلاقیت و ضعف در داستانپردازی است.
در نهایت، نقد به این آثار تنها متوجه نمایش یک تصویر نیست؛ بلکه انتقاد از نگاهی است که در آن، ارزشهای فرهنگی جامعه فدای جذابیتهای کاذب تصویری میشوند. اگر پلتفرمها و سازندگان نمایشخانگی به جای تکیه بر عناصر جنجالی برای جلب مخاطب، به تقویت مبانی روایی و هنری آثار خود بازنگردند، این روند قبحزدایی میتواند پیامدهای جبرانناپذیری بر نظام ارزشی و هنجاری مخاطبان این رسانه داشته باشد. پاسخ به این بحران، پیش از آنکه در دست نهادهای نظارتی باشد، در دستان نویسندگان و کارگردانانی است که باید انتخاب کنند؛ آیا میخواهند هنرمند ماندگار باشند یا تولیدکننده حاشیههای زودگذر؟
ارسال دیدگاه