رقیه (س)؛ سفیر کوچک عاشورا در بیدادگاه شام
حماسه عاشورا اگر با خون سردارانش آبیاری شد، با نالههای جانسوز کودکانهاش در خرابه شام، به اوج رسوایی دشمن رسید.
به گزارش خبرنگار فرهنگی شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ پنجم ماه صفر، روزی است که دفتر تاریخ، یکی از جانسوزترین صفحات خود را ورق میزند. سالروز شهادت حضرت رقیه (س)، آن نوگل بوستان اباعبدالله (ع) که اگرچه در تقویمِ ایام، عمری کوتاه داشت، اما در تقویم جاودانگی، نامش بر پیشانی حماسهی عاشورا میدرخشد. او دختر خورشید بود و از تبار نوری که در اوج ستم شامیان، حقانیت قیام پدر را فریاد زد.
رقیه (س) از همان آغاز ورود کاروان به کربلا، سایهبهسایه پدر بود. او تنها شاهد عطش نبود، بلکه شریک دردهای پدر بود. تاریخ، او را در خاطراتی لطیف و در عین حال تلخ به یاد دارد؛ آن هنگام که دستان کوچکش، سجاده نمازِ اباعبدالله (ع) را میگشود تا پدر برای آخرین بار به اقامه نماز بایستد. و چه تلخ بود ظهر عاشورا که در هیاهوی غارت خیمهها، جستجوی او برای یافتن پدر، با تازیانه کینه دشمن و سیلی بیرحمانه شمر پاسخ داده شد.
سفر رنج ؛ از کوفه تا شام
پس از واقعهی خونین کربلا، آن هنگام که کاروانِ اسرا به سمت کوفه و سپس شام حرکت کرد، رقیه (س) بار گرانی از مصائب را بر دوش کوچک خود حمل میکرد. در تمام این چهل منزل رنج، او که با لقب خارجی از سوی دشمنان بیخرد مورد خطاب قرار میگرفت، با نالههای معصومانهاش، داغ دل حضرت زینب (س) را تازهتر میکرد. او شاهد رفتارهای شقاوتآلود سپاه یزید بود و رنج اسارت را با روحی لطیف، اما استوار تاب میآورد.
خرابه شام؛ آخرین منزلگاه
حضور در خرابههای شام، جایی که روزها در تابش آفتاب و شبها در لرزش سرمای استخوانسوز میگذشت، نماد مظلومیت خاندان عصمت بود. در همین خرابه بود که رقیه (س)، با پرسشهایش درباره خانه و کاشانه، مرزهای سکوت شهر را شکست و با دیدن سر بریدهی پدر، آنچنان نالید که جانش به ملکوت اعلا پرواز کرد. آغوش سر بریده پدر، آخرین مأمن او بود و لبهایش بر لبهای پدر، مهری بر پایان رنجهایش. حضرت زینب (س) با دلی شکسته و قامتی خمیده، امانت برادر را به صاحبش بازگرداند.
سفیر کوچک عاشورا
رقیه (س) برهان بزرگی است بر حقانیت قیام امام حسین (ع). او، همراه با علیاصغر (ع)، نشان داد که حماسه عاشورا، حماسهای است که در آن، از طفل سهساله تا پیرمردان صحابی، همه برای اعتلای کلمه حق ایستادگی کردند. رقیه (س)، نه تنها یک کودک عزادار، بلکه سفیر عاشورا در شام بود. فریادهای او و سپس شهادتش، رسواکننده کسانی بود که در لباس جانشینی پیامبر، شقاوت را به حد اعلا رسانده بودند.
میعادگاه عاشقان
امروز، مرقد مطهر آن نازدانه دمشق، در میان کوچههای تاریخ، چراغ راه عاشقان است. حرمش، میعادگاه دلسوختگانی است که بوی حسین (ع) را در فضای آن میجویند و بار سنگین دل خود را در کنار مزارش سبک میکنند. رقیه (س)، یادگار برادر برای زینب (س) و امانت حسین (ع) در دست تاریخ است که هر ساله، شیفتگان اهل بیت را از دور و نزدیک، به سوی آرامگاه ملکوتیاش در کنار باب الفرادیس فرا میخواند.
او از مرزهای تاریخ گذشت تا ثابت کند که عشق، نه به سنوسال، که به وسعت جان است. یادش تا ابد، در آینهی قلب آزادگان جهان زنده خواهد ماند.
ارسال دیدگاه