حوادث مالی و باجخواهی از سرمایهداران
«به دست آوردن پول در کمترین زمان»؛ شاید همین فکر باشد که برخی از افراد را به بیراهه میکشاند و این انگیزه را در آنها ایجاد میکند که دست به هر کاری بزنند؛ حتی کارهای خلاف.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از عصربازار، «آدمربایی» یکی از همان تصمیمهایی است گاهی برخیها به اشتباه به آن فکر میکنند و برخی دیگر نیز آن را عملی میکنند. ربودن مردی کارخانهدار، باجخواهی ۶ میلیاردی از تاجر آهن، ربودن پسر ۹ ساله مرد ثروتمند و ...
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,
اینها نمونههایی از پروندههای آدمربایی است که اخیرا اتفاق افتاده است. پروندههایی که «زیادهخواهی» گروگانگیران و «بیاحتیاطی» گروگان یا خانوادهاش عامل اصلی وقوع آنها است.
طعمه؛ مرد کارخانهدار
مرد کارخانهدار وقتی در خیابان قدم میزد هرگز فکر نمیکرد که قرار است تا دقایقی دیگر چه بلایی بر سرش بیاید. او هنگام عبور از خیابان مورد حمله 8 مرد خشن قرار گرفت. مردان ناشناس که دستبند و چاقو به همراه داشتند، بهصورت جوان کارخانهدار اسپری اشکآور پاشیدند و او را با خود بردند. مردان آدمربا درحالیکه دستها و چشمهای جوان کارخانهدار را بسته بودند او را به طرف باغی در شرق استان تهران بردند و وقتی به آنجا رسیدند با مادرش تماس گرفتند و درحالیکه صدای نالههای گروگان خود را برای زن میانسال پخش میکردند، او را تهدید کردند که هر چه زودتر 250 میلیون تومان پول نقد تهیه کند و به آنها بدهد وگرنه پسرش کشته خواهد شد. ساعتی از تماس دلهرهآور آدمربایان گذشته بود که زن میانسال تصمیم گرفت برای آزادی پسرش از پلیس کمک بخواهد. او وحشتزده با پلیس 110 تماس گرفت و ماجرا را گزارش کرد. مأموران در نخستین اقدام به تحقیق از زن میانسال پرداختند. بررسیها نشان میداد که این زن و پسرش با هم زندگی میکنند و وضعیت مالی خوبی دارند. تماسهای تهدیدآمیز گروگانگیران ادامه داشت و آنها سعی میکردند با پخش صدای نالههای گروگان خود زیر شکنجه، مادرش را تحت فشار قرار دهند. در این میان کارآگاهان آموزشهای لازم را به زن میانسال دادند و از او خواستند که برای پرداخت پول با آدمربایان قرار بگذارد. به این ترتیب آدمربایان در آخرین تماس خود محلی را به عنوان مکان تحویل پول تعیین کردند و از زن میانسال خواستند که با کیف پر از پول راهی آنجا شود. همزمان، محل قرار از سوی تیمهای عملیاتی پلیس محاصره شد و مأموران تمامی رفتوآمدها به آنجا را زیرنظر گرفتند. با اینکه آدمربایان چندبار محل قرار را تغییر دادند اما در نهایت زمانی که یکی از آنها برای گرفتن پول به آنجا آمده بود از سوی پلیس دستگیر شد تا در ادامه همدستانش نیز دستگیر و جوان کارخانهدار که زیر شکنجه مجروح شده بود، آزاد شود. آنها اعتراف کردند که از وضعیت مالی این مرد و خانوادهاش خبر داشتند و مدتها او را زیرنظر گرفته بودند تا نقشه گروگانگیری را عملی کنند. اعضای این باند مدعی شدند که طبق نقشهای که کشیده بودند، ابتدا قصد داشتند برای آزادی این جوان 250 میلیون تومان از مادرش اخاذی کنند و در ادامه بیآنکه او را آزاد کنند، به اخاذی خود تا حدود یک میلیارد تومان ادامه دهند.
تاجر 6 میلیارد تومانی
گروگانگیران برای اجرای نقشههایشان ترفندهای گوناگونی دارند. برخی از آنها متوسل به زور میشوند و برخی دیگر طعمههایشان را فریب میدهند. مثل اعضای باندی که با معرفی خود بهعنوان مأمور، یک تاجر آهن را دزدیدند و برای آزادیاش 6 میلیارد تومان میخواستند اما وقتی پلیس را در یک قدمی خود دیدند، گروگانشان را رها کردند. چندی قبل وقتی مرد تاجر از خانهاش در یکی از محلههای کرمانشاه خارج شد، چند مرد سوار بر یک خودرو سواری، سد راهش شدند. مردان جوان خود را مأمور معرفی کردند و به زور تاجر آهن را سوار خودروشان کردند و با دزدیدن خودرو او متواری شدند. آنها ساعتی بعد خودرو تاجر آهن را در یکی از خیابانها رها کردند و با انتقال گروگانشان به مخفیگاه خود، با خانواده وی تماس گرفتند و گفتند که اگر 6 میلیارد تومان دریافت نکنند، گروگانشان را خواهند کشت. بهدنبال این اتفاق، خانواده مرد گروگان ماجرا را به پلیس خبر دادند و تیمی از کارآگاهان برای ردیابی آدمربایان وارد عمل شدند. درحالیکه آدمربایان تمامی تماسهایشان را از طریق گوشی گروگان انجام میدادند اما کارآگاهان توانستند در بررسیهای اطلاعاتی به سرنخهایی از آنها دست پیدا کنند. چند ساعت بعد، زمانی که گروگانگیران حاضر شده بودند به خانواده گروگانشان تخفیف داده و مبلغ درخواستیشان را از 6 میلیارد تومان به 2 میلیارد تومان کاهش دهند، کارآگاهان توانستند اطلاعات مهمی درخصوص آنها بهدست آورند. درحالیکه چند ساعت از ماجرای این گروگانگیری گذشته بود، آدمربایان متوجه شدند که پلیس در تعقیب آنهاست و از ترس دستگیری، گروگان خود را رها کردند و گریختند. به این ترتیب با اطلاعاتی که مرد تاجر در اختیار ماموران گذاشت سرنخهایی از 7 مرد که در آدمربایی نقش داشتند، بهدست آمد. بررسیهای پلیس نشان میداد که طراح این نقشه، مرد جوشکاری است که از قبل تاجر آهن را میشناخت. این مرد بهواسطه همکاری با مرد تاجر و خرید آهن از او، نسبت به اوضاع مالی وی اطلاعات زیادی کسب کرده و با قرار دادن این اطلاعات در اختیار همدستانش، نقشه آدمربایی را طراحی کرده بود. در ادامه، مرد جوشکار دستگیر شد و همدستانش یکی بعد از دیگری به دام افتادند. آنها در اعترافاتشان مدعی شدند برای رسیدن به ثروت یک شبه دست به این کار زدهاند.
پسر 9 ساله قربانی شکنجه گروگانگیران
با اینکه در سالهای اخیر بیشتر پروندههای آدمربایی سرانجام خوشی داشته و با آزادی گروگان و دستگیری گروگانگیران به پایان رسیده است اما چندی قبل پسر 9 ساله مردی ثروتمند توسط افراد ناشناس ربوده شد و آدمربایان برای آزادیاش 900 میلیون تومان باجخواهی کردند ولی وقتی پدر کودک حاضر نشد به آنها باج بدهد، پسر بچه را شکنجه کردند و باعث مرگش شدند. این پسر 9 ساله که مهدی نام داشت چندی قبل از نزدیکی خانهشان در منطقه میرحسینی زابل ربوده شد و چند ساعت بعد مردی ناشناس با پدرش تماس گرفت و برای آزادی او درخواست 900 میلیون تومان کرد. رایزنی برای آزادی مهدی حدود 2 ماه طول کشید و آدمربایان که مدام صدای نالههای پسر نوجوان را در تماسهای تلفنی برای خانوادهاش پخش میکردند، بهطور ناگهانی به تماسهایشان پایان دادند تا اینکه مدتی بعد پیکر نیمه جان مهدی را درحالیکه بهشدت او را شکنجه کرده بودند، در یکی از خیابانهای شهر رها کردند. به این ترتیب وی به بیمارستان منتقل شد و بهدلیل شدت جراحات در بخش مراقبتهای ویژه قرار گرفت. نقاط مختلف بدن او بهشدت سوزانده و آسیب زیادی به مغز و صورتش وارد شده بود. پزشکان تلاش کردند وی را نجات دهند اما او جانش را از دست داد. با مرگ مهدی تحقیقات پلیس برای دستگیری آدمربایان آغاز شد و ماموران 2 نفر را بهعنوان مظنون دستگیر کنند اما آنها حاضر نشدند به آدمربایی اعتراف کنند و تحقیقات در این باره همچنان ادامه دارد.
مرد طلبکار آدمربا شد
برخی آدمرباییها به دلیل اختلافات مالی انجام میشود. مثل پروندهای که در آن مردی طلبکار به جای آنکه گرفتن طلبش را از راههای قانونی پیگیری کند و مرد بدهکار را به میز محاکمه بکشاند، سرخود عمل کرد و با گروگان گرفتن پسر مرد بدهکار خودش را به دردسر انداخت تا به اتهام آدمربایی زندانی شود. مدتی قبل زن و مردی همراه نوجوان 16سالهشان راهی یکی از مراکز خرید در پیشوای ورامین شدند. پسر نوجوان داخل خودرو ماند و پدر و مادرش برای خرید راهی مجتمع تجاری شدند غافل از اینکه سرنوشت تلخی در انتظار پسرشان است. دقایقی بعد ناگهان خودرو پرایدی با 2 سرنشین در نزدیکی خودرو آنها توقف کرد. یکی از آنها پیاده شد و با تهدید چاقو پسر نوجوان را ربود و با زور وی را سوار پراید کرده و فرار کردند. پدر و مادر گروگان وقتی برگشتند با جای خالی پسرشان روبهرو شدند. آنها در آن حوالی به جستوجو پرداختند اما اثری از پسرشان نبود. پدر و مادر که بهشدت نگران شده بودند موضوع را به پلیس اطلاع دادند اما بعد از تماسهای تهدیدآمیز با خانواده گروگان معلوم شد که اصل ماجرا، گروگانگیری برای اخاذی میلیونی است. آدمربایان در تماس با پدر گروگان، او را تهدید کرده بودند که اگر 300 میلیون تومان پرداخت نکند جان پسرش در خطر است. از سویی پدر گروگان اعلام کرد صدای آدمربایی که با او تماس گرفته شبیه صدای یکی از آشنایانی است که از مدتها قبل با او اختلاف مالی داشته است.
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
همین کافی بود تا کارآگاهان راهی خانه این شخص شوند و او را دستگیر کنند. این مرد به طراحی نقشه آدمربایی با همدستی 3 نفر از دوستانش اقرار کرد و گفت: انگیزهام از آدمربایی اختلافات مالی با پدر گروگان بود. من از او 140 میلیون تومان پول طلب داشتم که او حاضر نمیشد بدهیاش را پرداخت کند. من هم برای اینکه به پولم برسم نقشه ربودن پسرش را کشیدم و درخواست 300 میلیون تومان پول کردم تا هم به طلب خود برسم و هم سهم همدستانم را بپردازم. وی در ادامه اقرار کرد که گروگان را در کلبه متروکهای در باغ حوالی روستایی بین پیشوا و ورامین نگهداشته و هیچ آزاری به او نرساندهاند. پس از اعترافات مرد آدمربا، مأموران راهی باغ شدند و پسرنوجوان را پس از یک روز اسارت آزاد کردند و آدمربایان نیز دستگیر شدند.
راننده اخراجی صاحبکارش را دزدید
برخی از آدمربایان به دلیل خصومت شخصی و کینه دست به این کار میزنند. آنها هم مثل همه تبهکاران تصور میکنند که فکر همه چیز را کردهاند و نقشهشان بیعیب و نقص است اما مثل اکثر قریب به اتفاق آدمربایان خیلی زود دستگیر میشوند. درست مثل راننده جوانی که وقتی از سوی صاحبکار ثروتمندش اخراج شد، نقشه ربودن او و اخاذی 400 میلیون تومانی را کشید. چندی قبل مردی به دادسرای امور جنایی تهران رفت و مدعی شد 3 مرد که خود را مأمور پلیس معرفی میکردند وی را از خانهاش ربودهاند و ساعتی بعد در ازای دریافت سنگهای قیمتی به ارزش 400 میلیون تومان آزادش کردهاند. اظهارات این مرد نشان میداد او طعمه یک آدمربایی شده و 2 ماموری که از آنها صحبت میکند، مأموران قلابی هستند. هرچند مرد ثروتمند چهره آدمربایان را ندیده بود اما همسرش سرنخ مهمی را در اختیار پلیس گذاشت. او گفت زمانی که آنها شوهرش را بازداشت کرده بودند راننده سابق شوهرش که مدتی قبل اخراج شده بود را جلوی در خانه دیده است و ممکن است وی در این آدمربایی 400 میلیون تومانی دست داشته باشد. به این ترتیب راننده اخراجی به نام آرش دستگیر شد. هر چند وی ابتدا وانمود میکرد که از آدمربایی بیاطلاع است اما ساعتی بعد از آغاز بازجوییها اعتراف کرد نقشه ربودن صاحبکار سابقش را با همدستی 2 دوستش به نامهای بابک و ناصر طراحی و اجرا کرده است. او گفت: من حدود یکماه بهعنوان راننده برای شاکی کار میکردم و قرار بود او روزی 100هزار تومان به من دستمزد بدهد اما او برای یکماه کار فقط 400هزار تومان به من داد و مرا اخراج کرد. وقتی این موضوع را برای دوستانم تعریف کردم، قرار شد با کمک آنها به زور طلبم را پس بگیریم. بهدنبال اعترافات این مرد 2 همدست وی نیز بازداشت شدند. آنها با اعتراف به مشارکت در آدمربایی گفتند فقط برای کمک به دوستشان دست به این کار زدهاند. با این حال مأموران در بازرسی از مخفیگاهشان مقدار زیادی از سنگهای قیمتی مسروقه را کشف کردند که نشان میداد آنها سنگها را بین خود تقسیم کردهاند.
,
,
,
انتهای پیام/ن
]
ارسال دیدگاه