شگردهای‌احمدی نژادی مسجدجامعی

شگردهای‌احمدی نژادی مسجدجامعی
نه که خیال کنید این تهرانگردی ها، عوامفریبی باشد، نه؟! کجای دنیا وقتی رئیس شورای شهر با لشگری از خبرنگار و عکاس برای دیدن نقاط مختلف شهرش می رود، عوامفریبی بوده که این بار؟! آن عوامفریبی فقط مختص رئیس جمهورهای اسبقی بود که دیگر در صحنه نیستند تا از خود دفاع کنند!؟ این رئیس شورای شهر ما اصلا آدم عوامفریبی نیست! اصلا!؟ ابدا؟!!
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا، نه که خیال کنید این تهرانگردی ها، عوامفریبی باشد، نه؟! کجای دنیا وقتی رئیس شورای شهر با لشگری از خبرنگار و عکاس برای دیدن نقاط مختلف شهرش می رود، عوامفریبی بوده که این بار؟! آن عوامفریبی فقط مختص رئیس جمهورهای اسبقی بود که دیگر در صحنه نیستند تا از خود دفاع کنند!؟ این رئیس شورای شهر ما اصلا آدم عوامفریبی نیست! اصلا!؟ ابدا؟!!

, شبکه اطلاع رسانی دانا,

 اما بالاخره ذهن است دیگر و قوه تخیلش بالا و ضعف ما در برابر مهار این قوه تخیل بالا! پنهان از شما نباشد و سال ها بعد جزو تشویش اذهان عمومی رسانه های منتقد قرار نگیرد، چند روزی است با این مغزکمان درگیریم که چه شده است که رئیس شورای شهرمان، این روزها یاد تهران افتاده است و هی از بالا تا پایین این شهر را ورانداز می کند!؟

,

مگر تازه به این شهر بی سر و ته آمده است!؟ نکند در این سال ها که عضو شورای شهرمان بوده است، رئیسش ـ همان مهدی چمران مهربان عبوس ـ اجازه نمی داده که این تهران بزرگ را از نزدیک ببیند و این بنده خدا هم مجبور بوده است که در آن اتاق چوبی شورای شهر ـ که برای بچه های بازیگوش، کمتر از زندان نیست ـ وقت بگذراند که این چنین این روزها، با شوق و ذوق و بدون اینکه هوای سن و سالش را داشته باشد، از قطارهای کهنه و قبرستان های به فنا رفته و پله ها و تپه های این شهر زشت بالا و پایین می پرد؟!

,

به هر حال، دل است دیگر! شما را هم سال ها در یک اتاق چوبی و با آن همه ارباب رجوع و پرونده و بدبختی، زندانی کنند، وقتی که رئیس شوی، بالاخره از کوره در می روی!؟ مثلا همین دبیر، یا آن بنده خدا  که لگدهایش تا بالای قد صد و هفتادمتری ما بالا می آید! خوب اینها را سال ها در شورای شهر زندانی کرده اند، برای همین است که تا تقی به توقی می خورد، یکجا و ییهو، میز که چه عرض کنم، تمام شورای شهر را به حراج گذاشته و از آنجا فرار می کنند! کافی است دری باز شود، گرنه خدمت خلق که دیواری بیش نیست!

,

هر چه هست، گمان نمی بریم که این لشگرکشی ها و بازدیدها، چیزی جز عکس های یادگاری برای این شهر بزرگ به ارمغان آورد. مثل تمام بازدیدها و سفرهایی که سال هاست تنها هزینه هایش به پای این شهر و آن شهر نوشته می شود! شاهدش هم همان دیوارها و قبرهای کهنه ای که اگر خوب اطرافشان را بگردی، رد پای مدیر اسبقی و جای پنجول هایش را خواهی یافت!

,

هر چند که این شهر بی سر و ته نیز خود دست از درمان شسته است! هفته هاست که ابرهای آسمانش را دودهای غلیظ و سیاه دزدیده اند و حتی همین رئیس شورای شهرش، هم سراغی از آن ابرها نگرفته است! همین رئیس شورای شهری که شاید به خاطر نوستالوژی ها که به هر حال، مقتضای سن است این روزها، میزها و نیمکت های ریاست را رها کرده و به کوچه گردی روی آورده است!

,

ما هم که رسانه چی این مملکتیم، عادت داریم به این عکس های بازدید و می دانیم که تنها تغییراتی که در این عکس ها سالیان بعد اتفاق خواهد افتاد، تغییر چهره رئیس شورای شهر است و خرابی بیشتر این مکان ها! این سطوری هم که نوشته می شود، نه که خیال کنید انتقاد است و خدایی ناکرده نقدی بر این کوچه گردی ها و یاد ایامی رئیس شورای شهر، نه! تنها چند سطری است که در گوشه های اینترنت پاره و کم سرعت این شهر، نوشته باشیم که " ما هم هستیم"!

,

به قول آن فامیل دور کلاه قرمزی که می گفت: "ما بی تربیت نیستیم، فقط صلاح نمی دانیم که از آن استفاده کنیم"! این روزها که قرار است همه چیز به امید و تدبیر ختم شود، حتما می شود دیگر! ما چرا باید سنگ بیاندازیم! شاید مردمان از این تهرانگردی ها و از این سفرها خوشحال شوند؟! شاید چایی خوردن با رئیس شورای شهر و عکس گرفتن با او و آویزان کردن بر در و دیوار مغازه، برای ما نانی نشود، اما برای خیلی ها نانی بشود!؟ کسی چه می داند!

,

پدر تجربه بسوزد که همان خیال خوش را هم از آدمی می گیرد! می دانم که فقط ماییم که بر حسب تجربه این را می فهمیم که این هم، سیاسی بازی است و قرار نیست تهران، این شهر پیر و فرتوت، سر و سامانی بگیرد! که اگر قرار بود که هر روز، یک دیوارش آوار نمی شد بر سر بچه های مردم بی گناه که پدرهایشان آن چنان زار و بی رمق در برابر جنازه فرزند نعره بزنند!

,

راست می گویند، عمر خبر یک لحظه است! و بعد، خیلی راحت مردم فراموش می کنند یا شاید هم برایشان عادی می شود این بالا و پایین پریدن ها! بالاخره همه می دانند" هر کسی پنج روز نوبت اوست".

,

بماند، اما آقای رئیسی که این روزها، فیلتان بدجوری یاد هندوستان کرده است، خوب است که قرار بعدی تهرانگردی هایتان را در داخل مترو بگذارید و در این روزهای آلوده، حداقل یک دستور فرهنگی کوچکی به شورای شهرتان بدهید تا حداقل نمادین هم که شده، چند روزی ماشین هایشان را بیرون نیاورند و با آن ماشین های مدل بالا این ور و آن ور نروند! خود شما هم در راستای حرکتی فرهنگی، روزی را اختصاص داده و از این متروهایی که برای مردم ساخته اید، استفاده کنید! اینها برای شما و اعضای شورای شهرتان هم ساخته شده است، فقط برای مردم که نیست!

,

البته لطف کنید، زمانی که قرار شد این حرکت نمادین را انجام دهید، این لشگر عکاس و خبرنگار را با خود همراه نکنید! چرا که مترو شلوغ پلوغ است، خدایی ناکرده دست و پایی لای درها جا می ماند و هتک حرمتی می شود و دیگر ....

,

راستی از بازار سیاری که این روزها، به لطف شهردار تهران در مترو راه اندازی شده است نیز می توانید بازدید کنید! بازاری که از بچه های مدرسه ای گرفته تا پیرزن های فرتوت و خمیده، از زن های کولی گرفته تا فروشندگان شیک و پیک ادکلن زده، همه چیز را در سیم ثانیه به حراج می گذارند!

,

اصلا با خانم و بچه ها بیایید تا شاید بتوانید مایحتاج یک ماه تان را از این بازار تهیه کنید، به هر حال زحمتی است که شهرداری تهران کشیده است، نباید ناسپاسی کرد! البته اگر مثل ما از این لباس های سه تا هزار تومنی می پوشید وگرنه این جا که خبر از مارک و برند و این چیزها نیست!

,

ناشناس هم بیایید بهتر است وگرنه قبل از شما، سد معبری های شهرداری همه این بنده خداها را به جایی می فرستند که ...!

,

نگران نباشید، مترو نه پله دارد، نه فضایی که زمین بخورید! اینجا صاف با مردم می روید و صاف هم با مردم می آیید! مردم نمی گذارند که حتی زحمت کشیده، میله ای را بگیرید! خودشان خودجوش نگهتان می دارند! برای همین نیازی به خدم و حشم هم ندارید که دست تان را بگیرند و ...

,

, ,

, ,

, ,

انتهای پیام

]
  • برچسب ها
  • #
  • #
  • #

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه