یادداشت

«بگم‌بگم» درد ناعلاج فوتبال

«بگم‌بگم» درد ناعلاج فوتبال
حقیقت این است که بگم‌بگم به طور قطع فوتبال باشگاهی ایران را تا مرز نابودی پیش خواهد برد و البته از بین رفتن آن نیز تا زمان اصلاح فرهنگ فوتبالی‌ها از مدیرعامل گرفته تا مربی و بازیکن امری محال است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ «اگر حرف بزنم مردم دیگر سمت فوتبال نمی‌آیند»، «چیزهایی می‌دانم که در وقت لازم به مردم می‌گویم»، «فعلاً صلاح نیست حرف بزنم، ولی در آینده همه چیز را برای مردم بازگو می‌کنم.» و اینها و دهها اظهارنظر دیگر مشابه این موارد بگم‌ و بگم‌هایی است که دوباره از سوی فوتبالی‌ها به راه افتاده است. نکته جالب آنکه همه هم می‌خواهند مردم را روشن کنند و پرده از واقعیت‌های زشت فوتبال برای آنها بردارند. یک تیم بنا به هر دلیلی نتیجه لازم را کسب نمی‌کند، بلافاصله شایعه‌ها شروع می‌شود و همه از اختلافاتی حرف می‌کنند که کسی به درستی نمی‌داند از کجا و چگونه شکل گرفته است، با پررنگ شدن و ادامه ناکامی‌ها شایعه‌ها هم جدی‌تر شده و آرام‌آرام رنگ حاشیه به خود می‌گیرد. حالا دیگر کمتر کسی است که بتواند جلوی حواشی را که از زمزمه تبدیل به طوفان شده‌‌اند را بگیرد. در این میان بازیکن و مربی و مدیرعامل سابق نقش دلسوزتری دارند و طبیعی است که آدم‌های خاص خودشان را هم دارند و به واسطه آنها می‌خواهند حقایق را برای مردم بازگو کنند، حقایقی که هیچ‌کس از آنها خبر ندارد و اگر برملا شود آن وقت اساس فوتبال و باشگاه و تیم نابود می‌شود.

راستی چرا فوتبال ایران اینگونه است؟ چرا همه موفقیت را برای خود می‌خواهند؟ چرا یک مدیرعامل شکست خورده در خیالات خود کمپینگ بازگشت راه می‌اندازد و آن را به همت برخی دوستان رسانه‌ای به اطلاع عموم می‌رساند و چرا بازیکنی که پرونده اخلاقی‌اش را همین مردم نجومی می‌دانند، دم از افشاگری و بیان حقایق می‌زند و دست آخر اینکه چرا در فوتبال باشگاهی ایران نمی‌توانند موفقیت یکدیگر را تحمل کنند؟ تیم‌های بزرگ دنیای فوتبال دچار حاشیه می‌شوند، شکست می‌خورند و حتی یک یا چند فصل از گردونه رقابت‌ها و شرایط قهرمانی و موفقیت فاصله می‌گیرند، اما هیچ‌گاه با چنین حواشی و این مثلاً افشاگری‌ها روبه‌رو نمی‌شود؟ راستی چرا؟

بزرگ‌تر و پرافتخارتر از منچستریونایتد سراغ دارید؟ نزدیک به چهار فصل است که از آن منچستر مقتدر فرگوسن خبری نیست، مویس، فان خال و حتی مورینیو نتوانسته‌اند شیاطین سرخ را به روزهای خوب فرگوسن بازگردانند تا دلتان بخواهد هم بازیکن بزرگ و کوچک آمده و رفته، اما کل سایت‌ها، خبرگزاری‌ها و منابع خبری و روزنامه‌ها را بگردید، محال است یک خط گفت‌وگو یا اظهارنظر پیرامون افشاگری یا مسائل حاشیه‌ای موجود در منچستر که بخواهد به اطلاع علاقه‌مندان به این تیم برسد، پیدا کنید.
حالا این شرایط را مقایسه کنید با فوتبال باشگاهی خودمان، آدم‌ها تا وقتی در یک تیم هستند همه چیز خوب است و ایده‌آل، ولی امان از روزی که به هر دلیل جدا شوند، آن وقت بگم‌بگم‌ها شروع می‌شود، چرا؟ چون می‌خواهند بازگردند ولو اینکه شکست بخورند، ولو اینکه تیم محبوب‌شان با آنها زمین بخورد که البته قبلاً خورده، ولی مهم نیست. مهم این است که نام آنها کنار تیم باشد به چه قیمتی اصلاً مهم نیست.

بحث، بحث قرمز و آبی و تبریز و اصفهان و جنوب و شمال نیست، بحث بحث فوتبال باشگاهی است که به درد ناعلاج بگم‌بگم‌های فوتبالی‌ها دچار شده، فوتبالی‌ها این نکته را فراموش کرده‌اند که علاقه‌مندان خیلی خوب چم و خم ماجرای این فوتبال مثلاً حرفه‌ای را می‌دانند، می‌دانند که در فوتبال چه می‌گذرد و چه کسانی مشکل‌ساز هستند و سنگ خود را به سینه می‌زنند. خوب هم می‌دانند همه آنها که فریاد بگم‌بگم سر می‌دهند فقط می‌خواهند جلوی چشم باشند، حالا به هر قیمت که شده فقط باشند نتیجه‌اش اصلاً مهم نیست. حقیقت این است که بگم‌بگم به طور قطع فوتبال باشگاهی ایران را تا مرز نابودی پیش خواهد برد و البته از بین رفتن آن نیز تا زمان اصلاح فرهنگ فوتبالی‌ها از مدیرعامل گرفته تا مربی و بازیکن امری محال است.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,
,
,
,
,
,
,
]
  • برچسب ها
  • #
  • #
  • #

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه