وبلاگ "مینو جهان وب" نوشت:

مشدی پیرداد و اقتصاد مقاومتی!

مشدی پیرداد و اقتصاد مقاومتی!
وقتی از او می‌پرسی «مشدی پیرداد اقتصاد مقاومتی یعنی چه؟» می‌گوید: «نمی‌دانم» امّا می‌بینیم که او به قدرت نیرو و تفکری درونی واقف است به این امر. مگر نه این‌که 60سال حصیربافی و چیلک‌ریسی و هاون چوبی تراشیدن و بر موضع ماند و آنچه خود داشتن از بیگانه تمنّا نکردن، چیزی غیر از اقتصاد مقاومتی است؟
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا، سایت "حرف تو" به نقل از وبگاه "مینو جهان وب" نوشت:

, شبکه اطلاع رسانی دانا،, مینو جهان وب,

تصاویری که بدون پیوست کردن هیچ گونه کتابت و شرح اضافه ای،گویای واقعیتی آشکارند که در آنهامشاهده می نماییم.

,

کاش می شد و می توانستیم بر حرص و ولع سیری ناپذیر و ضرب آهنگ دارکوب مأبانه ی قلم بر پیکره ی سفید کاغذ فائق آمد و هیچ ننگاشت.و همه چیز را به تصویر می سپرد تا خود به تنهایی رنج هویدا و سویدای نهفته بر جبین این پیر سرد و گرم چشیده ی روزگار را شرح می نمود.

,

چرا که اعتقاد بر این است که تصویر خود به تنهایی بهتر گویای همه چیز است.و رساتر می تواند حق مطلب را ادا نماید.

,

اما افسوس و صد افسوس از این حرص ناپایان قلم !

,

این تصویر و تصاویر که خیلی کم هم به چشم نا آشنا نیستند،بعنوان نمونه، مربوط به خیل گسترده از اجتماعی بشری در نوار جنوب شرقی کشور،از سواحل مکران در سیستان و بلوچستان وهمچنین جنوب کرمان و از آنجا گرفته تا ارتفاعات بشاکرد در هرمزگان است.

,

آری ، این تصویر مربوط به مشدی پیرداد تقریبأ هشتاد و سه و نیم ساله ی منوجانی است که در جنوبی ترین نقطه ی استان پهناور و غنی از معادن فلزی و دیگر منابع کرمان،به صلابت کو ه های راسخ و بلند پیرامون محل سکونتش گذران زندگی می کند.

,

او نماینده ی طیف وسیعی از اجتماع مردمی و بومی محلی نشسته بر گنج اما خفته در رنج یک منطقه ی جنوبی است،که شرح ما وقع زندگانی شان به اندازه ی قطر اوراق به هم پیوسته ی مثنوی هفتاد من کاغذی ست که سالهاست تحت عنوان توسعه ی مناطق محروم و کمتر توسعه یافته،توسط سردمداران و طلایه داران عرصه ی مدیریت اجتماعی و سیاست سروده شده است.

,

اما دریغ...

,

پیرداد هایی که به هیچ وجه در این نوشتار قصد به تصویر کشیدن رنجها و ناملایماتشان به جهت ایجاد ترحم و دلسوزی بر آنها نیست.چه بسا که آنان خود قهرمانانی پولادین اند که سالها بدون هیچگونه چشمداشت از کسی ،نهادی،سازمانی و یا ذره ای حمایت،با تلاش و حاصل دسترنج خود، از خوان بی پایان معبودشان ارتزاق نموده و به آنچه خدایشان عطا کرده راضی و نان از عمل خویش خورده اند بدون هیچ منّتی !

,

اما آنچه ما را مجاب کرده تا خطر کنیم و شیپور فریادشان باشیم،مسئولیتی است که در قبال آنها داریم. چرا که همه ی ما مسئولیم !  ( کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیه ).

,

آنچه از القاء حس تبعیض گونه ای که از قاب این عکس ها به بیرون تراوش می کند و چشم هربیننده ای را خیره می سازد، انعکاس کم مهری ها و سیاست های نارسای مدیرت منابع انسانی است که اینچنین عضوی و اعضایی از پیکره ی عظیم اجتماع را به درد آورده و می آورد!

,

به راستی که پیرداد ها مگر کجای این اطلس جغرافیا ایستاده اند که اینگونه مغفول مانده اند؟

,

پیرداد و پیرداد هایی که از نظر استعداد خدادادی و بهره ی هوشی هیچ کم از مرکب نشینان مازراتی سوار ونک و پونک و قلهک و زعفرانیه نداشته و ندارند.

,

پس فرق شان چه بوده است ؟

,

آیا غیر از اینست که آنها دیده و حمایت نشده اند ؟

,

پیرداد هایی که برند و تولیدشان در ردیف هیچ دفتری به ثبت نیامده و هیچ LC و اعتبار اسنادی در هالک بانک ترکیه و هیچ موسسه ی دیگری برایشان گشایش نیافته است !

,

پیرداد هایی که هنرمندی و طول و عرض حصیر ها ، پرات ها و چیلک های ریسیده از لیف خرمایشان که یک صنعت دستی کاملأ بومی محلی است بر قاب هیچ رسانه ای به نمایش کشیده نشده و در گینسی به تحریر نیامده است. که اگر می آمد وضعشان از این که بود بهتر بود.

,

بلی ، پیرداد هایی که طبع نو آورانه و خلاقیت هایشان از زوایای دوربین های رسانه ملی و اسلامی جامعه شان که به تصویر کشیدن ساخت کباب 26متری و ساندویچ چندصد کیلویی را هنر و جذابیت می داند به دور مانده و هنرشان به هیچ معرفی و تولید انبوهی نرسیده است!

,

پیرداد هایی که سهم شان از دموکراسی شاید این بوده که فقط نفس بکشند تا نمیرند!

,

نه زیر ساختی،نه روساختی،نه حمایتی،نه تشویقی و نه هیچ و هیچ !

,

که اگر می بود وضعشان بهتر بود از آنچه به تصویر آمده است !

,

پیرداد هایی که فقط و فقط عمل کرده اند و بس و اهل هیچ شعار و تـئـوری و نظریه ای نبوده اند و هیچ ژست تکنوکراتیکی نگرفته اند !

,

پیرداد هایی که نمی خواهند بدانند پاسخ دیپلماتیک یعنی چه ؟ و نمی خواهند بدانند وقتی جواب سوالی را ندانستند چگونه صاحب سوال را بپیچانند ؟

,

وقتی سوالی از آنها می پرسی که جواب و مفهومش را از نظر تـئـوری و آکادمیک نمی دانند به سادگی صفای باطن می گویند که نمی دانم !

,

حال آنکه جواب آن را نیم قرن پیش در عنفوان جوانی در عمل اثبات نموده اند، بالذات و بالفطره !

,

پیردادی که وقتی از او می پرسی مشدی پیرداد اقتصاد مقاومتی یعنی چه ؟ می گوید نمی دانم !

,

اما می بینیم و می دانیم که او به قدرت نیرو و تفکری درونی واقف است به این امر.

,

چرا که ویترین فروشگاه کوچکش به زیبایی وصف ناپذیری این مفهوم را در مقابل دیدگان هر رهگذری

,

بر معبر خیابان به نمایش گذارده است.

,

آری،او و آنها سالها و قرن ها پیش از مطرح شدن این مسأله ،به ندای مقتدایشان لبیک گفته اند !

,

مگر نه اینکه 60 سال حصیر بافی و چیلک ریسی و هاون چوبی تراشیدن و بر موضع خود ماندن و آنچه خود داشتن از بیگانه تمنا نکردن ، چیزی غیر از اقتصاد مقاومتی ست ؟

,

پیرداد و پیردادها اما امروز دیگر نسلشان از بی مهری زمان سوخته و رو به افول اند و بر مزار

,

هنرشان مرثیه باید خواند !

,

پیرداد هایی که اگر عزیزان کمی پیش تر، آنسوی تر از پای تخت شان نگاه می کردند می دیدند.

,

بگذریم و قضاوت بیشتر را به تاریخ بسپاریم و همین قدر بس که بگوییم :

,

از پیرداد ها که گذشت. باقیمانده و آیندگان شان را در یابیم.

,

ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است.

]
  • برچسب ها
  • #
  • #
  • #
  • #

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه