تلخ و شیرینیهای دوران سخت زندگی علیرضا یونسی رستمی/
از کارگری و بستنی فروشی تا معاونت سیاسی امنیتی
معاون سیاسی امنیتی استاندار مازندران گفت: انسان باید ایمان، اراده و توکل داشته باشد تا به موفقیت برسد و باید با مناعت طبع، عزت نفس، پاکی و پاکدامنی، زندگی کند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از بلاغ، علیرضا یونسی رستمی «معاون سیاسی امنیتی استاندار مازندران» در همایش بانوان جوان و فرهنگ ایرانی که در محل سالن اجتماعات معاونت برنامهریزی برگزار شد، بیان داشت: پس از شنیدن سخنان مجری برنامه که داستان هایی را درباره احترام به پدر و مادر بیان کرد، تصمیم گرفتم خاطرات دوران کودکیام را برای شما بازگو کنم.
, شبکه اطلاع رسانی دانا, بلاغ,سن زیادی نداشتم که پدرم بر اثر بیماری صعب العلاجی دار فانی را وداع گفت.
,ما 4 فرزند بودیم، پسر بزرگ خانواده،2 برادر کوچکتر داشتم و خواهری که 6 سال کوچکتر از من بود.
,آن زمان که در گیر و دار مشکلات فراوان بودیم، به خداگفتم: «خدایا چه کنیم؟ ما را کمک کن؟» به یاد دارم، در آن زمان مطلبی خوانده بودم که واقعاً جزو اعتقادات و باورم شد.
,در آن ایام کودکی به همراه خانواده برای خواندن نماز به مسجد می رفتم، در کتابی خوانده بودم که خداوند تبارک و تعالی بعد از اینکه انسان را خلق کرد، خیلی از او خوشش آمد و به خودش آفرین گفت: «فتبارک الله احسن الخاقین»
,بعد از آن گوهر عقل را خلق کرد، مظهر معرفت و شناخت انسان.
,پس از عقل، زیبایی زائیده شد و عقل، هر چیز زیبایی را دوست دارد، پس از زیبایی، حزن خلق شد.
,چون انسان کمال طلب است و نمی تواند به همه آرزوهای خود برسد، به همین دلیل دچار اندوه و حزن می شود.
,هیچ آدمی را نمی یابید که غم نداشته باشد و هیچ کسی را نمی یابید که عاشق چیزی نباشد یا چیزی را دوست نداشته باشد.
,به مادرم گفتم: «مادر جان! ما هیچی نداریم، چه کار کنیم؟ می رویم برسر زمین مردم کار می کنیم.»
,در آن زمان، مقداری زمین کشاورزی داشتیم و من و مادرم بر سر زمین مردم وجین می کردیم.
,چه شب های دور و درازی بود که مادرم و من با پولی که از کار کردن به دست می آوردیم، برنج می خریدیم و غذای ساده ای برای خانواده درست می کردیم و می خوردیم.
,در زمان تابستان نیز توی فلاکس بستنی می گذاشتم و می فروختم، در محل خودمان داد می زدم بستنی با نون، انقدر قیمتش است.
,روزی یک نفر جلوی مرا گرفت و با چند ضربه به بدنم مانع از فروش بستنی شد و گفت: «بهداشتی نیست.» من هم ترسیده بودم و دیگر به آن محل نمی رفتم و اصلاً نام آن آقا را می شنیدم، تنم می لرزید.
,خدا کمک کرد، کم کم ما بزرگ شدیم و دانشگاه رفتیم، برادرانم که در سختی بزرگ شدند، هم اکنون یکی فوق تخصص جراحی کلیه و جزو برترین فوق تخصص های مطرح کشور است.
,برادر دیگرم که کوچکتر بود، الان دکترای ادبیات است و همسران هر دوی آنها متخصص زنان و زایمان هستند.
,دختر و دامادم هم پزشک هستند.
,انسان باید ایمان، اراده و توکل داشته باشد تا به موفقیت برسد.
,انسان با مناعت طبع، عزت نفس، پاکی و پاکدامنی، باید زندگی کند.
,خدا را شکر امروز به چیزی نیاز ندارم.
,ما بعد از انقلاب، مازندران نبودیم، من و برادرانم در جنگ و جبهه را با آن شرایط سخت گذراندیم و هم اکنون نیزاز لحاظ علمی به موفقیت دست یافتیم.
,به گزارش بلاغ، علیرضا یونسی رستمی، اهل شهر رستمکلای بهشهر است.
]
ارسال دیدگاه