به قلم حمیدرضا فرشیدنیا؛

از پژوهشگری توسعه محور تا شارلاتانیزم رسانه ای ضد توسعه

از پژوهشگری توسعه محور تا شارلاتانیزم رسانه ای ضد توسعه
چرا جلین با وجود خیل عظیم افراد تاثیرگذار تاکنون پژوهشی انجام نداده است؟!پاسخ تاحدودی روشن است!وجود جریان ضد توسعه که البته نمیتوان ان رابه یک جریان سیاسی منتسب کرد وحقیقتا بیشتر باید درساختار اجتماعی دید.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از گلستان ما : مقاله - حمیدرضا فرشید نیا : درعصرجدید که جهان ازحکومتهای سلطنتی واستبدادی وسایرحکومتهاازاشکال سنتی به سمت دموکراسی حرکت کرد به رسانه به عنوان یک بخش لاینفک از جامعه به اصطلاح دموکراتیک یاد کردند. درغرب رسانه به عنوان یکی از پنج عنصر نظام سیاسی بازتلقی میشود.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, گلستان ما ,

درایران عصرمشروطه بودند تجارو روشنفکرانی که روزنامه راه انداختند وبعد راهی غربت غرب شدند وازاستبداد سنتی به استبداد مدرن پناه بردند.برخی از این روزنامه ها دغدغه دین و وطن داشتند وشخصیتهایی چون دهخدا نه تنها پا درخاک فرهنگی خود داشت بلکه سرنیزدر تاریخ خود داشت ونتیجه آن تقدیم لغتنامه به مردم خود بود.

,

اما بودند ماسونها و روشنفکرهایی که به اسم آزادی آزادیخواهانی چون میرزاکوچک خان را شورشی و شهید مشروطه شیخ فضل ا... را مظهر تحجر و استبداد میخواندند٬درحالیکه خود مظهر دگماتیسم بودند.

,

واین گونه مدرنیته واندیشه تجدد ازهمان اول وارونه فهمیده شد چراکه مبلغان آن هم پیاله های میرزاملکم خان بودند که فراموشخانه ماسونی را بنیان نهاد و داس دروکردن ارزشهای تاریخی وفرهنگی وهویت ملی ما رابه دست تاجرزاده ها وفرنگ رفتگان خود باخته داد وبه قول جلال غربزدگی تمام وجود این جریان واداده تاریخی را که هویتشان در سرزمین غرب به تاراج رفته بود واندک شررشان ماهیت نیهیلیستیکی داشت که با بردارکردن شیخ شهید آرام میگرفت واین حضیض وجودی ارمغان تجددی بود که غرب برای ما رقم زد.به اسم آزادی وبا ابزارجدید آزادی وآزادگی راسربریدند ودفع فاسد باافسد کردند ومیوه آن هم شد استبداد صغیر!!!

,

تغییر جای متهم و مجرم با شاکی

,

رسانه ها باایجاد فضای جدید وموج اجتماعی مارابه سویی میبرند که تصورنمیشد.این جریان درتاریخ معاصرماهمواره حضورداشتند وجای مجرم ومتهم راباشاکی تغییر دادند وبعد از شیخ شهید میتوان ازکودتای ۲۸مرداد یاد کرد که برخی دراستبداد شاهی سکوت کردند ورسانه های حکومتی هم استبداد رابزک کردند وبه  اسم دموکراسی به سلطنت نشاندند.

,

و تاامروز مواجحه ماباغربزدگی وغربزدگان ادامه دارد.شعار تک صدایی یعنی استبداد٬دانستن حق مردم است٬ویا جریان آزاد اطلاعات حق مردم است شعارهایی بود که تنها لیبرالهای وطنی بعدازانقلاب سردادند و بعدها بر پلاکاردها وایام انتخابات معنی پیدامیکرد وبعد باید صدای هرکسی را که لیبرالی فکر نمیکرد در نطفه خفه کنند!

,

استبداد روشنفکری واستبداد رسانه ای حاصل ازآن به تعبیر جلال یک مسئله کوچک نبود.یک مسئله تاریخی بود که قبل ازشیخ به شکلی وبعد از او به شکلهای دیگری خود را نشان داد. و از دل همین روشنفکر بازی رضا پهلوی بیرون آمد که مدرس را شهید کرد وباز شاهد شهادت حقیقت بودیم.

,

همان طیف درگذر زمان  شعار توسعه سیاسی را سردادند اما امروزازیک خبر دریک کانال تلگرامی عنان خود راازدست میدهند وشعار مبارزه با واپس گرایی سرمیدهند درحالیکه نمیدانند خود مروجان دگماتیسم اند!

,

استبداد مدرن در تاریخ روشنفکری

,

کارکرد چندگانه رسانه ها و وارونه و ترجمه ای فهمیدن مدرنیته وتوسعه درایران عاملی شد که اولا نوعی استبداد مدرن در تاریخ روشنفکری به وجود بیاید که چون دن کیشوت سروانتس با تفکری مالیخولیایی خود راملزم به مبارزه با شوالیه های رویایی استبداد بدانند ثانیا نه مدرنیته بلکه شبه مدرنیته راشاهد باشیم و برنامه های توسعه ازمدل ژاپن وچین ومالزی به توسعه ای بدل شوند که ساختارهای تاریخی فرهنگی را هضم کند وهویت اجتماعی وارزشها راببلعد وازدیگر سو به جای رشد تفکر به ضد توسعه بدل شود. واین یعنی انسداد سیاسی!

,

این وضعیت برای این جریان وکارکرد رسانه ای اش نه تنها درطول تاریخ به حیات خود چون یک ویروس پرداخته بلکه درجغرافیای تاریخی وفرهنگی سیاسی ایران توزیع شده وازسطح کلان ملی تا منطقه ای وشهری رافراگرفته چراکه فهم کاریکاتوری از مدرنیته وتوسعه ومولفه های آن ترجمه ای ٬آنهم نه از جنس زبانشناختی بلکه از منظر جو زدگی تاریخی وبه اصطلاح جلال غربزدگی فهمیده شده که منتج به استحاله تاریخی درغرب میشود.

,

این جریان رامیتوان به سطح منطقه ای وحتی شهری ترسیم نمود.استفاده ازظرفیت داخلی وبرنامه ریزی شهری وفرهنگی می تواند در ایجاد توسعه وتوسعه پایدار  موثرباشد تا شاهد تحقق اهداف ضد توسعه نباشیم.شهرهای کوچک باوجود امکان تاریخی که دارند باتحدیدها وتهدیدهای تاریخی مواجه اند که امکان ظهور وبروز برخی ظرفیتها را بااماو اگر مواجه میکند.

,

به عنوان مثال روستاها وشهرهایی چون زیارت ٬پیته نو ٬سورم سرا وبالاجاده وحتی شهری چون سرخنکلاته که نزدیک جلین است با پژوهشهای پژوهشگران برای مردم بومی شناخته شدند وگذشته آنها ازغبار فراموشی بیرون آمده اما شهر جلین با وجود داشتن چهره های استانی وکشوری درحوزه های ورزشی ٬علمی ٬کشاورزی ٬سیاسی ٬فرهنگی وپزشکی و....تاکنون تلاش درخوری برای جغرافیای تاریخی خود-مونوگرافی-یا شهرنامه نویسی وفولکلوریک صورت نداده است.

,

جریان ضد توسعه در جلین

,

ممکن است برخی این مسئله رانادیده بگیرند وحتی ازطرح آن امتناع بورزند امااین اصل مسئله راپاک نمیکند.  چرا؟

,

چرا جلین با وجود خیل عظیمی از تحصیلکردگان و افراد تاثیرگذار تاکنون پژوهشی درخور درباب تاریخ ویافرهنگ عامه-فولکلوریک-انجام نداده است؟!

,

پاسخ تاحدودی روشن است!وجود جریان ضد توسعه که البته نمیتوان ان رابه یک جریان سیاسی منتسب کرد وحقیقتا بیشتر باید درساختار اجتماعی دید.با این تفاسیر بعدازانقلاب بودند علاقه مندانی که تلاش کردند کارهایی رابه نتیجه برسانند واقداماتی راهم دراین راستا انجام دادند.

,

تا جاییکه حقیر مطلع است کسانی چون عباس صابر درحوزه سروسامان دادن به تعزیه خوانی٬آشنایی با سینما که ازمولفات عصرجدید است (با اوردن اپارات)و جمع آوری برخی مطالب درباب فرهنگ عامه ودوستانی چون عباس عرب٬اصغرجلینی٬احمد پایبن محلی و...تلاشهایی انجام دادند که ازثمره آن بی اطلاع هستیم.دراینجابه کارهای شفاهی نمیتوان استناد کرد چون خروجی تاریخی درسطح اجتماعی که مانایی و پایایی داشته باشد ندارد وفاقد استناد اند .

,

اما نباید و نمیتوان منکر زحمات کسانی بود که به هر طریق به انسان سازی وتربیت نیرو وتوسعه عمران وآبادی وکشاورزی این شهربودند.چه درمدرسه٬چه دربسیج ٬چه درمساجد وچه در شورا ودهیاری بزرگانی بودند که چراغ راه شدند‌.

,

با این حال یکی ازاولین کوششهای درخور فرهنگی درجلین راه اندازی گروه های قرآن خوانی بود که درجای خود کارکرد اجتماعیش قابل بررسی است.بعدازاین حرکتها به جاست که از کوشش وجوشش  به صورت فردی وجمعی در جلین توسط حسین پایین محلی یاد کرد.

,

اقدامات فرهنگی حسین پایین محلی در جلین

,

پایین محلی درسالهای هفتاد ونه وهشتاد کتابخانه بسیج را راه اندازی کرد وبعد درکنار حاج حسن مدرس زاده انجمن شعر مهرجلین را تاسیس کرد که در آن شاعران جوان به شعرخوانی می پرداختند.

,

بعد از یکسال فعالیت اولین مجموعه شعری باعنوان «جوانه ها»راچاپ کرد که گزیده ای از شعرشاعران جوان چون:حسن مدرس زاده٬محمد شهامت٬عباس مردمومن٬علی عرب مفرد ٬سید جعفرمیربهبهانی٬رمضانعلی مدرس زاده و حسین پایین محلی بود.

,

دومین مجموعه شعری باعنوان «ترنم باران»باوجود صفحه آرایی هرگزچاپ نشد چون باعدم تمکن مالی روبروشد.

,

راه اندازی دفتردانش باهمکاری رمضانعلی پایین محلی دومین کار وفعالیت پایین محلی بود که به دلیل وجود جریان ضد توسعه عملا باتنگناهایی مواجه گردید که امکان شکوفاسازی  را با اماواگرهایی مواجه کردبررسی زندگینامه شهدای جلین وتاریخ جلین کوششهای ناتمامی بود که بعداتوسط وی صورت گرفت اما هنوز ازنتیجه آن اطلاعی نداریم.

,

همکاری در چاپ کتاب زندگی نامه شهدای سرداران راستان که بخشی به  زندگینامه سردار علی اکبرعرب بود به وی سپرده شد که باهمکاری خانم ایزد به نتیجه رسید.این کتاب   دردسترس علاقه مندان است.برای فعالیتها میتوان به کارشدن وچاپ حدود دویست مقاله درنشریات وسایتهای استانی وکشوری ومعرفی کتاب دررادیو بابرنانه گلستانه راافزود.

,

بیشک خواننده گرامی تایید میکند که کتابخوانی وچاپ کتاب یکی ازشاخصه های مهم در توسعه است که درارزیابی فرهنگی میزان توسعه یافتگی را تعیین میکند چنانکه درسال گذشته شهرستان گنبد به عنوان یکی ازسه پایتخت کتاب کشورانتخاب شد‌.

,

روند رو به رشد فرهنگی طی یک دهه گذشته

,

شهرجلین نیز در یک دهه گذشته تاکنون روند روبه رشدی را درکارنامه خود ثبت کرده است چنانکه راه اندازی کتابخانه وچاپ چند اثر از شخصیتهای فرهنگی وحتی جوانترها را میتوان افزود.

,

کتاب نگرشی به قرآن کریم و کتاب جوانان ونیازهای اجتماعی   ازاستاد رسول ایزدوسه کتاب ازاستاد محمدرضاایزد درموضوعات نهج البلاغه وآیت ا...نایینی وانقلاب اسلامی وکتاب(.....)ازخانم تازیکی با موضوع رمان وتهیه چند جزوه از شخصیتهایی که درحوزه فرهنگی فعال اند نمونه هایی ازکوششهای قابل ستایش در دهه کنونی است که نباید ازان غافل شد.حقیرنیز کتابی باموضوع...وعنوان.....نوشته که دردست چاپ است.

,

لازم به یاداوری است که ممکن است بزرگانی به چاپ کتاب ومقاله پرداخته باشند که ذکریکایک آنان درحوصله خواننده گرامی نباشد واین خود فرصتی مبسوط میطلبد با این وجود حقیر نیز ازوسع چندانی که برخی خوانندگان انتظاردارند برخوردارنیست لذا اگر اسم نویسنده و یا پژوهشگری ازصاحب قلم دراین نوشتار گنجانده نشده پیشاپیش عذرخواهی میکند.

,

به بحث اصلی بازمیگردیم تا ما نیز به مانند نویسنده مقاله«نیم قرن جریان شناسی فرهنگی سیاسی جلین...»متهم به سطحی نگری و پراکنده گویی واحیانا تحریف وتهمت ودروغ  نشویم!

,

عمدتا تا دودهه پیش تاریخنگاران درباب تاریخ کشور ویا منطقه خود شامل استان دست به قلم میشدند واز دودهه پیش تلاشهای فکری وفرهنگی(ازمقاله ٬عکس ٬کتاب ٬مستند ٬همایش و....فصلنامه و...)زیادی درباب زیست بوم یا مناطق کوچکترازاستان شامل شهرستان٬شهر ویاحتی روستا صورت گرفته است.

,

به عبارتی کلی نویسی و نگاه تاریخی کلان جای خود را به جزئیات ومنطقه گرایی و بوم شناسی داده و این خود معلول چند علت هست که میتوان آن را ریشه در عوامل علمی٬ سیاسی٬ اجتماعی ٬فرهنگی٬ اقتصادی و...دانست.

,

حرکت از کلیات وکلان نگری به جزیی گویی و مصداق یابی

,

ازعوامل علمی میتوان حرکت از کلیات وکلان نگری به جزیی گویی ومصداق یابی و ارزیابی کرد٬همچنین ازدیاد دانشجو وانتخاب پایان نامه برای موضوعات دانشگاهی وآکادمیک٬ازعوامل سیاسی میتوان به جایگزینی نگاه ناسیونالیسم ولایتی به جای ناسیونالیسم نام برد که نگاه خرده فرهنگ نژادی جای وطن گرایی راگرفته٬ازمنظراجتماعی ایجاد توسعه که امروزه اولویت همه می باشد وبحث اصلی ماهم حول آن خواهد بود٬ازمنظرفرهنگی شناخت خود واحیای برخی مراسمها ومناسبتها ونوعی تبارشناسی و نهایتا ازمنظراقتصادی باهدف جذب توریست وایجاد رشد اقتصادی و...‌عوامل دیگر که ذکریکایک آنها فرصتی دیگر میطلبد واز حوصله این نوشتاربیرون است‌دراستان گلستان (که قبلابخش از استان مازندران بود)از دویست سال پیش تاقبل از انقلاب برخی شخصیتها درباب تاریخ منطقه ما دست به قلم بردند.

,

ازسفیرانگلیس رابینو که به نوعی مستشرق بود تا نویسندگان بومی وکسانی چون ذبیح ا...مسیحی که پدر گرگان شناسی نام گرفت. بعدازانقلاب تاریخ منطقه وبه خصوص گلستان با اسم استاد معطوفی گره خورد و پیوند ناگسستنی ایجاد کرد.

,

دردهه کنونی نویسندگان بسیاری ازشهرستانها برخواستند وبه مونوگرافی شهرستان٬شهر ویاحتی روستای خود پرداختند.البته استاد معطوفی نیز بیکار ننشست وموضوعات تازه ای انتخاب وبه صورت کتاب منتشرکرد وپدر فرهنگ وتمدن منطقه عنوان برازنده ای است که ایشان به حق ازآن خود کردند.

,

در ده سال اخیر شناخت شناسی بومی وتاریخنگاری منطقه ای نه تنهادراستان ما بلکه درکشور بنا بر دلایلی که عنوان شد رونق یافته و در استان ما نیز کسانی از اهل قلم بنابر علائق وعرق خود به تاریخ نگاری ومنوگرافی موطن خود پرداختند.

,

قربانعلی جعفری با کتاب جغرافیای تاریخی کردکوی درکردکوی آغازگر این راه شد و بنیاد کردکوی شناسی راه اندازی کرد‌.اکنون دومین کتاب ایشان در باب مونوگرافی(جغرافیای تاریخی) منطقه هزارجریب چاپ شده است.

,

محمد زمان رضایی با چاپ کتاب پیته نو برای اولین بار به معرفی پیته نو پرداخت.

,

محمد انصار با سه کتاب درحوزه گلستان شناسی  به عنوان یکی از پژوهشگرانی شناخته شده که با نوشتن ده ها مقاله درباب شخصیتهای بزرگ وتاریخی گرگان به عنوان یک محقق درحوزه گلستان شناسی وگرگان شناسی معرف حضور هم استانیهای ماشده.

,

بیشک نویسندگان بیشتری دراین حوزه هستند وبعداز این خواهند بود که در ایجاد شناخت استان ومنطقه وحتی شهرو روستاهای خود مارایاری میکنند.استان گلستان امروز باهمت این نویسندگان موسسه میرداماد وبنیاد گلستان شناسی را راه اندازی کردند که فصلنامه ای راهم باعنوان استرآبادچاپ میکنند .بااین اوصاف چرا شهری به مانند جلین تاکنون اقدامی درزمینه شناخت خود باهر علتی که ذکر شد-علمی٬اجتماعی٬فرهنگی٬اقتصادی و..‌-انجام نداده است؟!

,

وتاکنون چه اقداماتی توسط اهل قلم دراین شهر صورت گرفته!؟همانطور که در سطور قبل ذکر گردید نگاه توسعه ای در بین فعالین وافراد تاثیرگذار این شهر ازقبل ازانقلاب که روستایی کوچک بود تا یک دهه پیش وجود نداشت.واگر بینشی هم بود بیشتر فردی وسیاسی بود که انهم به خارج ازجلین معطوف بود.

,

بعداز شهر شدن نیز به جای ایجاد نگاه توسعه ای نگاه ضد توسعه ای شکل گرفت!

,

این نگاه ضد توسعه ای چندی پیش حملات وهجمه بسیاری برعلیه کانال خبری بیست وسی جلین که- به مدیریت انقلابی مهدی پایین محلی -  به دلیل اطلاع رسانی مورد آماج این جریان قرارگرفت.

,

جالب اینجاست که ده ها مسئله مهم در شهر بود مه مورد سانسور این جریان قرارگرفت.البته درسطور قبل به اقدامات اجرایی وعملیاتی بعضی در مکانها و زمانها و مناسبتها وموضوعات اشاره شد اما کارعلمی ومکتوب و تئوری که مدون باشد و خروجی داشته باشد میسر نشد.

,

درسالهای اخیر  تلاشهایی برای شکل گیری بنیاد نخبگان و یا برگزاری چهره های ماندگار شکل گرفت که به سرانجام نرسید واکنون  عزمی برای یک کارجمعی به شکلی که انتظارمی رود مشاهده نمیکنیم اما این به معنای آن نیست که کاری نشده و یا نمیشود.

,

بعدازانقلاب از نسل اول انقلاب استاد محمد رضا ایزد از مقاله نویسان حرفه ای دراستان بود که البته درچند سال اخیر به کار پژوهشی دست زده اند وچند کتاب نیز چاپ کردند  و درکتاب اشکان فروتن که در باب مونوگرافی منطقه نوشته در بخش مربوط به جلین اسم ایشان را آورده-که در این نوشتاربه آن اشارت رفت-واحتمالا این روند را ادامه خواهند داد.

,

از نسل جدید هم حسین پایین محلی درحوزه فلسفه (غرب شناسی)وادبیات ازابتدای دهه هستاد باگلشن مهر به جرگه نویسندگان حرفه ای راه پیدا کرد واکنون به مدت یکسال مقالاتی درباب جلین در رسانه های استان -سایتهای خبری-کار کرده است.

,

پایین محلی بعداز تجربه هایی چون راه اندازی انجمن شعر ودفتر دانش وچاپ دوکتاب  وبرنامه معرفی کتاب در رادیو وتلوزیون چند مقاله در همایشهای استانی وکشوری ارائه کرد که رتبه اول را برای چندین بار ازآن خود کرد.

,

اولین مقاله او که درسال هشتاد وپنج درهمایش استانی رتبه اول را از آن خود کرد مقاله ای سی صفحه ای بود که درحوزه فلسفه سیاسی تطبیقی باعنوان«رویکردی به تساهل و تسامح دراسلام ولیبرالیزم بانگاهی به سیره سیاسی اجتماعی پیامبر اعظم(ص)»بود که نشان از نگاه کلان و کلی نگرانه وانتقادی او به اندیشه مدرن بود‌.

,

دومین مقاله او که در همایش نشریات دانشجویی سراسر کشور رتبه دوم را دراصفهان به خود اختصاص داد باعنوان«نقش امنیت واگاهی در ظهور وکنترل اسیبهای اجتماعی» بود که به تبیین وتحلیل برخی انگاره های جامعه شناختی دران زمینه پرداخت.درهمین سالهابود که به قول خود تعدادی از نویسندگان جلین رابه دفترنشریه کیمیای گلستان برد وگعده فکری راه انداخت.

,

بااین حال  تا امسال مطلب درخوری درباب جلین شناسی ویا باموضوعیت جلین از وی کارنشد.اماامسال حدود چهار مقاله باعناوینی چون «جلین وتوسعه فرهنگی»٬«جلین وانتخابات شورای شهر »٬جلین وبر گزاری مراسمات استانی»٬ونهایتا مقاله مطول وپر مخاطب « نیم قرن جریان شناسی فرهنگی سیاسی شهرجلین...»در سایت استانی عدالت خواهان وگلستان ما کارشد که با حاشیه هم مواجه بود.

,

باتوجه به آنچه دراین نوشتار درباب اهمیت تاریخنگاری بومی ومحلی-با فولکلوریک وشهرنامه نویسی وازاین قبیل ‌.‌- وارزش این مقوله یاد کردیم مقاله آخر آقای پایین محلی میتواند محور بحثمان باشد وبانگاه حدااقلی آن را آغازی بر تحقیقات جلین شناسی تلقی کرد اگر چه به زعم نویسنده مقاله کامل وجامع نیست ونقاط مبهم  دارد که ازیک مقاله نباید انتظار شق القمرداشت.نگارنده مقاله « نیم قرن جریان شناسی فرهنگی سیاسی...»

,

خود چندین بار براین نکته اشاره کرده که وجیزه مذکور تنها سرآغازیست که نباید آن را حرف آخر تصور کرد وتصدیق میکند که این راه نیازمند کارهای پژوهشگری بسیاری دارد که از توان یک مقاله ویک فرد بیرون است بااینحال این مقاله رامیتوان نوعی خط شکنی تلقی کرد که به مطالعات درزمینه جلین شناسی منتج شود.

,

خودسانسوری

,

به زعم حقیر ایکاش  در مقاله مذکور به حضور نیروهای روس درجنگ جهانی اشاره میکرد که برای اولین بار روسها بذر گوجه فرنگی را آوردند ودرکنار روستای جلین به کشاورزی مشغول شدند.ویا درباب حفرقناتها ومدیریت آب وکشت پنبه و...البته نویسنده مقاله درپایان موضوعاتی رامطرح کرده که ضرورت پرداختن به آنها مهم است و باتوجه به موضوعیت مقاله نباید ازمسیر مشخص شده بیرون می رفت بااینحال درمقاله مذکور به جای تحریف تاریخی شاهد سانسور تاریخی هستیم که نویسنده بنابر ملاحظات اخلاقی دست به خود سانسوری زده.

,

ازجمله خود سانسوری میتوان به رفتارشناسی وتیپولوژی برخی در قبل  وبعد از سالهای اولیه انقلاب اسلامی ذکر کرد که برخلاف آنچه برخی از منتقدان آن راتحریف تاریخی خواندند راقم این سطور آن را سانسور تاریخی بنابر ملاحظات اخلاقی می داند.به عنوان مثال در سفری که شهید رجایی به مشهد داشت عده ای که کاملا خط وربط سیاسی آنها مشخص بود جلوی ماشین راگرفتند وعکسهای بنی صدر راچسباندند‌!

,

شاید شمار شاهدان عینی این ماجرا بیش از چند صد نفرباشند اما نویسنده بنابرملاحظات اخلاقی از ذکر آن امتناع ورزید بااینحال مورد هجمه همان طیف قرار گرفت!سخن به درازا نمیکشانیم واین نوشتار را با طرح یک سوال به پایان میبریم.

,

حسین پایین محلی دل درادبیات دارد وسر درفلسفه ویک پا درعلوم اجتماعی ویک پا درسیاست واکنون در دستانش برگه های جلین شناسی وتحقیقات محلی است.

,

درآخرین گفتگویمان از نگارش چهار مقاله دیگر درباب جلین باعناوینی چون جلین وتوسعه شهری٬جلین وبرنامه ریزی فرهنگی٬جلین وبرنامه ریزی شهری و تاملی در برخی اصطلاحات وبازیها(فولکلوریک)٬خبرداد.

,

واما پرسش!آیا پرداختن به جلین و آغاز جلین شناسی بخشی از پروژه فکری قلمداد می شود ویا میتوان آن را نوعی گشت محسوب کرد؟!اتخاذ این رویکرد باید در نوع جهت گیری فکری نویسنده معلوم شود چراکه آغاز جلین شناسی-مطالعات محلی که به تاریخ محلی ومطالعات فرهنگ عامه مربوط است-باید از مسایل کنونی که درجلین عارض است ونگارنده درچند مقاله به آن پرداخته است متفاوت است وباید منفک شود.

,

امیدواریم جلین شناسی به مانند بسیاری ازمطالعات محلی چون گرگان شناسی٬بندرگز شناسی٬کردکوی شناسی وحتی برخی کارها درباب روستاهایی چون پیته نو یک حلقه مطالعاتی یا کارگروه وبنیاد شکل بگیرد وشاهد خروجی مورد انتظار باشیم.

,

امروز چه بخواهیم وچه نخواهیم حسین پایین محلی با نگارش مقاله«نیم قرن جریان شناسی....»به عنوان آغازگر وبنیان گذار یک حرکت در این شهر شناخته میشود که ممکن است به مذاق عده ای هم خوش نیاید امادراین بازار پرادعا واین حوزه حساس که باکمبود منابع مکتوب وموثق مواجه ایم باید شهامت علمی وشجاعت اخلاقی راداراباشیم تادراین گود پابگذاریم واگر عده ای باهر نیتی به نقدهای غیرمنصفانه روی آوردند هم باکی نیست وباید گفت که آغاز این راه قرعه به نام ایشان افتاده وبه قول شاعر :

,

 

,

بشکستت اگر دل من به فدای چشم مستت / سرخم می سلامت٬شکند اگر سبویی!!!

,

انتهای پیام /

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه