سردرگمی ترامپ در چگونکی مقابله با قدرت ایران
خط مشی رییس جمهور جدید ایالات متحده آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران ناشی از عدم شناخت و آگاهی کافی وی در عرصه سیاسی است. گرچه وی سعی دارد تا در برخورد با ایران به عنوان یک چالش برای آمریکا، مواضعی سختگیرانه و افراطی در پیش گیرد اما در آیندهای نه چندان دور مجبور خواهد شد در این سیاستها بازنگری کند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا و به نقل از لرسو؛ دونالد ترامپ در نخستین سخنرانی خود در کاخ سفید با تغییر رویکرد قبلی خود که بر پاره کردن برجام تأکید کرده بود، بازنگری در مفاد برجام را مطرح کرد. رییس جمهور جدید آمریکا در این سخنرانی بر استقرار سامانه موشکی علیه ایران و نیز ممنوعیت صدور روادید برای ایرانیان تأکید کرده که نشان از اقدامات آشکار ضد ایرانی در هفته نخست کاری وی داشت.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, لرسو, دونالد ترامپ در نخستین سخنرانی خود در کاخ سفید با تغییر رویکرد قبلی خود که بر پاره کردن برجام تأکید کرده بود، بازنگری در مفاد برجام را مطرح کرد. رییس جمهور جدید آمریکا در این سخنرانی بر استقرار سامانه موشکی علیه ایران و نیز ممنوعیت صدور روادید برای ایرانیان تأکید کرده که نشان از اقدامات آشکار ضد ایرانی در هفته نخست کاری وی داشت.,آنچه در رفتار رییس جمهور آمریکا نمود بیشتری پیدا کرده، تأکید بر بازسازی اقتصاد درونی آمریکا است. ترامپ در صدد است تا سیستم اقتصاد صد ساله آمریکا را که بر مبنای تجارت لیبرال است، به سمت تجارت داخلی و درونگرا هدایت کند. در این راستا حتی در برخی معاهدات منطقهای بر بازنگری نسبت به مفاد این قراردادها تأکید دارد. ترامپ برای رسیدن به منویات خود سعی دارد تا شرکای آمریکا که دارای منفعتهای اقتصادی هستند را حفظ نماید. وی از هزینههایی که ناتو بر کشور آمریکا انتقاد کرده و گفته است که ناتو باید خودش بیشتر هزینههایش را پرداخت نماید.
,رییس جمهور آمریکا برجام را یک خسارت مالی برای آمریکا میداند و همین امر باعث شد تا مواضعی ضد برجام داشته باشد تا جایی که اعلام کرد برجام را پاره خواهد کرد که با موضعگیری و پاسخ قاطع مقام معظم رهبری مبنی بر آتش زدن برجام روبرو شد. کشورهای عضو اتحادیه اروپا و همپیمانان در 5+1 بر حسن اجرای برجام توسط ایران تأکید داشتند و نهایتاً ترامپ مجبور به عقبنشینی از مواضع تند در این موضوع شد.
,رفتار و گفتارهای متناقض ترامپ از همان اوایل ورود به عرصه انتخاباتی نمود پیدا کرد. ترامپ در سخنانی در تبلیغات انتخاباتی گفته بود در صورت رسیدن به کاخ سفید سیاست خارجی، آمریکا را بر محور تکقطبی بودن این کشور در جهان پایهریزی خواهد کرد. وی گفته بود که آمریکا در سراسر جهان نسبت به هدفهای دفاعی خود متعهد است اما در عین حال از کشورهای جهان میخواهد نسبت به عملیات نظامی هزینههای بیشتری پرداخت کنند! این گفتارهای متناقض، واکنش وزیر خارجه آلمان را در پی داشت. اشتان مایر با موضعگیری نسبت به سخنان ترامپ، گفته بود: «حرفهای ترامپ هیچ هماهنگی با هم ندارد. وی اعتقاد دارد آمریکا باید با کشورها متحد باشد و از طرف دیگر بر تک قطبی یا دو قطبی بودن در جهان حرف می زند!»
,تناقضات رفتاری و گفتاری ترامپ نشان از عدم ثبات وی در موضعگیریهای سیاسی در سطح بینالمللی دارد. وی یکی از موضوعات اصلی و چالشهای آمریکا را کشور چین و اقتصاد این کشور میداند و در صدد محدود کردن چین به هر نحو ممکن است. رییس جمهور جدید آمریکا در این رابطه تأکید کرده بود که اگر حتی لازم باشد حادثهای مشابه جنگ جهانی و حمله به ژاپن و وقایعی همچون پرلهاربر روی خواهد داد. در نبرد پرلهاربر، هواپیماهای جنگنده ژاپن حملهای ناگهانی را به پایگاه دریایی آمریکا در پرلهاربر صورت میدهند. این حمله در بامداد روز یکشنبه، هفتم دسامبر سال ۱۹۴۱ میلادی بود که موجب ورود ایالات متحده به جنگ جهانی دوم شد. ترامپ، چین را به وقوع چنین پیشامدهایی تهدید کرده و حتی با برقرار کردن مناسبات با تایوان، از این منطقه به عنوان ابزاری برای مقابله با چین استفاده میکند. اما همزمان میبینیم که خروج آمریکا از پیمان ترانس پاسیفیک را کلید میزند! پیمان ترانسپاسیفیک با هدف یکسانسازی استانداردهای تجاری بین آمریکا و ۱۱ کشور حاشیه اقیانوس آرام، از جمله ژاپن، مالزی، ویتنام، برونئی، استرالیا، سنگاپور، نیوزیلند، کانادا، آمریکا، پرو، مکزیک و شیلی در سال ۲۰۱۵ میلادی نهایی شد تا به این ترتیب افزایش سطح مبادلات اقتصادی در پویاترین منطقه جهان، آغازگر فصل جدیدی در سیاستگذاری کاخ سفید نسبت به آسیا–پاسیفیک باشد. تأکید ترامپ بر خروج آمریکا از این پیمان در تناقضی آشکار با مواضع وی علیه چین است.
,مواضع متناقض و بعضاً خشن رییس جمهور آمریکا موجب شده تا مردم آمریکا و برخی کشورهای اروپایی، اینگونه رفتارها را برنتابند و علیه ترامپ به خیابانها بریزند.
,خط مشی ترامپ علیه ایران، همان سیاستهایی است که از قبل توسط رؤسای جمهوری آمریکا در دورههای مختلف دنبال میشد. اما تفاوتی که وی در برخورد با این رویکردها مد نظر دارد، پرداختن به اولویتها از نظر اهم و مهم برای کشور آمریکاست. همانگونه که گفته شد، وی سعی دارد که اقتصاد آمریکا را سامان دهد و پرداختن به شکستن ساختار منظومه قدرت جمهوری اسلامی ایران (به خیال واهی خود!) و چالشهایی همچون سوریه که در منطقه برای آمریکا بوجود آمده را در اولویتهای بعدی خود قرار داده است.
,نکتهای که نباید از آن غافل شد این است که ترامپ، درک نادرستی که سیاستمداران آمریکایی مبنی بر اثرگذار بودن تحریمها علیه جمهوری اسلامی ایران بدان رسیدهاند را دنبال خواهد میکند و در این راه، لابیهای صهیونیستی وی را همراهی خواهند کرد. اینگونه مواضع ضد ایرانی آمریکا، آشکارتر شدن تأکیدات دلسوزان نظام اسلامی مبنی بر غیرقابل اعتماد بودن آمریکا است چرا که اگر بر فرض محال رییس جمهور آمریکا بخواهد با کشور ایران مناسبات منصفانهای داشته باشد، فشار لابیهای صهیونیستی همچون لابی آیپک AIPAC»» که شاهرگ اصلی سیاستگذاریهای آمریکا از گذشته تا به حال بوده، این اجازه را به او نخواهد داد.
,ایجاد محدودیت برای ایرانیان در سیستم مالی آمریکا، یکی از مفاد طرح جدید تحریمها علیه ایران از سوی دولت ترامپ میباشد. این موضع در تعارض با گشایشهای مالی ایران و در تضاد با مفاد برجام است که البته محدودیت ایران از سوی ایالات متحده خیلی هم دور از نظر نبود چرا که قدرت گرفتن جمهوری اسلامی ایران در منطقه و قدرت نفوذ تفکرات و ایدئولوژیهای انقلاب اسلامی در سایر کشورها، موجب نگرانی سیاستمداران کاخ سفید شده است و همین امر تلاش رییس جمهور آمریکا برای شکلدهی موج جدیدی از اسلامستیزی و ایرانهراسی در جهان و منطقه را در پی داشته است.
,اصولاً آنچه نگرانی سیاستمداران آمریکایی که وابسته مستقیم به لابیهای صهیونیستی هستند را موجب شده، صرفاً گسترش ایدئولوژی انقلاب اسلامی است چرا که گسترش ایدئولوژی استکبارستیز انقلاب اسلامی، منافع جبهه استکباری را در جهان تهدید میکند و همین امر موجب شده تا مواضع ضد ایرانی و ضد اسلامی در رفتار ترامپ، نمود بیشتر به خود داشته باشد.
,خط مشی رییس جمهور جدید ایالات متحده آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران ناشی از عدم شناخت و آگاهی کافی وی در عرصه سیاسی است. گرچه وی سعی دارد تا در برخورد با ایران به عنوان یک چالش برای آمریکا، مواضعی سختگیرانه و افراطی در پیش گیرد اما با گذر زمان و آگاهی از قدرت بلامنازع منطقهای ایران اسلامی، در آیندهای نه چندان دور مجبور خواهد شد در این سیاستها بازنگری صورت دهد و از بسیاری از گفتههای خود عقبنشینی نماید تا این بار نیز، این اقتدار نظامی و قدرت ایدئولوژی انقلاب اسلامی باشد که بر سیاستهای استکباری آمریکا و همپیمانانش غلبه نماید.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه