بهانه های تمام نشدنی کومله برای رهایی یک اسیر

بهانه های تمام نشدنی کومله برای رهایی یک اسیر
باز هم مقداری پول تهیه کردیم و یک قبضه اسلحه ژ3 خریداری کردیم و به نیروهای ضد انقلاب تحویل دادیم. اما نیروهای ضد انقلاب به همسر شهید اسماعیل اسماعیل زاده گفته بودند: شما بروید، بعداً همسرتان را آزاد می کنیم.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ یکی از بازماندگان سازمان پیشمرگان مسلمان کرد در گفت و گو با خبرنگار پیشمرگ روح الله گفت: من با خانواده شهید اسماعیل اسماعیل زاده نسبت فامیلی داشتم و به همین دلیل در جریان پیگیری های وضعیت این شهید گرانقدر در زمان اسارتشان بودم.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پیشمرگ روح الله,

 

,

یک بار نیروهای کومله به خانواده شهید اسماعیل زاده پیغام داده بودند، اگر مبلغ 40 هزار تومان به عنوان غرامت به حزب کومله پرداخت نمایید، اسماعیل اسماعیل زاده را آزاد می کنیم. همسر شهید اسماعیل به هر دری زد تا بالاخره این مبلغ را جور کرد و به مسئولین حزب کومله داد. ولی آن ها گفته بودند باید یک قبضه اسلحه هم تحویل حزب دهید تا سرکار اسماعیل زاده را آزاد کنیم. همسر شهید اسماعیل زاده هم در پاسخ گفته بود: من یک زن تنها هستم و نمی توانم در این شهر برای شما اسلحه تهیه کنم. ولی مرغ گروهک های ضد انقلاب یک پا داشت ـ من در روزهای ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی در کمیته انقلاب سنندج فعالیت می کردم و به همین دلیل توسط نیروهای ضد انقلاب شناسایی شده بودم؛ به همین خاطر نمی توانستم به صورت مستقیم با آن ها مذاکره کنم و مجبور بودم به صورت مخفیانه پیگیر قضیه باشم ـ .

,

 

,

من در زمانی که در کمیته انقلاب فعالیت می کردم، شخصی را می شناختم که در سنندج اسلحه فروشی داشت و اسلحه و مهمات نیروهای انقلابی شهر سنندج را تأمین می کرد ـ این شخص بعدها به جرم فروش اسلحه به نیروهای انقلابی شهر سنندج، توسط نیروهای ضد انقلاب به شهادت رسید ـ . به همسر شهید اسماعیل زاده پیشنهاد دادم، یک قبضه اسلحه از آن شخص خریداری می کنم و شما زحمت بکشید و اسلحه را به گروهکی ها بدهید، شاید بهانه اشان تمام شود و همسرتان را آزاد کنند.

,

 

,

به هر سختی بود یک قبضه کلت کمری خریداری کردیم و به نیروهای کومله تحویل دادیم. نیروهای کومله به همسر شهید اسماعیل زاده گفته بودند: این چیست که برای ما آورده ای؟ ما اسلحه ژ3 از تو خواسته بودیم. نیروهای ضد انقلاب باز هم از آزاد کردن سرکار اسماعیل زاده طفره رفته بودند و به قولشان عمل نکرده بودند.

,

 

,

همسر شهید اسماعیل زاده قسم خورده بود که این کلت را هم به سختی تهیه کرده ام. نیروهای ضد انقلاب گفته بودند: اسلحه ژ3 همسرت که همیشه در محل کار همراهش بود را برای ما بیاور ـ شهید اسماعیل زاده هر وقت می خواست به خانه اش مراجعه کند، بدون اسلحه به خانه می آمد و شبی که در خانه اش به اسارت نیروهای ضد انقلاب در آمد اسلحه ای در اختیار نداشت تا از خودش دفاع کند ـ .

,

 

,

باز هم مقداری پول تهیه کردیم و یک قبضه اسلحه ژ3 خریداری کردیم و به نیروهای ضد انقلاب تحویل دادیم. اما نیروهای ضد انقلاب به همسر شهید اسماعیل زاده گفته بودند: شما بروید، بعداً همسرتان را آزاد می کنیم.

,

 

,

بعد از مدتی خبر رسید که نیروهای کومله، اسرا را به روستای کیلانه منتقل کرده اند. همسر شهید اسماعیل زاده به همراه چند نفر از آشنایانش برای پیگیری وضعیت همسرش باز هم راهی روستای کیلانه شده بود. اما نیروهای ضد انقلاب باز هم درخواست مبلغ 50 هزار تومان پول و دو قبضه اسلحه کرده بودند.

,

 

,

(ساختمان کمیته مرکزی نیروهای کومله در خیابان شهدا استقرار داشت و بعد از پاکسازی شهر سنندج، به محل کمیته مراجعه کردیم. دو اتاق مخصوص شکنجه نیروهای انقلابی بود که به شدت بوی خون می داد. نیروهای ضد انقلاب به اندازه ای در آن مکان جنایت کرده بودند که با هر موادی کف و دیوارهای اتاق ها را می شستیم، رنگ و بوی خون اتاق ها از بین نمی رفت. در نهایت مجبور شدیم، کف و دیوارهای اتاق ها را بکنیم و یک بار دیگر کف و دیوارها را پوشش دهیم. آن روزها به دلیل شدت بحران و اهمیت پاکسازی کردستان کسی به این موضوع فکر نمی کرد که با نمونه برداری از آثار به جا مانده در اتاق شاید بتوان مشخصات افرادی که توسط نیروهای ضد انقلاب شکنجه شده اند، اطلاعات مناسبی کسب کرد).

,

 

,

تهیه این مبلغ پول در آن شرایط در توان کسی نبود و مبلغ 40 هزار تومان سری قبل نیز به سختی تهیه شده بود. در روزهای اشغال کردستان توسط نیروهای ضدانقلاب، مردم به نان شبشان محتاج بودند؛ آن وقت نیروهای ضد انقلاب برای آزادی یک اسیر هر روز یک بهانه جدید می تراشیدند.

,

 

,

اما همسر فداکار شهید اسماعیل زاده برای پیگیری وضعیت همسرش، هرگز ناامید نشد و شروع کردن به فروختن خانه و ملک و دارایی های همسرش. البته در آن شرایط کسی جرأت نمی کرد که خانه و ملک در شهر سنندج خریداری کند؛ اما همسر شهید اسماعیل به جد پیگیر وضعیت نامعلوم همسرش بود.

,

 

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه