من کولبرم و پیام آور محنت و رنج، من باری از غم و اندوه بر دوش دارم …
از یک طرف مدعیان خدمت هم انگار خوابیده اند و دیگر قصد بیدار شدن ندارند و از طرف دیگر رسانه ها بی خیال از پلاسکوی کردستان در جاده بی تفاوتی ها عبور می کنند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از اورامانات، الهی نمیدانم از کجا بگویم و چه بگویم و برای چه کسی بخوانم ، مخاطبم تنها تو هستی که پلاسکو و جرقه کوچک آهنهای مذاب را به گوش جهانیان رساندی اما اینک من کولبر، صدایم حتی از زیر برف بیرون نمی آید . کولبر رنجستانم ، جنسی ازآب و برف ، توشه ام کمی نان خشک آنهم اگر خداوند باری تعالی اراده زنده ماندن را برایمان رقم زند ، بچه هایم منتظر شنیدن صدای آیفون را می کشند که نانی حلال آمیخته با محبت و مهربانی را سر سفره بیاورم.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, اورامانات,,
نمیدانم از شهدای دره ناخی بگویم یا از نان آوران سردشت شهید که هنوز خاطره بمبارانش در ذهنها جاودانست و یا از کوهنوردان بانه و بوکان ، زبانم این بار سمت و سوی کوههای سر به فلک کشیده اورامان تخت را نشانه گرفته و برف و بوران ، جاده پر پیچ و خم اورامان ، مرکز عاشقان حقیقی خدمت را بسوی مرگ خاموش روانه بازار کرده و قصد دارد با شمع های سوخته جان برکف روستای چشمیدر که در حال خدمت و برق رسانی و حل مشکل قطعی برق منطقه بودند دیدار کند مشتاق دیدار دیگر معنا ندارد، صدای من و شمای مسئول در کنار آغوش گرم خانواده دیگرهیچ جا شنیده نمی شود باید منت پنهان تلگرام بی روح و جان را با عشقی مملو از غم و اندوه بپذیریم.
,,
من کولبرم """" خدای من چاره ای نیست ....
,,
هر روز این مردم کرد باید در غم همدیگر شریک باشند بهمن و ماه بهمن انگار بنگاه معاملاتی دارند و همیشه باران ، هراس، مه و غم و اندوه مادران جگر سوخته را تمدید می کنند.
,,
از یک طرف مدعیان خدمت هم انگار خوابیده اند و دیگر قصد بیدار شدن ندارند و از طرف دیگر رسانه ها بی خیال از پلاسکوی کردستان در جاده بی تفاوتی ها عبور می کنند خانه تلگرام آباد یادش بخیر آن مرد تمثیل گو که فرمود : خفته را خفته کی کند بیدار ..""
,,
خدای من """ من کوله باری از آرزوها و محنتهای روزگار را حمل میکنم که با آب و نان خشکی به مقصد میرسم اما اینک کسانی را در مقابلم می بینیم که نه تنها تعهد و تخصص در کارشان ملاک نیست اما فضایی بزرگ را اشغال نمودند و با نمایش و بنرشعارهای خدمت محیط پیرامون را آلوده نمودند دیگر از سرنوشت شوم این مخلوق کرد متنفرم .
,,
ای پرودگار "" من کولبرم و کرد کردستان، تنها بلندگوی توست که صدای فقیر را منعکس میکند . این روزها آه و نالم آنقدر زیاد بود که صدایم دیگر به بن بست رسیده و دیگر قصد ماندن در کوچه و خیابان را ندارد .
,,
انتهای خبر/
]
ارسال دیدگاه