دلنوشته ای از مدیر مسئول جوان یک انتشارات؛
نگاههای ملتمسانه کتابهایی با ۵۰درصد تخفیف/ دلم گرفت از این همه بی مهری
امشب وقتی مظلومیت کتابهایی را دیدم که در غرفه های نمایشگاه سراسری کتاب کاشان با حالت ملتمسانه نگاهم می کردند و حتی گاهی به تخفیف ۵۰درصد هم راضی شده بودند، دلم گرفت.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از کاشان اول/ امشب وقتی مظلومیت کتابهایی را دیدم که در غرفه های نمایشگاه سراسری کتاب کاشان با حالت ملتمسانه نگاهم می کردند و حتی گاهی به تخفیف ۵۰درصد هم راضی شده بودند، دلم گرفت. در شهری که با فرهنگ چند هزار ساله در تاریخ می درخشد، این بی مهری شاید کمی برایم دور از انتظار بود.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, کاشان اول,کتابها، خوشنما و مرتب با جلدهای جذاب و قابهای گرانقیمت خودنمایی می کردند؛ اما مردم با نگاه هایی بی روح فقط از کنارشان رد می شدند و گاه فقط اندکی می ایستادند و به تفریح عصر جمعه خود ادامه می دادند و می رفتند.
,
غرفه دار می گفت این کتاب مثنوی، هم تمام دفترها را دارد و هم آن شعرهای ممنوعه را که نباید چاپ می شد! قیمت پشت جلدش خورده ۶۰هزار تومان ولی من می دهم ۳۰هزار تومان. سعدی هم دارم. حافظ، فردوسی و … .
در خودم فرو رفتم و یاد بازار میوه و تره بار افتادم و یا شاید بوتیک لباس یا کفش فروشی. راهم را کج کردم سمت دیگر که چشمم خورد به قرآن های زیبا و خاتمکاری شده که فروشنده می گفت هم می توانی بخوانیشان، هم برای تزیین کتابخانهات باشد! تخفیف بالایی دارد خانم!
,
بغضی گلویم را فشرد و کیف پولم را زیر و رو کردم و نگاههای ملتمس چند کتاب را مهمان دستانم کردم و با کتاب های دیگر خداحافظی کردم و ناخودآگاه این جمله در ذهنم نقش بست که «اگر می خواهی چیزی را پنهان کنی، لای کتاب بگذار! این مردم کتاب نمی خوانند!»
,زهرا انصاری
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه