یادی از شهدای انقلاب شهرستان تفرش+تصاویر

یادی از شهدای انقلاب شهرستان تفرش+تصاویر
قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، اگر چه در شهر های کوچکی نظیر تفرش، منافقین تحرکاتی که منجر به شهادت ساکنین شود، نداشته اند، اما برخی از جوانان انقلابی تفرش با حضور در سایر شهرها در فعالیتهای انقلابی شرکت داشته و به شهادت رسیده اند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛به نقل از ندای تفرش، قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، اگر چه در شهر های کوچکی نظیر تفرش، منافقین تحرکاتی که منجر به شهادت همشهریان شود، نداشته اند، اما برخی از جوانان انقلابی تفرش با حضور در سایر شهرها در فعالیتهای انقلابی شرکت داشته و به شهادت رسیده اند.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ندای تفرش, ندای تفرش,

شهید محمدتقی سعدی، شهید غلامرضا شهرابی، شهید مهدی شهرابی، شهید رضا بناخجسته، شهید مرتضی سربندی فراهانی و شهید اسماعیل رضایی از شهدای انقلاب اسلامی و شهید کاظمعلی شهرابی، شهید هادی شهرابی از شهدای ترور توسط منافقین در سال ۶۰ هستند که از شهدای تفرشی محسوب می شوند. در ادامه زندگینامه برخی از این شهدا را مرور می کنیم.

,

شهید اسماعیل رضایی

, شهید اسماعیل رضایی, شهید اسماعیل رضایی,

 

,

,

, ,

شهید اسماعیل رضایی یکی از چهره‌ هایی است که پس از قیام ۱۵ خرداد ۴۲ دستگیر، محاکمه و سپس اعدام شد. شهید رضایی در سال ۱۳۰۴ از پدر و مادری تفرشی در تهران متولد شد.

,

اعدام شهید رضایی توسط ساواک

, اعدام شهید رضایی توسط ساواک, اعدام شهید رضایی توسط ساواک,

پس از قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ که رژیم شروع به دستگیری سران بازار و میدان تره بار نمود، در مرداد همان سال در پاساژ نیمه کاره‌اش واقع در میدان شوش تهران دستگیر شد. سرانجام به جرم رابطه با آیت‌الله امام خمینی(ره)، اقدام علیه امنیت ملی، ایجاد بلوا، تحریک اهالی به جنگ و قتال با سلطنت مشروطه ایران در دادگاه بدوی و تجدید نظر علیرغم اعتراض مردم تهران و اقدام علما و آیت الله بهبهانی به ممانعت از اجرای حکم در سحرگاه یازدهم آبان ۱۳۴۲ در سن ۳۸ سالگی اعدام شد.

,

اعدام وی موجب تأثر شدید حوزه علمیه قم شد که برای اولین بار حوزه علمیه قم و دروس دینی برای غیر روحانی یکپارچه تعطیل شد و این در حالی بود که ساواک با پخش این مطلب که «حوزه به خاطر لوطی ای عکس العمل نشان نخواهد داد »، سعی در تحقیر این شهید داشت.

,

رابطه با روحانیت مبارز

, رابطه با روحانیت مبارز, رابطه با روحانیت مبارز,

حاج اسماعیل رضایی در قیام ۱۵ خرداد نقش اساسی و زیربنایی داشت؛ زیرا اگر بنا به فرمایش مقام معظم رهبری استواری قیام ۱۵ خرداد ۴۲ را بر سه اصل اسلام، روحانیت و مردم بدانیم، حاج اسماعیل مرتبط با روحانیت و مدافع مرجعیت بود. او دروس دینی و معارف اسلامی را نزد آیت‌الله حاج شیخ جواد فومنی (از علمای مبارز تهران) آموخت و آن را در زندگی به کار گرفت، به نحوی که مرحوم حاج حبیب‌الله عسکراولادی او را معلم اخلاق می‌دانست، یا به قول مرحوم حاج آقا رضا حداد عادل: «حاج اسماعیل رضایی نور بود و از عالم انسانیت برتری یافته بود…»

,

او از یاران نزدیک آیت‌ الله کاشانی بود و اوایل سال ۱۳۴۰ همزمان با اتمام ساخت مسجد نبوی در محله بی‌سیم نجف‌آباد برای تأیید امام جماعت با حضرت امام خمینی آشنا می‌شود. او عضو هیأت ۳۰ نفره‌ای بود که زیر نظر آیت‌الله فومنی هم‌قسم بودند در راه اعتلای اسلام و مبارزه با کفر و فساد تا پای جان ایستادگی نمایند. همچنین عضو هیأت مدیره یکی از مهمترین هیأتهای مذهبی تهران بود که سخنرانش آیت‌الله سیدمهدی لاله‌زاری بود.

,

شهید محمد تقی سعدی

, شهید محمد تقی سعدی, شهید محمد تقی سعدی,

 

,

,

, ,

شهید محمد تقی سعدی در روستای دادمرز از توابع شهرستان تفرش در یک خانواده کوچک مذهبی چشم به جهان گشود. پدرش کشاورز و مادرش خانه دار و دارای ۵ خواهر و یک برادر بود. او دوران کودکی را پشت سر گذاشت و در سن ۷ سالگی وارد مدرسه حسابی دادمرز شد و پس از تحصیلات ابتدایی وارد دبیرستان سعدی واقع در طرخوران شد و مدرک تحصیلی سیکل را از آنجا دریافت کرد. او ضمن این که به درس ادامه می داد یار پدرش در امر کشاورزی بود و کشاورزی انجام می داد.

,

پدرش در دوران جوانی شهید سعدی بر اثر بیماری درگذشت و کلیه امورات و سرپرستی منزل پدر بر عهده او افتاد و چون خانواده درآمدی نداشت به کارگری پرداخت و مخارج خانواده را تامین می نمود. چون کارگری مشکل بود و کار زیادی در محل پیدا نمی شد رهسپار تهران شد و در آنجا مشغول کار شد و خانواده توسط مادرش اداره شد و دو خواهرش که مجرد بودند در زمان او ازدواج نمودند و به خانه بخت راهی شدند. وی تمام مخارج آنان را تقبل نمود و با کمک فامیل و برادرش خانه را اداره نمود. او پس از ورود به تهران در ارتش استخدام شد و در سن ۲۵ سالگی همسری را از اهالی تفرش اختیار کرد و در تهران مستأجر بود.

,

با اوج گیری نهضت در سال۵۷ و مسلح شدن نیروهای مردمی، در صف سلحشورانی قرار گرفت که با مزدوران طاغوت در گیر می شدند و مقرهای نظامی و پایگاههای نظام را، یکی پس از دیگری تصرف می کردند.

,

شهید سعدی در ۲۲ بهمن ماه ۵۷ خون پاک خویش را در پای نهال نورسته ی انقلاب ریخت تا این روز به تاریخ بپیوندد و یوم الله شود.

,

 

,

,

, ,

شهید کاظم‌علی شهرابی‌فراهانی

, شهید کاظم‌علی شهرابی‌فراهانی, شهید کاظم‌علی شهرابی‌فراهانی,

 

, , , ,

 زندگینامه

,  زندگینامه,  زندگینامه,

در سال ۱۳۳۹ در دهستان شهراب از توابع تفرش در خانواده‌ای مذهبی و روستایی دیده به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی را در زادگاهش همراه با کار کشاورزی گذراند. از آنجایی که امکان ادامه تحصیلات با توجه به امکانات محدود روستا وجود نداشت، نتوانست به تحصیلاتش ادامه دهد و پس از پایان تحصیلات ابتدایی در کنار پدر به کشاورزی مشغول شد و در محیط پاک روستایی همراه با کار و تلاش رشد کرد و با ایمانی مستحکم به مبانی اسلام پرورش یافت. چند سال بعد زادگاهش را ترک و عازم تهران شد و در بازار به کار مشغول شد.

,

با اولین جوشش‌های انقلاب اسلامی با تمام نیرو به آن پیوست و با شرکت در راهپیمایی‌ها و تظاهرات‌ها فعالانه در جهت پیروزی انقلاب کوشید و از بذل جان دریغ نداشت. پیروزی انقلاب افق‌های جدیدی را در زندگی‌اش گشود و با تشکیل کمیته‌های انقلاب اسلامی به عضو کمیته «مسجد ملک» بازار در آمد و در راه پاسداری از میراث پر شکوه شهیدان به فعالیت پرداخت.

,

مسلمانی با تقوا، متین و محجوب بود و زندگی‌اش را وقف اسلام کرده بود و می‌دانست راهی را که برگزیده است عاقبت به بهای جانش تمام خواهد شد، لیکن عشق به الله و اشتیاق وصال دوست، همه سختی‌ها را برایش آسان می‌ساخت و قدم‌هایش را در رسیدن به شهادتی خونبار مستحکم و استوار می‌کرد.

,

شهادتنامه

, شهادتنامه, شهادتنامه,

در روز چهاردهم آذر ۱۳۶۰ کاظم در مغازه قماش فروشی‌اش در حالی که پسر خاله و همرزمش شهید هادی شهرابی به دیدارش آمده بود، مورد حمله تروریست‌های منافق قرار گرفت. تروریست‌ها پس از ورود به مغازه هر دو را آماج گلوله قرار داده و در کمال شقاوت این عزیزان را به جرم هواداری از اسلام و پاسداری از انقلاب اسلامی به شهادت می‌رسانند و سپس برای آنکه به دست امت حزب الله گرفتار نشوند با وحشت از صحنه جنایت می‌گریزند.

,

,

, ,

پزشکی قانونی علت شهادت کاظم شهرابی را به شرح زیر گزارش کرده است:

,

«... آثار اصابت دو گلوله دیده می‌شود یکی از آن‌ها از شانه راست وارد شده در مسیر خود ریه راست و عروق را پاره کرده و گلوله در زیر پوست ناحیه پشت گیر کرده است. یک گلوله از سمت راست پیشانی وارد و از پشت سر خارج شده است... جواز دفن صادر گشت.»

,

مزار این شهید تفرشی در بهشت زهرا، قطعه ۲۴، ردیف ۱۱۴، شماره ۱۱۷ قرار دارد.

,

شهید هادی شهرابی

, شهید هادی شهرابی, شهید هادی شهرابی,

 

,  ,  ,

,

, ,

 زندگینامه

,  زندگینامه,  زندگینامه,

شهید هادی شهرابی در اردیبهشت ۱۳۴۲ از پدر و مادری تفرشی در جنوب شهر تهران دیده به جهان گشود و به سبب تقارن تولدش با میلاد مبارک پیشوای دهم شیعیان وی را هادی نام نهادند. در محیط مذهبی خانواده رشد و پرورش یافت و تحصیلات ابتدایی و راهنمایی را با موفقیت به پایان رساند. به علت علاقه ای که به امور فنی داشت به ادامه تحصیل در هنرستان "تکنیکوم نفیسی" پرداخت. قبل از پیروزی انقلاب اسلامی همگام با سایر اقشار مردم در راهپیمایی ها و تظاهرات فعالانه شرکت جست و در پخش اعلامیه ها و نوارهای سخنرانی حضرت امام فعالیتی چشمگیر داشت. در محل تحصیل با پشتکار زایدالوصفی به سازماندهی دانش آموزان می پرداخت و آنان را در راهپیمایی ها هدایت می کرد.

,

پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی در کمیته انقلاب اسلامی به فعالیت پرداخت و با دادستانی انقلاب اسلامی مرکز نیز همکاری نزدیک داشت. به دنبال شروع غائله کردستان و دسائس گروهک های ضد انقلابی در آن منطقه، هنرستان را ترک و به کردستان عزیمت کرد و در آن دیار ۴ ماه را در ستیز با ضد انقلاب و خنثی سازی توطئه های استکبار جهانی گذراند.

,

پس از آغاز جنگ تحمیلی چون دیگر سلحشوران اسلام راه جبهه های نبرد نور علیه ظلمت را در پیش گرفت و در مقابله با تهاجم وحشیانه ارتش بعثی -  صهیونیستی صدام جانبازی نمود. با اتمام مأموریتش به تهران بازگشت و تحصیلات خود را ادامه داد و آن را با اخذ دیپلم راه و ساختمان با موفقیت به پایان رساند و آماده استخدام در پلیس قضایی، این میراث پر ارزش شهید بهشتی گردید.

,

شهادتنامه

, شهادتنامه, شهادتنامه,

شهید شهرابی که یک بار مورد سوء قصد تروریست های منافق قرار گرفته بود می دانست که مزدوران آمریکا قصد جانش را کرده اند، اما او که در مکتب شهادت طلبی پرورش یافته بود و نوشیدن این شهد گوارا را آرزو داشت، حاضر به ترک صحنه و پشت کردن به آرمان های والایش نبود. عصر روز چهاردهم آذر ۱۳۶۰، دو تن از منافقین تروریست به مغازه پسر خاله شهید شهرابی هجوم می آورند و او را که به دیدار همرزمش آمده بود به اتفاق پسر خاله اش به گلوله می بندند و پس از ارتکاب این جنایت با وحشت و هراس از محل حادثه می گریزند.

,

مزار این شهید در بهشت زهرا، قطعه ۲۴، ردیف ۱۱۴، شماره  ۱۶ قرار دارد.

,

,

, ,

وصیتنامه

, وصیتنامه, وصیتنامه,

بسم رب الشهدا

,

« و قاتلوا فی سبیل الله الذین یقاتلوکم و لا تعتدوا ان الله لا یحب المعتدین » «با کسانی که با شما سر جنگ و ستیز دارند در راه خدا جنگ کنید، ولی توجه داشته باشید که از طرف شما به آنها تجاوز نشود، چه خداوند متجاوزین را دوست نمی دارد.»

,

سلام و درود فراوان به امام زمان، حضرت مهدی (عج) و سلام و درود فراوان به نایب او این خلیل زمان، وارث تمامی نهضت انبیاء و معصومین و عصاره راه هابیلیان، رهبر عالیقدر امام خمینی و درود فراوان به تمام شهدا از اولین شهید اسلام گرفته تا آخرین شهید، شهدای غرب و جنوب کشور اسلامی ایران و درود فراوان به امت قهرمان پرور ایران و درود فراوان بر پدر و مادرم که طوری مرا پروراندند که توانستم خدمت بسیار اندک به خدا و اسلام انجام دهم.

,

پدرم سلام، سلام فرزند روسیاه و نافرمانت به تو ای مقاومت کننده رنج ها، ای پدری که با خون و دل بیشتر از توانت برای بزرگ کردن فرزندانت رنج ها کشیدی و همچو شمعی برای فرزندانت سوختی، داغ دیدی و محرومیت ها کشیدی و از تو عاجزانه می خواهم که برایم غمگین مباشی. امیدوارم که مرا ببخشی و بگو خدایا این قربانی را از من بپذیر و شکر خدا را بجا آور تا شاید خداوند شهادتم را قبول کند و مرا جزء شهدای اسلام قرار دهد.

,

پدر جان، مگر ابراهیم خلیل الله از عزیزترین فرزندش نگذشت و او را به قربانگاه نبرد؟ پس باید خوشحال بود و به خواست خداوند توجه کرد. پس دیگر چه غمی و چه غصه ای، باید جشن گرفت و شاد بود، سیاه نپوشید و بر سر قبرم (اگر جنازه ام آمد) با شیرینی از مردم پذیرایی کنید.

,

پدر من به شما خیلی افتخار می کنم، می دانم با چه رنج ها و مشقت ها مرا و دیگر فرزندانت را بزرگ کردی و حالا دومین فرزندت است که از کمک کارهایت خواهد بود و نسبت به محسن و فرشته محبتت را فراوان کن و نگذار نبودنم در روحیه آنها تأثیر گذارد، از تو حلالیت می طلبم و به مادرمان محبت کن.

,

محسن و فرشته می دانم شماها بزرگ خواهید شد و نوشته هایم را خواهید خواند، بدانید شما پاره ای از جان من بودید، شماها را از صمیم قلب دوست داشتم، درد شما دردم بود و خوشی تان باعث آرامشم. از خداوند می خواهم که در همه احوال پشتیبان شما باشد و همیشه امیدوارم شاد و خرم باشید و از پدر و مادر به خوبی مراقبت کنید و آرزو دارم که فهمیده باشید من در چه راهی رفتم و چرا اینگونه مردن را انتخاب کردم.

,

پدر و مادرم و برادرانم باز تکرار می کنم و بدانید که آرزوی من چیست. متأثر بودن را کنار بگذارید و عمر خودتان را برای بزرگ کردن بچه ها به کار برید و بدانید تنها آرزوی من این بوده است. پس اگر خواهان آنید که روحم شاد باشد این کار را انجام دهید و من همیشه سپاسگزار شما خواهم بود و برای همه شما دعای خیر خواهم کرد.

,

خداوندا! من بنده عاجز تو دست به دعا بر می دارم تا شاید این دعاها با آمین مسلمین برآورده شود:

,

خداوندا! فرج امام زمان را هر چه زودتر بر ما نائل بفرما تا هر چه زودتر تمامی مستضعفان از زیر یوغ ستمگران نجات یابند.

,

خداوندا! رهبر عالیقدر، این موسی زمان، عمر او را طولانی و توأم با عزت و کرامت قرار بده.

,

خداوندا! اسلام عزیز را بر کفر پیروز بگردان و صدام و مزدورانش را ریشه کن بفرما.

,

خداوندا! به پدر و مادرم آن قدر صبر بده تا بتوانند دوری و نبودن مرا متحمل شوند.

,

خداوندا! تمامی برادران و خواهران را آن قدر ایمان راسخ عطا فرما که بتوانند سختی ها، دشواری ها و کمبودهای جنگ را تحمل کنند.

,

انتهای پیام/ش

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه