انقلاب از دیدگاه شهید مطهری چگونه رخ داد؟
خواستگاه ندای حقطلبی امام خمینی(ره) در اعماق تاریخ تحقیرشده ایران اسلامی
تحلیل ماهیت انقلاب اسلامی از تحلیل رهبری انقلاب جدا نیست و این مسئله در ارتباط با مسئله خودیابی ملت ما مطرح می شود[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از سلام کمیجان، با فرا رسیدن ایام دهه فجر و روزهای انقلاب اسلامی، یادآور شخصیت های متفکر و اندیشمندی می شویم که در آن دوران با سخنرانی و تبلیغ و نوشتن بیانیه ها و کتاب ها نقش مهمی در آگاهی بخشی مردم ایران و حرکت انقلابی مردم داشتند. در این زمینه می توان از افراد برجسته در آن دوران از شهید مرتضی مطهری نام برد که با وجود ۳ دهه از انقلاب همچنان آثار و کتاب هایش حرفی نو برای مردم متفکر و اندیشمند ایرانی دارد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, سلام کمیجان,انقلاب ارزشها
,استاد مطهری معتقد بود هدف در انقلاب اسلامی "حفظ ارزش ها و اصول" است و هیچ مورد دیگری نمی تواند این اصل را خدشه دار سازد. انقلاب اسلامی، یعنی راهی که هدف آن، اسلام و ارزش های اسلامی است و انقلاب و مبارزه صرفا برای برقراری ارزش های اسلامی انجام می گیرد و به بیان دیگر در این مبارزه هدف نیست بلکه وسیله است.
,برای تحلیل انقلاب ایران از دیدگاه شهید مطهری اگر بخواهیم به صورت جامع به آن بپردازیم باید به مطالعه و تحقیق در این موارد پرداخت:
,شهید مطهری معیارهایی همچون بررسی پیرامون افراد و گروه هایی که بار نهضت را به دوش داشتند، ریشه یابی و ارزیابی عللی که با ایجاد انقلاب و پیشبرد آن رابطه داشته اند، مطالعه درباره ی هدف هایی که نهضت را تعقیب می کرد، بررسی شعار هایی که به نهضت مردم، حیات و حرکت می بخشید، تحلیل نقش رهبر و تاکتیک های رهبری، توجه به گستردگی و فراگیر بودن نهضت از آن جهت که به یک طبقه یا قشر خاص تعلق نداشت؛ را برای تحلیل انقلاب لازم می داند.
,شهید می گوید:اما مبحث ما تحلیل انقلاب از نظر ریشه است، حوادث پنجاه سال اخیر از جمله استبداد، استعمار نو، دور نگه داشتن دین از سیاست، کوشش برای بازگشت به دوره ی قبل از اسلام، تحریف در میراث گرانقدر فرهنگ اسلامی، کشتار های بی رحمانه، شکاف طبقاتی، تسلط عنصر غیر مسلمان بر مسلمانان، نقض آشکار قوانین اسلامی، مبارزه با ادبیات فارسی اسلامی به نام مبارزه با واژه های بیگانه، بریدن از کشور های مسلمان و پیوند با ضد مسلمانان نظیر اسرائیل، تبلیغ مارکسیسم و...از جمله ریشه های انقلاب به حساب می آیند.
,از میان این علل دسته ای صبغه ی مادی دارند، و برخی ناظر به جریحه دار شدن غرور انسانی هستند و قسمتی که بیشترین سهم را دارند مربوط به جریحه دار شدن عواطف اسلامی اند. به این علل باید دو عامل دیگر که یکی سرخوردگی از لیبرالیسم غربی و دیگری ناامیدی از سوسیالیسم شرقی است اضافه کنیم. اینجاست که نقش آگاهی و بازگشت به خویش ملت مسلمان ما و احساس کرامت ذاتی و دریافت خود و فلسفه ی خود از سوی این مردم،مشخص می شود.
,مسئله ی عمده، بیداری اسلامی مردم ماست. روح و هویت اسلامی مردم ما، بار دیگر در ضمن این برخوردها برجسته و مطرح شد. در زمان ما، به طور کلی در همه ی کشور های اسلامی نوعی بیداری و به خود آمدگی اسلامی پیدا شده است. ملل مسلمان با سرخوردگی از معیار ها و مکتب های شرقی و غربی به جستجوی هویت واقعی و اصیل خود برخاسته اند.
,مسلمانان یک دوره ی خودباختگی را پشت سر گذاشته اند و به یک دوره ی بازیافتگی رسیده اند. بنابراین جهان سومی در حال تولد است که شرق و غرب را به مقابله برانگیخته است.
,خودباختگی یعنی تزلزل شخصیت، بی ایمانی به خود، گم کردن خود، از دست دادن حس احترام به ذات، بی اعتمادی و بی اعتقادی به فرهنگ خود. در مقابل به خود آمدگی یعنی، بازگشت به ایمان خود، بیدار کردن حس احترام به خود و تاریخ و شناسنامه و نسبت تاریخی خود.
,نقش رهبری در انقلاب اسلامی
,تحلیل ماهیت این انقلاب از تحلیل رهبری انقلاب جدا نیست و این مسئله در ارتباط با مسئله ی خود یابی ملت ما مطرح می شود. باید پرسید که چه شد امام خمینی رهبر مطلق شد، و آن چنان که حتی آنهایی که از نظر ایده و هدف در قطب مخالف ایشان جای داشتند، چاره ای جز اذعان به رهبری ایشان نداشتند. چرا سخنان امام این همه موج می آفریند؟ چرا اعلامیه های ایشان با نبودن امکانات و وسائل و با بودن اختناق ها شکنجه ها و خطر مرگ ها به سرعت در سراسر کشور پخش میشد؟
,بی شک از جان گذشتگی و مبارزه ی خستگی ناپذیر با ظلم و ظالم و دفاع سرسختانه از مظلوم و صداقت و صراحت و شجاعت و سازش ناپذیری این رهبر در انتخاب او به مقام رهبری نقش داده است، اما مطلب اساسی چیز دیگری است. و آن اینکه ندای امام خمینی از قلب فرهنگ و از اعماق تاریخ و از ژرفای روح این ملت بر می خاست. مردمی که در طول چهارده قرن حماسه ی محمد، علی، زهرا، حسین، زینب، سلمان، ابوذر، ...و صد ها هزار زن و مرد دیگر را شنیده بودند و این حماسه ها با روحشان عجین شده بود. بار دیگر همان ندای آشنا را از حلقوم این مرد شنیدند. علی را و حسین را در چهره ی او دیدند. او را آینه ی تمام نمای فرهنگ خود که تحقیر شده بود،تشخیص دادند.
,امام چه کرد؟
,او به مردم ما شخصیت داد. خود واقعی و هویت اسلامی آنها را به آنان باز گرداند. آنها را از حالت خود باختگی و استسباع خارج کرد. این بزرگترین هدیه ای بود که رهبر به ملت داد، او توانست ایمان از دست رفته ی مردم را به آنها باز گرداند و آنها را به خودشان مومن کند.
,او با صراحت اعلام کرد که تنها اسلام نجات بخش شماست. او جهاد اسلامی را مطرح کرد امر به معروف و نهی از منکر را مطرح کرد، وظیفه ی نوعی و دینی و بالاخره اجر و پاداش شهیدان را مطرح کرد و مردمی که سال ها این آرزو را که در زمره ی یاران امام حسین(ع)باشند، در سر می پروراندند و هر صبح و شام تکرار می کردند«یا لیتنی کنت معکم فافوز فوزا عظیما». به ناگاه خود را در صحنه ای مشاهده کردند؛ آنچنان که گویی حسین را به عینه می دیدند. مردم ما صحنه های کربلا، حنین، بدر، احد، تبوک، خیبر و... را در جلوی خویش می دیدند و همین باعث شد که به پا خیزند و از سر چشمه عشق به خدا، وضو بسازند و یک سره بانگ تکبیر بر هر چه ظلم و ستمگری است بزنند.
,برگرفته شده از کتاب: پیرامون انقلاب اسلامی،" شهید مرتضی مطهری"
,انتهای پیام/
,
ارسال دیدگاه