نگرشی برمراسم‌های آیینی منطقه اورامان؛

مطالعه انسان شناختی؛ از عروسی پیرشالیار تا مراسم کومسای

مطالعه انسان شناختی؛ از عروسی پیرشالیار تا مراسم کومسای
مراسم عروسی پیرشالیار در طول سال و بر طبق سنت گذشته انجام می گیرد و هر مراسمی گویای نکات ارزشمند اجتماعی، ‌فرهنگی ‌و اعتقادی خاص دیار اورامان است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل ازشاهوخبر؛بخش مهمی از مطالعات انسان‌شناسی به بررسی آیین‌ها، ادیان، اساطیر و جهان‌بینی اقوام گونا‌گون جهان اختصاص دارد. ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که دین جزء لاینفک آن به حساب می‌آید و با تطوّر فرهنگی در زمان‌های مختلف از اهمیت آن کاسته نشده است. در طول تاریخ و در ادیان گونا‌گون مردم دین را از طریق فرهنگ شناخته و پذیرفته‌اند و بدین شکل است که هر دینی طی مراسم مذهبی خود را نشان می‌دهد و این راهی برای زنده ماندن آن دین و فرهنگ مردم پذیرنده‌ آن است.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, شاهوخبر,

مراسم «زه‌ماوه‌ن پیر شالیار» یا عروسی پیر شالیار، از جمله مراسم مذهبی است که سالانه هزاران نفر را به یکی از مناطق دورافتاده‌ و صعب‌العبور ایران به نام «اورامان» جذب می‌کند. ویژگی‌های خاص جغرافیای طبیعی این منطقه باعث پدید آمدن موارد منحصر به فرد فرهنگی شده است که می‌توان نمود آن را در حوزه‌هایی چون اعتقادات، گویش، موسیقی، پزشکی بومی، صنایع دستی و... شاهد بود.

,

در حوزه اعتقادات، نزدیک به هزار سال است که مردم اورامان عروسی پیر شالیار را نسل به نسل برپا کرده و پشت به پشت به فرزندان خود انتقال داده‌اند. این مراسم در حقیقت نه یک رسم، بلکه سلسله مراسمی است که در طول سال و بر طبق سنت گذشته انجام می‌گیرد و هر کدام گویای نکات ارزشمند اجتماعی، ‌فرهنگی ‌و اعتقادی خاص آن دیار است.

,

از ویژگی‌های خاص این سلسله مراسم که تحت عنوان عروسی پیرشالیار برگزار می‌شود، پیوند عقاید دینی مردم با فرهنگ بومی منطقه است. وفور نمادهای فرهنگی مردم‌شناختی در این مراسم آن را مستعد تفحص و تحقیقی درخور نموده است. با تدقیق در شیوه برگزاری این مراسم و بررسی مردم‌شناختی آن می‌توان به بسیاری از نمود‌های فرهنگی مردم منطقه که در تاریخ به فراموشی سپرده شده پی برد و نکته‌های پنهان را آشکار ساخت.

,

مراسم عروسی پیرشالیار مهمترین مراسم و در واقع مرکز همه جشن هاست؛ ‌به طوری‌که بقیه رسم‌ها حول و حوش این مرسوم گشته اند؛ جشن عروسی پیرشالیار در 2 روز برگزار می‌شود؛ روز اول آن چهارشنبه یعنی در همان روزی که «کلاو روچنی» و مراسم ذبح حیوانات است و دیگری پنج شنبه است که مراسم های دیگری برگزار می شود.

,

قبل از وارد شدن به تشریح مراسم،‌ لازم است در مورد منزل پیرشالیار توضیحی ارائه گردد؛ این خانه در وسط روستا قرار گفته و مساحت آن در حدود ۱۵۰ متر است. خانه دارای یک در ورودی است و پله ای، فضای درونی را از فضای بیرونی جدا می سازد. چهار طرف فضای اصلی خانه را سکویی به ارتفاع  یک ونیم متر و عرض ۱ متر اشغال کرده‌اند؛ در مراسم‌های گونا‌گون و مخصوصا در «شب ‌نیشت» ، ‌هر سکو مخصوص طایفه‌ای خاص است؛ این طایفه‌ها عبارتند از  «به‌نه‌نی»،  «بگ‌ها»، «سادات» و «سه‌رده‌گا».

,

در کنج فضای اصلی بر روی یکی از سکوها جعبه‌ سبز رنگی وجود دارد که محل نگهداری گیوه و تسبیح پیرشالیار می‌باشد که اغلب زائران برای زیارت آن‌ها راهی این خانه می‌شوند. در ورودی فضای اصلی خانه اجاق‌های سنگی وجود دارد که در مراسم عروسی پیرشالیار، محل پخت غذای مراسم می‌باشد. کنج اتاق پیرشالیار پوشیده از دریچه‌ای است که محل خلوت پیرشالیار و به اصطلاح «چله‌خانه»‌ ایشان بوده است.

,

در چند سال پیش به دلیل مراجعت بسیار زیاد مردم برای دیدن مراسم عروسی پیرشالیار از مناطق مختلف، متولیان مراسم مجبور به ساختن حصاری فلزی مابین فضای اصلی خانه و انتهای پله‌‌ها شده اند؛ حیوانات نذری که ذبح شده‌اند را هم برای پختن آش مخصوص مراسم به کار می‌برند، هم به صورت خام در قطعه‌های کوچک به مردم متقاضی داده می‌شود.

,

 

,

«هه لوه شین» آش مخصوص مراسم

,

روز چهارشنبه بعد از ذبح حیوانات و آماده شدن گوشت، ‌گروه آشپزی که از خانواده «حه‌مه وه‌یسه» می‌باشند، وسایل لازم را جهت پخت غذا تدارک می‌بینند. در فاصله 3 متری در ورودی خانه پیرشالیار، حدود 6 آویرگاه یا اجاق در کنار هم می‌گذارند و بر روی آنها دیگ‌های بزرگی می‌نهند. سوخت اجاق‌ها از هیزم است که از قبل در گوشه‌ای از خانه پیرشالیار به صورت آماده چیده شده‌ است.د

,

دیگ‌ها را تا نصفه آب می‌ریزند و زیر آویرگاه‌ها  آتش می‌افروزند. گروه آشپزی منتظر می‌شوند تا آب گرم شود؛ تا گرم شدن آب، آشپزها به کارهای دیگری چون کندن پوست پیاز و خُرد کردن گوشت ‌مشغول می‌شوند. عده‌ای دیگر آتش اجاق‌ها را بیشتر می‌افروزند تا آب دیگ‌ها زودتر گرم شود. با زیاد شدن آتش، هیزم‌ها فضای خانه را مملو از بخار و دود کرده، به صورتی که تحمل آن برای هر کسی مقدور نیست.

,

با گرم شدن آب، ابتدا در دیگ ها نمک ریخته می شود و سپس در آن دانه‌های ا َنار، ‌گندم و نخود می‌ریزند. پس از مدتی گوشت و پیاز به آن اضافه می‌کنند. غذای آماده شده «هه لوه شین» نامیده می‌شود که در حین مراسم ذکر و سماع در حدود ساعت ۴ بعد ازظهر آماده می‌شود.

,

بعد از آماده شدن غذا،‌ آن را بیرون برده تا بین متقاضیان به عنوان تبرک تقسیم کنند. با آماده شدن غذای مخصوص، خیل عظیمی ‌از پسران، دخترکان، ریش‌سفیدها و جوانان، کاسه به دست در اطراف در ورودی خانه‌ پیرشالیار در انتظار تقسیم غذا هستند. به دلیل ازدحام بیش از حد، مقسم‌های غذا به سختی می‌توانند غذا را تقسیم کنند. هم‌چنان که قبلا گفته شد تقسیم غذا بر عهده خانواده «حه‌مه ‌وه‌یسه» می‌باشد.

,

با خالی شدن اولین دیگ، دیگ بعدی را می‌آورند و این روند تقسیم تا پایان ادامه پیدا می‌کند. لازم به ذکر است که همزمان در روستای «سرپیر» نیز این غذا طبخ شده و بین اهالی روستا تقسیم می‌گردد.اهالی به محض گرفتن غذا قسمتی از آن را در همان محل تقسیم غذا، در گوشه‌ای نشسته و به عنوان تبرک میل می‌کنند و بقیه‌ را به منازلشان برده بین خواهران و مادران خود که اجازه شرکت در مراسم را ندارند پخش می‌کنند.

,

 

,

شروع مراسم عروسی پیر شالیار

,

عصرگاهان اهالی روستا و دیگر مهمانان جلو منزل پیرشالیار جمع شده و منتظر برپایی مراسم می‌شوند. معمولا تعداد جمعیت در این مراسم به قدری زیاد است که افراد تنگ هم به صورت بسیار فشرده‌ای می‌ایستند؛ در میانه مردم فضا برای ذکر و سماع مذهبی باز می‌شود و گروه دف نوازان که از طایفه سادات هستند، مستقر می‌شوند. تعداد دف نوازان مابین 5 تا 10 نفر متغییر است که با خسته شدن یکی، ‌دیگری شروع به نواختن می‌کند.

,

گروهی از حاضرین ‌به صورت حلقه‌های زنجیر دست در دست هم انداخته و با ریتم دف شروع به رقص و سماع می‌نمایند؛ در حرکات این رقص تنوع زیادی وجود ندارد و به صورت بسیار آرام و با جلو و عقب بردن پاها انجام می‌شود. ابتدا سماع دارای ریتم آرام و یکنواخت است. حرکت پاها بسیار ساده و بدن‌ها به جلو و عقب حرکت می‌کند. ریش سفیدان و کسانی که دارای سن بالایی هستند در ابتدای صف می‌رقصند؛ ادامه صف را سایر اهالی روستا و میهمانان و انتهای صف را کودکان تشکیل می‌دهند.

,

گاهی اوقات گروه دف نوازان اشعاری را به زبان کُردی و گویش اورامی‌ می‌خوانند. این اشعار عمدتا در مدح پیامبر اسلام، مشایخ و پیرشالیار اورامان است؛ به گفته مطلعین روستا، در گذشته در این مراسم از «چوپی» هم استفاده می‌شود و بیشتر حال و هوای شادی و عروسی داشت تا رقص و سماع آیینی. خواندن این اشعار توسط دف‌ نوازان حلقه رقص و سماع را هر چه بیشتر جذاب می‌کند و باعث می‌شود که دراویشی که در میان آن‌ها هستند به حالت خلسه فرو روند. گروه رقصندگان همگی با هم و هم‌زمان الله‌ الله می‌گویند.

,

دف‌نواز‌ان روبه‌روی سردستهی رقصندگان به آرامی ‌و هماهنگ با آنان حرکت می‌کنند. به علت سردی هوا پس از مدتی پوست دف‌ها شل شده و کیفیت صدایش پایین می‌آید،  از این رو چند نفر وظیفه دارند دف‌ها را با حرارت اجاق‌های داخل خانه پیرشالیار گرم کرده و به دف زن‌ها بازگردانند. دف‌نواز‌ان گاه ریتم دف‌زدن را تغییر می‌دهند و گروه رقصندگان با این تغییر ریتم هم آهنگ می‌شوند.

,

با گرم‌تر شدن حلقه رقص، بر تعداد رقصندگان و حلقه‌ی رقص افزوده می‌شود. یک نفر از مردان روستا گروه رقصندگان را نظم می‌دهد. پس از گذشت لحظاتی از رقص و سماع، دراویش وارد گروه رقصندگان شده و در صفوف جلو قرار می‌گیرند. تعداد زیادی از تماشاچیان در جلوی خانه پیر، دور گروه رقص حلقه زده و جمعیت زیادی هم بر بالای بام‌های اطراف و بام‌های مشرف، نظاره‌گر مراسم هستند. با نزدیک شدن غروب آفتاب، متولیان مراسم با قطع کردن نواختن دف،‌ ختم مراسم آن روز را اعلام می‌کنند، اما در گوشه و کنار دراویشی که در خلسه فرو رفته‌اند هم‌چنان مردم را به خود سرگرم کرده و تعدادی دور آن‌ها حلقه می‌زنند.

,

 

,

مراسم «شه‌ونیشت»

,

بعد از اتمام مراسم روز دوم که تفاوت چندانی با روز چهارشنبه ندارد؛ ‌ مراسم شب‌نیشت برگزار می‌گردد. این مراسم در دو نوبت جداگانه برای مردان از ساعت ۶ الی ۹ شب و برای زنان از ساعت ۹ الی 30/11 برپا می‌شود. مراسم شب‌نیشت، نشستی از روحانیون، اهل قلم، شاعران و قشرهای مختلف روستا و میهمانانی است که از دیگر نقاط به روستای اورامان تخت آمده‌اند؛ روحانیون به سخنرانی، شعرا به خواندن شعر در مدح پیرشالیار و دیگران به ذکر جنبه‌های دیگری از آیین‌های سنتی اورامان می‌پردازند. معمولا در این مراسم بعد از پایان موارد گفته شده، گروه دف‌نوازان شروع به دف نوازی و خواندن اشعاری در مدح اولیاء و بزرگان دین می‌کنند. دراویش نیز در این مراسم حضور دارند که با ریتم دف ‌به حالت‌‌های جذبه و خلسه می‌روند.

,

هر طایفه‌ای جای مخصوصی در خانه پیرشالیار دارد  و افراد طوایف مختلف روستا در این مراسم همراه خود گلیم و یا سجاده ‌ای می‌آورند تا آن را در محل استقرار طایفه‌شان قرار دهند. به دلیل پخت غذای مخصوص پیرشالیار،‌ معمولا اجاق‌ها همچنان گرم هستند و هوای خانه از دود و دم پر می شود.

,

روحانیون روستاهای اطراف در ضلع جنوبی اتاق می‌نشینند و با ورود آن‌است که «زیروان» دستور تقسیم غذا را به گروه آشپزی می‌دهد. زیروان باید بسته‌های نان را بین افراد که روی سکوها و یا روی زمین کف اتاق نشسته‌اند تقسیم کند. مقسم‌های غذا نیز طبق وظیفه‌ای که برعهده دارند به هر فردی کاسه‌ای آش می‌دهند. پس از صرف غذای نذری، ظرف‌ها را جمع کرده و دیگ‌های آش را در گوشه‌ای از اتاق می‌نهند. زیروان مردم را دعوت به سکوت می‌کند و مراسم با خواندن قصیده‌هایی به عربی و کُردی در مدح پیامبر، خلفا و مشایخ توسط روحانی روستا آغاز می‌شود.

,

پس از خوانش قصیده و سخنرانی امام جماعت،‌ روحانیون مراسم را ترک می‌کنند. با خروج روحانیون دف‌نواز‌ان که روی سکوی جنوبی خانه پیرشالیار مستقر شده‌اند دف‌هایی را که از سقف آویزان شده، ‌پایین آورده و پس از گرم کردن آن‌ با باقی مانده حرارت اجاق، شروع به دف زدن می‌کنند،معمولاً‌ دف‌نوازان بین ۴ تا ۶ نفر از طایفه سادات می‌باشند؛ با بلند شدن صدای دف، نوای الله ‌الله از میان حضار به ویژه دراویش به گوش می‌رسد. رقص دراویش حدود نیم ساعت به طول می‌انجامد.

,

پس از پایان یافتن ذکر دراویش کسانی که مطلبی یا شعری در مورد آیین‌های سنتی پیرشالیار داشته باشند، آن را قرائت می کنند. در پایان زیروان به روی سکوی غربی اتاق می‌رود و درب صندوق فلزی سبز رنگ را می‌گشاید و لنگه‌ گیوه پیرشالیار را که در درون پارچه‌ای سبز پیچیده شده بیرون می‌آورد. ابتدا زیروان کفش یا گیوه را زیارت و بوسیده و آن ‌را روی چشم‌ها و پیشانی‌اش می‌مالد و سپس آن ‌را به حضار می‌دهد. هر کسی لنگه کفش را گرفته، آن را زیارت کرده و می‌بوسد و دست به دست بین حاضرین می‌گردانند. افرادی که کفش پیر شالیار را زیارت کرده‌اند، خانه را ترک می‌کنند. پس از زیارت آخرین نفر، مراسم در حدود ساعت ۹ به اتمام می‌رسد و نوبت مراسم زنان می رسد.

,

در مجلس زنان روال این مراسم به صورتی که در مجلس مردانه برگزار می‌شود نیست. در این مجلس فرد خاصی سخنرانی نمی‌کند و زیروانی هم وجود ندارد؛ ‌هم‌چنین در این مجلس دف نواخته نمی‌شود. معمولا زنی که دارای موقعیت اجتماعی بالا یا سخنور خوبی است شروع به صحبت کردن می‌کند. وجه اشتراک مجلس زنانه و مردانه خواندن قصیده‌های مذهبی است.

,

شرکت زنان در این مراسم بیشتر در جهت زیارت و طواف لنگه گیوه‌ پیرشالیار است که در صندوقچه‌ای نگهداری می‌شود. مردم با دست ساییدن به آن به طواف گیوه پرداخته و دست خود را برکمر، ‌پا و دیگر جاهایی که دچار عارضه شده و درد می‌کند می‌سایند.

,

 

,

مراسم «تربی»

,

این مراسم در جمعه هفته بعد مراسم عروسی پیرشالیار برگزار می‌شود؛ به عبارتی در جمعه هفته سوم بهمن ماه. در این مراسم اهالی روستا نان مخصوصی را که در گویش اورامی «گیته مه‌ژگی» می‌گویند می‌پزند. «گیته‌ مه‌ژگی» به اندازه یک بشقاب معمولی است که قطر آن حدود 1سانتیمتر می‌باشد. هر خانواری در روزهای چهارشنبه و پنجشنبه‌ قبل مراسم حدود ۵۰ تا ۶۰ قرص از این نان را پخت می‌کند. بعد از آماده شدن نان‌ها خانوارهای روستا ۱۰ تا ۲۰ قرص از این نان‌ها را به عنوات هدیه و سوغات به فامیل و دوستان خود در دیگر روستاها یا شهرها می‌فرستند. ۳۰ قرص نان دیگر را برای مصرف خود خانواده کنار گذاشته و مابقی را که حدود ۱۰ قرص می‌شود برای مراسم استفاده می‌کنند.

,

مراسم تربی در واقع همان سرخاک رفتن است. اهالی روستا در این جمعه از بهمن ماه، نان‌هایی را که پخته‌اند را در دستمالی گذاشته و به سر مزار سه نفر از پیرهای اورامان به نام‌های «پیرشالیار»، «پیرخالو» و «پیرسیاو» می‌روند. اهالی طول مسیر را با ندای الله ‌الله و دف‌ نوازی می‌پیمایند؛ پس از جمع شدن همه‌، نان‌های «گیته مه‌ژگی» را در جایی روی هم‌ انباشته سپس آن‌ها را تکه‌تکه کرده و به قسمت‌های مساوی تقسیم می‌کنند. پس از آن همگی در گرد مرقد پیرشالیار جمع می‌شوند و پس از قصیده‌خوانی چند نفر از افراد به عنوان «لالو مه‌می» هر قسمت از نان‌ها را برداشته و به طرف روستا حرکت می‌کنند. وظیفه «لالو مه‌می»‌ها تقسیم نان بین اهالی روستا در تمام محله‌های آن است.

,

 

,

مراسم «کومسای»

,

مراسم کومسای ریشه در انجمن ریش‌سفیدان گذشته دارد. همان‌طور که می‌دانیم در گذشته مبنای تصمیم‌گیری برای هر قوم و عشیره‌ای داشتن تجربه بود و مطمئنا این تجربه از راه زمان بدست می‌آمد. در روستای اورامان تخت نیز مانند دیگر جاهای ایران، اداره عشیره و قوم توسط ریش‌سفیدان قوم انجام می‌گرفت. ظاهر قضیه بر این امر دلالت دارد که در این منطقه هر ساله در زمان معینی بزرگان و ریش‌سفیدان منطقه دور هم جمع می‌شدند و برای امور مهم آن سال برنامه‌ریزی و تصمیم می‌گرفتند. در اورامان به این ریش‌سفیدان «ژیرلان مری» گفته می‌شود. «ژیر» ‌در زبان کُردی به معنای عاقل است و «ژیرلان» به معنای کسی که کارهایش از روی عقل و حساب و کتاب است. «مری» نیز به معنای جای صاف و مسطح می‌باشد.

,

با تحول جامعه عشیره‌ای و با شروع ساخت راه‌ها و ایجاد ارتباطات و تحصیل مردم، تجمع ریش‌سفیدان در زمانی خاص و مکانی خاص کم‌رنگ شده و در مرور زمان کارکرد خود را از دست داد. اما به قول «مرتون» جامعه‌شناس کارکردگرا، اموری که امروزه ظاهرا کارکردی برای آن‌ها نمی‌یابیم،‌ اموری هستند که در گذشته دارای کارکرد‌های اساسی بوده که با گذر زمان کارکرد خود را از دست داده،  اما قالب آن امور به دلیل وارد شدن در پیشینه فرهنگی مردم، خود را در اشکال جدید حفظ می‌کند.

,

اگر این فرضیه‌ که در بالا بیان شد درست باشد، ‌مراسم کومسای همان گرد‌هم‌آیی ریش‌سفیدان در گذشته است که به صورت امروزی تغییر محتوا داده است. به دلیل مرکزی بودن شخصیت پیرشالیار در تمام امور مربوط به روستای اورامان تخت، هر ساله در نیمه‌های فصل بهار، مراسم کومسای با شرکت تعداد زیادی از مردم برگزار می‌شود. هم زمان شدن مراسم کومسای با بهار  سرسبز اورامان،‌ مهمان‌های زیادی را به این روستا می‌کشاند.

,

برخلاف دیگر مراسم های برپا شده در روستای اورامان تخت، این مراسم تا حد زیادی خودجوش بوده و متولی خاصی ندارد. مردم صبح روز مراسم حوالی ساعت ۷ ، به کنار مرقد پیرشالیار می‌روند و منتظر شروع مراسم می‌شوند.

,

شروع خود مراسم نیز از روال معینی پیروی نمی‌کند. گاهی با سخنرانی امام جمعه شروع می‌شود و گاهی با قصیده‌خوانی. اما معمولا این امام جمعه است که با سخنرانی خود حول‌و‌حوش مراسم‌های آیینی اورامان تخت، آغاز مراسم را اعلام می‌کند. امام جمعه با آگاهی از این‌که امروزه سخن از زردشتی بودن پیرشالیار مطرح است، محور سخنرانی خود را رد این نظر قرار می‌دهد. ایشان با آوردن دلایل و برهان‌های درباره مسلمان بودن پیرشالیار سخن می گوید.

,

همچنان که گفته شد، ترتیبی برای اجرای بخش‌های مراسم نیست. ممکن است بعد ازسخنرانی قصیده خوانده شود و یا دراویش با دف‌نوازی شروع به رقص عرفانی نمایند؛ اما مهم‌ترین قسمت مراسم، ‌شکستن سنگ مقدس است. سنگ سفیدی در محوطه مرقد پیرشالیار وجود دارد که بنا بر اعتقادات مردم خاصیت برکت‌بخشی دارد. آنها هر ساله در این مراسم شرکت می‌کنند تا با زدن سنگ های دیگر به این سنگ نسبتا بزرگ، تکه‌هایی از آن را جدا کنند. طبق مشاهدات ما این سنگ بسیار سخت بود و با تلاش فراوان می‌توان خرده‌ریزهای از آن جدا کرد. باز بنا بر اعتقادات مردم منطقه، هر چه از این سنگ در مراسم کومسای کم شود سال بعد دو باره رشد کرده و هرگز تمام نمی‌شود.

,

داستان سنگ مقدس به این شرح است که در زمان پیرشالیار،‌ مردی از منطقه‌ای دیگر میهمان روستای اورامان تخت می‌شود. در مدتی که در آن روستا زندگی می‌کند، شیفته پیرشالیار شده و هنگام عزیمت به دیار خود، از پیرشالیار درخواست یادگاری می‌کند تا همیشه در فکر ایشان باشد. پیر که چیزی درخور توجه ندارد،‌ مشتی ریگ از سنگ سفیدی که در کنارش قرار دارد به او می‌دهد. مرد به روستای خود مراجعت کرده ولی در مرور زمان متوجه می‌شود که هرچه می‌کارد چندین‌برابر برداشت می‌کند،‌ حیواناتش رو به زیادی می‌روند و خیر و برکت به خانه‌اش سرازیر شده است. مرد بعد از مدتی نزد پیرشالیار مراجعت می‌کند و ماجرا را شرح می‌دهد. اهالی روستا داستان را می‌شنوند و از آن به بعد آن سنگ، مقدس می‌شود و اهالی هر ساله قطعه‌هایی از آن را به عنوان تبرک به خانه‌های خود می‌برند.

,

در ادامه‌ مراسم هنگام ظهر در همان مکان که مراسم برگزار می‌شود، نهار صرف می شود. برخلاف مراسم عروسی پیرشالیار، هیچ خانواده یا طایفه‌ای متولی این کار نیست. مردم روستا به صورت خودجوش هر کدام یکی از دو غذای «دلمه» یا «که لانه» را طبخ کرده و به مهمانان این مراسم می‌دهند.

,

 

,

سخن آخر

,

همچنان که اشاره شد باید مراسم پیرشالیار را خارج از تعصبات مذهبی، ‌که در طول زمان ایجاد شده بررسی کرد. برای نیل به این هدف نیز باید ریشه‌های تاریخی و باستانی این مراسم را دوباره احیا کرد تا بتوان به استمرار این مراسم به دور از اضافات زمانه امیدوار شد.

,

مراسم پیرشالیار با وام‌دار بودن به آیین‌های زرتشتی و میترایی، در گذشته به صورتی برگزار می‌شد که بیشتر دین خود را به این آیین‌ها ادا می‌کرد؛ یکی از این موارد، برگزاری مراسم در فضایی شاد و رقص‌ گونه بود. همان گونه که از نام مراسم  برمی‌آید باید فضای عروسی حاکم باشد. در گذشته مردم مراسم را همچون یک عروسی تلقی می‌کردند، عروسی که نمادهای دینی در آن اولویت داشتند، ولی بالاخره نوعی از عروسی بود. در این مراسم حاضرین دست به شادی و پایکوبی و ترانه‌خوانی می‌زدند.

,

نویسندگان: امیر صادقی و مصطفی طاهری 

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه