فعالیت کمیته انقلاب اسلامی سنندج از زبان شهید داریوش چاپاری
بعد از پیروزی انقلاب، دو کمیته در شهر سنندج فعالیت می کرد؛ یکی کمیته بازار بود که توسط کسبه و بازاریان سنندج اداره می شد و دیگری کمیته سه راه مردوخ که توسط شهید شاطر محمد رحمانپور اداره می شد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از پیشمرگ روح الله، شهید داریوش چاپاری فرمانده عملیات وقت سازمان پیشمرگان مسلمان کرد خاطرات اولین روزهای بعد از پیروزی انقلاب اسلامی را این گونه بازگو می کند:
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پیشمرگ روح الله,,
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، شهربانی و ژاندارمری سنندج سقوط کرد و ارتش نیز انسجامی نداشت و توسط تعداد اندکی از نیروهای انقلابی با عملکردی نسبتاً ضعیف عملاً قدرتی در دست نداشت. در واقع نیروهای باقی مانده در پادگان ارتش فقط توان این را داشتند که از نفوذ نیروها و گروهک های سود جو به محوطه پادگان جلوگیری نمایند.
,,
بعد از پیروزی انقلاب، در شهر سنندج نیز هم چون شهرهای دیگر کمیته انقلاب اسلامی تأسیس شد. دو کمیته در شهر سنندج فعالیت می کرد؛ یکی کمیته بازار بود که توسط کسبه و بازاریان سنندج اداره می شد و دیگری کمیته سه راه مردوخ بود که توسط یکی از برادران انقلابی شهر سنندج شهید شاطر محمد رحمانپور اداره می شد.
,,
گروهک هایی که در شهر سنندج نفوذ کرده و پایگاه های مختلفی در نقاط مختلف شهر تشکیل داده بودند، سعی داشتند اذهان مردم را نسبت به کمیته های انقلاب و هم چنین انقلاب اسلامی مخدوش نمایند. گروهک های سیاسی سعی داشتند با تبلیغات سوء علیه کمیته ها، مردم را تحریک کنند تا به ساختمان کمیته ها حمله کنند.
,,
چون کمیته ها از طرف ارگان های دولتی حمایت نمی شدند( به دلیل از هم پاشیدگی مراکز نظامی و انتظامی)، بنا براین گروهک ها با نقشه شوم از پیش طراحی شده به کمیته سه راه مردوخ حمله کردند و شاطر محمد را که تک و تنها در برابر تعداد زیادی از نیروهای ضد انقلاب ایستاده بود و عقب ننشسته بود به شدت زخمی کردند.
,,
مردم سنندج پیکر نیمه جان شاطر محمد را به بیمارستان منتقل می کنند، ولی گروهک های ضد انقلاب که کینه شاطر محمد را از روزهای قبل از پیروزی انقلاب اسلامی در دل داشتند، به بیمارستان هجوم برده و شاطر محمد را به همراه فرزندش حشمت در بیمارستان به شهادت می رسانند.
,,
بعد از سقوط کمیته شماره یک و شهادت شاطر محمد، ما در کمیته بازار به همراه 50 نفر از دوستانمان فعالیت می کردیم. فعالیت ما به صورت خود جوش بود و افراد بدون هیچ گونه چشم داشتی در کمیته فعالیت می کردند، حتی سلاح و مهمات نیروهای کمیته هم با هزینه خود دوستان تأمین می شد.
,,
تا بعد از عید نوروز سال 1358 تقریباً مشکل خاصی نداشتیم و نیروهای کمیته بازار بدون هیچ گونه مزاحمتی از جانب گروهک های سیاسی به فعالیت های کمیته که همان تأمین امنیت شهر، روستا و راه های مواصلاتی بود ادامه می دادند. اما بعد از مدتی گروهک های سیاسی به تحریک هواداران خود پرداختند و آن ها را وادار کردند به کمیته بازار حمله کنند.
,,
به همراه نیروهای مستقر در کمیته بازار برای جلوگیری از تکرار اتفاقی که برای کمیته شاطر محمد افتاده بود، تصمیم گرفتیم ساختمان کمیته را تخلیه و به پادگان برویم. چند روزی از حضور ما در پادگان می گذشت، اما گروهک ها همچنان به تحریک هوادارانشان مشغول بودند و ما هم چون از طرف ارگان و سازمانی حمایت نمی شدیم، تصمیم گرفتیم شهر را ترک و به شهری دیگر هجرت کنیم.
,,
طبق تصمیماتی که در تهران گرفته شد، مهاجران کردستانی به استان کرمانشاه منتقل شدند. مدت چهار ماه در کرمانشاه بودیم تا اینکه هواداران انقلاب اسلامی از نقاط مختلف در کرمانشاه جمع شدند و پس از انسجامی که در کرمانشاه حاصل شد، با همت شهید بروجردی سازمان پیشمرگان مسلمان کرد را تأسیس کردیم و مکانی با نام سراب نیلوفر را در اختیار گرفتیم و حدود دو ماه نیروهای سازمان را آموزش دادیم و پس از آن عملیات پاکسازی کردستان را آغاز کردیم.
,,

, از سمت راست شهید داریوش چاپاری، صدیق محمدی، عبدالله جعفری، و خلیل رضایی
,انتهای پیام/
, انتهای پیام/]
ارسال دیدگاه