حال ناخوش پایان نامه/ آخرین خوان دانشگاه و دانشجو
«حراج علم» همان تعبیری است که در سالهای اخیر در مورد خرید و فروش پایان نامه به کار میرود؛ معاملهای که گرچه به ظاهر هم فروشنده و هم خریدار از آن راضی هستند اما در باطن، جدا از غیر قانونی و مجرمانه بودن اش، ضربههای جبران ناپذیری به آموزش کشور خواهد زد که نتایج اش را طی سالها در بخشهای مختلف میتوان دید.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از کُرددانش, چشم امید هر جامعه خواهان ترقی و توسعه اقتصادی، به دانشگاهیان خود است تا با تولید روزافزون علم، بنگاههای اقتصادی و صنعتی را از فناوریهای کارا بهرهمند کنند تا در یک فرایند اقتصادی، ارزش افزوده کالاها و محصولات بنگاهها، توسعه و پیشرفت و به دنبال آن، رفاه اجتماعی را برای مردمان خویش به ارمغان آورند, اما گویا، حکایت دیگری در راه است, اگر کمی در اینترنت جستجو کنید، میبینید که شرکتها و گروههایی در سایت یا وبلاگهایی، تجارت مقاله و پایاننامه را پایهگذاری کردهاند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, کُرددانش,,
داستان اسطورهای هفت خوان رستم برای ما ایرانیان نماد غلبه بر سختیها و رسیدن به هدف است، اما گویا برخی دانشجویان، هفت خوانی دشوارتر را پشت سر گذاشتهاند یا قرار است با آن مواجه شوند, البته خوان آخر آنها، جنگ با دیو سپید نیست، بلکه نوشتن پایاننامه و آخرین تحقیق دانشگاهی است, اما بهراستی این آخرین خوان چیست و این روزها چه وضعیتی دارد؟
,,
خوان هفتم در برخی موارد ثابت کرده، آنقدرها هم که از اسمش پیداست، سخت و کمرشکن نیست، چرا که برخی به جای اینکه رستم وار کمر به همت ببندند، از راههای مختلف، به راحتی این خوان را دور میزنند! البته تمام مشکل همین نیست، بلکه عوامل متعددی در وخامت اوضاع پایاننامهها نقش دارند.
,,
ثمره ماهها و حتی سالها مطالعه و پژوهش دانشجویان و تعامل آنها با اساتید راهنما، دارای ارزش بسیار بالایی است، اما این هدف و مفهوم ارزشمند پایاننامهها، مدتهاست در کشور ما رنگ باخته است و بنا به دلایلی، اوضاع آن به جز در مواردی خاص، رضایتبخش به نظر نمیرسد, باید دید که چه چالشهایی خوان آخر یا آخرین کار پژوهشی را تهدید میکند.
میل بیش از حد دانشجویان به دریافت مدرک، بیتوجهی به پژوهش محوری و نواندیشی و عدم توجه به پویایی علمی، از جمله عواملی است که باعث شده دانشجویان به جای تلاش و نواندیشی برای به ثمر رساندن پایاننامهای منحصربهفرد، اقدام به الگوبرداری صرف از پایاننامههای پیشین نمایند.
,
,

, عمق فاجعه وقتی احساس میشود که مجتمع های تجاری سنندج به عنوان مرکز بده بستانهای علمی و پایاننامهای معرفی میشود.
,
نقطه تاریک دیگری که در وضعیت پایاننامههای کشور به چشم میخورد، جای خالی نوآوری و پژوهش محوری است, حتی اگر پایاننامهای به طور کامل مانند پایاننامههای پیشین نباشد، از لحاظ ایده پردازی و پژوهش محوری چنگی به دل نمیزند, گویا برخی پایاننامهها در یک دوره زمانی کوتاه، با مطالعهای سطحی و مختصر، صرفاً گردآوری شدهاند و در نهایت انگیزه نواندیشی و طرح علمی جدی و خاصی را دنبال نمیکنند، لذا مفید هم نخواهند بود.
,
مشکل دیگری که درباره پایاننامهها وجود دارد، غیرکاربردی و نامفید بودن موضوع و محتوای پایان نامههاست که این سوالات را در ذهن تداعی می کند که...
,
آیا گزینش عناوین، حساب شده و در جهت نیازهای کشور است؟
,
آیا محصول پژوهش و تحقیقی که استاد و دانشجو، مشترکاً یا به طور دستهجمعی انجام دادهاند، به مرحله اجرا و عمل میرسد؟
,
آیا به این وسیله، دانشگاه ما، دانش ما و رتبه تحقیقاتی ما رشد میکند یا نه؟
,
از طرفی ایده و محتوای پایاننامهها، باید مرتبط با چالشها و مشکلات کشور باشد تا کارآمدی و سودمندی آنها روشن شود, به طور مثال پایاننامههای فنی و مهندسی، باید سکوی پرتاب دانشجویان برای ورود به عرصه صنعت، کارآفرینی و فناوری باشد یا در حوزه علوم انسانی، پایاننامهها باید این قابلیت را داشته باشند که در جهت رفع مشکلات اجتماعی، اقتصادی و... سهیم باشند اما امروز میبینیم که شواهد چیز دیگری را نشان می دهد.
,
,
البته کوتاهی برخی اساتید راهنما در همکاری با دانشجویان و راهنمایی آنها نیز در کاهش سطح کیفی پایاننامهها تأثیرگذار است, این درحالی است که استادان راهنما با استفاده از دانش و تجربیات خود، میتوانند در مراحل مختلف گردآوری پایاننامه از جمله انتخاب موضوع و جهتگیری پایاننامه، معرفی منابع و بسیاری موارد دیگر، نقش مهم و سودمندی ایفا کنند که متأسفانه در برخی اوقات این مهم محقق نمیشود.
,

متاسفانه امروز خوان آخر دانشگاه، روزهای خوشی را در کشور ما سپری نمیکند؛ چون تفاوت آن با داستان اسطورهای فردوسی این است که حتی اگر دانشجویی پیدا شود که رستم وار و شجاعانه، به قول حافظ «طرحی نو در اندازد» ممکن است با بیتوجهی مسئولان مواجه شود و از آنجا که همیشه جوانان با انگیزه و شور فراوان دست به اقداماتی میزنند، بیتوجهی یا عدم درک آنان از سوی مراکز ذیربط، موجب کاهش انگیزه یا به طور کلی از دست رفتن انگیزههای متعالی آنان میشود.
, ,
,
,
«حراج علم» همان تعبیری است که در سالهای اخیر در مورد خرید و فروش پایان نامه به کار میرود؛ معاملهای که گرچه به ظاهر هم فروشنده و هم خریدار از آن راضی هستند اما در باطن، جدا از غیر قانونی و مجرمانه بودن اش، ضربههای جبران ناپذیری به آموزش کشور خواهد زد که نتایج اش را طی سالها در بخشهای مختلف میتوان دید.
,,
در گذشته، پایان نامه هویت دوران دانشجویی بود اما امروزه این هویت با قیمت های مختلف در کوچه پس کوچه های شهر فروخته میشود. این یعنی آغاز بحران برای نسلهای روشنفکر آینده جامعه که برای پیشرفت تلاش خواهند کرد.
,,
مرض پایان نامه فروشی به جان تحصیلات عالی دانشگاهی در کشور ما افتاده است. مرضی مسری که ضرر آن به همه سیستم آموزشی میرسد, تبعات زیان بار آن افراد سالم و ناسالم را در بر میگیرد, افرادی هم که پایان نامه های قابل قبولی ارائه میدهند به دلیل بی توجهی هایی که به پایان نامه های آن ها میشود انگیزه لازم را برای تلاش از دست میدهند, ورود این پایان نامه ها به سیستم دانشگاه باعث شکل گرفتن نگاه بدبینانه در بین مسئولان و استادان به تمام پایان نامه ها شده است, پا قدم نحس این ماجرا دامن همه را میگیرد, ارزش پایان نامه در کشور ما پایین آمده است. همین کم ارزشی باعث شده است که تلاش برای ارائه یک پایان نامه خوب هم کاستی بگیرد, ادامه این روند سیاه شدن چهره علمی کشور است, دامنه این سیاه شدن چهره علمی فقط معطوف به خود کشور نیست بلکه باعث میشود در عرصه بینالملل هم اعتماد به کارهای علمی پژوهشگران ما رو به افول بنهد.
,,
,
با این حال باید امیدوار بود, باید دید برنامهریزی و هدف گذاریهای پیشرو و تصمیمات مسئولان دانشگاهی و کشوری، چه اثری بر وضعیت پایاننامهها خواهد داشت.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه