یادداشت طنز؛
توصیه ای برای افزایش گورخر در کشور/ دیدی که بهرام چگونه گور گرفت!
تیتر زدهاند که در کابینه دعوا شده و وزیر صنعت، معدن و تجارت فرمایش کردهاند: «محیط زیست به علت عبور ۴ تا گورخر، روی معدن منطقه بهرامگور دست گذاشتهاست و اجازهی کار در آنجا را نمیدهد.»[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از پیام جغتای، تیتر زدهاند که در کابینه دعوا شده و وزیر صنعت، معدن و تجارت فرمایش کردهاند: «محیط زیست به علت عبور چهار تا گورخر، روی معدن منطقه بهرامگور دست گذاشتهاست و اجازهی کار در آنجا را نمیدهد.»
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پیام جغتای,
زمان قدیم که هم علم طب مثل حالا پیشرفت نکرده بود و هم ریزگردها اختراع نشدهبودند، هر کس دعوا میکرد، مردم میگفتند؛ آقا خونت رو کثیف نکن. در آن روزگار حکما فکر میکردند، اول مردم دعوا میکنند بعد خونشان کثیف میشود.
در عصر حاضر با پیشرفت علم پزشکی و نیز اختراع ریزگردها، کارشناسان مردد شدهاند که نکند اول خون کثیف میشود بعد خُلق آدم تنگ شده و سپس دعوا میشود! نشون به این نشون که همه جا دعواست. واقعا” مردم دیگه اعصاب معصاب ندارند!
سابق که هنوز ریزگردها اختراع(!) نشدهبودند، سر جای پارک ماشین یا در صف پمپ بنزین یا پشت چراغ راهنما، رانندهها میافتادند به جان هم. یکی این بگو یکی آن بگو – دور از جان – یکی از توی ماشینش چوب و زنجیر در میآورد، آن یکی که با کلاستر بود قفل فرمان و پدال میکشید، آقا ها بزن که میزنی! آنوقتها خلقالله میافتادند وسط، چند نفر این را بگیر، چند نفر آن را بگیر. وساطتت میکردند: «آقا! نوکرتم، خونت رو کثیف نکن، چی شده؟! اصلا” بیا ماشینت رو جای ماشین من پارک کن.» یا مثلا” «آقا! مخلصتم، منو بزن! بیا نوبت من مال تو، بنزینت رو بزن، خونت رو کثیف نکن.» بالاخره دو نفر را آشتی میدادند، آن دو جنگجو(!) هم صورت یکدیگر را میبوسیدند، بعد خلق خدا صلوات میفرستادند و میرفتند سر خانه و زندگیشان.
اما حالا با اختراع(!) ریزگردها، خون خلقالله یک جوری کثیف شده که هم بگوئی؛ حالت چطوره؟! دعوا میشود. از یک طرف عدهی کثیری موبایل بدست فقط وقایع را ثبت و ضبط میکنند و از طرف دیگر، کسی هم جلو نمیرود تا دعوا را ختم بخیر کند بلکه صلواتش را بفرستند.
ریزگردها را نمیتوان پای میز مذاکره نشاند تا با دادن جمیع امتیازات در عالم هستی، سایهشان را از سر ملت برداشت لیکن یک راه پیشگیری(!) از کثیف شدن خون که زمینهی دعوا را فراهم میکند، وجود دارد که همان «سفر» و از نوع خارجی آن است. «سفر» خیلی خوب جواب میدهد مثل ایام نوروز که مهمان میخواهد بیاید و شما به ایشان میگوئید: «ما خودمان برنامه سفر داریم. » طرف یک جوری خیط و خُنُک میشود که مدتی دور و بر شما نمیآید. پس به محض اینکه مهمان ناخواندهی ریزگردها هم اراده کردند که بیایند، شما جا خالی بدهید و تشریف ببرید به مراکش مثل رئیس سازمان محیط زیست یا مشرف شوید لهستان مثل استاندار خوزستان. آنوقت ریزگردها خیط میشوند و برای مدتی نمیتوانند خون شما را کثیف کنند.
الان شما ببینید؛ آقای وزیر صنعت که به سفر مراکش و لهستان نرفتهاند، سر یک بهرامگور و چهار تا – بلا نسبت – گورخر چه جوری دعوا گرفتهاند!
,
,
,
,
,
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه