حاشیه جلسه خبری تعاونی مرزنشیان شهر کنگان
روزگذشته (95/10/9)حسب اعلام دعوت قبلی هیات مدیره تعاونی مرزنشینان مبنی برنشست اطلاع رسانی با سهامداران ورسانه ها ساعت 9 صبح درسالن فرهنگ ارشاد کنگان بعنوان سهامدار وعضوی از خانواده رسانه پایگاه تحلیلی خبری کوگانا کنگان در جلسه حضور پیدا کردم، مدیرعامل شرکت مذکور گزارشی مبسوط از سه دوره کلی فعالیت تعاونی را در واقع در قالب انشایی شفاهی بقصد دیکته نظر اختصاصی درجلسه ی که ترکیبی مشخص داشت قرائت کرد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛به نقل کوگانا، روزگذشته (95/10/9)حسب اعلام دعوت قبلی هیات مدیره تعاونی مرزنشینان مبنی برنشست اطلاع رسانی با سهامداران ورسانه ها ساعت 9 صبح درسالن فرهنگ ارشاد کنگان بعنوان سهامدار وعضوی از خانواده رسانه پایگاه تحلیلی خبری کوگانا کنگان در جلسه حضور پیدا کردم، مدیرعامل شرکت مذکور گزارشی مبسوط از سه دوره کلی فعالیت تعاونی را در واقع در قالب انشائی شفاهی بقصد دیکته نظر اختصاصی درجلسه ی که ترکیبی مشخص داشت قرائت کرد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, کوگانا،, کوگانا،, ,وسپس ایشان زمانی را درپایان گزارش بمنظور پرسش وپاسخ برای حضار درنظر گرفت . سوالاتی مطرح شد و جوابهائی ارائه شد. در لحظات پایانی بنده که از نحوه عرضه بیلان کاری و پاسخ های مدیر عامل قانع نشده بودم به آقای مدیرعامل یاد آوری کردم که موضو عات مطرح شده از سوی ایشان بویژه که فاقد ضمیمه های مستند و مدارک اثباتی لازم است بخصوص که سالها از عدم ارائه تراز مالی سالیانه گذشته است.
,فاقدوجاهت حقوقی بوده واقناع کننده نیست، بویژه که این گزارش نمی تواند مرتفع کننده ابهامات موجود در اذهان تعداد زیادی از سهامداران باشد ؟ نهایتا مدیرعامل محترم با پیش کشیدن مسائل شخصی و ایراد برچسب ساختگی به حقیر از پاسخگوئی طفره رفتند و ثابت کردند که حرمت شخص منتقد هرکه باشد؟(سهامدار وفعال رسانه ی بجای خود حتی اگر چون من که حق معلمی هم در مقطعی برگردنش داشته باشد. نگه نخواهد داشت...( محتوای گفتگو ضبط شده است)
,
البته بنده پس از شنیدن اینگونه پاسخ های غیر مرتبط به موضوع ودستور کار نشست، جلسه را ترک نمودم و ایشان پس از پی بردن به اشتباه خود به معذرت خواهی روی آوردند.
که دراینجا با ید بگویم اینجانب به معذرت خواهی شما نیازی ندارم وبروید از مردم کنگان معذرت خواهی کنید زیرا که حق داشتند ناامید باشند و در این نشست شرکت نکنند چون آنهایئی که که آمدند چیزی دستگیرشان نشد و آنهایی که نیامدند چیزی را از دست ندادند.
,
,
آورده اند که حکیمی ملازممسافرت حاکم شهری شد. درمیان راه به ویرانه های دهی ویران رسیدند . حاکم با نگاهی که ویرانه ها را ورانداز می کرد . چشمش به دو جغد افتاد که برفراز ویرانه ی باهم گفت وشنود داشتند .حاکم با کنجکاوی از حکیم پرسید این دو پرنده به هم چه می گویند؟ حکیم پاسخ داد : قضیه خواستگاریست و جغد اول مهریه وپشت قباله طلب می کند. وجغد دومی جواب می دهد: اگر این حاکم است واین روزگار ترا ویرانه بخشم به صدها هزار.... بنابراین موضوع پشت قباله ومهریه حل شد .
خداوند عاقبت همه ما را بخیر گرداند.
,
,
,
عبدالمجید اورا
,انتهایی پیام
, انتهایی پیام,]
ارسال دیدگاه