تأملی در پیامدهای افراط گرایی در «ISI» نویسی
سیاستگذاری نادرست وزارت علوم، تحقیقات و فناوری/دانشگاهها ماشین رایگان تولید مقالات ISI
«ISI»نویسی اصطلاحی است فراگیر، بالأخص در ادبیات سنجش علمی و آموزشی دانشگاه ها که در سال های اخیر به عنوان مهمترین شاخصۀ علمی مراکز علمی قرار گرفته است، به نحوی که عدم اهتمام اساتید دانشگاهها در انتشار مقالۀ آی اس آی نیز به عنوان یک نمرۀ منفی برای آن اساتید مورد نظر قرار گرفته است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از خبرگزاری علم و فناوری ؛ «ISI»نویسی اصطلاحی است فراگیر، بالأخص در ادبیات سنجش علمی و آموزشی دانشگاه ها که در سال های اخیر به عنوان مهمترین شاخصۀ علمی مراکز علمی قرار گرفته است، به نحوی که عدم اهتمام اساتید دانشگاهها در انتشار مقالۀ آی اس آی نیز به عنوان یک نمرۀ منفی برای آن اساتید مورد نظر قرار گرفته است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, به نقل از خبرگزاری علم و فناوری ,«ISI» یا همان موسسه اطلاعات علمی (Institute for Scientific Information) یکی از موسسات معتبر در عرصه جهانی می باشد و بدلیل دارا بودن استاندارهای بالای علمی و ارزیابی درحال حاضر درجایگاه نخست جهانی قرارگرفته است.
,امتیاز بندی مقالات بر محور ISI
, امتیاز بندی مقالات بر محور ISI,گفتنی است نظام آموزشی کشور به شدت از آسیب های جدی در مقولۀ امتیاز بندی مقالات رنج می برد به نحوی که سطح بندی اساتید دانشگاه ها بر مبنای انتشار مقالات در ISI ،به جای کیفی گرایی مورد توجه قرار گرفته است و بالاترین درجات و رتبه های علمی به نویسندگان صاحب مقاله در این سامانه اختصاص یافته است.
,از این منظر ISIنویسی به عنوان شاخص اصلی سنجش علمی اساتید تبدیل شده است و در این میان حتی دانشگاهها نیز ارتقای علمی خود را مدیون ISI هستند.
,به عنوان نمونه در آیین نامه تشویق مقالات علمی در دانشگاه آزاد اسلامی بیشترین ضریب امتیاز به مقالاتی که در ISI منتشر شود اختصاص یافته است.[۱] هم چنین«ISI» گرایی در آئین نامه تشویق مقالات علمی وزارت علوم تحقیقات و فن آوری و دیگر مراکز علمی نیز به عنوان یکی از سیاستگذاری های راهبردی این مراکز به شمار می آید.[۲]
,از این رو تداوم وضعیت امتیاز بندی سطح بندی اساتید بر مبنای مقاله محوری، سیاستگذاری علمی کشور و ترجیح آن بر کتاب، تبعات جبران ناپذیری به بار آورده است، لذا وقتی استاد یک دانشگاه با نگارش یک مقاله ISI به بالاترین نمره و امتیاز ممکن دست می یابد دیگر هیچوقت برای تأمین نیازهای فکری جامعه، سراغ تألیف کتاب را نمی گیرد زیرا نگارش کتاب در ساختار آموزشی کشور از امتیاز بسیار پایین تر نسبت به نگارش مقاله برخوردار است .
,نگارش ISI زمینهساز مهاجرت مغزها
, نگارش ISI زمینهساز مهاجرت مغزها,در تحلیل و بررسی پیامدهای افراط در«ISI»نویسی، البته در کنار اعطای بر چسب علمی به اساتید و مراکز علمی باید به مقولۀ مهاجرت دانشجویانی که دارای مقالات بی شمار آی اس آی هستند اشاره کرد که وضعیت علمی کشور را بغرنج کرده است.
,لذا در عمل شاهدیم دانشگاههایی مانند دانشگاه صنعتی شریف که بیشترین مقالات آی اس آی را منتشر می کند بیشترین آمار مهاجرت به غرب را دارا هستند. بر اساس آمارها چند سال اخیر، در حدود ۸/۴۸ از کل دانشجویان فارغ التحصیل لیسانس، ایران را ترک کرده اند. از سویی دیگر موج جدیدی از مهاجرت ها درست دو سال بعد روی می دهد، زمانی که دانشجویان فوق لیسانس خود را گرفته و برای کسب دکترا از ایران خارج می شوند تا به کشورهای دیگر بروند. کشورهایی که در صدر آنها امریکا و کانادا قرار دارد و در این سویش هم دانشکده مهندسی دانشگاه شریف.
,در تبیین این مدعا می توان نخبگان فنی دانشگاه های کشور در رشته برق را مورد استناد قرار داد؛ همه ساله اکثر قریب به اتفاق رتبه های برتر کنکور سراسری مهندسی برق را برای ادامه تحصیل انتخاب می کنند که بیشتر آنها نیز دانشگاه صنعتی شریف را برای تحصیل در رشته برق بر می گزینند.
,متاسفانه نخبه های ایران و رتبه های برتر کنکور سراسری علیرغم ورود به رشته برق و تحصیل در این عرصه، تحصیلات تکمیلی خود را در خارج از ایران ادامه داده و به ایران بر نمی گردند. رشته برق در صدر بیشترین فرار مغزهای ایران قرار دارد. رشته برق بیشترین تولیدات علمی برق در کشور را داشته و با اختلاف نسبت به دیگر رشته ها در مقام اول است.
,به اذعان دکتر جعفر مهراد استاد دانشگاه شیراز ، رشته برق دارای بیشترین مقالات ISI و تولیدات علمی است،« از کل میزان تولیدات علمی بر اساس رده هایی که توسط Web of Science مشخص شده است رشته مهندسی برق و الکترونیک با ۲۱ هزار و ۷۶۶ مدرک در سال ۲۰۱۴ بیشترین تولیدات علمی را در ایران داشته است. بعد از مهندسی برق و الکترونیک، رشته شیمی چندرشتهای ۱۳ هزار و ۴۷۴ مدرک در رده دوم قرار دارد»[۳].
,سیاستگذاری نادرست وزارت علوم، تحقیقات و فناوری
, سیاستگذاری نادرست وزارت علوم، تحقیقات و فناوری,متاسفانه سیاست وزارت آموزش عالی این است که دانشجویان و اساتید دانشگاه ها به ویژه اشخاصی که به دنبال جذب در هیأت علمی دانشگاه ها هستند را ملزم می کند برای ارتقای سطح علمی خود و دانشگاه ها به نگارش مقالات آی اس آی بپردازند، هم چنین در آیین نامه ارتقای اعضای هیات علمی ، تحقق این مهم منوط به داشتن مقالات ISI شده است.[۴] حال آنکه در خوش بینانه ترین حالت کاربرد این مقالات صرفاً درون دانشگاهی و تنها میان استاد و دانشجو است و هیچ نشانی در رفع بحران های مختلف اجتماعی جامعه در آن به چشم نمی خوردکه از این رهگذر تخریب هدفمند علوم انسانی قطعی خواهد بود.
,متأسفانه دانش به اسارت سیاستگذاران غرب گرا در حیطه علمی کشور درآمده است وکارکرد دانشگاهها به جای رفع مشکلات جامعه اسلامی، در عمل به ماکت و پوسته ای تبدیل شده است که تنها برای جوامع غربی مقالات بی خاصیت تولید می کند.
,لذا رویکرد وزارت علوم، تحقیقات و فناوری کار را پیچیده تر کرده است وقتی می بینیم هیئت های علمی، استادیاران و استادان هر کدام ملزم شده اند تعدادی مقالات آی اس آی را به عنوان مهمترین شاخصه علمی آن استاد، در دانشگاه ارائه دهند.
,دانشگاهها؛ ماشین رایگان تولید مقالات ISI
, دانشگاهها؛ ماشین رایگان تولید مقالات ISI,بدیهی است الزام نخبگان علمی جامعه به نگارش مقالات ISI، تبعاتی مختلف برای استقلال علمی به همراه خواهد داشت و در عمل مراکز علمی و دانشگاهی به ماشین های تولید آی اس آی برای مراکز علمی غرب تبدیل می شود به نحوی که اطلاعات ذی قیمت نظام اسلامی را برای اثر بخشی به دشمنان کشور ارائه می دهند.
,تأسف آور است که گفته شود دانشگاه های کشور به موسسات کوچکی تبدیل شده اند که تنها هنرشان به ارائه مقالات و تولید علم برای موسسه اطلاعات علمی Institute for Scientific Information (ISI) و تأمین نیازهای فکری غرب خلاصه شده است حال با این تفاسیر آیا می توان انتظار داشت مبانی علمی منطبق بر نیازهای معرفتی کشور تولید شود؟
,به راستی وقتی اساتید دانشگاهها که دلمشغولی خود را به نگارش مقالات ISI ،محدود می کنند و در کلاس درس نیز بر مبنای دغدغه های پژوهشی خودبه تدریس می پردازند و اندیشه خود را صرفاً بر رفع نیازها و مطالبات برون مرزی مندرج در عناوین مقالات موسسه اطلاعات علمی(ISI) متمرکز می کنند آیا زمانی برای اندیشه و تفکر برای موضوعات و بحران های فکری و روحی این مرزو بوم خواهند داشت؟
,پایان نامههای انتزاعی و بعضاً برای تأمین نیازهای غرب
, پایان نامههای انتزاعی و بعضاً برای تأمین نیازهای غرب,بسیاری از اساتید دانشگاه ها با محافظه کاری ، از ورود به مباحث چالش برانگیز کشور می هراسند و صرفاً در پی روز مرگی و گذران امور آموزشی خود هستند که در پرتو بی اعتنایی به بحران های عدیدۀ این مرزو بوم صورت می گیرد.
,لذا ویروس به کار گیری ادبیات گفتاری انتزاعی و غیر کاربردی در فضای علمی کشور به شدت رونق گرفته است و تأسف آور تر این است که اساتیدی که انتزاعی ترند و به شدت در نهضت آی اس آی نویسی فعالیت می کنند باسوادتر محسوب می شوند، لیکن اساتیدی که با اجتناب از انتزاعیات و البته با دغدغه مندی در پی رفع مشکلات اجتماعی این مرزو بوم هستند دائماً مورد انتقاد قرار می گیرند که چرا نتوانسته اند مقالات آی اس آی بنگارند!، لذا به نظر می رسد مراکز علمی همه دغدغه های خود را به نگارش مقالات آی اس آی منحصر ساخته اند و گوچکترین اعتنایی نسبت به جامعه پیرامونی خود ندارد.
,در نتیجه نهضت پایان نامه نویسی غیر مرتبط با نیازهای علمی، فرهنگی،اجتماعی، اقتصادی و سیاسی..نظام اسلامی و دلمشغولی برخی اساتید دانشگاهها و حتی حوزه هاصرفاً به نفع مراکز علمی غرب تمام خواهد شد، لذا در عمل رویکردبرخی دانشگاه های کشور غیر بومی خواهد بود و برون گرایی در سیستم آموزشی آن شکل خواهد گرفت.
,عدم توجه به نیازهای واقعی جامعه، به ویژه نیازهای بومی در فعالیتهای پژوهشی و تاکید بر چاپ مقاله انگلیسی در مجلههای خارجی میتواند جامعه دانشگاهی ما را از پاسخ به نیازهای بومی غافل کند و حتی موجب فرار مغزها شود، هرچند که فرد پژوهشگر (یعنی نویسنده مقاله) به لحاظ فیزیکی در ایران زندگی کند. در واقع، اندیشه و مغز وی مهاجرت کرده است.[۵]
,با این تفاسیر آیا می توان اینگونه مراکز علمی را کارآمد دانست؟ به راستی آیا چنین مراکزی می توانند به مرحلۀ تولید علم بومی و معرفتی دست یابند؟ به راستی چه کسی و چه نهادی در کشور، پاسخگویی انقطاع تاریخی دانشگاه ها از نیازهای جامعه است؟
,سایۀ سنگین فنیگرایی در تولید مقالات «ISI»
, سایۀ سنگین فنیگرایی در تولید مقالات «ISI»,گفتنی است اغلب تولیدات علمی دانشگاه های کشور که در منابع بین المللی تحت عنوان ISI منتشر می شود بر اساس نگاه فنی صورت می گیرد که نوعی نگاه تقلیلی به همۀ مسائل پیرامونی است.
,در میان فرار مغزها نیز می توان شمار زیادی از دانشجویان و نخبگان علوم فنی را مشاهده کرد، زیرا اینگونه مهاجرت ها در پی تکمیل فرایند آموزش هایی هستند که متأثر از سیستم آموزشی غرب صورت پذیرفته است، از سوی دیگر قابلیت ارتقا و کاربرد در مراکز علمی غرب از جمله مولفه های تأثیر گذار در سیل مهاجرت دانش آموختهگان فنی و مهندسی دانشگاه های معتبر به غرب به شمار می آید،البته در این میان باید نگاه پیشرفت محور بر مبنای تأمین سود و منفعت را به مقولۀ مهاجرت مغزها اضافه کرد.
,در سیستم آموزشی داخلی کشور نیز بودجه یک گروه فنی دانشگاه تهران در یک ماه، به اندازه بودجه یک سال همه دانشکده علوم انسانی دانشگاه تهران است.[۶] که موید فنی محوری سیاستگذاران علمی کشور و در نهایت سیطرۀ نگاه فنی محور بر حیطه های مختلف علمی به ویژه علوم انسانی است.
,در خاتمه باید گفت وضعیت بغرنج «ISI»نویسی، درون گرایی و تأمین نیازهای فکری کشور را با مخاطرات متعدد مواجه ساخته است و در این میان به تشدید بحران های مختلف اجتماعی و فرهنگی دامن زده است، لذا امید است مسئولان و سیاستگذاران علمی کشور با اصلاح ساختار علمی و آموزشی کشور، در راستای ترمیم نقیصه افراط گرایی در «ISI»نویسی و مقابله با همۀ پیامدهای آن، اقدام کنند.
,.[۱] http://rvp.iau.ir/sp/index.php?option=com_content&view=article&id
,[۲] www.msrt.ir.
,[۳] رشته برق، انتخاب اول رتبه های برتر کنکور/ آمار فرار مغزهای برقی ایران؛برق نیوز.
,[۴] دیانی ، محمدحسین (۱۳۶۱). کتاب سنجی.نشر دانش، ۳(۲)، ص ۴۰-۴۷.
,[۵] فتاحی، رحمتالله (۱۳۹۰). گلادیاتورهای عصر دانش. بازیابی ۳ مهر، ۱۳۹۲
,[۶] راهکارهای دکتر ابراهیم فیاض برای رسیدن به علوم انسانی بومی؛هفته نامه پنجره.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه