شهیدی که خود خبر آمدنش را به مادر داد!
پیکر شهید تلخابی از تاریخ ۲۰ اسفندماه ۱۳۶۴ به مدت ۳۱ سال در خاکهای کوشک آرمیده بود تا اینکه در عملیات تفحص شهدای هشت سال دفاع مقدس، پیکر مطهر این شهید عزیز از سوی کمیته جستجوی مفقودین ستاد کل نیروهای مسلح از طریق آزمایش DNA شناسایی شد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از فراهان خبر؛ شهید «یعقوب تلخابی» در سال ۱۳۴۵ هجری شمسی در کوچه پس کوچههای دهستان تلخاب از توابع فراهان دیده به جهان گشود و پس از پایان دوران ابتدایی در کنار پدر کار کشاورزی را شروع کرد تا با حاصل دسترنج خویش خانواده را یاری رساند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, فراهان خبر,خدمت مقدس سربازی او همزمان با سالهایی بود که جنگ تحمیلی از سوی رژیم بعث عراق بر نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران تحمیل شده بود.
,این شهید والامقام به عنوان یکی از سربازان نیروی ارتش جمهوری اسلامی ایران خود را برای حضور در میدان نبرد حاضر کرد. و جزو نیروهای لشگر ۸۱ کرمانشاه ساماندهی شد و در ۲۰ اسفندماه سال ۱۳۶۴در منطقه کوشک به شهادت رسید.
,,

, ,
شهید تلخابی ۳۱ سال در گمنامی و در خاکهای کوشک آرمیده بود تا اینکه در عملیات تفحص شهدای هشت سال دفاع مقدس، پیکر مطهر این شهید عزیز از سوی کمیته جستجوی مفقودین ستاد کل نیروهای مسلح از طریق آزمایش DNA شناسایی شد.
,,

, ,
پیکر این شهید والامقام در ۸ مردادماه امسال همزمان با سالروز شهادت امام صادق(ع) در دهستان تلخاب فراهان با خیل عظیم مردم فراهان تشییع شد و پیکر این شهید در گلزار شهدای گمنام این شهرستان به خاک سپرده شد.
,پیکر شهید تلخابی پس از گذشت ۳۱ سال در حالی به خانه بازگشت که پدرش تا آخرین روز زندگیاش انتظار دیدار روز فرزند را داشت و خواهرش نیز دیگر در جمع خانواده حضور نداشت.
,,

, ,
از لحظه فراق مادر تا لحظه در آغوش کشیدن فرزند
,مادر شهید که در گفتگو با خبرنگار فراهان خبر با اشاره به اخلاق نیکوی فرزندش گفت: یعقوب از همه فرزندان مهربانتر بود، وقتی که بار سوم راهی جبهه شد، شهادتش به وی الهام شده بود، هنگام خداحافظی مرا در آغوش گرفت و تا می توانست گریه کرد و حلالیت طلبید، گویی می دانست که آخرین دیدار است، شبی در ماه رمضان خواب دیدم دخترم که مرحوم شده در وسط حیاط ایستاده است، هواپیمایی بالای سر خانهمان که پرچم انقلاب اسلامی دارد، متوقف شد و تابوتی را بالای پشت بام منزل گذاشت، رفتم تا در تابوت را بازکنم که از خواب بیدار شدم.
, فراهان خبر,وی افزود: بعد از گذشت یک ماه، خبر بازگشت پیکر فرزندم شهیدم را آوردند.
,او با سوز دل از دلتنگیهای پدر یعقوب برای ما بیان می کند و از سالهای چشم انتظاری که پدر را از پای درآورد، می گوید: پدر شهید همیشه با عکس شهید درد و دل میکرد، در نجواهای شبانه اش با خدایش از فراق یوسف می گفت و دعایش رسیدن خبری از یوسف بود.
,وی افزود: دلم که برای شهید که تنگ میشد به سراغ عکسش میرفتم، عکس را در دست میگرفتم و این قاب عکس مونس سالهای تنهایی من بود، پدرش هم همیشه چشم به راهش بود که یک روز برگردد، حال که برگشته مزارش مونس تنهایی های من است، ساعتها بر سر مزارش با او حرف می زنم و از قصه های این چند ساله می گویم.
,مزار این شهید در گلزار شهدای تلخاب امروز آرامگاه عاشقان و عارفان است.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه