یادداشت؛
جامعه و برخی بی احترامی ها به ارزش واقعی واژگان زیبای پارسی
واژه ها نیز مانند انسانها برخوردار از حال و روزی خاص و هرکدام در مسیر سرنوشت شان دارای قصه هایی هستند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از صبح شفت: قاسم خوش سیما در یادداشتی نوشت:حکایت واژه ها همان حکایت انسانها است که اگر دچار حوادث قهریه روزگار شوند ممکن است انتهای کارشان به ناکجا آبادهای بی نام و نشانی رهنمون گردد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, صبح شفت:,واژهایی که مانند آدمیان دارای طلوع و افولند و باز ممکن است به دلایل مختلف دچار فراز و و فرودهای ناخواسته ای گردند که آنها را از عرش به فرش و بالعکس تغییر جایگاه دهد.
,در کنار موارد فوق برخی مصیبت ها نیز وجود دارند که وقتی بر سر واژه ای خراب می شوند جامعه پیرامونش را نیز تحت تاثیر قرار می دهند و اجتماع هدف، هم متاثر از بی احترامی هایی می شود که به این کلمات شده است. جوامعی که هرکدام دارای ابزاری از زبان به نام " واژه " هستند که آن ابزارها دارای بار معنوی، بار حقوقی، بار معنایی و مفاهیمی از این دست می باشند که در ادامه به آنها خواهیم پرداخت.
,** سهام عدالت: واژه مقدس و پرمعنای " عدالت " و پیوندی که با نام " سهام عدالت " بسیار مشهور شده است. عدالتی که برای انسان از چنان قدرت و مرتبه ای برخوردار است که از بدو پیداش خود، جهت رسیدن به آن آرمان شهر " عدالت محور " جنگیده است. عدالتی که بزرگنامانی از جامعه انسانی در راه تحقق آن در دل تاریخ جا گرفته اند و در هر جامعه از بالاترین اهداف اجتماعی به حساب می آید.
,حال بخواهیم این واژه را برای پروسه ای به استخدام بیاوریم که تمام عواید آن برای یک ایرانی پنجاه هزار تومان است. در حالیکه در همین کشور کارهای بیشماری برای تحقق عدالت صورت گرفته و البته این اصطلاح سازی، یک بی سلیقگی محض در جهت استفاده از یک لغت بسیار ارزشمند، مقدس و متعالی است که برای نشان دادن یک امر کوچک استفاده می شود.
,** یارانه: واژه ای که روزگارش در چند سال اخیر پستی و بلندی های فراوانی را تحمل نموده، اکنون نیز اوضاع مجهول، مبهم و بلاتکلیفی را سپری می نماید و خودش هم به " چه کنم چه کنم " افتاده است. واژه یارانه ای که دورانی برای خود سری در سرها داشت و کاملا آبرومند در گوشه ای از باغ زیبای کلمات امورات می گذرانید. نه کار به کسی و نه کسی با او کاری داشت. واژه هرزه ای هم نبود، زیاد به چشم نمی آمد و مانند دخترکی سر به زیر، آهسته می آمد و آهسته می رفت. نه در چشم و نه لود بود که همه جا صحبت از آن باشد و پشت سرش حرفها بزنند.
,واژه ای که تا چند سال قبل معنی آن " کمک " بود و کم کم به سوی معنی " درد سری برای دولت " تغییر ماهیت داد. همان دارویی که روزی قرار بود درد جراحی بزرگ اقتصادی کشورمان را التیام دهد اما اکنون آفت جان برخی ها شده است. مصیبتی عظمی درمیان علمای اقتصادی و پاشنه آشیلی برای دیگر دعواهای اجتماعی بین برخی جناح های کشور که نگویید و نپرسید.
,** قرض الحسنه: واژه ای مقدس شرعی که در نظام بانکی ما متداول است. پولی که بر اساس مفاهیم دینی باید به انسانی پرداخت شود که نیازمند قرض گرفتن باشد، نه قرض دادن مردم به بانک های متمولی که نه تنها نیازمند نیستند بلکه با استفاده از منابع حاصل - با سود گزاف - در غالب " وام " برای مردم " دام " می گسترند.به طوری که در میان تمام گناهان این عمل، واژه مقدس قرض الحسنه نیز به تمسخر گرفته می شود.
,** مدارس غیر انتفاعی: یعنی مدارسی که بر اساس اسم خود، نباید از مبادلات مالی حاصل از آن، انتفاع یعنی" ســود" حاصل شود و قصد انجام کار، بهره و همان انتفاع اقتصادی نباشد که البته اینگونه نیست و از مهمترین اهداف دایر کردن چنین دایره و تنبک هایی، تنها پول و درآمد است.
,** اشتغال زایی: این واژه ی زیبا نیز در ادبیات کشورمان محجور مانده است. به نحوی که قوانین و دستورالعمل هایی که در مسیر تولید و زایش شغل وجود دارد، به نحوی دست و پاگیر و بروکراتیک است که به " اشتغال زدایی " در جامعه دامن می زند و اعمالی که زیر پرچم واژه اشتغال زایی انجام می شود در سالهای اخیر به اشتغالزدایی ختم شده است.
,** دانشگاه آزاد اسلامی: که واژه های بکار رفته در اسم آن، کمی برای قامت برخی از مراکز آموزشی این دانشگاه گشاد است. جایی که برخی واحد های آن کمتر شباهتی به دانشگاه دارند، ورود به آن آزاد نیست و چه تاصی از دین مبین اسلام می برند خدا می داند.
,** وزارت ورزش و جوانان: که این کلمات نیز در آن وزارتخانه به فضاحت افتاده اند. جایی که نه به درد ورزش به معنای تامین کننده ی کالای سلامت می خورد و نه می تواند دردی از جوانان این مرز و بوم دوا کند.
,** باشگاههای فرهنگی ورزشی: که علاوه بر آنکه کمترین مباحث فرهنگی در خیلی هایشان رعایت نمی شود بلکه ورزش را نیز تنها به شکل صنعتی و قهرمانی دنبال می کنند که اخلاق و فلسفه ورزش در سایه این واژه های زیبا پژمرده شده است.
,**راهنمایی و رانندگی: نام اداره ای که کارش هیچ راهنمایی برای رانندگان معابر به همراه ندارد و کمترین عملی که در این خصوص انجام می شود توسط اندک تابلوهای موجود است و حرفه رانندگی نیز از سوی مردم انجام می شود. آموزش رانندگی هم مداوم نیست و در مجموع ترکیب به درد بخور و زیبایی به نظر نمی رسد.
,** مسکن مهر: که این سازه های عمدتا مشکل دار چه ارتباطی با واژه های زیبای مهر، محبت و مهربانی دارند نمی دانیم؟
,** نماینده مردم: کسی که از قدرت مردم قدرت می گیرد. نماینده ای که کمتر در دسترس مردم است و فردی که همه ی وجودش از مردم است در برخی موارد در خدمت آنان نیست و این نیز نوعی واژه سوزی متداول است.
,** خصوصی سازی: واژه ای ناصحیح برای پروسه ای که در حقیقت برخی موارد به " خودمانی سازی " ختم می شود.
,** مدیریت: واژه بسیار بزرگ و کاربردی که برخی موارد به افرادی الصاق می شود که در بهترین حالت ممکن " ماشین امضاء " هایی به حساب می آیند که تنها هنرشان آن است هرچه مقابلشان بگذارند امضا می کنند و جز آن خلاقیتی ندارند.
,** گاز مایع : پیوند اشتباهی از واژه های گاز و مایع که در جایگاه های عرضه گاز استفاده می شود. به شکلی که مواد موجود در طبیعت تنها به سه شکل گاز، مایع و جامد وجود دارند و چیزی به نام " گاز مایع " بی معنی است.
,** کارت هوشمند: باز هم واژه هایی که به درستی استفاده نشده اند. کارتهایی که تنها جهت ثبت اطلاعات کاربرد دارند در حالیکه از نظر فیزیولوژی، هوش پدیدهای است که در اثر فعالیت سلول های قشر خارجی مغز یعنی " کورتکس " آشکار می شود و از نظر روانی خاصیت سازگاری موجود زنده با شرایط محیطی را فراهم می کند.
,** قهوه خانه ای که هیچگاه قهوه ندارد و مدام چای می فروشد، جشن چهار شنبه سوری که روز سه شنبه برگزار می گردد، قنادی هایی که همه نوع کالاهای شیرین در آنجا پیدا می شود جز قند، برخی افراد مانند بنده که نام خانوادگی شان " خوش سیما " یعنی خوش چهره است، برف پاک کن هایی که ممکن است بر خودروهایی نصب باشند که هیچگاه برفی بر آنان نمی نشیند، تنها آب را از روی شیشه ماشین ها می روفند و در حقیقت بیشتر " آب پاکن هستند، بخاری هایی که همه کار می کنند جز بخار، روزنامه هایی که روزانه هیچ نامه ای در آنها نوشته نمی شود و برخی موارد به " روزی نامه " تبدیل می شوند و موارد بسیاری از این دست که استفاده ناصحیح از لغات را نشان می دهند و در مجموع با استخدام غلط برخی واژه ها چنان اجحافی به آنها نموده ایم که در مواردی مانند " سهام عدالت " هیچ گاه قدرت کمر راست کردن نخواهند داشت.
,
در پایان تاکید چند باره آنکه، سرگذشت واژه ها مانند سرنوشت انسانها دارای غصه ها و قصه های پر فراز و نشیب فراوانی است و آنها نیز مانند ما آدمیان نمی دانند فردایشان چه خواهد شد. باز هم سرگذشت واژه " یارانه " که روزی به اشتباه سوگلی مردم و سخنان گرمابه و گلستانشان به حساب می آمد اما اکنون حال و روز مناسبی ندارد و روزگار، زین پس چه بازیهایی برای آن دارد فقط خدا می داند و بس.
بنابراین شایسته است قبل از زندانی کردن واژها در برخی عملکرد های ضعیفمان، به این موضوع مهم نیز توجه نمائیم که وارسی کردن چنین مواردی توسط آیندگان، قسمتی از تمدنمان را هویدا خواهد نمود.
,
انتهای پیام/
,]
ارسال دیدگاه