باورهای عمومی مردم منطقه درگزین در پایان سال و عید نوروز
ایام نوروز در مناطق مختلف جغرافیانی سرزمینی و فکری ایران بزرگ با آیینها، آداب و رسوم مختلف برگزار می شود.منطقه درگزین نیز به عنوان میراث دار فرهنگی بزرگ از این آیینها سرشار است.متن زیر بررسی برخی از این آیینها توسط فرهنگی با سابقه مدارس استان و شهرستان و کارشناس فرهنگ عامه می باشد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از صبح رزن،مرسوم بود که قدیمیها به اسفندماه نیز یک تقسیمبندی زمانی سه ده روزه قائل بودند. ده روز اول"اهمن بهمن- هاموسونوی عهده سی من.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, صبح رزن،,,
قار گلر خرمن، خرمن" یعنی من(منظور ده روز اول اسفند) عهدهدار تحمیل سرما به شما، بهاندازه تمام ایام گذشته زمستان خواهم بود.
,,
خیال نکنید که چون نفس آشکار آمده و یا زمین را در حال بخار کردن تصور کنید زمستان تمام گشته است؟! نه زمستان هنوز ادامه دارد. در باور عمومی سنتی اهمن و بهمن را پسران پیرزن(قری) می دانند. (اهمن، بهمن، برف بارد خرمن خرمن، آرد ذخیره کن یکصد من، روغن بیار ده من، هیزم بکن یک خرمن، عهده همه بامن).
,برخی ها نیز بر این باورند که اسفند ماه شامل ده روز اول اهمن و ده روز دوم بهمن و ده روز سوم پیرزن(قری) می باشد و ائیشه پئیشه ده روز بعد از عید نوروز یا دهه اول فروردین ماه می باشد.
,قری(پیرزن)
,ده روز دوم اسفند را "قری" یا پیرزن مینامیدند حال اگر هوا صاف و دلپذیر نشان میداد، گفته میشد: "قری چیخیب داغ باشونا" یعنی پیرزن به بالای کوه رفته است.
,,
اما اگر سرما و کولاک رخ میداد، میگفتند: "قری گیریب کُلبیه" یعنی پیرزن سردش بوده و از ترس سرما به داخل سوراخ هواکش تنور پناه برده است.
,,
هوا در این ایام لحظه به لحظه در حال تغیر میباشد و گاه برف درشت و بصورت تیلههای کوچکی به یکباره باریدن می گیرد و برخیها را عقیده بر این بود که پیرزن به علت خوب بودن هوا به بالای کوه رفته بود که نخ گردنبندش بریده و این دانه های برف مهرههای گردنبند پیرزن میباشد و به زمین ریخته میشود.
,ائیشه پئیشه
,همانگونه که در قبل اشاره شد، ده روز سوم اسفندماه را "ائیشه پئیشه" دانسته و میگفتند: "ائیشه پئیشه، (برزگرلر=کشاورزان) یا سیغیرلر چیخه ایشه یادا ایتلر داراشا لشه".
,,
یعنی در این ده روز یا کشاورزها برای کار گاوهای شخمزن را از آغلها به بیرون میکشند یا احشام از گرسنگی میمیرند و سگها به دور لاشه دامهایی که از گرسنگی مردهاند، جمع میشوند. البته برخی بر این باورند که ائیشه پئیشه ده روز اول فروردین ماه را شامل می شود.
,,
اما آنچه قابل تاکید می باشد این است که در این منطقه در سه فصل از سال (پائیز زمستان و نیمه اول بهار) بارش برف و سرمای شدید تعجب برانگیز نبوده و باید زمستان را طولانی پیش بینی نمود.
,در این ایام حرارت خورشید بر زمین مؤثر واقع میشد و مردم با ابزارهایی مثل بیل و کلنگ و ... لایههای یخ معابر را میشکستند تا هرچه زودتر آبشده و معابر تمیز و خشک شود.
,در ایام آخر زمستان مردم با انتخاب و آوردن قسمتی از برف تمیز که قبلاً در دسترس کسی نبوده و دور از آلودگی است، را با شیره انگور آمیخته و سپس نوش جان میکردند که به آن "قار شیره" میگفتند.
,در ایام پایانی زمستان باد نسبتاً شدیدی وزیدن میگیرد که به آن آغ یئل(باد سفید) گفته میشود. این باد در ذوب کردن برفهای روی زمین از نور خورشید آن ایام هم بیشتر مؤثر میباشد.
,خرید "بیرام تانخاسو"
,در ایام پایانی سال عمده خرید نیازهای مردم منطقه از بازار قروه انجام میشد و مردان خانواده روستاهای اطراف برای خرید سوروسات یا "بیرام تانخاسو" به بازار قروه که در آن زمانها بازار قدیمی و بازار ولیعصر کنونی را شامل میشد، آمده و با خرید ملزومات برای ایام عید نیازهای خانواده را برآورده مینمودند.
,,
ازجمله خریدهای عید نوروز ترقههای دستساز پیچیده شده در تکههای پارچه و فشفشههای موسوم به هفترنگ و نخودچی و کشمش و ... بود که بچهها بسیار طالب و علاقهمند آن بودند. تنها وسیله ارتباطی مردم در گذشته با نامه نگاری بود.
,,
نامههای ارسالی از مبدأ (متعلق به سربازان و ...) توسط پست به مغازههای مشخصی در بازار قروه تحویل میشد. شیوه نگارش آدرس نامهها به اینگونه بود: "قروه درجزین- برسد به مغازه آقای ... آنهم زحمتکشیده بفرستد به روستای ... برسد به دست مشهدی ... ملاحظه فرمایند". صاحب مغازه نیز با حس امانتداری بر اساس آدرس روستا از طریق مشتریانش نامهها را به مقصد و به دست گیرنده میرساند و با این شیوه مغازهداران بهصورت غیررسمی نامهرسانی نیز میکردند.
,,
,
چهارشنبهسوری
,آخرین چهارشنبه سال را "کؤله چهارشنبه"(چهارشنبهسوری) میگفتند که مراسم خاصی داشت. خانمهای خانه، قبل از رسیدن چهارشنبهسوری اقدام به خانهتکانی نموده و تمام جل و پلاس خانه را بیرون ریخته و پس از نظافت عمومی و جارو کردن و شستشوی البسه و برخی پلاسهای کثیف و سفید کردن خانهها با کشیدن گلسفید(لاوا) آماده رسیدن سال نو میشدند و اعضای خانواده عصر چهارشنبه سوری در بالای پشتبامها یا حیاط خانه جمع شده و با برافروختن آتش و پریدن از روی آن و زدن ترقه و فشفشه بازی و روشن کردن چتکه آتش که عبارت بود از تکه چوبی که به یک سر آن مقداری پارچه کهنه بسته(معروف به عم.. باشو) و با آغشته کردن به نفت آن را آتش زده، و به دور سر خود چرخانده و یا به آسمان پرت می نمودند و به این شیوه به شادی اتمام زمستان و بدرقه بهار میپرداختند و دختران دم بخت نیز با نیت کردن از روی آتش میپریدند تا بختشان باز شود.
,,
,
در عصر چهارشنبهسوری برخی مراسم پراکنده خرافی شامل کشیدن داس به کنج و زوایای خانهها و یا غلت زدن برخی افراد خرافی در میدان روستا برای ریخته شدن تمام درد و بلاها میپرداختند که امروزه این رسوم از بین رفته است.
,جمعه آخر سال
,عموم مردم و بخصوص خانوادههایی که عزیزی را در ایام یا ماههای گذشته از دستداده بودند و هنوز نوعید فوت شدهشان فرا نرسیده بود با حضور بستگان نزدیک و اهالی محل، روز جمعه آخر سال را نوعید میگرفتند که به آن "اؤلولر بیرامو"(عید مردگان) گفته میشود.
,,
,
روز قبل از جمعه یعنی پنجشنبه "اَلَفه(عرفه) گونی" گفته میشود و دو سه ساعت قبل از غروب آفتاب، عصر روز الفه با در دست داشتن سینی حلوای تهیه شده از روغن حیوانی شیره انگور و آرد تفت داده شده گندم، همگی بر سر مزار اموات حضور یافته و با خیرات کردن آن و خواندن فاتحه برای اموات طلب آمرزش میکردند.
,,
اگرچه در برخی از روستاهای منطقه این مراسم در روز عید نوروز برگزار میشد، اما عمدتاً بزرگان قوم بر این عقیده بودند که نوعید اموات و مراسم ترحیم و فاتحهخوانی در سال کهنه و رو به پایان را باید مختومه نمود تا خانوادههای معزی از عزا دربیایند و بتوانند عید نوروزشان را جشن بگیرند تا سال جدید را با عزا آغاز نکنند و در روحیه اعضای خانواده تأثیر منفی باقی نگذارد.
,,
,
لذا عصر آخرین شب سال که منتهی به عید نوروز بود تعدادی از همسایگان و اقوام دور و آشنایان، پیشقدم شده و در منزل یا پشتبام خانواده معزّا حضور یافته و اقدام به برافروختن بوته های آتش مینمودند تا بهنوعی اهالی آن خانه را از عزا درآورند. در بین قدیمیترها به عید نوروز "شاه بیرامو" گفته میشد.
,,
از بازی هایی که در ایام پیش از عید نوروز شروع می شود و تا چند روز هم ادامه می یافت «آشّوق اویناماق» (قاب بازی) بود که کنارههای چهار جانبی قاب را جیک و بوک و آلچی و توخان مینامیدند که برای مناسب سازی قابها با کشیدن به سنگ و سمباده جوانب آن را صاف نموده و سپس در بازی به کار میبردند.
,,
امروزه این بازی کاملا از بین رفته است همچنین تورنا بازی و الک دولک، مسابقه پرش طول و ارتفاع نیز رونق خاص خود را داشت.
,از بازی های جالب و اختصاصی که چند روز به عید نوروز مانده رونق پیدا می کرد و تاچند روز بعد از عید هم ادامه می یافت تخم مرغ بازی « یا نومورتا چوغّوشدورماخ » بود.
,,
ابتدا بازدن تخم مرغ به دندانها و انتخاب سفت ترین آنها بازی شروع می شد و از صدای برخورد تخم مرغ با دندانهای جلویی می توان به شل یا سفت بودن آنها پی برد. سپس به نوبت با تعیین شرایطی که مورد موافقت همدیگر قرار می گرفت یکی مشت دست خود را که تخم مرغ در آن قرار داشت پایینتر از حریف خود میگرفت و دیگری با زدن ضربه توسط سر تخم مرغ خود موجب شکستن یکی از تخم مرغها از ناحیه سر یا ته می شد و هرکسی که تخم مرغش شکسته می شد او بازی را می باخت و باید تخم مرغ خود را به برنده می داد.
,,
,
گاه مشاهده میشد که برخی از افراد با ظرافت خاصی اقدام به دست کاری و تخلیه محتوی تخم مرغ مینمود و داخل پوسته را با موم و زاج پر میکرد که به این نوع تخم مرغ "زنگ جوش" گفته میشد و عملی متقلبانه و غیر صادقانه تلقی میگردید.
,,
,
بو بیرام پلو او بیرام پلو
,با توجه به فقر گسترده در سطح روستاهای منطقه در گذشته های نه چندان دور، نوعی غذای محلی از طریق دم گذاشتن ترکیب رشته محلی(برشته شده) با برنجتهیه میشد که این نوع غذا بسیار اشرافی و مختص خوانین تلقی میشد و خانواده های فقیر به جای برنج از عدس استفاده می نمودند.
,,
این نوع غذا عمدتا در شبهای عید و گاه در شب پایان برداشت گندم در خانوادهها سرو میگردید و ضعفا و خوشنشینها از این عید نوروز تا نوروز بعد فقط یک بار از این غذا را تهیه مینمودند و به همین خاطر داستانکی گفته می شد که بوسیله نحوه و لحن بیان خاصی، هر شب پلو خوری خوانین را با فاصله بسیا دور و بعید وانمود کرده و از این سر سال تا آن سر سال پلو خوردن رعیت را بسیار نزدیک نشان می داد که این امر موجب پیدایش عنوان این مبحث گردیده است.
,از دیگر رسوم منطقه درگزین این است که عصر روز قبل از عید مواد غذایی یا شام پخته شده ای (رشته پلو) به همراه یک تکه لباس یا پارچه یا پول نقد به خانه دختران خانواده که قبلا ازدواج کردهاند برده و همچنین خانوادههایی که پسرشان نامزد دارد نیز این هدیهها را که شامل: روغن، چای، نبات، شیرینی، حبوبات، میوه، اگیردگ (شیرینی محلی روستا)، شکلات و شیرینی، کله قند، گوشت و هدیه ای برای عروس( مثل طلا یا لباس) می باشد به همراه زنان اقوام نزدیک در مجمعه های بزرگ که شال قرمز رنگی روی آن کشیده اند به سر گذاشته و به خانه پدر عروس آیندهشان می برندکه به آن "بیراملوخ" می گویند.
,قبل از روز عید نوروز خانم خانه تخم مرغ ها را درون ظرفهایی که رنگ های قرمز یا زرد یا قهوه ای قرار داده و ضمن آبپز نمودن بدین وسیله تخم مرغ های رنگی زیبایی را درست می کردند که زینت بخش سفره هفت سین میشد و به بچه ها عیدی می دادند. معمولا به بزرگترها دو تخم مرغ و بچه ها یک تخم مرغ عیدی داده می شود. خانواده هایی که عزیزی را در ماههای گذشته از دست داده باشند معمولا تخم مرغها را رنگ نکرده یا به رنگی غیر از قرمز مثلا با چای یا کاه رنگ مینمایند.
,شال آویزان کردن داماد یا پسر بچه ها در شب عید نوروز یا "شال ساللاماخ"
,پس از تاریک شدن هوا و صرف شام (که عمدتا رشته پلو با رشته محلی می باشد) در شب عید نوروز مراسمی قدیمی به یادگار مانده از نیاکان وجود دارد که به آن شال آویزان کردن یا "شال سالّاماخ" گفته می شود. پسران نوجوان و یا جوان در کرفس به این آداب بسیار پایبند بودند این رسم در اغلب مناطق ترک نشین وجود دارد.
,,
معمولا نوجوانان با تهیه شال گردنی بلند و یک رو سری (شالقرمز) یک سر آنها را به هم گره زده تا وسیله نسبتا بلندی تهیه کرده باشند و در شب عید نوروز به صورت ناشناس به پشت بام خانه اقوام نزدیک و یا همسایگان رفته و یک طرف آن شال گردن را در دست گرفته و طرف شال رو سری را از باجه ( سوراخ سقف خانه) به داخل خانه وارد و آویزان کرده و منتظر عیدی صاحب منزل می مانند.
,صاحب خانه ضمن ابراز خوشحالی و خوش یمن دانستن این اتفاق، از فرود آمدن شال بسیار خوشنود شده و آن لحظات را شیرین و امیدبخش و مفرح دانسته و صاحب خانه بسته به وسع خود به شال آویزان شده، عیدی های مثل تخم مرغ، جوراب پشمی (مختص داماد)، شیرینی و نان روغنی(اگیردک)، پول، گردو و بادام و... میبندند.
,,
(در سالهای اخیر علیرغم تغییر در معماری منازل مسکونی، روزنه باجهها از بین رفته و ساختمانهای امروزی دیگر باجه و دودکش در سقف ندارند. اما این رسم همچنان پابرجا بوده و به همین خاطر از پنجره یا روشنایی، شال به درون خانه فرستاده شده و سپس با زدن ضرباتی با ترکه چوبی به پنجره صاحب خانه را از آمدن شال مطلع می نمایند و پس از بستن عیدی در گوشه شال، نوجوان ناشناس با خوشحالی به عنوان عیدی در شب عید نوروز آن را بالا می کشد.
,,
,
گاه صاحب خانه اگر در خانه دختر قنداغی داشته باشد به شوخی قنداقه دختر بچه را در گوشه شال بسته و اظهار می کند اگر دوست داشته باشی میتوانی این دخترک را به عنوان عیدی بالا بکشی و برای خودت ببری! حجب و حیای نوجوان و مکالمات آنها باعث میشودتا اعضای خانواده نیز مدتی به این صحنه خنده سر داده و لحظات شادی سپری می کنند.
,پسران نامزد دار نیز برای گرفتن عیدی خود از خانه نامزدش با تهیه شال و تعیین نشانه ای رمز آلود و آویزان کردن آن، انعام خاصی از خانواده عروس می گرفت که یکی از اقلام آن شامل جوراب پشمی دست بافتی بود که حتما توسط خود عروس بافته شده بود. این هدیه برای داماد ارزش بسیاری داشته و دارد.
,,
در بعضی مواقع پسرهای جوان نامزددار بادوستان خود بر پشت بام خانه ها رفته وشال می انداختند و معمولا فامیل ها هم می دانستند داماد آینده می خواهد بیاید شال از رورنه خانه آنها بندازد چیزهای باارزشی آماده کرده و به شال آنها می بستند و پسر نامزد هم هرچیزی که جمع کرده باشد آن را برای نامزد خودشان تقدیم می کنند.
,در روز عید نوروز مادر خانواده قبل از همه چیز سفره هفت سین یا (بیرام سورفاسو) را در مکان مناسبی میچیند که در آن سفره علاوه بر قرآن مجید (نماد معنویت و اعتقادات دینی) و آینه و تنگ یا کاسه آب که (نماد نور و روشنایی) و شیرینی و تنقلات و آجیل، مواردی مثل سیب، سنجد، سماق، سرکه، سبزه، سمنو، سیر و سکه که به ترتیب نماد عشق و محبت، سلامتی رویش و شیرین کامی و باروری، مکنت و دارایی می باشند خودنمایی می کند.
,,
البته برخی خانواده ها بعضی از این اقلام را به دلایلی در سفره هفت سین خود استفاده نمی کنند و آن را نهی می کنند. مثل سرکه یا سماق به دلیل طعم ترشی که دارند و معتقند که آنها مانع شیرین شدن زندگیشان می شود .
,در لحظه تحویل سال همه اعضای خانواده سعی می کنند که در خانه و دور سفره هفت سین حضور داشته و با بزرگ خانواده دعای تحویل سال را زمزمه کرده باشند.
,,
پس از آن اعضای خانواده با مصاحفه و دیده بوسی عید را به همدیگر تبریک میگویند. سپس اگر عروس و داماد جوان خانواده که به همراه خانواده داماد گذران زندگی میکنند با همراه داشتن جعبه شیرینی یا یک کله قند به دیدار پدر و مادر عروس عازم میشوند.
,"بیراملاشماغ" یا دیدوبازدید عید
,بیرام اولار قووم قارداش گؤرؤشار دیدهم نمی درگاهلارا قاروشار
,در ایام عید نوروز افرادی که از روستا به شهرهای دیگر مهاجرت نمودهاند به روستا بازگشته و مراسم عید را به همراه اقوام خود جشن گرفته و به دید و بازدید بستگان میشتابند. لذا در ایام عید کوچههای روستا پرجنب و جوش شده و حال و هوای خاص پیدا می کند.
,اگر برخی افراد در طول سال با بعضی از بستگان یا همسایگان کدورتی در دل داشته باشند به مناسبت عید نوروز همگی سعی مینمایند تا کدورتها را کنار گذاشته و دلها را مصفا نموده و به دیدار هم رفته و با آشتی روابط خود را حسنه نمایند.
,از دیگر رسومات منطقه درگزین این بود که بچه ها در روز عید نوروز با پوشیدن لباس نو به در خانه اقوام و همسایگان به ترتیب از نزدیک به دور، به عید دیدنی رفته و عید را به آن خانواده تبریک میگفتند و خانم خانه هم به هریک از بچه ها عیدی می دهد مثل: جوراب ، تخم مرغ، پول و فتیر و اگیردک و آجیل و ... .
,مردم ترک زبان بر این عقیدهاند که اگر عید نوروز در سال جدید با روز شنبه مقارن باشد، سال جدید، سال خوب و پر برکتی برای آنها خواهد بود و مثالی هم در این خصوص وجود دارد که می گویند.«ایهات بیرده بیرام دوشه شمّیه(شنبهیه)».
,از رسوم دیگر منطقه ما در دیدوبازدید روز عیدنوروز این است که مردان و زنان خانواده سعی میکنند در اولین فرصت برای دید و بازدید بزرگان ایل و طایفه و پدر و مادر خود یا روحانی محل با همراه داشتن کله قند یا شیرینی ادب و احترام بزرگتر فامیل یا روستا را به جا آورند و بزرگترهای فامیل روز اول را در خانه نشسته و منتظر کوچکترها می شوند و ابتدا کوچکترها به دیدن بزرگترهای قوم می روند و بعد از ظهر و یا فردای عید نوروز بزرگان به عید دیدنی می روند.
,الفاظی که هنگام عید دیدنی در محاورات عمومی با همدیگر رد و بدل میکنند پس از سلام و علیک عبارت است از: "بیرام شریفیز مبارک اولسون. گلن گونلریز خیر لیگه گلسین. مین بیله بیرام گورهیز. فصل باهارویز مبارک اولسون. ایلیز ایامویوز شادلوغا گلسین. اؤوزده شاد اولایوز" عید شریفتان مبارک. ایام پیش رو به خیر و نیکی باشد.
,,
هزار بار از این عیدها ببینی. فصل بهارتان مبارک باشد. سال و ایامتان به شادی. در خانه خود شادکام باشید....
,عقیده ای در میان قدما وجود دارد که بهمحض آغاز سال جدید خورشیدی، اهالی منطقه یکم فروردین را الگویی از فصل بهار و روز دوم را بهمثابه تابستان و روز سوم را نماد پائیز و روز چهارم را نیز الگوی زمستان آینده تلقی مینمودند.
,,
اگر بعد از عید نوروز با ایام سرد و برفی مواجه شوند، میگویند: "بیراما چئی که قیشدی، بیرامدان بیر آی صورایادا ضربه ضرب قیشدی" یعنی تا عید نوروز که حتماً زمستان است، بعد از نوروز هم یک ماه را باید زمستان قدرتمندی تلقی کرد و حتی در دهه اول اردیبهشت نیز بارش برف و کولاک و بسته شدن گردنههای منطقه مسبوق به سابقه است.
,روستائیان به بهانه عید نوروز در طول 10 روز اول فروردین ماه سعی مینمایند حتی به دیدار دورترین اقوام خود نیز رفته و صلهرحم را به جا آورند.
,,
و گاه بر همین اساس گفته میشود:"حتما گرک بیرام اولا که فامیل فامیلین گؤرومونه گیده؟ بیزیم فامیلچیلیگیمیز بیرامنان بیراما اولوبدو". اگر هم دیر به دیدار فامیلی بروند در توجیه آن میگویند:"آرپا سارالانا چئین، بیرام حسابوندادو".
,نحس دانستن سیزده بدر
,برخی از افرادی که تفکرات خرافی دارند روز سیزده بدر را نحس میدانند و بر این باورند که هر اتفاق ناگواری در این روز موجب پدیدآمدن روزهای نه چندان خوش در طول سال خواهد شد و به همین خاطر از هرگونه مجادله با افراد خودداری نموده و از تسبیب در شکسته شدن چیزی و آسیب دیدن اجتناب نموده تا در ایام عادی سال زندگی خوب و خوشی داشته باشند.
,,
قدیمی ها در این روز به باغ خود رفته و برای نهار تخم مرغ نیمرو میکردند و ذره ای از آن هم به مو باغ خویش میچشاندند تا در آن سال باغ محصول بیشتری بدهد.
,در روز سیزده بدر خانواده پسری که نامزد کرده باشد از خانواده دختر نامزد و بستگان نزدیک دعوت به عمل آورده و با هم به دامن طبیعت می روند.
,,
در روستای کرفس برخی جوانان از شب قبل سیزده بدر به دامن طبیعت رفته و شب را در کوه یا مزرعه سپری و با بازیهای محلی لحظات خوشی را سپری میکنند. پیش غذای نهار سیزده بدر در جمع خانواده ها آش رشته می باشد. بازیهای محلی جوانان در این ساعات از هر چیزی دیدنی تر میباشد.
,,
محمدرضا رعد
,,
]
ارسال دیدگاه