شهید صادق ورمزیار/
شهید کردستانی که در روز تولدش آسمانی شد
شهید صادق ورمزیار این آزاد مرد دلاور، پس از سال های مجاهدت سرانجام در روز نهم مهرماه سال 1366 (روز تولدش) در درگیری با عناصر ضد انقلاب در روستای تجره هدف ده ها گلوله دشمن قرار گرفت و روح بلندش به آسمان ها پرواز کرد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از پیشمرگ روح الله، پیشمرگ مسلمان کرد شهید صادق ورمزیار فرزند محمد در روز نهم مهرماه سال 1335 در روستای دیرمولی از توابع بخش ژاورود شهرستان سنندج در خانواده ای متدین دیده به جهان گشود. صادق از زمانی که به سن تحصیل رسید وارد مدرسه شد، اما نبود امکانات آموزشی کافی در روستا باعث شد قبل از اتمام مقطع تحصیلی ابتدایی دست از درس و مدرسه بکشد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پیشمرگ روح الله,,
صادق در دوران کودکی، سختی کار در روستا را تجربه کرد و به دلیل ویژگی های روحی و جسمی خوبی که داشت، گردنه های سخت زندگی را با موفقیت پشت سر گذاشت و آبدیده شد. صادق نوجوانی بیش نبود که پا به پای مردان آبادی کار می کرد و چه بسیار شب هایی که تنها در مزرعه می ماند و تا صبح عرق می ریخت و زحمت می کشید.
,,
صادق، جوانی با ایمان، دارای پشت کار و قانع بود و هیچ گاه سختی روزگار نتوانست ایشان را از رسیدن به هدفش باز دارد. سال 1356 صادق عازم خدمت سربازی شد و پس از یک سال خدمت و در اطاعت از امر رهبر و مقتدایش، خمینی(ره) بت شکن، پادگان را ترک کرد و به زادگاهش بازگشت. صادق در سال 1358 ازدواج کرد و صاحب دو فرزند پسر شد.
,,
پس از تسلط گروهک های ضد انقلاب بر کردستان، صادق با ایمانی به استواری کوه های دیارش در مقابل عقاید پست مزدوران استکبار جهانی قد علم کرد و به نقد باورهای ناروای گروهک های ضد انقلاب پرداخت. اوایل سال 1359 بود که کاک صادق به صف پولاد مردان سازمان پیشمرگان مسلمان کرد پیوست و به مصاف دشمنان اسلام، قرآن و انقلاب رفت.
,,
شهامت، شجاعت، اخلاص و صداقت این سبز پوش سپاه توحید، زبان زد همرزمانش بود. کاک صادق هم چون شیر می غرید و به صفوف دشمنان حمله می برد و هر بار به اذن خداوند، تلفاتی از آنان می گرفت و تار و مارشان می کرد.
,,
کاک صادق وقتی عازم میدان جنگ می شد، از همیشه شادتر بود. در بحبوحه درگیری با دشمن به همرزمانش روحیه می داد و هیچ گاه در میدان مبارزه قدمی عقب ننشست و هم چون کوه ثابت قدم و استوار در برابر دشمن می ایستاد.
,,
هنوز هم کوه های دولاب، سرچی، طاء، تجره و میرآباد نقش گام های استوار کاک صادق ورمزیار را در خود به یادگار دارد و پژواک صدای الله اکبرش بر صخره های این دیار طنین انداز است.
,,
این آزاد مرد دلاور، پس از سال های مجاهدت سرانجام در روز نهم مهرماه سال 1366 (روز تولدش) در درگیری با عناصر ضد انقلاب در روستای تجره هدف ده ها گلوله دشمن قرار گرفت و روح بلندش به آسمان ها پرواز کرد.
,,
همسر شهید نقل می کند:
, همسر شهید نقل می کند:,,
چند روز قبل از شهادت همسرم، در خواب دیدم که چند نیروی بعثی در حالیکه لباس های خون آلود مشکی به تن دارند، سر همسرم را از بدنش جدا کرده اند و بر پیکر بی سرش شلاق می زنند. هر چه فریاد می زدم و از آن ها می خواستم که همسرم را رها کنند، آن ها نه من را می دیدند و نه صدایم را می شنیدند. از شدت ترس نزدیک بود قالب تهی کنم. ناگهان متوجه یک مرد سپید پوش شدم که به همسرم نزدیک شد و با عبایش مردان سیاه پوش را کنار زد و بعد بر جراحت های همسرم دست گذاشت و سر بریده همسرم را به آغوش گرفت و سر را روی پیکر بی جان همسرم گذاشت. همسرم چشمانش را باز کرد و انگار که هیچ جراحتی در بدن نداشته باشد، لبخندی زد. می خواستم به همسرم نزدیک شوم که ایشان همراه آن مرد سپید پوش در مقابل دیدگانم ناپدید شد.
,,
نزدیک اذان صبح بود که از خواب پریدم. همسرم از صدای نفس نفس زدن های من بیدار شد و گفت: اتفاقی افتاده است؟ خوابی را که دیده بودم برای همسرم تعریف کردم. همسرم گفت: بلند شو نمازت را بخوان و خداوند را به خاطر خواب خوبی که دیده ای شکر کن. در لحظه معنی حرف های صادق را نمی فهمیدم، اما بعد از شهادت همسرم متوجه اشتیاق ایشان به شهادت در راه خدا شدم.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه