یادداشت؛
حلقههای مفقوده در انتخاب شوراهای اسلامی شهر و روستا
انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا انتخابات محلی ایران است که در آن همه اعضای اصلی و جانشین شورای اسلامی شهر یا روستا با رأی مردم تعیین میشوند و به نوعی، مردم برای سرنوشت محل زندگی خود، تصمیم میگیرند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از سلام باخرز، بر اساس اصل هفتم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران اداره شهر و روستا بر اساس رأی مردم از طریق شوراهای شهر و روستا انجام میگردد. قانونگذار بسیاری از مسئولیتهای اداره محلی را بر عهده منتخبین و معتمدین مردم گذاشته است.از سال 1377 تاکنون چهار مرحله از انتخابات شهر و روستا در کشور ما انجام گردیده و درعینحال انتخابات مرحله پنجم نیز در ماه دیگر انجام میشود.ثبتنام اولیه کاندیداهای شهر باخرز به پایان رسیده و عیار و کارنامه علمی،اخلاقی و مدیریتی هرکدام از نامزدها عرضه گردیده است و لذا از آن قراین و شواهد و نیز نوع چینش و قطببندی کاندیداها مدل جدید تحلیلی و تفسیری تازهی برخلاف معادلات سابق دیده نشده است.مسیر تطور و تکامل انتخابات در طی این چند دوره نشاندهنده رقابت کاندیداها بر اساس تمایزات و علقه ها ی مذهبی و قومی بوده و عنصر مذکور نمود بارز و پررنگی در رسیدن هر یک از کاندیدها به جلوس تصمیمگیری حوزه شهری باخرز داشته است.لیست منتشره از دو آوردگاه مکانی-قضایی متفاوت به نام بخش بالا و بخش پایین شهر باخرز معمولاً سرنوشت انتخابات را تعیین میکنند و عناصر دیگری مانند عوامل سیاسی و یا طبقاتی نمود کمتری در پیروزی یک کاندیدا داشته است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, سلام باخرز,مراد از طرح این موضوع کوبیدن بر طبل نوع تصمیم و یا دخالت در تکثر افکار و یا تخطئه مشروعیت منتخبین مردم نیست بلکه مراد طرح این پرسش است که راه برونرفت و متکاملتری برای بهبود اوضاع شهری بهجز قطببندی و صفبندی قومی و مذهبی وجود ندارد و یا اینکه در دسترس ترین راهکار موجود توسل به آن تصمیم است؟
,اهمیت و احترام به انتخاب و نظر مردم یکی از دستاوردهای جمهوریت نظام بوده و تجربه موفق جوامع مدرن این را به اثبات رسانده است که مشارکت مردم باعث دوام و قوام جوامع گردیده است.در مسیر چینش کاندیدهای شهر باخرز و نیز گزینش آنان توسط مردم دو موضوع مهم یعنی تخصص و جنسیت در نظر گرفته نشده است.اگر شهر را مجموعهی پویا و زنده مفروض داریم که محل تلاقی نیازهای زیستی انسان مانند سکونت و فعالیت بوده است و نیز لازمه این پویایی مستلزم شناخت نیازهای کالبدی،زیباشناختی،اقتصادی و اجتماعی جامعه شهری است.
,اولین حلقه مفقوده تصمیمگیری و نظارت شهری عامل تخصص است.همانطوری که برای احیای یک مزرعه و یا تیمار یک بیمار به متخصص و طبیب احساس میشود بایستی برای حل مشکلات پیچیده شهری نیز به صاحبان اندیشه و فن شهری رجوع شود.طیفهای مرجع تصمیمگیری در دو سر قطب سعی در معرفی کاندیدهایی نمودهاند که با شاخصهایی هم چون کارایی ،مدیریت و مردمداری و نیز پاک دستی که بتوانند با عنصر متمایزکنندهی هم چون شهرت و نامآشنا بودن نظر جامعه را به آن جلب نموده و سبد آرا بیشتری را از آن خود کنند و کمتر به عوامل دیگر پرداختهاند.مشکلات شهری تنها بر رفع نیازهای مالی شهرداری ،تعریض و آسفالت خیابانها و یا نحوه پرداخت عوارض ساختوساز شهرداری نبوده بلکه پا را فراتر باید نهاد و در ورای این مشکلات مسائلی گوناگون دیگری هم چون فقدان درآمد پایدار شهری،مدیریت زبالهها،توجه به کالبد و سیمای شهر،محیطزیست و فضای سبز سالم،عدم توسعه توریسم شهری،عدم توزیع امکانات و وجود نابرابری شهری و نیز عدم انطباق سرانههای مطلوب فرهنگی ،اجتماعی و ورزشی با شاخصهای یک شهر میانی و کوچک اندام مانند باخرز، که بدون درایت یک متخصص این حوزه هم چون شهر ساز،معمار،برنامهریز شهری و یا جامعهشناس قابل حل نخواهد بود.
,مورد دوم بهعنوان جریان ثانویه تحول انسانی یعنی حضور و مشارکت زنان در تصمیمگیری شوراهای اسلامی شهر است.در چهار دوره اخیر هیچ زنی نتوانسته است به مرکز تصمیمگیری و نظارت شورای اسلامی شهر باخرز راه پیدا کند و این خود باعث نادیده انگاشتن نیازهای فرهنگی ،ورزشی و اجتماعی این قشر که نیمی از جمعیت این شهر را تشکیل دادهاند گردیده است.شعار"شهر امن برای زنان و امنیت برای همه"در برگیرنده این است که ایجاد شهری که بانوان بهعنوان عنصر مهم ارزشی در خانواده میدانگاه و نقطه ثقل زیستن سالم برای تمام افراد این شهر است.تشریک مساعی بانوان در تصمیمگیری راه را برای عدالت جنسیتی در شهر فراهم میکند تا در جامعه با زنانی سالم ،پرتلاش روبرو باشیم .همانطور که سرپرست تک والده برای تربیت فرزند نامطلوب است به همان مقدار اداره شهر بدون جلب نظر زنان آن شهر نامطلوب است.آسیبهای سلامت و بهداشت محیط شهری مانند چگونگی تفکیک زباله ،جلوگیری از بیماریهای محیطی و توجه به عنصر زیباشناختی مانند سیما و کالبد شهر و یا نگاه عاطفی و مادرانه نسبت به اقشار آسیبپذیر شهر که متأسفانه همه ما شهروندان همهروزه با آن روبرو هستیم در زمره و حیطه مسئولیت بانوان است.در شهر باخرز سرانه ورزشی،تفریحی و فرهنگی متناسب با جمعیت بانوان تعریف نشده است و لاکن اگر جویای مادران و دخترانی سالم و با نشاط و به دور از مشکلات جسمی و روحی هستیم مجبور به اخذ تصمیمی در باب مشارکت این ضلع از جامعه شهری هستیم.درست و صادق است که نماینده مردم باید خود نمونهای از درایت و پاک دستی و مردمداری باشد که خود عنصری اخلاقی و شرعی بوده ولی جامعه شهری باخرز باید یکبار هم که شده به قوه درایت متخصصین و بانوان اندیشمند و موفق خود احترام گذارد تا مسیر توسعه و رفاه شهری شتاب گیرد.
,شورای شهر بهعنوان نهادی اجتماعی ،فرهنگی و سیاسی شناخته میشود که اساس کار و فعالیتش را کارگروهی تشکیل داده و تأکید صرف بر روی هریک از شاخصهای و معیارهای گزینش اصلح باعث مغفول ماندن بخش دیگر میشود.همانطور که تصمیمگیرنده بایستی مهارت مذاکره را داشته باشند به همان شکل باید مهارت شناخت مسائل شهری را داشته باشد و همانطور که فرد تصمیمگیرنده باید باتجربه باشد به همان اندازه باید به موضوعات و چالشهای اجتماعی شهر مسلط باشد.درست است که تخصص گرایی و جنسیت صرف، نشانه موفقیت در حلقه مشورتی و تصمیمگیری شورایی نیست بلکه این دو عامل میتواند حلقه مفقوده و عیاری گرانسنگ در حل مشکلات جامعه شهری ما باشد و لذا جا دارد که به این مهم ، توجه وافر گردد.
,,
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه