یادداشت/ آموزش ازدواج سالم(۱۸)
تداوم زندگی مستلزم اشتغال مرد و عطوفت زن است
شاغل نبودن مرد زندگی، بزرگترین عامل ایجاد اختلاف در خانواده است از طرفی اشتغال زن هم به عنوان موجودی ظریف و پرعاطفه اگر 25 نمره مثبت داشته باشد، حداقل 125 نمره منفی هم دارد لذا ضروری است که اگر در هنگام خواستگاری، فرد فاقد شغل است، دست نگه داریم.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از صبح بردسکن، در قسمت قبلی از تحصیل بعنوان یکی از مسایلی که باعث بروز مشکلات فراوان در روند ازدواج و ادامه زندگی شده است صحبت کردیم؛ در هجدهمین دورۀ آموزش ازدواج سالم از صفر تا صد در خصوص اشتغال و کار بعنوان دومین مساله که باعث بروز مسایل مختلف در روند ازدواجها و تداوم آن شده است میپردازیم.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, صبح بردسکن، ,اساسا کار جوهره انسان است به گونه ای که اگر کسی کار نکند و تنبلی کند، در کلام بزرگان دین ما، مسلمان شمرده نشده است؛ اما آیا زن و مرد هر دو باید کار کنند؟ تعریف ما از کار چیست؟ آیا به هر قیمتی باید کار کرد؟
,خدمت خوانندگان ارجمند عرض کنم هر چیزی حد و مرز و حساب و کتابی دارد؛ در هر کاری باید جدولی تهیه کنیم ببینیم آنچه بهدست میآوریم از آنچه از دست میدهیم بیشتر است یا کمتر؟ اگر بیشتر بود آن کار را انجام می دهیم و اگر کمتر بود قطعا عاقلانه نیست که مبادرت کنیم.
,از من به همه عزیزان خواننده نصیحت؛ آنچه بر اساس مطالعه، تحقیق و تجربه بهدست میآید مشخص میشود که اگر مرد به عنوان شوهر شغل نداشته باشد، میتواند بعنوان بزرگترین عامل ایجاد اختلاف در خانواده از آن نام برد؛ لذا اشغال مرد زندگی، از ضروریات و واجبات زندگی است به گونه ای که اگر در هنگام خواستگاری، عقد و ازدواج مرد فاقد شغل باشد توصیه بنده این است که دست نگه دارید و جواب مثبت ندهید.
,البته عرض کنم که منظور از شغل، کار سطح بالا با حقوق و مزایای عالی نیست؛ منظور از شغل این است که مرد زندگی دستش توی جیب خودش برود و به کسی متکی نباشد و بتواند به قول قدیمیها زن و بچه خود را نان بدهد و مایحتاج ضروری آنها را تامین کند؛ لذا میزان درآمد هرگز مد نظر ما نیست.
,اگر مرد، جربذه و عرضه و قابلیت کار کردن داشته باشد و ما از این جربذه او کاملا آگاهی داشته باشیم و بدانیم که این پسر از جمله افرادی نیست که در مقابل مشکلات تسلیم شود و به هر نحو (البته حلال و پاکیزه) شده مایحتاج ضروری خانواده خود را تامین میکند و به اصطلاح حقوقدانان میتواند نفقه همسر و فرزندان خود را در خور شان آنها تامین کند، ما به این پسر و جوان جواب مثبت خواهیم داد.
,بنابراین ملاک در شغل این است که طرف بتواند زندگی خود را اداره کند از هر راه حلالی که باشد مانعی ندارد و خلاصه مطلب این است که «استخدام موضوعیت ندارد. بلکه اشتغال موضوعیت دارد».
,اما در مورد شغل زن باید گفت از جنبه های مختلف قابل بررسی است، درست است که زن با بدست آوردن شغل ممکن است حس استقلال به او دست بدهد، احساس مفید بودن و مثبت بودن بکند، زیر دست نباشد و از توانایی های خودش استفاده کند.
,اما طبق جدولی که در بالا از آن نام بردیم (جدول سود و زیان) اگر با کمک یک مشاور آگاه، دلسوز، متعهد، باتجربه و امین اقدام به تهیه این جدول کنیم خواهیم دید که اگر اشتغال زن 25 نمره مثبت داشته باشد، حداقل 125 نمره منفی هم دارد و در نهایت به این نتیجه خواهیم رسید که اگر بشود، حتی الامکان و تا جایی که امکان دارد، زن شاغل نباشد بهتر است.
,البته عرض کنم من اصراری ندارم که زنان همه بیکار باشند چرا که بعضی کارها واقعا نیاز مبرم جامعه ماست و زنان باید پا به عرصه بگذارند ولی باید دانست این نوعی ایثار است.یعنی اکثر این زنان خانواده خود را فدای جامعه می کنند که به نظر من تا جایی که واجب کفایی باشد مانعی ندارد ولی فراتر از آن ضرورتی نیست که من آرامش، امنیت، عاطفه و صمیمیت خانواده خودم را به نفع دیگران از بین ببرم.
,چرا که از کارهای مهمتری چون تربیت فرزند باز میمانند، از گفتگوی صمیمانه با همسر محروم میشوند، خستگی ناشی از کار باعث میشود که همسر را به خوبی درک نکنند، میزان استقبال و بدرقه همسران شاغل به شدت کاهش می یابد؛ چیزی که برای استحکام زندگی زناشویی به شدت ضروری است، مخصوصا استقبال زن از شوهر موضوعیت ویژه در کلام بزرگان دین ما روان شناسان و مشاروان خانواده دارد و دیگر اینکه فرصت با هم بودن در خانواده به شدت کاهش می یابد.
,علاوه بر آن افزایش قدرت، استقلال، توانایی و قابلیتهای تحصیلی، علمی، مالی و اقتصادی یک زن درست بر خلاف روحیه اثبات اقتدار مرد است، اقتداری که اگر مرد نداشته باشد، از درون خود را ناچیز می شمارد و به تدریج بهانهگیر میشود.
,شاید شما هم زیاد از زبان زنان شاغل شنیده باشید که بشکند این دست که نمک ندارد، علت اصلی این جمله همین بیمهریهایی است که از سوی شوهر خود دیدهاند، علت آن عدم درکهایی است که از شوهر خود مشاهده کردهاند.
,شوهر اکثر اینگونه زنان، خستگی ناشی از کار زن را درک نمیکنند و همچنان توقعات خود را از زن چه در خانهداری و چه در انجام تعهدات غریزی دارند و زن هم به عنوان موجودی لطیف، ظریف، حساس و پرعاطفه قابلیت ایفای تمام تعهدات را با وجود اشتغال نخواهد داشت.
,بنابراین در نهایت خسارت خانواده از منافع آن بیشتر خواهد شد؛ لذا می گوییم که حتی الامکان تا جایی که زن شاغل نباشد بهتر است. البته اگر زن بخواهد اصرار کند و بگویید من دوست دارم شاغل باشم این توصیه ها را به او می کنیم:
,- شغل حرام نباشد.
- زمینه وسوسه شیطان نباشد.
- اختلاط با نامحرم و مراوده های غیر ضروری با مردان نباشد.
- مورد نیاز جامعه باشد.
- باعث لطمه شدید به خانواده و فرزندان نباشد.
- خدا و شوهر راضی باشند.
موفق باشید.
,یزدانی
,دانشجوی دکترای حقوق و عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد بردسکن.
,انتهای پیام/
,]
ارسال دیدگاه