زائر مسجد جمکران؛

پیدا شدن گمشده ام ثابت کرد نااُمیدی از درگاه اهل بیت(ع) درست نیست

پیدا شدن گمشده ام ثابت کرد نااُمیدی از درگاه اهل بیت(ع) درست نیست
زائری از خطه یزد برای اولین بار همراه با کاروان مدرسه به جهت زیارت حضرت معصومه (س) و مسجد جمکران راهی قم شده بود که بر حسب یک اتفاق در مسجد جمکران با گریه می گفت ای کاش به قم نیامده بودم!
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از زنان قم، تنها که می شوم بیشتر هوایت می کنم، شاید برای این است که تو تنها دلیل ضربان نبض مائی، وقتی که از همه چیز دل می بُرم، تازه شریان های قلبم به سوی تو وصل می شود.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, زنان قم,

طبق عادت همیشگی چشمانم در بین زائران می چرخید و هر یک را نظاره می کرد، یکی دست به دعا و دیگری لبِ خندان. یکی سر به سجده و یکی ذکر گویان. هر کدام با خدای خود خلوت کرده بودند و عاشقانه صدایش می زدند.

,

در میان مسجد ، دختری را دیدم که همانند ابر بهاری اشک می ریخت و مدام چیزی زیر لب تکرار می کرد، اول به او توجه نکردم اما بعد از مدتی نظرم را جلب کرد، اصلأ آرام و قرار نداشت و به هر کدام از خادمان مسجد که می رسید سؤال می پرسید و آن ها هم با تکان دادن سر خود به او جواب منفی می دادند و اشک دخترک بیشتر جاری می شد و باز حرکت می کرد تا به سمت دیگر مسجد برود و دوباره آن جمله را با خود تکرار می کرد.

,

این دفعه کنجکاو شدم و به سمت او رفتم، شنیدم که می گوید ای کاش به قم نیامده بودم!

,

در همین لحظه دو  نفر از خادمان مسجد به طرف دختر آمدند و گفتند گریه نکن، کیف شما پیدا شد!

,

ناخودآگاه تنم لرزید، سر جای خود ایستادم و به نوعی احساس کردم توان راه رفتن از من گرفته شد. تقریبأ محال است کیف شخصی را ببرند و دوباره در همان دقایق اولیه پیدا بشود. فهمیدم بدون شک چیزی شبیه معجزه اتفاق افتاده است که دخترک را این گونه شادمان کرد.

,

تا به خود آمدم، دخترک را دیدم که به سمت من می آید و من هم به دنبال کنجکاوی بیشتر سر صحبت را با او باز کردم.

,

, ,

فرزانه آقایی دختری 13 ساله اهل استان یزد بود که از طرف مدرسه، سفر قم روزی او شده بود.

,

در ادامه ، گفتگوی کوتاه خبرنگار زنان قم، را با فرزانه آقایی می خوانید.

, زنان قم,

زنان قم- انگیزه شما از سفر به قم چه بود؟

,

آقایی- در مدرسه شاگرد اول شدم و معلمان برای تشویقی معدلم، من را به قم آوردند که البته این اولین سفر من به قم است.

,

زنان قم- دلیل گریه ها و بی قراری شما در مسجد چه بود؟

,

آقایی- در حال خواندن نماز بودم، که یکدفعه متوجه شدم خانمی کیف من را دزدید، بلافاصله به دنبال او دویدم اما اثری ندیدم و از آن جا که تمام پول سفر من در کیف بود ، خودم را در بن بست دیدم و دلم شکست، به همه خادم های داخل مسجد اطلاع دادم و نمی توانستم گریه نکنم. وقتی که از همه جا نا اُمید شدم نذر امام زمان (عج) کردم کیف من پیدا بشود که ناگهان 2 نفر از خادمان به سمت من آمدند و گفتند گریه نکن، کیف شما پیدا شد. خیلی خوشحال شدم و خدا را شکر کردم.حتی وقتی کیف را باز کردم چیزی از محتویات آن کم نشده بود.

,

زنان قم- شنیدم جمله ای زیر لب تکرار می کردید، از آن حرف پشیمان نیستید؟

,

آقایی-با حس خجالت پاسخ داد: ناراحت هستم! آن لحظه با خودم می گفتم ای کاش به قم نیامده بودم و به خدا شکایت کردم و گفتم ای کاش شاگرد اول نشده بودم و اکنون از حرفی که زدم پشیمان شده ام و در محضر امام زمان (عج) احساس شرمندگی دارم.

,

زنان قم- الآن از این که خیلی زود جواب نذر را گرفتید چه حسی دارید و اگر قرار باشد به امام زمان (عج) حرفی بزنید چه خواهید گفت؟

,

آقایی- در این لحظه خیلی خوشحالم که آقا صدای من را شنید و جواب داد و فهمیدم که هرگز نباید از رحمت خدا نا اُمید شد و به امام زمان (عج) می گویم آقا جان از شما ممنون هستم و تا عمر دارم نوکری شما را انجام می دهم و امیدوارم آقا هر چه زودتر ظهور کنند.

,

زنان قم- اگر قرار باشد با امام زمان (عج) عهدی ببندید، چه می گویید؟

,

آقایی- قول میدهم از این پس ایمان خودم را قوی تر کنم و در حفظ حجابم محکم تر باشم تا از این طریق دل آقا را نسبت به خود همیشه شاد و راضی نگه بدارم.

,

بعد از گفتگو با آن زائر یزدی به این نکته مهم فکر کردم ساکنان شهر مقدس قم باید به خود ببالند که در نقطه ای قرار دارند که باید حواس شان به حرف زدن خود باشد چون یقینأ امام زمان (عج) همه ی حرف ها را می شنوند، همان گونه که صدای دخترک 13 ساله را شنید و جواب او را که از آمدن خود به قم پشیمان شده بود را داد و با پیدا شدن کیف گم شده، با چیزی شبیه معجزه آرامش کرد تا دزدی کیف مانع از آمدن او به قم نشود.

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه