انتخابات و شعارها؛
نقدی بر کارآمدی و ناکارآمدی شعارها/ وقتی معنی و مفهوم جایگاهی در شعار ندارد
انتخابات های گذشته و پیش رو از جمله بزنگاه هایی هستند که می توانیم اشخاص و گروه های مختلفی را در آن در معرض بررسی قرار داده و با محک در پی عیار شناسی آنان باشیم.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از ندای اصفهان؛ حمیدرضا رحیمی عراقی/ انتخابات های گذشته و پیش رو از جمله بزنگاه هایی هستند که می توانیم اشخاص و گروه های مختلفی را در آن در معرض بررسی قرار داده و با محک در پی عیار شناسی آنان باشیم.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, به نقل از ندای اصفهان؛ حمیدرضا رحیمی عراقی/, انتخابات های گذشته و پیش رو از جمله بزنگاه هایی هستند که می توانیم اشخاص و گروه های مختلفی را در آن در معرض بررسی قرار داده و با محک در پی عیار شناسی آنان باشیم.,در این بین انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا کم جنجال ترین این انتخابات ها بوده و حضور و اثر مردم در نتایج آن مشهودتر است؛ چرا مردم شریف ایران اسلامی، آن کشاورزان و کارگران و آن کارمندان و کارآفرینان این جامعه بزرگ هر روز با معضلاتی دست و پنجه نرم میکنند که منشا حل آنها و یا به بیانی بهتر بخشی از حل آنها در اختیار همشهریان و هم ولایتی های خود که امروز در قامت نمایندگان آنان خدمت می کنند، قرار دارد.
,شاید بهتر باشد که نقش و نگاه آن دسته از اشخاص و گروه هایی که امید بیشتری نسبت به حل مشکلات و معضلات از آنها میرود را در مقابل آن دسته از همتایان ایشان که گویی مدتهاست از خدمت به مردم فاصله گرفته اند مورد بررسی و کنکاش قرار داده و مقداری اندر احوال شعارهای ایشان تامل کنیم.
,,
کدام وحدت؟
, کدام وحدت؟, کدام وحدت؟,“وحدت” از جمله کلید واژه هائیست که در تاریخ ذهن یکایک همشهریان و هم وطنانمان نه به مقدار اندک بلکه به وفور یافت می شود چرا که این کلمه چهار حرفی تا آنجا که خاطره ها یاری می کند شعار دسته جات و گروه های سیاسی و اجتماعی مختلفی بود است.
,این واژه بلندمعنا در اهم و اکثر موارد صرفا شعاری بوده که مدتی خوراک رسانه ای رسانه های فلان گروه و بهمان دسته را تهیه و پس از اندک زمانی به فراموشی سپرده می شود که از نمونه های بارز آن چندین انتخابات گذشته اعم از ریاست جمهوری و مجلس شورای اسلامی است، انتخابات هایی که چند ماه قبل از آن جناح های مختلف سیاسی کمر همت بسته و در جلسات ولابی های مختص خود سعی در ارائه لیست ها و مصداق هایی پیرامون شکلی از وحدت گروه های همسو خویش کرده اند.
,با نگاهی دقیق تر به رقابت های متعدد گذشته بی گمان به خوبی در می یابیم که تلاش برای وحدت، طرح شعار وحدت و وجود دغدغه برای وحدت بیش از گروه ها و دسته جات سیاسی تجدید نظر طلب، در جناح متعهد به ارزش ها واصول و یا به بیان دیگر جناح مدعی تعهد به ارزش ها و اصول وجود داشته است که البته بررسی دلایل آن نیاز به مجال و فرصت مناسب دیگر دارد، اما آنچه که در اینجا پیرامون وحدت در معرض کنکاش قرار می گیرد معنای آن در نگاه این مدعیان ناظر به کشاکش رقابت های انتخابات شوراهای شهر و روستاست.
,جدا از آنکه این تلاش ها چه مقدار مثمر ثمر و تا چه زمانی موثر بوده و حتی گذشته از اینکه مردم شریف ایران اسلامی تا چه اندازه از مکانیسم و اهداف این تلاش ها باخبرند و آنها را به یاد دارند، این مسئله که انتخابات شوراهای شهر و روستا را صحنه رقابت لیست های مدعی وحدت و البته مدعی ارزش ها و اصول ببینیم جای بسیار تامل و البته تاسف دارد.
,شاید کمترین مطالبه مردم از هر کاندیدای محترم انتخابات شورای شهر و روستای خویش این باشد که این حضرات به خوبی بدانند که عرصه این شوراها نه عرصه رقابت و سیطره سیاسی و جناحی بلکه با فاصله بسیار از الگو و مدل راه یافتگان محترم به بهارستان و پاستور، عرصه خدمت رسانی و تلاش برای مردم است.
,با این گزاره ظهور لیست های مختلف شامل افراد به ظاهر متخصص اما ناکارآمد از گروه ها و ائتلاف های متعدد انتخاباتی مدعی ارزش ها و اصول نشان از آن دارد که نگاه این گروه ها به این عرصه نه خدمت به مردم و رفع معضلات و مشکلات مربوطه بلکه نگاهی تفرقه گرایانه و به نوعی ابزاری است، چرا که تنها عامل سهم خواهی و تمامیت طلبی است که میتواند وجود لیست های متعدد را توجیه و کاندیدا های محترم را به این باور برساند که تنها ما می توانیم کارآمد باشیم و نه دیگری.
,پیرو آنچه که گفته شد بررسی این نگاه تاسف بار و اینکه این نارسایی ریشه در کجا دارد نه قصد این مرقومه و نه زمان، زمان مناسبی است؛ لیک تشابه نسبی این نگاه مدعیان ارزش ها و اصول در رقابت های شوراهای شهر و روستا با تجدید نظرطلبان حاضر در این صحنه، نگاه های ابزاری هر دو را به صحنه تلاش و خدمت روشن می گرداند چرا که آنچه که پیش از این از سطوح تئوری پرداز اردوگاه تجدیدنظرطلبان به عنوان ندایی بلند به گوش رسید تسخیر شوراهای شهر و روستا به عنوان سکوی پرتابی به مجلس شورای اسلامی است.
,این نگاه کاملا ابزاری، سیاسی و فارق از استاندارد های مشخص برای نامزد های ورود به این شورا شاید بتواند طراحان و مجریان آن را در برهه ای به سر منزل مقصود برساند لیک تبعات تاسف بار آن کام هر شروندی را تلخ مینماید، چراکه وجود عناصری فاقد استانداردهای برنامه ریزی شهری و با نگاهی آلوده به باندبازی نتایجی جز فساد و در بهترین شکل ناکارآمدی ندارد.
,به همین منوال رقابت مابین لیست های مدعی ارزش ها و اصول، گواه این امر است که طراحان و مجریان این لیست ها با بی توجهی به افزایش امکان ورود عناصر تجدید نظر طلب با کیفیتی که مرور شد به شوراهای مذکور، جایگاه این شوراها را صرفا متعلق به خود دانسته و بی اعتنا به دغدغه بدنه اجتماعی خود مبنی بر وحدت راهکاری موثر به منظور وحدت را در پیش نمیگیرند لذا بیش از آنکه این عرصه را عرصه خدمت بدانند نگاهی ابزاری به آن داشته و آن طور که هویداست این نگاه تشابهاتی نسبی با اردوگاه تجدید نظر طلبان دارند.
,بر اساس آنچه که آورده شد و با نگاهی به گذشته، وجود تک لیستی از مدعیان ارزش ها و اصول فارق نام آنها نه تنها راه بر تعریف ابزاری شوراهای شهر و روستا توسط تجدید نظر طلبان را می بندد بلکه با ورود عناصر متعهد و متخصص در امور شهر و روستا این نهاد را به دور از فساد و ناکارآمدی در مسیر خدمت به مردم قرار میدهد.
,بنابر آنچه که بیان شد امروز وحدت در رقابت های شوراهای شهر و روستا و مابین گروه های مدعی ارزش ها و اصول می بایست نه در حدود یک شعار بلکه کاملا در عمل ظهور و بروز پیدا کند چرا که وجود شعار های پر طمطراق ناظر بر وحدت به همراه عدم ظهور عملی این امر نه تنها چهره ای شعار زده و غیر قابل قبول از این گروه ها را به نمایش میگذارد بلکه با ورود عناصر تجدید نظر طلب ریشه خسارت های حاصل از این حضور را متوجه گروه های مدعی ارزش ها و اصول می نماید.
,,
جوانان ، صرفا یک شعار!
, جوانان ، صرفا یک شعار!, جوانان ، صرفا یک شعار!,از دیگر شعار های انتخاباتی ناظر به رقابت های شوراهای شهر و روستا که در بیان بسیاری از مدعیان بی معنی میگردد “جوانگرایی” است، این شعار از جمله مطالبات بخش عظیمی از جامعه ایران اسلامی است که یا خود در زمره جوانانند و یا دغدغه جوانان خویش از جمله مهمترین دغدغه های آنان است.
,از طرفی با حرکت های علمی پیش برنده در حوزه هایی همچون هسته ای و سلول های بنیادی گذشته از تمام خدمات قشر جوان به حل بحران هایی همچون دفاع در برابر حمله ارتش بعثی عراق در سالهای دفاع مقدس، جایگاه جوانان بر همگان اثبات و بسیاری حل مشکلات و معضلات را از خرد و کلان منوط به اقدام جوانان می دانند.
,به همین واسطه بسیاری از حاضران در صحنه رقابت های شوراهای شهر و روستا بر این باورند که شعار برای جوانان راهی است به سوی صندلی فریب دهنده این شوراها، لیک این مهم نیز زمانی که همچون وحدت صرفا در حدود یک شعار محدود گردد نه تنها نتایج همچون بی توجهی عملی به مقوله وحدت بلکه توده جوانان و نخبگان جامعه را به این کنش وا می دارد که با توجه به جایگاه فعال خود در اثرگذاری به سایر بخش های جامعه مطالبات خود و لزوم توجه به توده جوان را به مطالبه ای عمومی تبدیل نمایند که این امر خود کنش واپسگرانه جامعه را نسبت به مدعیان دروغین جوانگرایی در پی دارد.
,با تفاسیر فوق این نگاه صرفا ابزاری به مقوله جوانان آنجا باعث تاسف و تاثر می گردد که مدعیان ارزش ها و اصول در حین انتخابات شوراهای شهر و روستا چنان بر طبل حمایت از آن می کوبند که گوش شنوندگان کر و پس از آن چنان اشعار خود را فراموش می کنند که اعتراض هر بیننده ای را به دنبال دارد.
,از طرفی نگاهی صرفا شعاری و البته قبیله ای طراحان لیست های مدعی ارزش ها و اصول به جوانان که در ابتدا سخن از دعوت از جوانان کرده سپس آنان را به حاشیه میرانند نتایجی به مراتب خسارت بارتر در پیش خواهد داشت، چرا که در این صورت راه بر تربیت مدیران آینده بسته و میان گروه های مذکور و جوانان مستعد شکافی بس عمیق شکل خواهد گرفت و مضرات آن بی گمان بر دامان جامعه در حال پیشرفتمان آتش خواهد گذارد.
,این نگاه از جانب مدعیانی که احوالاتشان مرور شد بی گمان با تفاسیری که گفته شد نه نسبتی با عقل منفعت طلب دارد و نه با بیان امام راحل و رهبر معظم انقلاب همسو است، چرا که اگر بخواهیم از جایگاه جوانان در منظومه این ستارگان راهنما سخن به میان آوریم، تکرار مکررات است لذا اگر بخواهیم عملکرد بسیاری از مدعیان ارزش ها و اصول را در انتخابات مذکور بر کلام رهبران انقلاب منطبق کنیم قطعا در این مورد ناکام خواهیم بود.
,,
به اندازه نیم کردار
, به اندازه نیم کردار, به اندازه نیم کردار,اما آنچه که بیش از دو مورد فوق تامل هر متفکری را در پی خواهد داشت ورود کاندیداهایی به عرصه انتخابات شوراهای شهر و روستا است که در هرمسئله دیگر جز مسائل شهری تسلط و تخصص دارند که هر بیننده ای روند چند دوره اخیر این شوراها خصوصا در شهرهای پرجمعیت را متاثر از حضور تعدادی از همین افراد میداند.
,لیک از جمله شعارهایی که تنور داغ انتخابات شوراها را داغ تر از قبل مینماید، شعار هایی است که در زمره شعارهای مربوط به کارآمدی و خدمت رسانی قرار می گیرد. شعارهایی که از در حل معضل حاشیه نشینی وارد، در مسند مبارزه با فساد جلوس و از دروازه حل مشکل آلودگی هوا خارج میشود.
,بی گمان حل مشکلات شهرها و روستاها در چارچوب آنچه که قوانین موضوعه ترسیم کرده قطعا در توان دستانی است که اهل تخصص و تعهد باشند، چراکه مطابق قاعده ای کلی هر فرد عاقلی برای تعمیر بخشی از منزل خود به قطعا سراغ پزشک نرفته و جویای متخصصی مربوطه میگردد، بنابراین در حل معضلات و بحران های شهری می بایست به دنبال متخصصین این عرصه بود.
,از طرفی گذشته از وجود متخصصین در این نهاد موثر، وجود برنامه هایی ذیل قوانین و برنامه های کلان موجود و توجه کاندیدا های این رقابت تنگاتنگ به این امر مهم از ملزومات وجود شوراهایی موثر و کارآمد است لیک با توجه به نگاه ابزاری اردوگاه تجدید نظر طلبان و نسخه پیچی آنان برای شوراهای شهر و روستا به عنوان ابزاری سیاسی نمیتوان انتظاری در جهت ورود گزینه های متخصص و مناسب برای تصدی نمایندگی مردم در این شوراها از سوی این دسته از سیاسون داشت.
,در آن سوی این معادله بیشترین انتظارهای موجود از طراحان لیست های مدعی ارزش ها و اصول است که می بایست با معرفی کاندیداهایی در قامت جلوه ای حداکثری از تخصص و البته تعهد برای ورود به این شورا این انتظارات را پاسخ دهند؛ چرا که بی گمان معرفی و ورود عناصری ناکارآمد به این عرصه خطیر در بهترین و خوشبینانه ترین حالت این نهاد موثر را ناکارآمد ساخته و البته ضربه ای بزرگ به انعکاس این مدعیان در نگاه مردم است.
,لیک آنچه که در انتخابات های گذشته شاهد بودیم و بی گمان در آینده هم کم و بیش نظاره خواهیم کرد شعارهایی از جانب برخی از کاندیداها و یا لیست هایی است که خیلی زود در عرصه عمل رنگ باخته و یا می بازد. شعارهایی که با تمرکز بر انتظارات و دغدغه های مردم شریف فلان کوی و بهمان محله در ندای کارایی و کارآمدی بلند کرده و پس از آن و به وقت عمل آنرا به اندازه نیم کردار هم نمی توان یافت.
,انتهای پیام
, انتهای پیام]
ارسال دیدگاه