طنزنامه بلاغ؛

برجام فرصتی بود که آمریکا ضمیمه خاک ایران شود!

برجام فرصتی بود که آمریکا ضمیمه خاک ایران شود!
مادربزرگ اصغر به ما گفت: که از خورشید همه چیز برمی‌آید، خورشید چطور سبزی‌ها و لباس‌ها و همه چیز را خشک می‌کند، و در عین حال روشنایی هم می‌دهد، اگر بخواهد می‌تواند مثل ابر ببارد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا، به نقل از بلاغ، موضوع انشا: تحقیقات علمی درباره جغرافیا و وضعیت آب و هوای ایران.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا،, بلاغ,

به نام خدا

آقای معلم به ما یک موضوع سخت داد و ما با اصغر هرچه که صحبت کردیم؛ دونفری هیچ چیزی نفهمیدیم، از آقای جغرافی خودمان هم پرسیدیم ولی او هم توضیح زیادی به ما نداد، توی گوگل هم سرچ کردیم اما گوگل قاطی کرد و آخرش جواب ما را نداد.

ما فقط یک گزینه روی میز داشتیم و آن هم در خانه اصغر اینها و شخص مادربزرگ اصغر بود، از مادربزرگ اصغر پرسیدیم که چطور می‌شود که خورشید خودش هم ابر می‌شود؟

مادربزرگ اصغر به ما گفت: که از خورشید همه چیز برمی‌آید، خورشید چطور سبزی‌ها و لباس‌ها و همه چیز را خشک می‌کند، و در عین حال روشنایی هم می‌دهد، اگر بخواهد می‌تواند مثل ابر ببارد.

او به ما گفت: خورشید در فضا و خیلی از زمین دور است و از اوضاع و احوال زمین خبر ندارد، پس مثل موجودات فضایی همه کاری می‌تواند بکند.

ما به مادربزرگ اصغر گفتیم که رئیس‌جمهور یک‌بار گفته است برجام خورشید تابان است و یک‌بار گفته است برجام مثل ابر است و اگر سبزه نباشد ابر هم نمی‌بارد.

مادربزرگ اصغر به ما گفت که رئیس‌جمهور درست گفته است، خورشید هم روشنایی می‌دهد و هم می‌تواند آب را تبخیر کند و پیش خودش ببرد و هم نگذارد باران ببارد تا زمین خشک شود، در زمین خشک که دیگر علف سبز نمی‌شود.

ما به مادربزرگ اصغر گفتیم که بیشتر برایمان توضیح دهد.

مادربزرگ اصغر به ما گفت: مثلا کسی که آواز می‌خواند، اگر کسی به آوازش گوش ندهد، او دوباره می‌خواند، اصغر گفت: برادرم همیشه در حمام آواز می‌خواند با اینکه کسی به آوازش گوش نمی‌دهد.

مادربزگ اصغر عصبانی شد و یک پس گردنی به اصغر زد و گفت: که برادرت جزو آدمیزادها حساب نمی‌شود.

مادربزرگ اصغر دلیل دیگری برایمان آورد که ما کاملا قانع شدیم، او به ما گفت که وقتی در باغچه گلی نباشد چطوری با آب پاش به گل‌ها آب می‌دهید؟ من گفتم وقتی گل نیست اصلا نباید آب داد چون چیزی نیست و فقط آب به هدر می‌رود.

مادربزرگ اصغر به من گفت: آفرین، ابر هم انقدر فهم و شعور دارد دیگر که کار بیخود نکند و الکی نبارد، می‌رود یک جای دیگر و شاید هم در کشور دیگر برای گل و سبزه‌های دیگر می‌بارد، این یک دلیل علمی ساده است و برای همین است که توی ایران خیلی کویر و بیابان داریم.

ما کاملا قانع شدیم و به حال آقا معلم جغرافیا خیلی دلمان سوخت که اصلاً اطلاعات علمی ندارد، حداقل اگر کمی روانشناسی می‌خواند، الان از حال و روز ابرها سر در می‌آورد.

اصغر می‌گوید همه‌اش تقصیر آقای جغرافیاست که علم اصلاً پیشرفت نمی‌کند و همین‌طور مانده است، یعنی یک معلم نباید بداند که چطور خورشید می‌تواند ابر باشد و هم تشخیص دهد که کجا ببارد و کجا نبارد.

مادربزرگ اصغر می‌گوید همین‌جوری است که خدا قهرش می‌گیرد و کفر نعمت می‌شود، یا زلزله می‌آید و یا سیل می‌آید و اجناس هم گران می‌شوند، این گرانی اجناس هم یک دلیل علمی دارد که مادربزرگ اصغر قول داد برایمان یک کلاس علمی دیگر بگذارد.

خدا را شکر که مادربزرگ اصغر مسائل علمی دنیا را بی‌جواب نمی‌گذارد و همه را به راحتی حل و فصل می‌کند.

اصغر به ما گفت: حیف شد که مادربزرگم در تدوین برجام نقش نداشت و گرنه الان آمریکا جزو کشور ما بود.

این بود انشای ما
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
 
,
انتهای پیام/
,
 
]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه