تا انتخابات 96؛
ظهور حداکثری ترفندهای تبلیغاتی در انتخابات 96/ سواد رسانه ای، باطل سحر پروپاگاندای سیاسی
تبلیغات سیاسی یا پروپاگاندا در این دوره از انتخابات ریاست جمهوری ایران اسلامی بیش از هر دوره دیگری مورد استفاده برخی از نامزدها قرار گرفته است و لازم است که مخاطبان ضمن آگاهی از چند روش تبلیغ در این قالب و بالابردن سواد رسانه ای خود، نسبت به انتخاب کاندیدای اصلح اقدام کنند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از «بسیج زنان کشور»؛ در هر دوره از انتخابات ریاست جمهوری، تاثیر تبلیغات بیش از دوره های گذشته خود را نشان می دهد، اینکه هر کاندیدای انتخاباتی با چه ادبیاتی به نقد یا تایید دولت قبل بپردازد بیش از ارائه برنامه های خود برای دوره ریاست جمهوری خود، مهم تر است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, بسیج زنان کشور,در ایران نیز این تغییرات ایجاد شده است و انتخابات این دوره از ریاست جمهوری، بیش از دوره های قبل از حالت تبلیغات به اصطلاح کاغذی به تبلیغات رسانه ای تبدیل شده است، دیگر استفاده از چهره های شناخته شده در ستادهای تبلیغاتی و رسانه های بعضا زنجیره ای چندان تاثیری در نتیجه رای گیری ندارد، بلکه پدیده «پروپاگاندا» روی خود را نشان داده است.
پروپاگاندا یا تبلیغات سیاسی در اصل به معنی دادن اطلاعات با هدف نفوذ بر مخاطب است که در اکثر اوقات با وجودی که نادرستی واقعیت ها برگوینده مشخص است، به طور گزینشی بیان و بازنمایی میشوند تا مخاطب، واکنشی احساسی انجام داده و تغییر گرایش دلخواه به سوی هدف مورد نظر انجام دهد، افکار عمومی و رفتار افراد را تحت تأثیر قرار دهد و آنها را دگرگون سازد.
به کارگیری از این دانش و ابزار به صورت گسترده در تبلیغات این دوره از انتخابات ریاست جمهوری توسط مشاوران کاندیداها لازم می کند که مخاطبان که با یک لحظه انتخاب سرنوشت 4 ساله کشور را رقم خواهند زد، سواد رسانه ای خود را بالاببرند تا اسیر پروپاگاندا نشوند.
یکی از این ابزار سیاست «مارپیچ سکوت» است که در توضیح شکل گیری افکار عمومی در مورد مسائل و موضوعات مهم است. این نظریه می گوید که حاکمان رسانه ها با حذف تدریجی مخالفان خود می توانند هر روز تعداد بیشتری را به خاموشان جامعه اضافه کنند؛ بر این مبنا، طوری جلوه می کنند که تیم رقیب قبل از برگزاری انتخابات، شکست خورده است و اگر کسی خلاف این را بگوید مخالف رای اکثریت قاطع است هرچند که ممکن است در واقعیت درست نباشد بنابراین بیشتر افرادی که در جامعه وجود دارند و شاید نظرشان بر روی آن کاندیدا باشد، سکوت می کنند و نظرات خود را نمی گویند.
نمونه هایی از این سیاست در تبلیغات برخی از کاندیداهای این دوره از ریاست جمهوری، انتشار لیست بلند از حمایت خانواده سرداران شهید دوران دفاع مقدس از حسن روحانی است! این خبر در حالی منتشر شد که در کمتر از یک روز، سیل نامه های تکذبییه خانواده های این شهدا در هر گونه حمایت از وی، در رسانه ها منتشر شد.
حمایت جمعی از ورزشکاران از کاندیدای این دوره نیز نمونه دیگری است که در این لیست نام مهرداد اولادی و هادی نوروزی هم دیده می شود که مدت هاست در قید حیات نیستند.
این ترفند تبلیغاتی باعث می شود که مخالفان با دیدن لیست های افراد چهره و محبوب نسبت به کاندیدای مورد نظر خود دلسرد شده و دیگر به ابراز نظر نپردازند زیرا احساس می کنند که اگر نظر مخالف خود را بیان کنند در اقلیت قرار می گیرند و منزوی می شوند و بر اساس خصلت اجتماعی بودن انسان، کمتر کسی علاقمند به منزوی شدن دارد، بنابراین از ترس انزوا و زیر فشار قرار گرفتن و به خاطر اینکه مورد طعن و تمسخر و یا طرد و بی اعتنایی قرار نگیرند سکوت می کنند و پس از این به همنوایی می پردازند.
اما این شگرد تبلیغاتی است که ذهن های آگاه باید مراقب باشند تا فریب آن را نخورند بویژه اینکه شایعه و تخریب بدون اساس یکی از بزرگترین ابزار تبلیغاتی این دوره از انتخابات شده است و می طلبد که هر مخاطبی به دور از تعصب و شتابزدگی از دامنه زدن به این شایعات جلوگیری کند و تا صحت مطلبی را متوجه نشده است، به انتشار آن نپردازد.
اعتبار منبع نیز روش دیگری است که به اعتبار سنجی گفته ها می پردازد و مردم براساس منبعی که مورد تاییدشان است مشخص می کنند که به چه کسی باید رای بدهند و در این میان رسانه ملی به عنوان موثرترین منبع در بین اقشار مختلف مردم ایران به عنوان تریبون یک کاندیدا و به ستاد انتخاباتی او تبدیل شده است.
اما متاسفانه رسانه ملی این دوره از انتخابات در اختیار یک کاندیدای خاص قرار گرفته است و به نوعی ستاد انتخاباتی وی شده است؛ دکتر علی عسکری در همایش سراسری مدیران رسانه ملی که 30 اسفند سال گذشته برگزار شد، رسالت رسانه ملی را بی طرفی نسبت به کاندیداهای ریاست جمهوری اعلام کرد و بی طرفی را تنها در قالب تبلیغ برنامه های نامزدها دانست و خبرهای متعدد افتتاح پروژه های باز افتتاح شده و میتینگ های رئیس جمهور حاضر که به عنوان یکی از کاندیداهای دوره بعد هم محسوب می شود را در قالب اطلاع رسانی فعالیت های رئیس جمهور حاضر می داند و این در عین ناعدالتی انتخاباتی صورت گرفت و لازم است که مردم به عنوان مخاطبان این رسانه اعتبار منبع خود را به عنوان گزارش عملکرد دولت مورد چالش قرار دهند.
در مقابل پیشنهاد می شود که بر اساس برنامه هایی که کاندیداها ارائه کرده اند و با ادبیاتی که در طول این مدت ارائه کرده اند، به دور از سیاست های تبلیغاتی کاندیدای مورد نظر خود را انتخاب کنید، کسی که موافق اقتصاد مقاومتی است و سیاست های اجرایی هم در کارنامه خود دارد، کاندیدایی که اصل را بر تقوا و درستی گذاشته و به نقد عادلانه و عاملانه می پردازد و در کنار این نقدها برنامه خود را ارائه می دهد انتخاب کنید.
گام بعدی بیان کردن این استدلال ها به مردم است زیرا طبق نظریه تقلید، مردم بیشتر از همه، تحت تاثیر اطرافیان خود که با آن ها در تماس هستند قرار می گیرند، بر این اساس تبلیغات چهره به چهره در روزهای پایانی مهلت تبلیغات کاندیداها بسیار مهم است و توصیه می شود که هر کسی فارغ از هر مسئولیتی که دارد به تبلیغ صحیح کاندیدای خود بپردازد.
گام نهایی پرهیز از اشاعه هر شایعه ی بی اساس است که در روزهای آینده احتمال وجود آن ها قوت می گیرد، ادعاهایی که بدون هیچ مستندی منتشر می شود و به دروغ های بزرگ شهرت دارد، اما آنقدر تکرار می شود که به عنوان یک اصل در ذهن مخاطب قرار می گیرد، اما افرادی که دارای سواد رسانه ای هستند موظفند با شفاف سازی مخالف این ترفند وارد عمل شوند و فضای انتخابات را به قدری شفاف کنند که مردم با چشم باز و انتخاب صحیح رای خود را به صندوق بیندازند.
انتهای پیام/ز
در ایران نیز این تغییرات ایجاد شده است و انتخابات این دوره از ریاست جمهوری، بیش از دوره های قبل از حالت تبلیغات به اصطلاح کاغذی به تبلیغات رسانه ای تبدیل شده است، دیگر استفاده از چهره های شناخته شده در ستادهای تبلیغاتی و رسانه های بعضا زنجیره ای چندان تاثیری در نتیجه رای گیری ندارد، بلکه پدیده «پروپاگاندا» روی خود را نشان داده است.
پروپاگاندا یا تبلیغات سیاسی در اصل به معنی دادن اطلاعات با هدف نفوذ بر مخاطب است که در اکثر اوقات با وجودی که نادرستی واقعیت ها برگوینده مشخص است، به طور گزینشی بیان و بازنمایی میشوند تا مخاطب، واکنشی احساسی انجام داده و تغییر گرایش دلخواه به سوی هدف مورد نظر انجام دهد، افکار عمومی و رفتار افراد را تحت تأثیر قرار دهد و آنها را دگرگون سازد.
به کارگیری از این دانش و ابزار به صورت گسترده در تبلیغات این دوره از انتخابات ریاست جمهوری توسط مشاوران کاندیداها لازم می کند که مخاطبان که با یک لحظه انتخاب سرنوشت 4 ساله کشور را رقم خواهند زد، سواد رسانه ای خود را بالاببرند تا اسیر پروپاگاندا نشوند.
یکی از این ابزار سیاست «مارپیچ سکوت» است که در توضیح شکل گیری افکار عمومی در مورد مسائل و موضوعات مهم است. این نظریه می گوید که حاکمان رسانه ها با حذف تدریجی مخالفان خود می توانند هر روز تعداد بیشتری را به خاموشان جامعه اضافه کنند؛ بر این مبنا، طوری جلوه می کنند که تیم رقیب قبل از برگزاری انتخابات، شکست خورده است و اگر کسی خلاف این را بگوید مخالف رای اکثریت قاطع است هرچند که ممکن است در واقعیت درست نباشد بنابراین بیشتر افرادی که در جامعه وجود دارند و شاید نظرشان بر روی آن کاندیدا باشد، سکوت می کنند و نظرات خود را نمی گویند.
نمونه هایی از این سیاست در تبلیغات برخی از کاندیداهای این دوره از ریاست جمهوری، انتشار لیست بلند از حمایت خانواده سرداران شهید دوران دفاع مقدس از حسن روحانی است! این خبر در حالی منتشر شد که در کمتر از یک روز، سیل نامه های تکذبییه خانواده های این شهدا در هر گونه حمایت از وی، در رسانه ها منتشر شد.
حمایت جمعی از ورزشکاران از کاندیدای این دوره نیز نمونه دیگری است که در این لیست نام مهرداد اولادی و هادی نوروزی هم دیده می شود که مدت هاست در قید حیات نیستند.
این ترفند تبلیغاتی باعث می شود که مخالفان با دیدن لیست های افراد چهره و محبوب نسبت به کاندیدای مورد نظر خود دلسرد شده و دیگر به ابراز نظر نپردازند زیرا احساس می کنند که اگر نظر مخالف خود را بیان کنند در اقلیت قرار می گیرند و منزوی می شوند و بر اساس خصلت اجتماعی بودن انسان، کمتر کسی علاقمند به منزوی شدن دارد، بنابراین از ترس انزوا و زیر فشار قرار گرفتن و به خاطر اینکه مورد طعن و تمسخر و یا طرد و بی اعتنایی قرار نگیرند سکوت می کنند و پس از این به همنوایی می پردازند.
اما این شگرد تبلیغاتی است که ذهن های آگاه باید مراقب باشند تا فریب آن را نخورند بویژه اینکه شایعه و تخریب بدون اساس یکی از بزرگترین ابزار تبلیغاتی این دوره از انتخابات شده است و می طلبد که هر مخاطبی به دور از تعصب و شتابزدگی از دامنه زدن به این شایعات جلوگیری کند و تا صحت مطلبی را متوجه نشده است، به انتشار آن نپردازد.
اعتبار منبع نیز روش دیگری است که به اعتبار سنجی گفته ها می پردازد و مردم براساس منبعی که مورد تاییدشان است مشخص می کنند که به چه کسی باید رای بدهند و در این میان رسانه ملی به عنوان موثرترین منبع در بین اقشار مختلف مردم ایران به عنوان تریبون یک کاندیدا و به ستاد انتخاباتی او تبدیل شده است.
اما متاسفانه رسانه ملی این دوره از انتخابات در اختیار یک کاندیدای خاص قرار گرفته است و به نوعی ستاد انتخاباتی وی شده است؛ دکتر علی عسکری در همایش سراسری مدیران رسانه ملی که 30 اسفند سال گذشته برگزار شد، رسالت رسانه ملی را بی طرفی نسبت به کاندیداهای ریاست جمهوری اعلام کرد و بی طرفی را تنها در قالب تبلیغ برنامه های نامزدها دانست و خبرهای متعدد افتتاح پروژه های باز افتتاح شده و میتینگ های رئیس جمهور حاضر که به عنوان یکی از کاندیداهای دوره بعد هم محسوب می شود را در قالب اطلاع رسانی فعالیت های رئیس جمهور حاضر می داند و این در عین ناعدالتی انتخاباتی صورت گرفت و لازم است که مردم به عنوان مخاطبان این رسانه اعتبار منبع خود را به عنوان گزارش عملکرد دولت مورد چالش قرار دهند.
در مقابل پیشنهاد می شود که بر اساس برنامه هایی که کاندیداها ارائه کرده اند و با ادبیاتی که در طول این مدت ارائه کرده اند، به دور از سیاست های تبلیغاتی کاندیدای مورد نظر خود را انتخاب کنید، کسی که موافق اقتصاد مقاومتی است و سیاست های اجرایی هم در کارنامه خود دارد، کاندیدایی که اصل را بر تقوا و درستی گذاشته و به نقد عادلانه و عاملانه می پردازد و در کنار این نقدها برنامه خود را ارائه می دهد انتخاب کنید.
گام بعدی بیان کردن این استدلال ها به مردم است زیرا طبق نظریه تقلید، مردم بیشتر از همه، تحت تاثیر اطرافیان خود که با آن ها در تماس هستند قرار می گیرند، بر این اساس تبلیغات چهره به چهره در روزهای پایانی مهلت تبلیغات کاندیداها بسیار مهم است و توصیه می شود که هر کسی فارغ از هر مسئولیتی که دارد به تبلیغ صحیح کاندیدای خود بپردازد.
گام نهایی پرهیز از اشاعه هر شایعه ی بی اساس است که در روزهای آینده احتمال وجود آن ها قوت می گیرد، ادعاهایی که بدون هیچ مستندی منتشر می شود و به دروغ های بزرگ شهرت دارد، اما آنقدر تکرار می شود که به عنوان یک اصل در ذهن مخاطب قرار می گیرد، اما افرادی که دارای سواد رسانه ای هستند موظفند با شفاف سازی مخالف این ترفند وارد عمل شوند و فضای انتخابات را به قدری شفاف کنند که مردم با چشم باز و انتخاب صحیح رای خود را به صندوق بیندازند.
انتهای پیام/ز
در ایران نیز این تغییرات ایجاد شده است و انتخابات این دوره از ریاست جمهوری، بیش از دوره های قبل از حالت تبلیغات به اصطلاح کاغذی به تبلیغات رسانه ای تبدیل شده است، دیگر استفاده از چهره های شناخته شده در ستادهای تبلیغاتی و رسانه های بعضا زنجیره ای چندان تاثیری در نتیجه رای گیری ندارد، بلکه پدیده «پروپاگاندا» روی خود را نشان داده است.
پروپاگاندا یا تبلیغات سیاسی در اصل به معنی دادن اطلاعات با هدف نفوذ بر مخاطب است که در اکثر اوقات با وجودی که نادرستی واقعیت ها برگوینده مشخص است، به طور گزینشی بیان و بازنمایی میشوند تا مخاطب، واکنشی احساسی انجام داده و تغییر گرایش دلخواه به سوی هدف مورد نظر انجام دهد، افکار عمومی و رفتار افراد را تحت تأثیر قرار دهد و آنها را دگرگون سازد.
به کارگیری از این دانش و ابزار به صورت گسترده در تبلیغات این دوره از انتخابات ریاست جمهوری توسط مشاوران کاندیداها لازم می کند که مخاطبان که با یک لحظه انتخاب سرنوشت 4 ساله کشور را رقم خواهند زد، سواد رسانه ای خود را بالاببرند تا اسیر پروپاگاندا نشوند.
یکی از این ابزار سیاست «مارپیچ سکوت» است که در توضیح شکل گیری افکار عمومی در مورد مسائل و موضوعات مهم است. این نظریه می گوید که حاکمان رسانه ها با حذف تدریجی مخالفان خود می توانند هر روز تعداد بیشتری را به خاموشان جامعه اضافه کنند؛ بر این مبنا، طوری جلوه می کنند که تیم رقیب قبل از برگزاری انتخابات، شکست خورده است و اگر کسی خلاف این را بگوید مخالف رای اکثریت قاطع است هرچند که ممکن است در واقعیت درست نباشد بنابراین بیشتر افرادی که در جامعه وجود دارند و شاید نظرشان بر روی آن کاندیدا باشد، سکوت می کنند و نظرات خود را نمی گویند.
نمونه هایی از این سیاست در تبلیغات برخی از کاندیداهای این دوره از ریاست جمهوری، انتشار لیست بلند از حمایت خانواده سرداران شهید دوران دفاع مقدس از حسن روحانی است! این خبر در حالی منتشر شد که در کمتر از یک روز، سیل نامه های تکذبییه خانواده های این شهدا در هر گونه حمایت از وی، در رسانه ها منتشر شد.
حمایت جمعی از ورزشکاران از کاندیدای این دوره نیز نمونه دیگری است که در این لیست نام مهرداد اولادی و هادی نوروزی هم دیده می شود که مدت هاست در قید حیات نیستند.
این ترفند تبلیغاتی باعث می شود که مخالفان با دیدن لیست های افراد چهره و محبوب نسبت به کاندیدای مورد نظر خود دلسرد شده و دیگر به ابراز نظر نپردازند زیرا احساس می کنند که اگر نظر مخالف خود را بیان کنند در اقلیت قرار می گیرند و منزوی می شوند و بر اساس خصلت اجتماعی بودن انسان، کمتر کسی علاقمند به منزوی شدن دارد، بنابراین از ترس انزوا و زیر فشار قرار گرفتن و به خاطر اینکه مورد طعن و تمسخر و یا طرد و بی اعتنایی قرار نگیرند سکوت می کنند و پس از این به همنوایی می پردازند.
اما این شگرد تبلیغاتی است که ذهن های آگاه باید مراقب باشند تا فریب آن را نخورند بویژه اینکه شایعه و تخریب بدون اساس یکی از بزرگترین ابزار تبلیغاتی این دوره از انتخابات شده است و می طلبد که هر مخاطبی به دور از تعصب و شتابزدگی از دامنه زدن به این شایعات جلوگیری کند و تا صحت مطلبی را متوجه نشده است، به انتشار آن نپردازد.
اعتبار منبع نیز روش دیگری است که به اعتبار سنجی گفته ها می پردازد و مردم براساس منبعی که مورد تاییدشان است مشخص می کنند که به چه کسی باید رای بدهند و در این میان رسانه ملی به عنوان موثرترین منبع در بین اقشار مختلف مردم ایران به عنوان تریبون یک کاندیدا و به ستاد انتخاباتی او تبدیل شده است.
اما متاسفانه رسانه ملی این دوره از انتخابات در اختیار یک کاندیدای خاص قرار گرفته است و به نوعی ستاد انتخاباتی وی شده است؛ دکتر علی عسکری در همایش سراسری مدیران رسانه ملی که 30 اسفند سال گذشته برگزار شد، رسالت رسانه ملی را بی طرفی نسبت به کاندیداهای ریاست جمهوری اعلام کرد و بی طرفی را تنها در قالب تبلیغ برنامه های نامزدها دانست و خبرهای متعدد افتتاح پروژه های باز افتتاح شده و میتینگ های رئیس جمهور حاضر که به عنوان یکی از کاندیداهای دوره بعد هم محسوب می شود را در قالب اطلاع رسانی فعالیت های رئیس جمهور حاضر می داند و این در عین ناعدالتی انتخاباتی صورت گرفت و لازم است که مردم به عنوان مخاطبان این رسانه اعتبار منبع خود را به عنوان گزارش عملکرد دولت مورد چالش قرار دهند.
در مقابل پیشنهاد می شود که بر اساس برنامه هایی که کاندیداها ارائه کرده اند و با ادبیاتی که در طول این مدت ارائه کرده اند، به دور از سیاست های تبلیغاتی کاندیدای مورد نظر خود را انتخاب کنید، کسی که موافق اقتصاد مقاومتی است و سیاست های اجرایی هم در کارنامه خود دارد، کاندیدایی که اصل را بر تقوا و درستی گذاشته و به نقد عادلانه و عاملانه می پردازد و در کنار این نقدها برنامه خود را ارائه می دهد انتخاب کنید.
گام بعدی بیان کردن این استدلال ها به مردم است زیرا طبق نظریه تقلید، مردم بیشتر از همه، تحت تاثیر اطرافیان خود که با آن ها در تماس هستند قرار می گیرند، بر این اساس تبلیغات چهره به چهره در روزهای پایانی مهلت تبلیغات کاندیداها بسیار مهم است و توصیه می شود که هر کسی فارغ از هر مسئولیتی که دارد به تبلیغ صحیح کاندیدای خود بپردازد.
گام نهایی پرهیز از اشاعه هر شایعه ی بی اساس است که در روزهای آینده احتمال وجود آن ها قوت می گیرد، ادعاهایی که بدون هیچ مستندی منتشر می شود و به دروغ های بزرگ شهرت دارد، اما آنقدر تکرار می شود که به عنوان یک اصل در ذهن مخاطب قرار می گیرد، اما افرادی که دارای سواد رسانه ای هستند موظفند با شفاف سازی مخالف این ترفند وارد عمل شوند و فضای انتخابات را به قدری شفاف کنند که مردم با چشم باز و انتخاب صحیح رای خود را به صندوق بیندازند.
انتهای پیام/ز
در ایران نیز این تغییرات ایجاد شده است و انتخابات این دوره از ریاست جمهوری، بیش از دوره های قبل از حالت تبلیغات به اصطلاح کاغذی به تبلیغات رسانه ای تبدیل شده است، دیگر استفاده از چهره های شناخته شده در ستادهای تبلیغاتی و رسانه های بعضا زنجیره ای چندان تاثیری در نتیجه رای گیری ندارد، بلکه پدیده «پروپاگاندا» روی خود را نشان داده است.
پروپاگاندا یا تبلیغات سیاسی در اصل به معنی دادن اطلاعات با هدف نفوذ بر مخاطب است که در اکثر اوقات با وجودی که نادرستی واقعیت ها برگوینده مشخص است، به طور گزینشی بیان و بازنمایی میشوند تا مخاطب، واکنشی احساسی انجام داده و تغییر گرایش دلخواه به سوی هدف مورد نظر انجام دهد، افکار عمومی و رفتار افراد را تحت تأثیر قرار دهد و آنها را دگرگون سازد.
به کارگیری از این دانش و ابزار به صورت گسترده در تبلیغات این دوره از انتخابات ریاست جمهوری توسط مشاوران کاندیداها لازم می کند که مخاطبان که با یک لحظه انتخاب سرنوشت 4 ساله کشور را رقم خواهند زد، سواد رسانه ای خود را بالاببرند تا اسیر پروپاگاندا نشوند.
یکی از این ابزار سیاست «مارپیچ سکوت» است که در توضیح شکل گیری افکار عمومی در مورد مسائل و موضوعات مهم است. این نظریه می گوید که حاکمان رسانه ها با حذف تدریجی مخالفان خود می توانند هر روز تعداد بیشتری را به خاموشان جامعه اضافه کنند؛ بر این مبنا، طوری جلوه می کنند که تیم رقیب قبل از برگزاری انتخابات، شکست خورده است و اگر کسی خلاف این را بگوید مخالف رای اکثریت قاطع است هرچند که ممکن است در واقعیت درست نباشد بنابراین بیشتر افرادی که در جامعه وجود دارند و شاید نظرشان بر روی آن کاندیدا باشد، سکوت می کنند و نظرات خود را نمی گویند.
نمونه هایی از این سیاست در تبلیغات برخی از کاندیداهای این دوره از ریاست جمهوری، انتشار لیست بلند از حمایت خانواده سرداران شهید دوران دفاع مقدس از حسن روحانی است! این خبر در حالی منتشر شد که در کمتر از یک روز، سیل نامه های تکذبییه خانواده های این شهدا در هر گونه حمایت از وی، در رسانه ها منتشر شد.
حمایت جمعی از ورزشکاران از کاندیدای این دوره نیز نمونه دیگری است که در این لیست نام مهرداد اولادی و هادی نوروزی هم دیده می شود که مدت هاست در قید حیات نیستند.
این ترفند تبلیغاتی باعث می شود که مخالفان با دیدن لیست های افراد چهره و محبوب نسبت به کاندیدای مورد نظر خود دلسرد شده و دیگر به ابراز نظر نپردازند زیرا احساس می کنند که اگر نظر مخالف خود را بیان کنند در اقلیت قرار می گیرند و منزوی می شوند و بر اساس خصلت اجتماعی بودن انسان، کمتر کسی علاقمند به منزوی شدن دارد، بنابراین از ترس انزوا و زیر فشار قرار گرفتن و به خاطر اینکه مورد طعن و تمسخر و یا طرد و بی اعتنایی قرار نگیرند سکوت می کنند و پس از این به همنوایی می پردازند.
اما این شگرد تبلیغاتی است که ذهن های آگاه باید مراقب باشند تا فریب آن را نخورند بویژه اینکه شایعه و تخریب بدون اساس یکی از بزرگترین ابزار تبلیغاتی این دوره از انتخابات شده است و می طلبد که هر مخاطبی به دور از تعصب و شتابزدگی از دامنه زدن به این شایعات جلوگیری کند و تا صحت مطلبی را متوجه نشده است، به انتشار آن نپردازد.
اعتبار منبع نیز روش دیگری است که به اعتبار سنجی گفته ها می پردازد و مردم براساس منبعی که مورد تاییدشان است مشخص می کنند که به چه کسی باید رای بدهند و در این میان رسانه ملی به عنوان موثرترین منبع در بین اقشار مختلف مردم ایران به عنوان تریبون یک کاندیدا و به ستاد انتخاباتی او تبدیل شده است.
اما متاسفانه رسانه ملی این دوره از انتخابات در اختیار یک کاندیدای خاص قرار گرفته است و به نوعی ستاد انتخاباتی وی شده است؛ دکتر علی عسکری در همایش سراسری مدیران رسانه ملی که 30 اسفند سال گذشته برگزار شد، رسالت رسانه ملی را بی طرفی نسبت به کاندیداهای ریاست جمهوری اعلام کرد و بی طرفی را تنها در قالب تبلیغ برنامه های نامزدها دانست و خبرهای متعدد افتتاح پروژه های باز افتتاح شده و میتینگ های رئیس جمهور حاضر که به عنوان یکی از کاندیداهای دوره بعد هم محسوب می شود را در قالب اطلاع رسانی فعالیت های رئیس جمهور حاضر می داند و این در عین ناعدالتی انتخاباتی صورت گرفت و لازم است که مردم به عنوان مخاطبان این رسانه اعتبار منبع خود را به عنوان گزارش عملکرد دولت مورد چالش قرار دهند.
در مقابل پیشنهاد می شود که بر اساس برنامه هایی که کاندیداها ارائه کرده اند و با ادبیاتی که در طول این مدت ارائه کرده اند، به دور از سیاست های تبلیغاتی کاندیدای مورد نظر خود را انتخاب کنید، کسی که موافق اقتصاد مقاومتی است و سیاست های اجرایی هم در کارنامه خود دارد، کاندیدایی که اصل را بر تقوا و درستی گذاشته و به نقد عادلانه و عاملانه می پردازد و در کنار این نقدها برنامه خود را ارائه می دهد انتخاب کنید.
گام بعدی بیان کردن این استدلال ها به مردم است زیرا طبق نظریه تقلید، مردم بیشتر از همه، تحت تاثیر اطرافیان خود که با آن ها در تماس هستند قرار می گیرند، بر این اساس تبلیغات چهره به چهره در روزهای پایانی مهلت تبلیغات کاندیداها بسیار مهم است و توصیه می شود که هر کسی فارغ از هر مسئولیتی که دارد به تبلیغ صحیح کاندیدای خود بپردازد.
گام نهایی پرهیز از اشاعه هر شایعه ی بی اساس است که در روزهای آینده احتمال وجود آن ها قوت می گیرد، ادعاهایی که بدون هیچ مستندی منتشر می شود و به دروغ های بزرگ شهرت دارد، اما آنقدر تکرار می شود که به عنوان یک اصل در ذهن مخاطب قرار می گیرد، اما افرادی که دارای سواد رسانه ای هستند موظفند با شفاف سازی مخالف این ترفند وارد عمل شوند و فضای انتخابات را به قدری شفاف کنند که مردم با چشم باز و انتخاب صحیح رای خود را به صندوق بیندازند.
انتهای پیام/ز
در ایران نیز این تغییرات ایجاد شده است و انتخابات این دوره از ریاست جمهوری، بیش از دوره های قبل از حالت تبلیغات به اصطلاح کاغذی به تبلیغات رسانه ای تبدیل شده است، دیگر استفاده از چهره های شناخته شده در ستادهای تبلیغاتی و رسانه های بعضا زنجیره ای چندان تاثیری در نتیجه رای گیری ندارد، بلکه پدیده «پروپاگاندا» روی خود را نشان داده است.
,پروپاگاندا یا تبلیغات سیاسی در اصل به معنی دادن اطلاعات با هدف نفوذ بر مخاطب است که در اکثر اوقات با وجودی که نادرستی واقعیت ها برگوینده مشخص است، به طور گزینشی بیان و بازنمایی میشوند تا مخاطب، واکنشی احساسی انجام داده و تغییر گرایش دلخواه به سوی هدف مورد نظر انجام دهد، افکار عمومی و رفتار افراد را تحت تأثیر قرار دهد و آنها را دگرگون سازد.
,به کارگیری از این دانش و ابزار به صورت گسترده در تبلیغات این دوره از انتخابات ریاست جمهوری توسط مشاوران کاندیداها لازم می کند که مخاطبان که با یک لحظه انتخاب سرنوشت 4 ساله کشور را رقم خواهند زد، سواد رسانه ای خود را بالاببرند تا اسیر پروپاگاندا نشوند.
,یکی از این ابزار سیاست «مارپیچ سکوت» است که در توضیح شکل گیری افکار عمومی در مورد مسائل و موضوعات مهم است. این نظریه می گوید که حاکمان رسانه ها با حذف تدریجی مخالفان خود می توانند هر روز تعداد بیشتری را به خاموشان جامعه اضافه کنند؛ بر این مبنا، طوری جلوه می کنند که تیم رقیب قبل از برگزاری انتخابات، شکست خورده است و اگر کسی خلاف این را بگوید مخالف رای اکثریت قاطع است هرچند که ممکن است در واقعیت درست نباشد بنابراین بیشتر افرادی که در جامعه وجود دارند و شاید نظرشان بر روی آن کاندیدا باشد، سکوت می کنند و نظرات خود را نمی گویند.
,نمونه هایی از این سیاست در تبلیغات برخی از کاندیداهای این دوره از ریاست جمهوری، انتشار لیست بلند از حمایت خانواده سرداران شهید دوران دفاع مقدس از حسن روحانی است! این خبر در حالی منتشر شد که در کمتر از یک روز، سیل نامه های تکذبییه خانواده های این شهدا در هر گونه حمایت از وی، در رسانه ها منتشر شد.
,حمایت جمعی از ورزشکاران از کاندیدای این دوره نیز نمونه دیگری است که در این لیست نام مهرداد اولادی و هادی نوروزی هم دیده می شود که مدت هاست در قید حیات نیستند.
,این ترفند تبلیغاتی باعث می شود که مخالفان با دیدن لیست های افراد چهره و محبوب نسبت به کاندیدای مورد نظر خود دلسرد شده و دیگر به ابراز نظر نپردازند زیرا احساس می کنند که اگر نظر مخالف خود را بیان کنند در اقلیت قرار می گیرند و منزوی می شوند و بر اساس خصلت اجتماعی بودن انسان، کمتر کسی علاقمند به منزوی شدن دارد، بنابراین از ترس انزوا و زیر فشار قرار گرفتن و به خاطر اینکه مورد طعن و تمسخر و یا طرد و بی اعتنایی قرار نگیرند سکوت می کنند و پس از این به همنوایی می پردازند.
,اما این شگرد تبلیغاتی است که ذهن های آگاه باید مراقب باشند تا فریب آن را نخورند بویژه اینکه شایعه و تخریب بدون اساس یکی از بزرگترین ابزار تبلیغاتی این دوره از انتخابات شده است و می طلبد که هر مخاطبی به دور از تعصب و شتابزدگی از دامنه زدن به این شایعات جلوگیری کند و تا صحت مطلبی را متوجه نشده است، به انتشار آن نپردازد.
,اعتبار منبع نیز روش دیگری است که به اعتبار سنجی گفته ها می پردازد و مردم براساس منبعی که مورد تاییدشان است مشخص می کنند که به چه کسی باید رای بدهند و در این میان رسانه ملی به عنوان موثرترین منبع در بین اقشار مختلف مردم ایران به عنوان تریبون یک کاندیدا و به ستاد انتخاباتی او تبدیل شده است.
,اما متاسفانه رسانه ملی این دوره از انتخابات در اختیار یک کاندیدای خاص قرار گرفته است و به نوعی ستاد انتخاباتی وی شده است؛ دکتر علی عسکری در همایش سراسری مدیران رسانه ملی که 30 اسفند سال گذشته برگزار شد، رسالت رسانه ملی را بی طرفی نسبت به کاندیداهای ریاست جمهوری اعلام کرد و بی طرفی را تنها در قالب تبلیغ برنامه های نامزدها دانست و خبرهای متعدد افتتاح پروژه های باز افتتاح شده و میتینگ های رئیس جمهور حاضر که به عنوان یکی از کاندیداهای دوره بعد هم محسوب می شود را در قالب اطلاع رسانی فعالیت های رئیس جمهور حاضر می داند و این در عین ناعدالتی انتخاباتی صورت گرفت و لازم است که مردم به عنوان مخاطبان این رسانه اعتبار منبع خود را به عنوان گزارش عملکرد دولت مورد چالش قرار دهند.
,در مقابل پیشنهاد می شود که بر اساس برنامه هایی که کاندیداها ارائه کرده اند و با ادبیاتی که در طول این مدت ارائه کرده اند، به دور از سیاست های تبلیغاتی کاندیدای مورد نظر خود را انتخاب کنید، کسی که موافق اقتصاد مقاومتی است و سیاست های اجرایی هم در کارنامه خود دارد، کاندیدایی که اصل را بر تقوا و درستی گذاشته و به نقد عادلانه و عاملانه می پردازد و در کنار این نقدها برنامه خود را ارائه می دهد انتخاب کنید.
,گام بعدی بیان کردن این استدلال ها به مردم است زیرا طبق نظریه تقلید، مردم بیشتر از همه، تحت تاثیر اطرافیان خود که با آن ها در تماس هستند قرار می گیرند، بر این اساس تبلیغات چهره به چهره در روزهای پایانی مهلت تبلیغات کاندیداها بسیار مهم است و توصیه می شود که هر کسی فارغ از هر مسئولیتی که دارد به تبلیغ صحیح کاندیدای خود بپردازد.
,گام نهایی پرهیز از اشاعه هر شایعه ی بی اساس است که در روزهای آینده احتمال وجود آن ها قوت می گیرد، ادعاهایی که بدون هیچ مستندی منتشر می شود و به دروغ های بزرگ شهرت دارد، اما آنقدر تکرار می شود که به عنوان یک اصل در ذهن مخاطب قرار می گیرد، اما افرادی که دارای سواد رسانه ای هستند موظفند با شفاف سازی مخالف این ترفند وارد عمل شوند و فضای انتخابات را به قدری شفاف کنند که مردم با چشم باز و انتخاب صحیح رای خود را به صندوق بیندازند.
,انتهای پیام/ز
,]
ارسال دیدگاه