عضو هیأت علمی دانشگاه گیلان:
پاکترین رای و زیباترین آهنگ شورای شهر رشت
در هیاهوی شهر و شعارهای زنده بادهای مرده ساز و درلابلای ثروتهای باد آورده و منزلتهای کاذبِ حزب بازی ها و گروه گراییهای دروغین و اتحادهای ناوحدت، مردی به بلندای ندای تاریخی محرومان و پابرهنگان، پا به عرصه حضور می گذارد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از روشن خبر، حمید پورعیسی، عضو هیأت علمی دانشگاه گیلان به پاس رای آوردن و انتخاب محمدحسن علیپور، پاکبان شهر رشت، بعنوان منتخب مردم رشت در انتخابات شورای اسلامی یادداشتی با عنوان « پاکترین رای و زیباترین آهنگ شورای شهر رشت» نگاشت که در ذیل می خوانید:
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, روشن خبر,در هیاهوی شهر و شعارهای زنده بادهای مرده ساز و درلابلای ثروتهای باد آورده و منزلتهای کاذبِ حزب بازی ها و گروه گراییهای دروغین و اتحادهای ناوحدت، مردی به بلندای ندای تاریخی محرومان و پابرهنگان، پا به عرصه حضور می گذارد و در میان مدعیان به لاف نشسته، تشنگان قدرت، ناباوران محرومین و افتادگان اجتماعی و برای به سخریه کشیدن شعارهای دروغین و سیاه کردن چهره های زر و زور و تزویر، چنان سرفرازانه همانند سرو، قد میکشد که آرزومندان رسیدن به میزهای جمع ثروت، حیرت زده و شگفت انگیزانه پیروزی او را به تماشا نشسته اند و باور نمی کنند که او میلیاردر نبوده ، شام و نهار و کارت هدیه و وعده های کذا و کذا نداده ، او بنرهای ۵۰۰ هزار تومانی در جای جای شهر نزده و پوسترهای ژست مآبانه و بدروغ متفکرانه، توزیع نکرده او ۴۰میلیون یا ۱۰۰میلیون به کاسبان رای نداده تا او را در لیست امید و ناامید و شهر من و تو یا….. وارد کنند تا مردم رای خود را بنام او رقم زنند.
,,
چون او برای نان شب خود معطل بود. قلمهای که نام این پاکبان شیرمردِ از طبقه ی محرومِ جامعه ی ثروتمندانِ تشنه ی قدرت و دارندگان ثروت، بروی سفیدی کاغذ سیاه کرده است، به یقین نور امیدی را طلب میکند ندای آن این است که ای شکم سیران و مرفعین بی درد و سر به بالین ناز گذاردگانِ راحت طلب، و ای قدرتمداران در مسند خدمت نشسته، لکن خدمتی از شما ظهور و بروز نمیکند، هشیار باشید، جامعه بسوی فقر و غنی، دارا و ندار، طبقه مرفهین بی درد و گرسنگانِ منتظرِ یک لقمه نان شب، پیش میرود و ما ندای مظلومیت و فریاد محرومیت خود در یک برگه رای، به یک پاکبان باشرافت و پر تلاش و زحمتکش و محروم، که عمری با نان حلال و نداشتن حقوق های نجومی، زندگی خود را اداره است، داده ایم تا شما از خواب غفلت تجمل گرایی و غنیمت خوارگی بیدار شوید.
,,
اکنون ما نماینده ای از خود در میان شما داریم که شما به حال او میخندید و او بحال شما گریه می کند . او در کوران تبلیغات انتخاباتی احیانا از نان شب زن و بچه های محروم خود را زده است تا شاید یک کارت تبلیغاتی یا پوستری تهیه کند و امروز خانواده او به یقین در شور و شعف مضاعف اند. لکن نه برای تکیه زدن او به کرسی یا قرار گرفتن پشت یکی از صندلی های شورا، بلکه به این خاطر که شاید خط پایانی برای مظلومیت همکاران محروم او باشد. شاید توانستند برای یکبار هم شده به زیارت امام رضا(ع) بروند و بهمراه خانواده های این مستضعفین جامعه به آرزوی خود برسند، چون برخی از آنان هنوز با خانواده هایشان از رشت هم بیرون نرفتند . برعکس برخی از کسانی که امروز با هزینه کردهای میلیاردی به کرسی شورا تکیه زده اند، بارها و بارها برای خوشگذارنی به سفرهای داخلی و خارجی رفته اند.
,,
جایگاه تبلغ او در میادین و خیابانهای شهر، شانه مردان سترگی بوده است که در صحنه ها و گوشه های خیابان همانند آهن محکم و بمانند کوه استوار شده اند. شعارهای تبلیغی این جماعت نادار و فقیر به گوش مردم رهگذر،—- از استودیوهای اجاره شده ی میلیونی و با استفاده از ترانه های مبتذل کاسبان فساد و ابتذال و حنجره های دخترکان به هفت قلم آرایش پیچیده شده و پسران دخترنما، که در ستادهای تبلیغاتی حضور پررنگ داشتند ، و عکس های رنگارنگ با ژستهای دروغین از کاندیداهای به ظاهر متفکر و شیرینی و شکلات پخش میکردند؛ نمی رسید بلکه صدای ضعیف و نحیف آنان از گلوی گرفته ی به خاک برخاسته ی از کوچه و خیابانها، به مردمی می رسید که گوش آنان در طوفان تبلیغات چشمگیرِ از دروغ و تزویر و ریا و طلبکاران قدرت و شیفته گان ثروت، پر شده بود و صدای مبلغان این انسان محروم همانند نسیمی گوش جان مردم تماشاگر را نوازش میداد و بوی خوش مظلومیت و محرومیت به استشمام آنان میرسد .
,,
و این زنگ خطری است برای کسانی که در هرم قدرت قرار دارند، اما چنان در رفاه و تجمل و راحت طلبی غرق شده اند که چشمان آنان طلوع نور مظلومیت این قشر محروم را نمی بینند. این حرکت و جریان مطالبه گرایانه ، جامعه را به سمت و سوی ندای عدالت طلبانه سوق می دهد. بزودی عدالت طلبان بر کرسی های خدمت تکیه خواهد زد. بیائیم قبل از اینکه آتش مظلومیت این قشر و قشرهای دیگر محروم جامعه ، دامنگیر قدرتمداران عافیت جو و نجومی بگیران و هواداران آنان شود ، مسیر جامعه را به سمت و سوی توجه به محرومان و پابرهنگان تغییر دهیم و اریکه های قدرت را برای رسیدن به ثروت و مناصب را، موقعیتی برای راحت طلبی و بی دردی قرار ندهیم . بجای اینکه جامعه را به سمت سوی ابتذال و سرگرمیهای غافل کننده بکشانیم به فکر رفع محرومیت و ایجاد اشتغال عزتمندانه جوانان تحصیلکرده و جویای عزت و شغل آبرومندانه، سوق دهیم.
,,
بجای آزادی های دروغین و فاسد کننده، به فکر عفت اجتماعی بوسیله ایجاد منابع درآمدی برای جوانان و فراهم نمودن زمینه های آرامش و امنیت برای آنان و خانواده هایشان باشیم . این ظلم بزرگی به مردم وفادار و عزتمند است که در صدد رفاه آنان نباشیم و خود در رفاه به سر ببریم. نباید آنان را به طرف خوشگذارانی های کاذب بکشیم تا سرگرم شوند و غافل از همه چیز و از غفلت آنان استفاده کرده ، برگرده آنان سوار شویم و با ایجاد توهم و شایعه پراکنی امور واهی ، آنان را به سوی لهو و لعب بکشانیم و از مجاهدان و دلسوزان و حقیقت گویان جامعه، که مخالف این حرکت خفاش گونه و غفلت ساز هستند، شخصیتی ترسناک و هراسانه بسازیم . زهی خیال باطل که این ظلم بزرگ در پس پرده ها و ابر ناآگاهی بماند. آن روز که خورشید بصیرت مردم طلوع کرد، رسوایی ها عیان خواهد شد. پس بیاییم با مردم زندگی کنیم. قشر محروم را در یابیم. یقین در این دوره یک پاکبان با شرافت و صادق راه پیدا کرد لکن دردوره های بعدی اگر مراکز قدرت وثروت اجازه دهند شورا از آنان پر خواهد شد.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه