حسرت به دل ماندن عناصر کومله برای شنیدن التماس سه اسیر کردستانی
مقاومت و جسارت شهیدان اسماعیل اسماعیل زاده، صدیق جماران و ناصر رنج آوری نیروهای ضدانقلاب را کلافه کرده بود، به طوریکه نیروهای کومله گاهی از سر لج این سه عزیز را زیر سخت ترین شکنجه ها قرار می دادند تا التماس کردن آن ها را بشنوند، اما این سه نفر حتی یک بار هم به نیروهای ضد انقلاب التماس نکردند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ یکی از بازماندگان سازمان پیشمرگان مسلمان کرد در گفت و گو با خبرنگار پیشمرگ روح الله گفت: یک بار که به اتفاق خانواده شهیدان اسماعیل اسماعیل زاده، صدیق جماران و ناصر رنج آوری به دیدن این عزیزان در زندان گروهک کومله در زندان روستای کیلانه ـ از توابع شهرستان سنندج ـ رفته بودیم، متوجه زخم پای این سه عزیز شدیم. زخم پای هر سه نفر به اندازه ای عمیق بود که دل آدمی را به درد می آورد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پیشمرگ روح الله,,
همسر شهید اسماعیل زاده دلیل زخم پای آن ها را پرسید، اما هیچ کدامشان جواب ندادند؛ این سه عزیز نمی خواستند که خانواده هایشان غصه کتک خوردن ها و شکنجه شدن هایشان را نیز تحمل کنند. تحمل درد دوری آن ها برای خانواده هایشان زجر آور بود و این سه عزیز نمی خواستند که خانواده هایشان فکر کتک خوردن ها و تحقیر شنیدن های آن ها را هم تحمل نمایند.
,,
بعد از اینکه کلی اصرار کردیم که چرا پایتان این گونه ترک ترک شده است، با اکراه فراوان شروع کردند به صحبت کردن؛ نیروهای گروهک کومله با کابل برق به جان آن ها می افتادند و زندانی ها را فلک می کردند، بعد هم برای اینکه زخم پاهایشان برای شکنجه های بعدی آماده شود آن ها را مجبور می کردند با پای برهنه پیاده روی کنند تا زخم هایشان مقداری التیام بیاید و توان تحمل شکنجه های بعدی را داشته باشد. گاهی هم روی زخم پای این عزیزان نمک می ریختند تا آن ها بیشتر اذیت شوند.
,,
علی رغم اینکه آب و هوای منطقه بسیار مطلوب و مورد پسند هر انسان عاشق طبیعتی بود، ولی نیروهای ضدانقلاب اسرا را در محلی که قبلاً برای نگهداری چهارپایان استفاده می شد، زندانی کرده بودند و با این اقدام نیروهای ضد انقلاب، اسرا هم از لحاظ استشمام بو اذیت می شدند و هم از لحاظ وضعیت رطوبت در یک شرایط بسیار نامساعدی مجبور به زندگی بودند. از لحاظ خورد و خوراک هم غذای خوب، مناسب و کافی به آن ها نمی دادند و با این کارها فقط قصد داشتند، آن ها را از پای بیاندازند تا به این روش بتوانند به اهداف خود برسند.
,,
نیروهای ضد انقلاب برای هر یک از اسرا یک شکنجه خاص در نظر گرفته بودند، مثلاً به انگشت های دست شهید صدیق جماران وزنه بسته بودند و با این کار تمام بند انگشت های شهید صدیق جماران از جا در رفته بود؛ به گونه ای که دستش بسیار بزرگ تر از حد معمول نشان می داد. شهید جماران نمی توانست دستش را مشت کند. با این وضعیت شهید جماران را مجبور می کردند که از چشمه پایین دست روستای کیلانه بطری های 20 لیتری را پر آب کند و به محل زندان بیاورد و بطری آب را مقابل درب زندان روی زمین بریزد و دوباره به طرف چشمه برود و این کار را تکرار کند.
,,
نیروهای ضد انقلاب بارها از خانواده شهید اسماعیل زاده پول طلب کردند و هر بار نیز قول آزادی شهید آسماعیل زاده را دادند، اما هیچ گاه به قولشان عمل نکردند. خانواده شهید اسماعیل زاده نیز به خاطر آزادی پدرشان هر چه داشتند و نداشتند فروختند و به نیروهای کومله تحویل دادند، اما هیچ وق شاهد آزادی عزیزشان از زندان کومله نبودند.
,,
علی رغم اینکه این سه عزیز به صورت روزانه شکنجه و کتک مفصلی از نیروهای ضد انقلاب دریافت می کردند، اما هیچ گاه لب به التماس در برابر نیروهای ضدانقلاب باز نکردند و همواره از موضع اقتدار در برابر نیروهای ضدانقلاب سینه سپر کردند. حتی زمانی که خانواده این عزیزان با دیدن سر و صورت زخمی و خون آلود آن ها شیون و زاری می کردند، آن ها مانع می شدند و از خانواده هایشان می خواستند که در مقابل چشم نیروهای ضد انقلاب از خود ضعف نشان ندهند.
,,
مقاومت و جسارت این سه عزیز نیروهای ضدانقلاب را کلافه کرده بود، به طوریکه نیروهای کومله گاهی از سر لج این سه عزیز را زیر سخت ترین شکنجه ها قرار می دادند تا التماس کردن های آن ها را بشنوند، اما این سه نفر حتی یک بار هم به نیروهای ضد انقلاب التماس نکردند، بلکه بارها آن ها را تهدید کردند که در صورت آزادی حتماً انتقام این روزهای سخت را از آن ها خواهند گرفت.
,,
این سه عزیز از شکنجه های طولانی مدت نیروهای ضد انقلاب خسته نمی شدند، اما شکنجه گرهای کومله از شکنجه کردن و کتک زدن های طولانی مدت خسته می شدند و بعد از اینکه دیگر توانی برایشان باقی نمی ماند دست از شکنجه این عزیزان بر می داشتند، بدون اینکه التماس کردن ها و زجه زدن های این سه عزیز را بشنوند.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه