برگی زرین از تاریخ شهر بهار
پهلوان علی حسین، یکی از مشروطه خواهان بهار
با یکی دیگر از تاریخ سازان شهرمان آشنا شویم. / اولین مقاومت او در مقابل ظلم در زمانی صورت گرفت که در آق دروازه بعد از جارکشی قراربود درحضورمردم، عده ای راعمال ارباب به علت نافرمانی ازدستورمباشر چوب بزنند صورت گرفت. استادعلی حسین چند ساعت قبل از مراسم تبر برداشت و تمام درختان اطراف نهر آق دروازه را قطع کرد و سال ها این جمله معروف او ورد زبان بهاریان بود که من این درختان را با این نیت نکاشته بودم که بی گناهان باچوب آنها تنبیه شوند[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از بهارانه، استادعلی حسین درسال 1283ه ق دریک خانواده متدین در محله آق دروازه متولد شد دوران کودکی را هم درهمان محل طی کرد پدرش خانعلی شغل برزگری ومادرش فرخنده شغل خانه داری داشته درهمسایگی آنها آخوند ممد آخوند محل آق دروازه سکونت می کرده او خواندن و نوشتن را درخانه آخوند فرا گرفت و آنگاه وارد مکتب خانه ملا محسن شد مقدمات دینی و قرائت قرآن را دراین مکتب خانه آموخت.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, بهارانه,در10 سالگی همراه ملامحسن درخانه ها جهت خواندن قرآن درمراسم اموات حاضر می شد در آن زمان مراسم اموات درخانه ها برگزار می شد او صوت زیبائی داشت و همواره مورد تشویق بزرگان شهر قرار می گرفت به سبب صدای زیبایش مورد شناسائی عاشق نورعلی واقع شد و از پدرش درخواست شد که پیشه عاشقی را به این فرزند خوش صدا بیاموزد عاشق نورعلی همسایه دیوار به دیوار مرحوم خانعلی بوده نقل است علی حسین در نوجوانی هرشب از پشت بام خانه عاشق به اشعارعارفانه و صدای چگر(ساز)عاشق نورعلی گوش می کرده و این اشعار را به خاطر می سپرده گاه گاه درجمع دوستانه برای رفقای خود آنها را باز خوانی می کرده است.
,عاشق نورعلی با جلب موافقت پدر او را تحت تعلیم مخفیانه عاشقی قرار می دهد و از شاگرد خود یک استاد زمان می سازد جو مذهبی شدید آن زمان او را به یک قاری بی نظیر با صدای ملکوتی تحت تعلیم آخوند ممد سوق می دهد همراه قرائت قرآن درجمع شیوخ درجمع دوستان با صدای زیبای خود با ساز چگر اشعارعرفانی از رضا بهاری و زکی می خوانده او مخفیانه زیر نظر عاشق نور علی به آموزش سازهای دیگر می پردازد و در نواختن سازهای دیگر نیز استاد می شود سازهای رایج را نیکو می نواخته در22 سالگی یکی ازخیرین به نام و از کشتی گیران به نام تحت تعلیم ابراهیم الله رضا بزرگ پهلوان بهارمان می گردد.
,بازسازی و وسیع سازی مسجد آق دروازه را به او نسبت می دهند او تمام اطراف نهرعبوری از آق دروازه را به نیت تهیه چوب زیر بغل مردگان (قولتوق اقاجه) درخت کاری می کند او در حرفه نجاری هم استاد شده به استاد علی حسین نجارملقب می شود در بهار او با عنوان های پهلوان علی حسین و استاد نجار و بلبل قرآن و (البات) و مدافع بهار. تیرانداز بهار و خییر شناخته می شود.
,سال های سال از متدینین بهار بوده درنهضت مشروطه به آموزش جوانان بهارجهت مشروطه خواهی پرداخته خود همراه مشهدی رجب وحسن قره در رکاب شیخ باقر برای فتح تهران می رود صدای زیبای اوهمگان به خصوص جوانان را فوج فوج جهت پیوستن به انقلابیون مشروطه جذب کرده توسط ابراهیم الله رضا و سید اسد این جوانان سازماندهی می گردند او اخلاق پهلوانی را از اساتیدش نیکو آموخت و حامی مظلومان گشت اولین مقاومت او در مقابل ظلم در زمانی صورت گرفت که در آق دروازه بعد از جارکشی قراربود درحضورمردم، عده ای راعمال ارباب به علت نافرمانی ازدستورمباشر چوب بزنند صورت گرفت.
,استادعلی حسین چند ساعت قبل از مراسم تبر برداشت و تمام درختان اطراف نهر آق دروازه را قطع کرد و سال ها این جمله معروف او ورد زبان بهاریان بود که من این درختان را با این نیت نکاشته بودم که بی گناهان باچوب آنها تنبیه شوند و در مراسم لباس از تن بدر کرد و با تبرمانع از تنبیه شد و در میان بهت وحیرت همگان دسته ای از زنان به سرپرستی سکینه خانم کربلائی نعمت دراین مراسم که تقریبا تمام مردان و زنان بهار در آن جمع بودند ازاو حمایت کرده و مردان جمع را تحریک به حمایت از استادعلی حسین کنند وادازها وعمال مباشران ارباب راکه قریب به چهل نفرو اکثرا سواربراسب بودند واداربه عقب نشینی کند ومراسم تنبیه انجام نمی گردد.
,استاد علی حسین خدمات زیادی درساخت وسازمراکز عام المنفعه چون ساخت مساجد وغسالخانه بهسازی معابروسنگ چین کردن کوچه ها و ساخت خانه برای افراد بی بضاعت کرد او ارادت خاصی به سکینه خانم داشت وتمام خدمات انجامی در زمان خود در بهار را با الهام گیری و راهنمائی و تفکراین خانم انجام می داده او با ایده سکینه خانم که خود در مدرسه زرتشتی ها درس خوانده بود و با خواست این زن آزاد اندیش (عاشقلر مکتب خانسه) را ایجاد و جوانان را به آن سمت وسو هدایت کرد وبرای اولین بار(بوگون مکتب خانسه)را که درآن علوم ریاضی ونقاشی و موسیقی و جمع اوری انواع سنگ وگل وگیاه وخشک کردن آنها وانواع کارهای دستی وراه های نگاه داشت آتش و..یاد می گرفتند را ایجاد کرد.
,بسیاری از متحجرین ازشیوخ این ابداعات را مغایر باعقاید خود یافته برعلیه او درمجامع تبلیغ کرده و او را مرتد خواندند و مراکز ایجادی او را خانه شیطان خواندند ومردم عوام ازتحصیل فرزندان خود در این مراکز جلوگیری کرده وتنها بهائیان شهرمان بودند که دراین مراکز می مانند.
,
نهایت اینکه خود او نیز با آن سوابق مذهبی بهائی شده وبه سال 1347 ه ق بابیماری شیر پنجه درگذشت و درقبرستان عمومی و کنونی مشترک بین بهائیان ومسلمانان دفن می گردد یادش گرامی و روانش شاد باد
دکتر جعفر قادری 96/3/3 ه ش
,
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه